روایت بروکینگز از پیامدهای سیاست بایدن در افغانستان
اشاره
موسسه بروکینگز یک اتاق فکر آمریکایی دارای سابقه بیش از یک قرن در عرصه پژوهشهای سیاسی و اجتماعی است، که به طیف گستردهای از موضوعات داخلی آمریکا و مسایل بینالمللی میپردازد. این اندیشکده به کاخ سفید نزدیک است و به مقامات آمریکایی خط میدهد. مطلب حاضر هر چند از نگاه آمریکاییهای اشغالگر به افغانستان مینگرد، ولی نکته درخور اهمیت این است که ضعفهای آمریکا را هم بر ملا میکند و نشان میدهد که کاخ سفید گزینههایی برای خروج بدون پیامد از افغانستان ندارد. با هم این مطلب را میخوانیم.
سرویس خارجی
اندیشکده «بروکینگز» اعتقاد دارد که «جو بایدن» رئیسجمهوی آمریکا، باید تصمیمش را در مورد افغانستان همگام با بیرون بردن نیروهای عملیاتی از عربستان سعودی و سایر مناطق خلیج فارس پیگیری کند، اما اجرای این سیاست پیامدهایی دارد که برای بایدن همچون قمار خواهد بود.
این اندیشکده طی گزارشی با عنوان «قمار بایدن در افغانستان»، نوشت: رئیسجمهور بایدن تصمیم مهمی را در مورد افغانستان اتخاذ کرده که با خطرات بسیاری همراه است. پس از بررسیها، مشخص میشود که او کار درستی را انجام داده است، اما این یک قمار بزرگ است که بهصورت ویژه باید به پیامدهای جدی آن فکر کرد. «بروس ریدل» نویسنده این گزارش، سپس از شب کریسمس سال ۱۹۷۹ و زمان حمله روسها به افغانستان نوشت و یادآور شد که او آن زمان در پایگاه آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) حضور داشت و به تدوین سیاستهای آمریکا در این زمینه مشغول بود. در آن دوره، طی یک روز، ۳۰۰ پرواز شوروی بر فراز افغانستان شناسایی شده بود. اگرچه واشنگتن از این خبر غافلگیر شد، اما در کمتر از یک ماه «جیمی کارتر» رئیسجمهوری وقت آمریکا، یک راهبرد شامل اتحاد با پاکستان و عربستان را برای جنگ با شوروی تدوین کرد، که تا مدتها ادامه داشت. دو هفته بعد از حمله شوروی، سیا نخستین محموله سلاح خود برای مجاهدین را به کراچی ارسال کرد. این تحلیلگر نزدیک به کاخ سفید در زمینه مسائل آسیا، در گزارش خود آورده است:
«ما در افغانستان اشتباهات زیادی را مرتکب شدهایم و هیچ توجهی به شرایط این کشور پس از خروج شوروی نداشتیم. کشوری شکستخورده برجا ماند که به اشتباه اداره آن به دست طالبان افتاد، و این گروه نیز میزبان القاعده شد. رئیسجمهور «جرج بوش» پس از حمله سال ۲۰۰۱، حتی اجازه داد که «اسامه بنلادن» به پاکستان فرار کند و تا سالها در مخفیگاه خود در«ابوتآباد» بماند. سپس، گرفتاری آمریکا در عراق باعث شد تا بار دیگر القاعده جانی دوباره بگیرد. سال ۲۰۰۶ انگلیس عملیات مخوف القاعده برای انفجار ۱۲ هواپیمای آمریکایی و کانادایی برفراز اقیانوس هند را خنثی کرد. بنلادن این نقشه را از مخفیگاهش هدایت میکرد و از پاکستانیهای مقیم انگلیس بهره میبرد. این عملیات بدتر از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بود.
در سال ۲۰۰۹ هدف اصلی و اولیه سیاست دولت «باراک اوباما»، که با عنوان «افپاک»(افغانستان- پاکستان) شناخته میشد تضعیف، تجزیه و شکست القاعده بوده است. در چارچوب این سیاست، القاعده در پاکستان مهمتر و جا افتادهتر دانسته میشد. چند سال بعد، اوباما به سیا دستور داد تا با هواپیماهای بدون سرنشین خود، سازمان القاعده در افغانستان را بهطور کامل نابود کند. اوباما دستور شکار بنلادن را داد و سیا با تجزیه و تحلیل، دریافت که وی در کمتر از یک مایلی مهمترین آکادمی نظامی پاکستان حضور دارد. با گذشت سالها، اگرچه هنوز القاعده در منطقه وجود داشت، اما شرایطش بهبود نیافت. حتی سپتامبر(شهریور) گذشته وقتی «ایمن الظواهری» جانشین بنلادن، بیانیهای را در سالگرد ۱۱ سپتامبر صادر کرد، هیچکس متوجه این بیانیه نشد. این نشانهای از میزان به حاشیه رفتن گروه القاعده است.
