کد خبر: ۲۱۳۰۷۵
تاریخ انتشار : ۲۳ اسفند ۱۳۹۹ - ۲۱:۰۷

تخریب منزلت زن در سینما برای فتح گیشه و جوایز غربی!



  سعید رضایی
  طی سال‌های اخیر و به‌خصوص تحت تأثیر برخی تغییرات فرهنگی، آسیب‌های اجتماعی بیشتری هم متوجه دخترها شده است. گسترش سبک زندگی غربی و کم‌توجهی برخی از افراد و خانواده‌ها به ارزش‌های مترقی و نجات‌دهنده دینی و یا انتقال نادرست این ارزش‌ها به فرزندان، مهم‌ترین عامل در شیوع مشکلات اخلاقی نزد دخترهای جوان و نوجوان بوده است. مصرف سیگار، مواد مخدر و قرص‌های روان‌گردان، از جمله معضلاتی است که این روزها نزد فرزندان دختر برخی خانواده‌ها دیده می‌شود. اکنون به بررسی بازنمایی این معضلات در برخی از آثار سینمایی و تلویزیونی می‌پردازیم.
از تربیت تا تخریب
در بخشی از فیلم «ناصرالدین‌شاه آکتور سینما» شخصیت نقش «امیرکبیر» می‌گوید: «اگر نیت یکساله دارید، برنج بکارید. اگر نیت 10 ساله دارید، درخت غرس کنید. اگر نیت 100 ساله دارید، آدم تربیت کنید؛ سینماتوگراف آدم‌ تربیت می‌کند!» واقعیت است؛ در دنیای امروز، رسانه‌هایی چون سینما و تلویزیون، بیشترین نقش را در شکل‌دهی ذهن و روان انسان‌ها و ساخت جوامع دارند. به‌طوری که در ایالات متحده، رویاها و تصورات آینده، ابتدا در سینما نقش می‌بندند و سپس تبدیل به واقعیت می‌شوند. با این حال، رسانه‌ها همان اندازه که در توسعه انسانی و جامعه‌سازی موثر هستند، قدرت تخریب انسانیت و جامعه‌سوزی را هم دارند.
متأسفانه حجم زیادی از تولیدات سینمایی و تلویزیونی در سطح جهان، نه تنها کارکردی‌ تربیتی و سازنده ندارند که ویرانگر هستند. نمایش بی‌محابای خشونت، ‌ترویج برهنگی و روابط غیرانسانی، القای پوچی و افسردگی، تبلیغ سیگار، مواد مخدر و مشروبات الکلی و... ازجمله تأثیرات منفی فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی در غرب است. فیلم‌هایی که از طریق بازار قاچاق و همچنین شبکه‌های دانلود فیلم، به راحتی در دسترس کودکان و نوجوان نیز قرار می‌گیرند.
زنان؛ قربانیان سینمای لجام گسیخته
بدون‌تردید، هیچ قشر و گروهی از جامعه انسانی به اندازه زنان و دختران تحت تأثیر امواج مخرب محصولات غیراخلاقی رسانه‌ها قرار نمی‌گیرند. این مسئله در غرب بسیار پررنگ‌تر است. طبق گزارش‌های مکرری که در رسانه‌های اروپایی و آمریکایی منتشر شده است، زنان در فیلم‌های‌هالیوودی اغلب تنها به‌عنوان ابزاری برای جذابیت به کار می‌روند. در تازه‌ترین گزارش منتشر شده در این‌باره آمده که طبق دستورالعملی، زنان بازیگر در‌ هالیوود مجبور هستند با انجام جراحی‌های پی‌در‌پی بر صورت و اندام خود، ظاهر خود را جوان نگه دارند تا بتوانند امنیت حرفه‌ای داشته باشند. سایت لوپوئن آمریکا در گزارشی که سوم آبان 93 منتشر کرد، از این واقعیت پرده برداشت. خیلی از زنان فعال در سینمای غرب، به‌ویژه در‌هالیوود، به محض از دست دادن جذابیت ظاهری خود، طرد و منزوی می‌شوند. کمتر بازیگر زنی در غرب یافت می‌شود که طی عمر هنری خود دچار مشکلات اخلاقی یا بیماری‌های روانی
نشده باشد.
اما مخاطبان را باید طعمه‌های اصلی سینمای مغرب زمین دانست. کمتر فیلمی در سینمای غرب را می‌توان دید که القاگر روابط فاسد و ناسالم نباشد. شاید یک تحقیق دانشگاهی، تأثیر این‌گونه فیلم‌ها بر دختران جوان و نوجوان در کشورهای جهان سوم - ازجمله در ایران- بهتر نشان دهد. تحقیقی که هنوز انجام نشده است. آنچه فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی روی مخاطب کودک و نوجوان انجام می‌دهد، الگوسازی و ارائه چارچوب سبک زندگی است.
