تأثیر برنامهریزی منسجم بر موفقیتهای سال جدید - بخش نخست
نوشتن اهداف روی کاغذ و تلاش و توکل در عمـل
گالیا توانگر
وای... روز خیلی بدی داشتم. من اصلاً شانس ندارم. چه سال بدی را گذراندم! این جملات منفی تنها زاییده یک ذهن بیبرنامه است، چراکه اصلاً چیزی به اسم شانس وجود ندارد و در رابطه علی و معلولی الهی، هیچ فرصتی تباه نمیگردد و هیچ روزی بد رقم نمی خورد، مگر این که در آن روز برنامهتان را بهخوبی اجرایی نکرده و تلاشتان را در حد اکمل متجلی نکرده باشید. این خود شمایید که باید مسئولیت کارهایتان را برعهده بگیرید و برای اهدافتان برنامهریزی و تلاش داشته باشید؛ چراکه خداوند متعال بهصراحت وعده داده که یاریگر افرادی است که تلاش دارند. ضربالمثل «از تو حرکت، از خدا برکت» مصداق بارز این حقیقت انگیزهبخش است.
***
خیلی مهم است که درسهای زندگی را سریع یاد بگیریم؛ چون در غیر این صورت محکومیم به تکرارکردنشان. در واقع هرچقدر که ضربه وارد شده سنگینتر باشد، باید هزینه بیشتری هم برای رفع و رجوع کردنش بدهید. پس بهتر است هر درس زندگی را همان بار اول یاد بگیرید. روند «برنامهریزی، انجام، بازبینی و ارتقا» کمکتان خواهد کرد، درسهای زندگی را هرچه سریعتر یاد بگیرید و پیشرفتهای لازم را بدون اتلاف وقت به دست آورید و از این موضوع مطمئن شوید.
این روند خیلی ساده است. در قدم اول باید نقشهها و اهدافتان را برنامهریزی کنید. بعد شروع کنید به انجامش و قدم بعدی را روبهجلو بردارید. در قدم سوم عملکردتان را بازبینی کنید. در این بخش باید مقدار دستاوردهایتان را اندازهگیری کنید و پیروزی و شکستهایتان را بشمارید. در قدم آخر هم باید اصلاحات لازم را اعمال کنید تا ارتقا یابید.
روزتان را با نیایش و ورزش
آغاز کنید
به لیست داراییهای خودتان نگاهی بیندازید. یکی از این داراییهای باارزش که باید از بابتش خوشحال و شکرگزار باشید، سلامتی است. حتی اگر بیماریهایی دارید و سرپا هستید و یک روز دیگر را روی پاهای خود سپری میکنید، باید بابت این فرصت دوباره هرروزه و تنفس شکرگزار خداوند باشید. برای حفظ تندرستی و ارتقای هرروزه آن باید ضمن شکرگزاری، برنامهریزی برای ورزش و سلامت تغذیهای خود در طول سال داشته باشید.
علی محمودیان یک فعال در ورزش همگانی برایمان صادقانه توضیح میدهد: « اگر شش سال قبل من را میدیدید، نمیدانید که بدنم چقدر افتضاح بوده است! تقریباً شش سال پیش من روش زندگی کاملاً اشتباهی داشتم. برای سالهای دراز و طولانی من اصل هیچ مفهومی از زندگی و روش ورزش سالم را نمیدانستم. من فقط میخواستم که سریعاً وزن کم کنم، هر چه بود فقط میخواستم که سریعتر وزن کم کنم. پس دست به کار شدم، تمرینات سخت را شروع کردم و برنامههای ورزشی دیوانهکننده را به زندگی خود اعمال کردم و یا حتی برنامههای شدیدتری را؛ ولی به این باور رسیدم که اگر بخواهم در زندگی خود تغییرات درستی را انجام دهم، باید برنامهریزی صحیح ورزشی داشته باشم. من فکر میکردم که بدنسازی یعنی اینکه از هر لحظه غذا خوردن و ورزش نکردن باید تنفر داشت و باید سریع وزن کم کرد. من ساعتهای طولانی را در سالنهای ورزشی سپری کردم، وعده غذایی پشت وعده غذایی را رد میکردم و به خود القا میکردم که اینگونه مسائل طبیعی هستند. باید بگویم که خیلی در اشتباه بودم.»
الهه قنبرپور یک مربی آمادگی جسمانی برایمان توضیح میدهد: « تندرستی موهبت زندگی است؛ نعمتی است که تو دریافت میکنی و این دریافت هر روز خدا ادامه دارد. علاوهبر اینکه ما هر کاری برای تندرستی مان انجام میدهیم، باید خدا را از بابت آن شکر کنیم تا دریافت تندرستی ادامه دار باشد. هرکس شاکر باشد به او بیشتر داده میشود و او به وفور میرسد، کسی که شاکر نباشد، حتی آنچه هم دارد از او پس گرفته میشود.»
