جهاد علمای عصر قاجار برای خودکفایی و تقویت تولید ملی
یکی از راهبردهای علمای شیعه در مقابله با هجوم اقتصادی غرب، تقویت اقتصاد داخلی بوده است. یکی از اقدامات در این زمینه، تشویق و حمایت از تأسیس شرکتهای اقتصادی داخلی است. مهمترین مصداق این حرکت، تأسیس «شرکت اسلامیه اصفهان» در سال 1316 ق، یعنی قریب هفت سال پس از قیام تنباکو در اصفهان است. این شرکت با همت دو مجتهد بزرگ اصفهان، مرحوم آیتالله آقا نجفی اصفهانی و برادرشان شهید حاج آقا نورالله اصفهانی تأسیس شد. پس از قیام تنباکو و بروز فواید بیشمار آن، این دو بزرگوار اینگونه برنامهریزی میکردند که علاوه بر حضور نداشتن کالاها و منسوجات خارجی در زندگی مردم، امکانات داخلی را برای تولید بسیج کنند و با ابتکار ایرانی، به تولید بپردازند و ملت را برای حمایت از آن تشویق کنند و تحریم کالاهای بیگانه را بُعد اثباتیِ عملی ببخشند. از اینرو، مرحوم آقا نجفی پس از مراسم نماز جماعت در مسجد «جامع سلطانی» (مسجد شاه) طی سخنرانی مبسوط و مهمی، با استناد به آیات و روایات، از مردم خواست از مصرف کالاها و منسوجات خارجی خودداری کنند و به مصرف کالاهای داخلی روی آورند. ایشان در نامهها و اعلامیههای بعدی، مردم را به استفاده از کالاهای اسلامی تشویق میکرد.
این شرکت که یک اساسنامه قوی با 43 فصل و یک خاتمه داشت، با اهداف مهمی در عرصه حفظ و تقویت اقتصاد ملی در مقابل نفوذ اقتصاد بیگانه تأسیس شد. آقا نجفی اصفهانی در نامههایی که به مطبوعات، از جمله روزنامه حبلالمتین نوشت، به پیشرفت در این زمینه در حد خودکفایی اقتصادی و احتیاج نداشتن به بیگانه اشاره کرد:
«رجاء دارم که به حسن اهتمام علماء اعلام و توجه اسلامیان، موجبات رواج صنایع و امتعه اسلامیه زیاده بر این، یوما فیوما در ترقی و شیوع بشود، چنانچه در اصفهان و توابع، لباس اغلب مسلمانان از همین منسوجات و امتعه اسلامیه میباشد و رواج دارد. انشاءالله تعالی به طوری که شایع خواهد شد که کفایت عموم اسلامیان را بنماید. مسلمین را حاجت به منسوجات و ملبوسات غیر نباشد».
برهمین اساس، روزنامه ثریا به آگاهی و توجه عالمان دینی به مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی اشاره کرد و بویژه این عالم دینی را آغاز کننده ترقی و پیشرفت در ایران دانست (و نوشت):
«... رؤسای روحانی ملت و امر دولت ایران، معنی وطن و ترقی آن را شناخته و در صدد ارتقاء بدان مدارج عالیه برآمدهاند. اگر نام مبارک حجهًْالاسلام آقا نجفی- مد ظلهالعالی- را سرآغاز تاریخ ترقی ایران قرار دهیم، شایسته و سزاست...».