در ادامه این گزارش میخوانیم؛ آمریکا البته از سال ۱۹۸۹ وقتی شوروی کابل را ترک کرد، در جنگ داخلی افغانها درگیر شده بود. پیروزی در جنگ علیه طالبان تا زمانی که در پاکستان از آنها حمایت میشود، غیرممکن است. ما نمیتوانیم طالبان را در پاکستان بهعنوان کشوری که دارای سلاح هستهای است و پنجمین کشور پرجمعیت جهان است، شکست دهیم. همانطور که اوباما در کتاب خاطرات خود به نام «سرزمین موعود» نوشت: گزارش ریدل یک چیز را روشن کرد؛ تازمانی که طالبان در پاکستان پناه میگیرد، تلاشها برای ایجاد ثبات درازمدت در افغانستان به شکست خواهد انجامید.
نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۱۱ با کشتن بنلادن، به یکی از اولویت خود رسید. ولی نظامیان آمریکایی نمیتوانند ارتش طالبان را شکست دهند و این واقعیتی است که اکنون بایدن به آن پی برده و تصمیم به خروج(از افغانستان) گرفته است. اما توانایی اطلاعاتی ما بدون حضور نظامی در افغانستان، آسیب خواهد دید و این بخشی از قماری است که بایدن انتخاب کرد. اگر القاعده بازسازی شود و نقشه حمله به ایالات متحده را طراحی کند، جامعه اطلاعاتی تواناییهای کمتری را برای کشف و جلوگیری از آن دارند.
از طرف دیگر، بایدن وارث یک معامله وحشتناک از مذاکره بیثمر «دونالد ترامپ» است؛ تعیین مهلت اول ماه می۲۰۲۱ برای خروج از افغانستان، یا روبهرو شدن با حملات دوباره به بیش از ۱۰ هزار سرباز آمریکایی و ناتو، ثمره آن توافق است. در مقابل، طالبان قرار بود از القاعده دوری بجوید و روابطش را با آن قطع کند. این درواقع ،هیچ چیز مهمینبود، اما در عمل طالبان سال گذشته از حمله به نیروهای آمریکا به شکل قابل ملاحظهای خودداری کرد. بایدن میدانست که اگر مهلت ماه می را نادیده بگیرد، طالبان حملات به نیروهای خارجی را آغاز میکند. بایدن امید دارد طالبان جدول زمانی خروج تا ماه سپتامبر(شهریور) را قبول کند. اتفاق بعدی هنوز مشخص نیست. به طور قطع جنگ داخلی بیشتر خواهد شد. طالبان علاقه چندانی به اتخاذ روند سیاسی با دولت کابل را ندارد. آنها(سران طالبان) هرگز علاقهمند به چنین کاری نبودند و به همین دلیل، هرگز به تعهدات خود در توافقنامه با ترامپ عمل نکردند.
پیروزی طالبان در افغانستان اجتنابناپذیر نیست. دولت کمونیست در کابل تا سه سال پس از ترک ارتش سرخ از افغانستان در راس امور بود و تنها هنگامی فروپاشید که «عبدالرشید دوستم» فرمانده ارشدنظامی آن، در کنار مجاهدین ایستاد. وی هنوز در استان جوزجان در شمال افغانستان حضور دارد و آنجا را اداره میکند.
گروههای تاجیک، ازبک و هزاره نمیخواهند بهوسیله طالبان اداره شوند. افغانهای شهرنشین تشکیل یک امارات اسلامی قرون وسطایی را نمیخواهند. تقریبا سهچهارم افغانها، زیر ۳۰ سال سن دارند و زندگی خود را در یک جامعه نسبتاً باز سپری میکنند. جنگ داخلی به احتمال زیاد با تصرف برخی شهرها در جنوب همراه میشود. ما باید به تغییرات فراوان ۲۰ ساله گذشته در افغانستان بهویژه در حوزه زنان افتخار کنیم. آنها اکنون به مدرسه میروند و شغل و فرصتهایی را دارند که از سوی طالبان نادیده گرفته میشد. این تصور که طالبان در خلال ۲۰ سال گذشته منعطف شده و خواهان تأیید بینالمللی است، توهم خواهد بود.
در بخش پایانی این گزارش آمده است: رئیسجمهوری بایدن باید تصمیمش در مورد افغانستان را با بیرون بردن نیروهای عملیاتی از عربستان سعودی و خروج متعادل نیروها از سایر مناطق در خلیج فارس پیگیری کند. حضور و وضعیت موجود در کویت و سایر کشورهای خلیج فارس، یادگاری از جنگهای قبلی آمریکا در عراق است که دیگر ضروری نیستند. نظامیگری سیاستهای ایالات متحده در منطقه باید روندی معکوس داشته باشد. اتحاد ناتو هم نیازمند توجه به این موضوع است زیرا افغانستان نخستین عملیات مهم خارجی این اتحاد بود. آنها سخت تلاشکردند تا از نیروهای اعزامی خود پشتیبانی کنند و برخی کشورها همچون کانادا تلفات سنگینی را متحمل شدند. تصور ناموفق بودن در افغانستان بر فرصتها و چالشهای آینده این اتحاد سنگینی خواهد کرد.
منبع: خبرگزاری جمهوری اسلامی