این مربی ورزشی صراحتاً این نوید را میدهد که چند دقیقه ورزش روزانه میتواند بسیار مفیدتر از تمرینات سفتوسخت یکباره باشد.
وی میگوید: «انجامدادن تمرینات خسته کننده، شما را از تمرینات ورزشی ناامید میکند. خبر خوب این است که برنامهریزی ورزشی از چیزی که شما حتی فکرش را هم نمیکنید خیلی آسانتر است. لازم نیست برای سریعتر رسیدن به نتیجههای خارقالعاده، بر خود جفا کنید. در واقع، ورزشکردن روزانه- حتی برای چند دقیقه- میتواند از استرس شما بکاهد، شما را قدرتمندتر کند و حتی باعث شود که شما آسانتر با مسائل زندگی روبهرو شوید.»
معجزات زندگی را به یاد بیاورید
هر روز منحصربهفرد است. هیچ روزی مثل روز دیگر نیست. رویدادهای خوبی که در هر روز رخ میدهد، مدام متفاوت و همواره متغیر است و بنابراین، وقتیکه تو با برشمردن مواهب دیروزت اعجاز را بهخاطر بیاوری، هرچند بار هم این کار را بکنی، هر دفعه متفاوت خواهد بود. این صرفاً یکی از دلایلی است که چرا «اعجاز را به یاد بیاور» قدرتمندترین تمرین مداوم برای حفظ معجزه شکرگزاری در زندگیات است.
مهم نیست که الآن آرزوهایت چه هستند یا در آینده چه آرزوهایی داری؟ درهرحال این تمرین معجزهآسا قدرتمندترین تمرین کل زندگیات باقی میماند.
ایمان محبینیا یک مشاور میگوید:
« راحتترین روش برای بهیادآوردن مواهب دیروز، این است که از آغاز روز، وقتی بیدار میشوی، شروع کنی و دیروز را در ذهنت مرور کنی و وقایع عمده صبح، بعدازظهر و شب را، تا موقعی که خوابیدی، بهخاطر بیاوری. به یادآوردن مواهب و برکات دیروز راحت و بیدردسر است. تو صرفاً ظاهر دیروز را در نظر میآوری و در حین این کار، برکات به سطح ذهنت میآیند. میتوانی این تمرین معجزهآسا را با مطرح کردن این پرسش شروع کنی: دیروز چه اتفاقات خوبی افتاد؟ هر وقت سؤالی کنی، ذهن تو فوری به دنبال جواب میگردد. خبری خوش دریافت کردی؟ به گونهای معجزهآسا به یکی از خواستههایت رسیدی یا کاری را تکمیل کردی؟ آیا پولی نامنتظر دریافت کردی؟ آیا مخصوصاً احساس شادمانی کردی؟ آیا خبری از دوستی شنیدی که مدتها بود از او خبر نداشتی؟ کاری به شکلی خارقالعاده بر وفق مرادت انجام شد؟ آیا تلفن یا ایمیلی معرکه دریافت کردی؟ آیا کسی از تو تعریفی کرد؟ یا کسی از تو قدردانی کرد؟ کسی به تو در حل مسئلهای کمک کرد؟ تو به کسی کمک کردی؟ آیا پروژهای را به پایان رساندی یا کاری را شروع کردی که از بابت آن ذوقزده هستی؟ آیا غذای مورد علاقهات را خوردی؟ یا فیلمی خوب تماشا کردی؟ آیا هدیهای دریافت کردی؟ وضعیتی را حلوفصل کردی؟ جلسهای پرانگیزه و مفید، یا با کسی گفتوگویی داشتی؟ آیا برای کاری که واقعا دلت میخواهد انجام بدهی، برنامهریزی کردی؟»
وی در تکمیل صحبتهایش توصیه میکند: «اعجاز را بهخاطر بسپار و فهرست برکات دیروز را در کامپیوتر یا در دفترچه یادداشتهای روزانهات بنویس. آنقدر سطح دیروز را کند و کاو کن تا از یادآوری مواهب دیروزت احساس رضایت کنی. میتواند مواردی پیش پا افتاده یا مهم باشد؛ چوناندازه مواهب مطرح نیست، بلکه باید ببینی چند موهبت میتوانی بیابی، و برای هر یک چقدر احساس شکرگزاری میکنی.»