کارتون‌هایی برای حمله به دختران
این جریان، در پویانمایی یا انیمیشن (در اصطلاح عامیانه؛ کارتون) عمیق‌تر است. چون در کارتون‌ها، دنیایی فانتزی و کاملاً غیرواقعی پیش چشم مخاطب نونهال گشوده می‌شود و تخیل او به بازی گرفته می‌شود. در نتیجه، فیلم‌های انیمیشن نقش موثری بر تکوین رویاها و افکار کودکان و نوجوانان که زیربنای سایر اجزای شخصیتی آن‌هاست دارند. این روزها یکی از خوراک‌های فرهنگی بچه‌های ما تماشای کارتون‌ها و برنامه‌های کودک است. برنامه‌های کودک صداوسیما با وجود برخی از ضعف‌ها و نقایص اما پاستوریزه و پاکیزه هستند. این درحالی است که کارتون‌های‌هالیوودی و همچنین برنامه‌های کودک شبکه‌های ماهواره ای، اغلب آموزشگر فرهنگ و سبک زندگی متضاد با فرهنگ و آداب جامعه ما هستند. چراکه این‌گونه محصولات، توسط همان شرکت‌هایی ساخته و منتشر می‌شوند که زیرمجموعه‌تراست‌ها و کارتل‌های بزرگ اقتصادی هستند. کارتون‌های این شرکت‌ها، پیوست فرهنگی محصولات اقتصادی آن‌هاست. حداقل تأثیر محصولات سینمایی آن‌ها،‌ تربیت مخاطب کودک و نوجوان به‌عنوان انسانی اقتصادی و مصرفی است. به همین دلائل هم، کارتون‌هایی مثل «باب اسفنجی»، «داستان اسباب بازی‌ها»، «سفید برفی و هفت کوتوله»، «پری دریایی» و... بیشتر از ابزار و ادوات نظامی به کمک سلطه آمریکایی‌ها آمده‌اند. نکته قابل تأمل این است که خیلی از این کارتون‌ها، دخترها را هدف قرار داده و تلاش می‌کنند ذهن جنس مونث را به‌عنوان زنان آینده یک جامعه را مطابق منافع خود شکل دهند. تزریق انگاره‌های فمنیستی، نژادپرستی و همجنس‌گرایی، مضمون اصلی انیمیشن‌های ‌هالیوودی درباره زنان است. نمونه بارز چنین آثاری، «یخ زده» است که به ‌ترویج همجنس‌گرایی می‌پردازد. انیمیشن «موطلایی» هم نمایشگر گرایش نژادپرستانه و برتری نژاد سفید اروپایی- آمریکایی بر سایر نژادهاست.
تصویر دختران در سینمای ایران
بدون‌تردید، ایران پس از انقلاب اسلامی، انسانی‌ترین تجربه خلق آثار سینمایی و نمایشی در جهان را به منصه ظهور رساند. برقراری قوانین سختگیرانه به خصوص در نوع پوشش و روابط انسانی، نه تنها به تحول سینما انجامید، که ایران را در عرصه جهانی به‌عنوان ارائه‌دهنده هنری متفاوت همراه با تعهد شدید به اخلاق و انسانیت معرفی کرد. چه، توجه به اخلاق در سینما یک دغدغه جهانی است. دنیای امروز بیش از هر زمان دیگری تشنه آموزه‌های اخلاقی و دینی است و حتی فیلمسازهای برجسته جهان نیز به این موضوع توجه کرده‌اند. مثل ژان لوک گدار کارگردان برجسته سینمای موج نو فرانسه که گفته بود: «حرکت دوربین یک مسئله تکنیکی نیست، بلکه یک نظام اخلاقی است.»
با این حال طی سال‌های اخیر، اراده‌هایی برای شکستن حریم‌های اخلاقی در سینما و تئاتر ایران فعال شده‌اند. در سینمای ایران نیز مانند سینمای غرب، هدف اصلی قبح‌زدایی در سینما، زنان بوده‌اند. نمایش بانوان با پوشش و ظاهری نامتعارف در برخی از فیلم‌ها، نماد و نمود استفاده ابزاری حداقلی در برخی از فیلم‌های ایرانی سال‌های اخیر است. کارگردان‌های این فیلم‌ها به‌خاطر ناتوانی در ایجاد جاذبه‌های دراماتیک و هنری، از چنین تمهیدات غیرهنرمندانه‌ای برای جذاب کردن فیلم‌های خودشان بهره می‌گیرند.
اما در این بین باید به موجی از فیلم‌هایی با گرایش فمنیستی نیز به‌عنوان یک تهدید فرهنگی علیه دخترهای ایران یاد کرد. این نگاه، بیشتر در فیلم‌های کارگردان‌هایی مثل تهمینه میلانی (به‌ویژه در فیلم دو زن) و منیژه حکمت (به‌طور خاص با فیلم زندان زنان) دیده می‌شود. در فیلم‌های فمنیستی (مکتب فکری به اصطلاح مدافع حقوق زنان) تأکید بر مردستیزی و نفرت نسبت به مردها است. تأثیر این‌گونه فیلم‌ها، بی‌علاقگی زنان جوان به ازدواج و ‌گریز از تشکیل خانواده است. نتیجه چنین نگرش‌هایی، افزایش افسردگی و تنهایی نزد زنان و گسترش فساد اخلاقی و تحدید نسل در جامعه است. حتی در فیلم «آینه‌های رو‌به‌رو» به کارگردانی نگار آذربایجانی، فرار دختر از خانه و ایستادگی‌اش در مقابل خانواده، امری مثبت و رهایی بخش معرفی می‌شود!
تعداد زیادی از فیلم‌های سینمای ما نیز به‌خاطر نمایش تصویری مثبت از رابطه با جنس مخالف موجب تخریب شخصیت و روحیه اخلاقی در دخترها می‌شوند. به تبع افت و انحطاط سینما و تئاتر ایران از سال‌های 76 و 77، نمایش روابط میان دو جنس، به‌عنوان یکی از محورهای بازنمایی سبک زندگی همچنان فاقد الگویی کارآمد و درست است. به تصویر کشیدن این نوع روابط را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد: دسته اول، نگاهی آسیب‌شناسانه دارد. یعنی هدف خالق اثر، دادن هشدار به نسل جوان درباره عواقب چنین روابطی بوده است. اما دسته دوم که اکثریت فیلم‌های سال‌های اخیر سینمای ایران را تشکیل می‌دهند، فیلم‌هایی هستند که نه تنها نگاه آسیب‌شناسانه به این مسئله ندارند که به استفاده ابزاری از آن پرداخته و موجب ‌ترویج روابط نامتعارف می‌شوند.