نگاهی به یکی از مهمترین نیازهای فرهنگی امروز کشور -بخش دوم
سریال پـاک خانوادگی پادزهر شبیخون فرهنگی به نهاد خـانواده
همانطور که دشمنان ایران اسلامی از ابزارهای رسانهای و هنری و در قالب سرگرم سازی برای ضربه زدن به کشورمان استفاده میکنند، ما نیز چارهای جز مقاوم سازی جامعه در برابر تهاجم و شبیخون فرهنگی به وسیله روشهای هنرمندانه و سرگرمی ساز نداریم؛ و بدون شک یکی از این ظرفیتها سریالهای تلویزیونی هستند.
هر چند که علاوهبر محصولات خارجی، بخشی از سریالهای داخلی نیز آلوده به نفوذ و تهدید نهاد خانواده و فرهنگ عمومی هستند. به طور مشخص، در شبکه نمایش خانگی جریان تضعیف خانواده و ترویج خشونت در بعضی از سریالها آشکار است و در سیما نیز گاهی سریالهایی پخش میشود که کارشناسان و مدیران رسانه ملی نسبت به رد پای ستون پنجم دشمن در آنها هشدار میدهند. به همین دلیل هم امروز باید توجه به نهاد خانواده را در این سریالها جدیتر گرفت و برای بازتولید سریالهای پاک خانوادگی عزمی راسخ و نظارتی دقیق و همهجانبه داشت.
ساخت سریالهای تلفیقی
نکته مهم این است که سریال خانوادگی و موضوع نهاد خانواده میتواند با هر ژانر و موضوع دیگری هم تلفیق شود.
مثلا در سریال «گاندو» با اینکه مضمون و خط اصلی داستان را یک چالش امنیتی و جاسوسی شکل میدهد اما به خانواده نیز توجه شده است.
با این حال در اغلب سریالهای سالهای اخیر به ویژه محصولات شبکه نمایش خانگی که در بخش خصوصی تولید میشوند، شاهد تخریب نهاد خانواده و یا غیبت زندگی و روح خانوادگی بودهایم. حتی برخی از سریالهای نسبتا خوب در زمینه نمایش روابط خانوادگی نیز در فصلهای بعدیشان به مسیری دیگر منحرف شدند. مثل سریال «پایتخت» که در فصول اولیهاش به الگوسازی در روابط خانوادگی میپرداخت اما در فصل اخیرش به جایی رسید که در آن، پسر به پدرش توهین میکرد و کوچکتر رودرروی بزرگتر قرار میگرفت!
اما چه شده که نهاد خانواده در بسیاری از سریالها مغفول واقع شده است؟
چه باید کرد تا خط تولید مجموعههای نمایشی به مسیر صحیح خودش برگردد و باز هم در سریالها شاهد بازنمایی گرما و عطوفت خانوادگی باشیم؟
برای بررسی این مسئله سراغ سه بانوی کارشناس و فعال رسانهای و سینمایی که در آثار و نوشتهها و تولیداتشان نیز دغدغه مسائل خانواده را هم داشتهاند رفتیم. با ما همراه باشید.
نهاد خانواده رکن اصلی سریالها
مریم پوریامین، منتقد سینما و کارشناس فرهنگی به گزارشگر کیهان میگوید: « وقتی اغلب سریالهای ایرانی یک دهه اخیر را بررسی میکنیم، در زمینه نمایش نهاد خانواده و نقشهای اعضای خانواده به نتایج تأمل برانگیزی میرسیم؛ در بسیاری از سریالها مادرها در قالب افرادی افسرده، تهی مغز، پریشان احوال و زیاده گو نشان داده شدهاند! پدرها هم مردانی هستند که زیاد کار میکنند بدون اینکه زیاد فکر کنند؛ مردانی ناکام و شکست خورده که عصبانی، پراسترس و پراشتباه ظاهر میشوند! این باعث شده تا سریالها به سمت تبلیغ خانوادههای از هم گسیخته قدم بردارند.»
وی به نظارت بر تولید آثار اشاره میکند و توضیح میدهد: « در کشورهای صاحب صنعت سینما و سریال سازی دارای دفترچههایی شامل ضوابط تولید هستند که به تولیدکنندگان آثار اعلام میکنند که چه تفکر و تصویری باید نمایش دهند. آیا ما چنین ضوابطی برای ساخت سریال تهیه کردهایم؟ اگر تهیه کردهایم آیا مورد استفاده قرار میدهیم؟ چه دفترچهای دراختیار تولیدکنندگان است؟ واقعیت این است که ما به تولیدکنندگان با یک سیناپس(خلاصه فیلمنامه) اجازه میدهیم اثری چند میلیاردی را بسازد و پس از ساختهشدنش مورد تعدیل و جراحی قرار میگیرد! آیا میشود نگاه اصلی سازنده را در یک سریال پرهزینه چند میلیارد تومانی جرح و تعدیل کرد؟ پس به جای آن که پس از ساخته شدن اثر به جرح و تعدیل آن پرداخت باید با استفاده ازاندیشمندان متخصص در زمینه زیرمتن فیلمنامه و سریال و سینما، کار را به نحوی که شایسته تعالی فرهنگ عمومی است تغییر و پالایش داد. همچنین باید برایتهیهکنندگان و تولیدکنندگان آثار، جلسات آموزشی برگزار کرد و در این جلسات به تبیین اهداف نظام و آموزش چگونگی استفاده از هنر برای اعتلای فرهنگ عمومی پرداخت.»
ویژگیهای سریال مطلوب خانوادگی
سریال مطلوب خانوادگی چیست؟ ما برای خانواده ایرانی باید چه خوراکی تهیه کنیم که ضمن همذاتپنداری با قهرمانان و شخصیتهای داستان یک سریال با آنها همسو شده و از حالت روزمرگی خود را نجات دهد و به سمت تعالی و تقویت نظام خانواده واهداف خانوادگی خودش پیش برود؟
پوریامین به این پرسش که سریال مطلوب برای خانوادهها دارای چه ویژگیهایی است، این گونه پاسخ میدهد: «ما باید در سریالهای خود به مخاطب خویش چند چیز را آموزش دهیم؛ رعایت حقوق دیگران برای داشتن یک زندگی شهروندی سالم یکی از اصول است. برای اینکه این پیام را ارائه دهیم باید تلاش کنیم از پیامهای تکراری، شبهه افکن و تهمت زننده دوری کنیم. دومین مسئله رعایت اخلاق اسلامی و احترام به حقوق انسانی و شهروندی افراد است. این مضامین در تولید برنامهها با استفاده از عنصر جذابیت میتواند جامعه و خانواده را به سمت سعادتمند شدن پیش ببرد. همچنین تسری امر محبت و عشق و ازخودگذشتگی، عناصری هستند که در فرهنگ عمومی ما نقش مهمی دارند. احترام به پدر و مادر، احترام به بزرگتر، توجه به کودکان، مسائل مهمی است که در سریالهای ساخته شده در یک دهه اخیر کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. به طور مثال، در یک سریال معروف خارجی دیدم که حتی یک قاتل هر گاه به مادرش میرسید دستان مادرش را میبوسید. شما در کدام سریال تلویزیونی سراغ دارید که شخصیتها دست مادر خود را ببوسند؟ مسئله دیگر گسترش همدلی است؛ ریشه فرهنگی مردم ایران برمبنای همدلی، قهرمانپروری و رشادت استوار است و باید در فیلمها و سریالهای ما این نقش به خوبی به نمایش در بیاید و بازی کنند.»
این نویسنده تاکید میکند: «مضامین بالا باید در قالب هنری تولید شود تا خانوادهها آنها را باور کنند و بتوانند با الگوبرداری از آنها در ذهنشان تثبیت کنند. متاسفانه آثاری که در حوزه خانواده تولید میشود معمولا از روح زمانه دور هستند.»
پوریامین درباره علت دور بودن فضای سریالهای خانواده محور با مسائل روز جامعه توضیح میدهد: « معمولا روال اینگونه است که بسیاری از تولیدکنندگان آثار، براساس یک مضمون خانوادگی، فیلمنامه سریالی را مینویسند و آن را به مدیران صداوسیما که دائم درحال تغییر هستند ارائه میکنند. بعضا مدیران هم بنا بر سلیقه شخصی یا بنا بر بودجه نمیپذیرند؛ همین فیلمنامه چند سال بعد به خورد مسئول جدید داده میشود و تولید شده و به نمایش درمیآید! برای همین اثر ساخته شده روزآمدی ندارد. بهروزرسانی و تشخیص روزآمدی یک فیلمنامه از عهده یک مدیر بر نمیآید، بلکه به عهده کارشناسانی است که زیرمتن اثر نمایشی را میشناسند. در تمام شبکهها باید شورایی از فیلمنامهنویسهای انقلابی و اسلامی حضور داشته باشند. اگر ما میخواهیم در آینده فرزندانمان و خانوادههای ما اثری از انقلاب اسلامی بماند باید متبحرین حوزه فیلم و سریال با تخصص و تعهد بالا را شناسایی و از آنان استفاده کنیم.»
استفاده از یک منبع عظیم
یکی از منابعی که در سالهای بعد از انقلاب اسلامی به تحول در سینما و سریالسازی تلویزیونی انجامید، نزدیکتر شدن عوامل و هنرمندان این عرصهها به فرهنگ دینی بود.
برخی از سریالها با الهام از برخی قصص قرآنی، جاودانه و جهانی شدند؛ مثل مجموعه ماندگار «یوسف پیامبر» که در دهها کشور دنیا پخش شد ومخاطب میلیاردی یافت. اما متن دین چگونه میتواند به بازتولید سریال خانوادگی مطلوب کمک کند؟
انوشه میرمرعشی، نویسنده فعال فرهنگی و کارشناس رسانه در گفت وگو با گزارشگر کیهان میگوید: «سریالهای خانوادگی چند سال اخیر تلویزیون را از دو منظر میتوان بررسی کرد؛ اول در فیلمنامه و محتواست که چه تعریفی از روابط اعضای خانواده دارد و این هم به اصول اعتقادی و شناخت و باور و پایبندی نویسنده فیلمنامه به آن اصول و اعتقادات بر میگردد. به طور مثال، در فیلمنامه بسیاری از سریالهای تلویزیونی دیده شده که دختر و پسری با هم قصد ازدواج دارند، بدون اینکه حتی موضوع ازدواج بین خانوادهها مطرح شده باشد روابط دوستانه بین آن دختر و پسر شکل میگیرد و این نوع رابطه به شکل یک موضوع کاملا عادی به نمایش در میآید. این درحالی است که جدای از مسئله شرعیاش این نوع روابط برای عموم مردم در کشور ما دارای کراهت است و در بسیاری از خانوادهها حتی در شهرهای بزرگ هم امر خلاف عرف محسوب میشود. اما فیلمنامهنویسان سریالهای تلویزیونی با ترویج این نوع روابط در واقع درحال سست کردن خانواده هستند. از منظر کارگردانی هم مسئله حیازدایی از خانواده ایرانی و نشان دادن نوع پوشش خانمها و آقایان، نوع سخن گفتن، حتی نحوه نشستن در خانه قابل بررسی است.»
وی به ذکر مصادیقی از سریال خوب پرداخته و چنین اظهار نظر میکند: «در تلویزیون، سریالهایی داشته ایم که به این ظرائف دقت کردهاند. مثل سریال «وضعیت سفید» که درآن به حرمت والدین، همسران و... توجه و دقت شده بود. جالب است کههادی مقدم دوست چند سال پس از آن، در سریال «سرباز» هم وقتی به آسیب شناسی روابط خانوادگی میپردازد باز هم همان حرمتها را مدنظر دارد. در سریالهای دهههای قبل نیز حرمتها محکم نگه داشته میشد. سازندگان سریالهایی چون همسران، خانه سبز، دنیای شیرین، دنیای شیرین دریا و... ظرائفی را میشناختند و در تولید این آثار به آنها پایبند بودند.»
مرعشی در پاسخ به این سؤال که برای رسیدن به سریال مطلوب خانوادگی چه باید کرد هم بیان میکند: «فیلمنامهنویسها و کارگردانهای سریالهای ما قبل از هر چیزی باید نگاه به خانواده از منظر دین و قرآن را بشناسند. یعنی بدانند خانواده، نقش زن، نقش همسر، حقوق متقابل والدین و فرزندان از نگاه قرآن چه تعریفی دارد. گمان میکنم اگر به خیلی از فیلمنامهنویسها گفته شود که «رساله حقوق» امام سجاد(ع) را بخوانند برایشان عجیب باشد. اما وقتی نخوانند و ندانند که حقوق اعضای خانواده نسبت به یکدیگر چگونه است خروجیاش سریالهایی است که ظاهرا در پی تحکیم خانواده هستند اما در محتوا، ضد این هدف را اعمال میکنند. برخی فیلمنامهنویسهای ما عموما نه تنها مطالعه دینی ندارند بلکه حتی مطالعه عمیق اجتماعی هم ندارند و اقشار و طبقات و گروههای اجتماعی را به خوبی نمیشناسند و در نتیجه خروجی کارشان سطحی و بعضا ضد اهدافشان است.»