هم جهتی اهداف کوچک و کوتاهمدت
برنامهریزی زندگی یعنی یافتن راه و روشی برای رفتن از جایی که الان هستیم به جایی که میخواهیم برسیم که میتوانیم آن را در قالب یک هدف کلی برای زندگی در بیاوریم، لازم نیست در ابتدا این هدف خیلی واضح و روشن باشد، البته اگر باشد، عالی است، ولی اگر هم نباشد، فقط در همین حد که مسیر را نشان دهد کفایت میکند، بعداً هرچه در طول مسیر پیش میرویم اهدافمان هم واضح و هم روشن میشوند. ما وقتی در جهتی که تعیین کردهایم پیش میرویم، مسیر برایمان روشن میشود و بهتر درک میکنیم که چه چیزهایی خواسته واقعی ما هستند؟ ما در این مسیر قدرت بهدستآوردن خیلی خواستههایمان را به دست میآوریم، حتی اهداف کوچکتر و کوتاهمدت ما هم هماهنگ و همجهت با هدف و جهت کلی و برنامهریزی زندگی ما خواهند
بود.
مریم سادات حسینی یک کارشناس برنامهریزی توضیح میدهد: «وقتی اهداف کوچک، کوتاهمدت و کارهایی که انجام میدهیم، خواستههای ما، نگرش ما، برنامهریزی زندگی ما همه وهمه در یک جهت باشد، قدرتی به دست میآوریم که در حالت معمولی حتی قابل تصور هم نیست، ما قدرت خلق کردن زندگی که دوست داریم را به دست میآوریم. تعیین هدف و جهت کلی زندگی و همینطور داشتن برنامه زندگی باعث ایجاد تمرکز میشود که یکی از ویژگیهای ضروری مخصوصاً در زندگی الان است، در این حالت دیگر ما فرصت ناله و شکایت را نخواهیم داشت، آنقدر هدف داریم که بخواهیم به آنها برسیم که دیگر فرصتی برای ناله، شکایت، یاس، ناامیدی و در جا زدن نخواهیم داشت، از اینجا مانده و از آنجا رانده نخواهیم شد، به چه کنم، چه کنم نخواهیم افتاد.»
وی در ادامه میگوید: «در نهایت داشتن هدف و جهت کلی زندگی و همینطور برنامهریزی زندگی باعث میشود، ما رشد و پیشرفت کنیم، چیزی که خواسته قلبی همه انسانهاست. هدف، جهت کلی و برنامه زندگی قدرتمند سه بخش دارد: باید الهامبخش و ترغیبکننده باشد. باید باورپذیر باشد. باید قابلیت دستیافتن داشته باشد. ضرورتی ندارد اهداف و جهت کلی زندگی، در ابتدا، کاملاً واضح، روشن و مشخص باشد، ولی خیلی مهم است که الهامبخش و ترغیبکننده باشد، این ویژگی باعث میشود نیرو و انگیزه لازم برای حرکت در آن مسیر را پیدا کنیم. شاید در ابتدا، تعیین هدف و جهت کلی زندگی و داشتن برنامه زندگی سخت به نظر برسد، اما با برداشتن این پنج گام راحتتر میتوانیم مسیر کلی را تعیین کنیم، البته لازم است بارها و بارها و حتی در طول مسیر این پنج گام را دوباره تکرار کنیم. مطمئن باشید وقتی با برداشتن این پنج گام بتوانید به خیلی از خواستههایتان برسید، نه تنها دیگر سخت به نظر نمیرسند، بلکه خیلی هم لذتبخش خواهند بود و دلتان بیشتر میخواهد که در موارد بیشتری از آن استفاده کنید.»
روی کاغذ بنویسید
لازم است اهداف، جهت و برنامه زندگیتان را روی کاغذ بنویسید، بهتر آن است که یک دفتر به آن اختصاص دهید. صرفاً نوشتن اهداف باعث یا مانع رسیدن به آن نمیشود، بلکه نوشتن اهداف و برنامه، یک ابزار مدیریتی است.
وقتی اهداف و برنامههایمان را مینویسیم، این امر باعث میشود، انتخاب بهتری داشته باشیم، کمتر اشتباه کنیم، حواسمان پرت نشود، تمرکز داشته باشیم، انرژیمان هدر نرود، مدیریت زمان بهتری داشته باشیم و خیلی موارد دیگر و آن قدر مزایای زیادی دارد که خیلی از مدرسان موفقیت به صراحت میگویند، اگر اهدافتان را ننویسید، پس هدف ندارید. به نظرتان وقتی نوشتن هدف این قدر مزایا دارد، آیا ارزش ندارد کمی به خودمان زحمت بدهیم و اهدافمان را مکتوب کنیم؟!