kayhan.ir

کد خبر: ۲۲۳۰۶۸
تاریخ انتشار : ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ - ۲۲:۳۵
یک فعال عرصه نشر در نامه‌ای سرگشاده خطاب به وزیر ارشاد، به شرح ماجرای استقبال یک جایزه منتسب به این وزارتخانه از یک رمان موهن و سخیف و واکنش نویسنده آن پرداخت.

«حسین شاهمرادی» مدیر انتشارات امیرکبیر طی یادداشتی خطاب به سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دوازدهم، با‌ اشاره به یکی از کتاب‌های نامزد شده در جایزه جلال سال ۹۷، نوشت: «همان سال دوست فاضلم، مسعود دیانی، نقدی بر آن نوشت که لب کلامش این بود: «[...] مبتذل است؛ به معنای هنری کلمه، کثیف است؛ به معنای اخلاقی کلمه و عقب افتاده است؛ به معنای علمی‌کلمه.» البته دیانی آن سال، بنا به دلایلی، برخی از کثافات کتاب مانند توهین‌های سخیف کتاب به حاج قاسم سلیمانی را در نقدش نیاورد که بگذریم. آن سال برخی از دوستان از آن نقد برآشفتند و بر منتقدان کتاب تاختند که شما کتاب را نفهمیده‌اید و این کتاب شاهکاری در نقد تكفير است. حالا بعد از چند سال از آن رخداد، نویسنده همان واژگان کثیف و استفراغ‌های فکری، [...] آمده و اعتراف کرده که دروغ گفتم. رمان من درباره تکفیر یا بنیادگرایی نبود و درباره‌ تعارضات مستقر در متون دینی بود. بعد هم گفته: «دوسه خطی که در ابتدای رمان‌ها آمده، برای گمراه کردن سانسورچی بود که باید مجوز کتابم را صادر می‌کرد، نه برای خوانندگان عزیز و دوست داشتنی خودم. باید از انتشار رمان با مجوز وزارت ارشاد اسلامی توبه کنم.» البته اهل فن نیک می‌دانند که همین حرف‌های فعلی نویسنده نیز دروغ است و او هنوز هم جگر آن را ندارد که اصل منظورش از آن رمان را بیان کند و هیچ بعید نیست، فرداروزی که وقت را مناسب دید، بگوید آن چیزی هم که بار دوم گفتم، دروغ بود. هدف من فلان بود و بهمان که البته راست می‌گوید.»
وی افزود: «آقای دکتر صالحی! شما که کارتان تمام است و هشت سال تمام این را نفهمیدید؛ اما برای ثبت در تاریخ خوب است این را بنویسیم که این سرنوشت محتوم همه آنهایی است که با بتونه‌کاری سعی در کتمان عنادها دارند و با همبستر شدن با صاحبان آن عنادها، سعی در جلب نظرشان.»
شاهمرادی در پایان تصریح کرد: «مهم‌ترین خدمت دولت حسن روحانی به ایران تفهیم همین مطلب است. نقطه نقطه این دولت همین است. از بزرگ‌ترینش، برجام، گرفته تا همین خرده کثافت‌ها. با امید جلب نظر طرف مقابل، از همه چیزشان کوتاه می‌آیند و همه نوع بستری برایش فراهم می‌آورند؛ اما دست آخر چیزی هم کف دستشان نمی‌اندازند.»

نام:
ایمیل:
* نظر: