اهداف آمریکا از غارت نفت سوریه (نگاه)
صمد محمدی
سوریه سالهای قبل از بحران، تولیدکننده نفت بود و در سال 2010 و پیش از شروع بحران روزانه 383 هزار بشکه نفت تولید میکرد. نفت تولیدی سوریه علاوه بر تأمین نیاز دو پالایشگاه «حمص» و «بانیاس» با مجموع ظرفیت 240 هزار بشکه در روز به کشورهای اروپایی ازجمله ایتالیا و اسپانیا صادر میشد. با آغاز بحران و تسلط گروه تروریستی داعش از سال 2014 بر مناطق شمالی و شرق سوریه که تحت حمایت آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی از کشورهای عربی منطقه بود، عمده منابع نفتی این کشور از دسترس دولت خارج شد و به دست داعش افتاد.
پس از شکست و عقبنشینی این گروه تروریستی در شمال و شرق سوریه در سال 2017، نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد) در مناطق کردنشین این کشور با حمایت آمریکا، چاههای نفت سوریه را که ثروت ملی این کشور، محسوب میشود در اختیار گرفت و مانع بهرهمندی دولت و ملت سوریه از منابع خود شد. اشغال چاههای نفت ابتدا توسط داعش و بعد توسط آمریکا، سبب شد تا تولید نفت سوریه بهشدت کاهش یابد؛ بهطوری که در سال 2020 تولید نفت سوریه به 25 هزار بشکه در روز رسید. این در حالی است که بیش از 70 درصد منابع نفتی این کشور در شمال شرقی آن قرار دارد. جیمز جفری نماینده رئیسجمهور پیشین آمریکا در ائتلاف بینالمللی ضد داعش، در دیماه سال 99 اعلام کرد که نیروهای قسد روزانه 100 هزار بشکه نفت استخراج و به فروش میرسانند. حال، سؤال این است که آیا آمریکا که در سال 2020 روزانه بهطور میانگین 11.3 میلیون بشکه نفت تولید میکرد به 100 هزار بشکه نفت سوریه نیازمند است یا از نفت سوریه برای پیشبرد اهداف سیاسی خود در این کشور بهره میبرد؟ مرور سابقه اقدامات آمریکا علیه سوریه، میتواند به این پرسش، پاسخ دهد.
در مهرماه سال 98 دونالد ترامپ اعلام کرد که قصد دارد تا نیروهای آمریکایی را از شمال سوریه خارج کند اما حدود سه هفته بعد گفت که بخشی از این نیروها برای حفاظت از چاههای نفت در این منطقه خواهند ماند. در واقع دولت آمریکا، منابع نفتی را دلیل حضور خود در شمال سوریه عنوان کرد و تاکنون نفت سوریه را غارت میکند در حالی که ابتدا با بهانه مبارزه با داعش وارد این منطقه شده بود. در تأیید این موضوع نیز سرلشکر «غسان حلیم خلیل»، استاندار استان حسکه در 3 اسفند 99 اعلام کرد که کردهای تحت حمایت آمریکا، روزانه 140 هزار بشکه نفت از ثروت ملی مردم سوریه را که اکنون در بحران سوخت هستند و در سرمای شدید به سر میبرند، قاچاق میکنند. غارت این میزان از نفت درحالی است که وزارت دفاع آمریکا در آبان 98 اعلام کرده بود عواید ناشی از فروش نفت شمال سوریه نه به آمریکا بلکه به کردهای این منطقه میرسد.
بهنظر میرسد که آمریکا با ممانعت از دسترسی دولت و ملت سوریه به نفت خود بهدنبال دستیابی به دو هدف مهم است؛ اول؛ تقویت مخالفان دولت برای افزایش نفوذ آمریکا و توجیه حضور این کشور در سوریه: آمریکا از غارت نفت توسط شبهنظامیان کرد سوریه (قسد) - که در سال 2014 آنها را تحت عنوان مبارزه با داعش آموزش داده و تجهیز کرده بود- حمایت و آنان را تقویت میکند. ازسوی دیگر، آمریکا تلاش دارد تا با بهانه حمایت از قسد در برابر دولت مرکزی، دستاویزی برای ماندن در سوریه داشته باشد.
دوم؛ سیاست فشار حداکثری بر دولت و ملت سوریه: علاوه بر فشار از طریق تحریم که با اجرایی شدن تحریمهای سزار در ژوئن 2020 به اوج خود رسید، آمریکا از طریق غارت نفت و محروم کردن سوریه از منابع خود که میتواند موتور محرک آن به سمت بازسازی باشد، تلاش دارد سوریه را به سمت تسلیم در برابر خواستههای خود سوق دهد. این غارت، علاوه بر محروم ساختن سوریه از یک منبع درآمدی مهم، بحران و گرانی شدید سوخت نیز را در این کشور بهوجود آورده است. بر این اساس، ضروری است تا اقداماتی از سوی متحدان سوریه برای مقابله با این اقدامات آمریکا، صورت گیرد. تأمین سوخت مورد نیاز سوریه توسط متحدانش از جمله روسیه و ایران بهصورت منظم، اصلیترین راهکار خنثیسازی فشار آمریکا از طریق غارت منابع نفتی آن است که درنهایت میتواند منجر به کاهش فشار بر روی دولت و ملت سوریه و نیز خنثیسازی توطئه آمریکا برای امتیاز گرفتن از دولت این کشور شود. در این میان، تحریم نفت ایران میتواند، فرصتی برای صادرات بیشتر نفت به سوریه را فراهم آورد. در واقع نفتی که در حال حاضر بهدلیل تحریم به فروش نمیرسد، میتواند، سبب توسعه همکاریهای ایران و سوریه و حفظ این کشور در محور مقاومت شود. بنابراین، خنثی کردن این ابزار فشار آمریکا، علاوه بر کاهش فشار بر مردم سوریه، سبب خواهد شد تا آمریکا نیز با مشاهده بیاثر شدن ممانعت از دستیابی سوریه به منابع نفتی خود، هزینه سیاسی، نظامی و اقتصادی ماندن در شمال سوریه را تحمل نکند و به مرور از این منطقه خارج شود.