فصول گوناگون اساسنامه این شرکت و اهداف تعیین شده حاکی از دید وسیع و متفکرانه این عالم دینی و توجه دقیق وی به معضلات و مشکلات اقتصادی جامعه زمان خود است که برای حل این مشکلات، اقدام به تأسیس این شرکت کرد. در اساسنامه این شرکت، اهداف کلی تأسیس شرکت این گونه ذکر شده است:
1. دسترسی به سود بیشتر اقتصادی از طریق راهاندازی کمپانی و شرکت در نسبت با کار تجارت فردی؛
2. خروج از ذلت احتیاج به امتعه خارجی؛
3. تثبیت و تقویت هرچه بیشتر تجارت داخله در برابر تجارت خارجه؛
4. جلوگیری از خروج ثروت داخلی به خارج از کشور؛
5. جلوگیری از مهاجرت نسلهای آینده به خارج از کشور برای مزدوری و کارگری نزد بیگانگان؛
6. تسهیل در امر معیشت مردم به علت ارزانتر بودن منسوجات و مأکولات داخلی نسبت به نوع خارجی آنها؛
7. ارائه الگویی تجاری برای آینده ملت و دولت؛
8. جلوگیری از رواج معاملات ربوی بیگانگان.
چنانکه پیدا است، تأکید بر «کار جمعی به جای فردی»، احتیاج نداشتن به بیگانگان، ممانعت از خروج ثروت ملی و نیروی کار و تقویت اقتصاد ملی و حل مشکلات اقتصادی مردم از جمله اهداف اصلی شرکت بود. مشکلاتی که تقریباً همگی، امروز از جمله مشکلات اقتصادی جامعه ما است.
بنیانگذاران این شرکت در اساسنامه آن، فواید و کارآیی آن را این گونه بیان کردهاند: «]این شرکت[ آب رفته را به جوی آورده و رشته گسیخته تجارت داخله ما را محکم خواهد نمود. ملک و وطن ما را آباد و احیای صنایع منقرض شده ما را حیات میدهد. ما را از ذلت احتیاج به امتعه خارجی میرهاند. قماشهای قلب فاسد شده خارج که در عوضش روح و ثروت مملکت ما میرود، موقوف دارد و صنایع استادان خودمان را، که فعلا جاذب انظار تمام صنعتگران عالم است و در تماشاخانههای خارجه به یادگار در کمال احترام نگه میدارند. به حال اولین عود میدهد. راههای مملکت را شوسه و آهن کرده، حمل و نقل ما را سهل خواهد نمود. از قحطسالی و تعدی محتکرین بیانصاف نجاتمان میدهد. اطفال ما را تربیت میکند. در سال، که هزارها از نفوس و برادران دینی ما به خارجه مسافرت کرده، در کمال ذلت به مزدوری غیرمذهب ما، جان شیرین میسپارند، به کار و شغل داخله مملکت باز خواهد داشت».
این شرکت، که برای تقویت اقتصاد داخلی و مقابله به نفوذ اقتصادی بیگانگان و سلطه آنها بر کشورهای اسلامی تاسیس شد، استقبال عظیم مردم را در پی داشت و میزان سرور و بهجت مردم از توفیق این شرکت به اندازهای بود که در برخی شهرها، از جمله بوشهر و کاشان به هنگام ورود اولین البسه این شرکت، مجلس جشن و بزم به راه انداختند. در توصیف این شور و حرارت آمده است:
«چنان وجد و سرور در اهالی از وضیع و شریف ملاحظه شد که در هیچ عید از اطفال ندیده بودم و در تعریف منسوجات وطنی، همین یک نکته شاهد است که بلژیکیهای مامورین گمرک و سایر اهالی خارجه از این تنخواه خریدند و نهایت توصیف مینمودند.«الفضل ما شهدت به
الاغیار».
مطبوعات و رسانههای داخلی و خارجی نیز به شدت نسبت به این حرکت توجه نشان دادند و اخبار گسترش و توسعه آن را منتشر کردند. آقای نجفی و حاج آقا نورالله اصفهانی در نامههایی که در تشکر از توجه روزنامهها به این اقدام نوشتند، از این حرکت بمثابه یک «جهاد اقتصادی» نام بردند. در نامه ایشان به روزنامه ثریا آمده است:
«گمانم این است که اقدام در این عمل خیر، امرزو به منزله جهاد است و عند الله ثواب و اجر عظیم دارد، چه ملت و امت ناجیه را از احتیاج به کفار مانع بزرگی است... در این مدت قلیل، منسوجات شرکت اسلامیه بینالمسلمین خیلی رواج یافته و ترقی نموده است و بسیار اشیاء و اجناس نفیسه اختراع کردهاند».
حمایت علمای بزرگ از حرکت اقتصادی علمای اصفهان
همچنین نوع این اقدام، که در جهت حفظ منافع اقتصادی جامعه اسلامی و مقابله با سلطه بیگانگان بر امت مسلمان بود، حمایت جدی علمای مسلمان در مناطق گوناگون را موجب شد و علمای بزرگی همچون: آیات عظام، ملامحمدکاظم خراسانی، سید محمدکاظم یزدی، میرزا فتحالله شیرازی اصفهانی معروف به «شریعتمدار»، میرزا محمدحسین نوری معروف به «محدث نوری» و صدر اصفهانی به شکلهای گوناگونی مثل فتوا، اعلامیه، سخنرانی و تالیف کتاب، به حمایت از آن برخاستند. برای نمونه، آیتالله آخوند خراسانی در نامهای، از شاه خواست تا با «خلع لباس ذلت» و «لَبس لباس عزت» و استفاده از «البسه مصنوعه اسلامیه»، هم به «ترویج ملت بیضاء و تقویت دولت عظمی و اسباب آسایش عموم عباد و ترقیات عامه و بلاد محروسه ایران» بپردازد و هم باعث شود تا ملت، که به مقتضای «الناس علی دین ملوکهم» شیوه وی را ادامه دهند که «کهن جامه خویش را پیرایش، به از جامه عاریت خواستن» است.
حتی در برخی شهرها از جمله در شیراز، علما، برخی از وعاظ را روانه نقاط گوناگون شهر و روستا کردند تا به مردم اطلاع دهند و از آنان بخواهند که از این به بعد، تنها از منسوجات «شرکت اسلامیه اصفهان» استفاده کنند. آنچه در این مکتوبات و اعلامیههای تاریخی قابل دقت و پژوهش است، منطق گفتاری مندرج در آن است، استفاده از واژههایی مثل «پوشیدن لباس عزت» و «خلع لباس ذلت» و مفاهیمی که از فرهنگ سیاسی شیعه منبعث شده است، ما را به موضوع مهمتر و ژرفتر تکوین سیاست دینی شیعه در دوران قاجار و سیر تحولات آن سوق
میدهد.
نکته مهمی که در این اقدامات وجود دارد، این است که برای رسیدن به خودکفایی و استقلال اقتصادی و رونق تولیدات داخلی بر حرکت و اقدام ملی مبتنی بر قناعت و پرهیز از تجمل تاکید فراوان شده است، چنانکه حاج آقا نورالله اصفهانی در یکی از سخنرانیهای خود میفرماید: «امروزه بر ملت ایرانیه و حوزه اسلامیه لازم و متحتم است که در رفع احتیاج از خارجه بقدر مقدور و اندازه میسور بکوشیم. یعنی لوازم زندگانی را... تا آخرین درجه امکان از امتعه داخله خود استعمال نماییم و تا در مملکت خود، اگرچه به اضعاف قیمت و خشن باشد، در بند ظرافت نباشیم و از خارجه نخریم و این اقتصاد ملکی و ملی را کار بندیم و سرمایه و نقود را به خارجه نسپاریم».
استقبال از محصولات این شرکت، که در حوزه نساجی فعالیت میکرد، روزبروز افزایش یافت. از این رو، برای لباسهای رسمی نیروهای نظامی، مدارس علمیه و مدارس جدید از منسوجات این شرکت استفاده میشد(1).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. از مقاله «نقش علمای شیعه در حمایت از تولید ملی و کار و سرمایه ایرانی در دوره قاجار» مندرج در نشریه علمی پژوهشی «تاریخ اسلام در آینه پژوهش» شماره 5، پاییز و زمستان 1392، به نقل از ماهنامه مکتب اسلام شماره ۷۰۲