بحران جمعیتی ایران؛ هیولای خفتهای که بیدار میشود؟- بخش دوم
ایسـتاده بر پرتگاه شاخصهای جمعیتی
موفقیت در هر حوزه ای، نیازمند همراه شدن مولفههای مختلف با یک عنصر کلیدی به نام «نیروی انسانی کارآمد و فعال» است. در مقام مقایسه، نیروی انسانی همان نقشی را در رسیدن به اهداف کوچک و بزرگ ایفا میکند که رقم یک در تشکیل اعداد صد، هزار، یک میلیون، ده میلیون، ده تریلیون، صد بیلیون و... ایفا کرده است. به زبانی دیگر، با عدم وجود نیروی انسانی فعال، رسیدن به موفقیت در هر حوزه ای، چیزی جز مشتی موهومات نیست.
خبر بد برای آینده اما این است؛ نشانگرهای جمعیتی کشور ما اکنون به صورت خطرناکی در وضعیت هشدار قرار گرفتهاند. امری که اگر سریعا فکری برای آن نشود، آینده موجودیت کشورمان را در معرض خطری چندجانبه، جدی و عمیق قرار خواهد داد.
این در حالی است که به گفته دکتر صادق ستاریفر، مدیرکل مطالعات آموزش و فرهنگ مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، نتایج پیمایش ملی انجام شده توسط این نهاد تخصصی در سال 98، نشان میدهد غالب مردم به لحاظ نگرشی دو فرزند را کافی نمیدانند و بیش از 60 درصد گفتهاند که حداقل 3 فرزند میخواهند!
با این وجود، شاخصهای آماری نشان میدهد ما با سرعتی زیاد در حال حرکت به سمت اعماق بحرانی درازدامن و فراگیر در حوزه مسائل جمعیتی هستیم. دکتر ستاری فر طی مصاحبهای که در دی ماه سال جاری با خبرگزاری تسنیم داشته است، میگوید:«هم اکنون رشد سالمندی کشور 3. 68 درصد و رشد جوانی ما منفی3.28 درصد است. یعنی ما در 20 سال آینده حدوداً 19 میلیون نفر سالمند داریم! برآوردهای دقیقی که انجام شده است میگوید تا سال 1430 حدوداً 26 درصد جمعیت کشور سالمند خواهند بود یعنی بهازای هر 4 نفر در سال 1430 یک نفر سالمند داریم! همچنین برآوردها میگویند هر وقت این نسبت 8 به یک شد یعنی از هر 8 نفر یک سالمند بود آنجا آستانه شکست نظام اقتصادی و ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی است. ما در زمان حاضر نسبتمان 9 یا 10 به یک است و به شدت در حال نزدیک شدن به آستانه هستیم! »
چنانکه در قسمت پیشین این گزارش اشاره شد با وجود این شرایط وخیم جمعیتی در سطح کشور اما، طرح «جمعیت و تعالی خانواده» قریب 8 سال به بهانه بار مالی زیاد در دو مجلس متوالی معطل مانده و به قانون تبدیل نشده است. این در حالی است که اگر تصویب و اجرای فوری این طرح در مجلس حاضر هم با چنین موانعی روبهرو شود، خطرات فراوانی برای آینده کشور در پی خواهد داشت.
ضرورت استفاده از ظرفیتها
مدیرکل مطالعات آموزش و فرهنگ مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در همین زمینه به درستی با اشاره به متولدین دهههای 60 و 70 به تسنیم گفته است: « ما جمعیتی داریم که در سن باروری هستند (متولدین دهه 60 و 70) که اگر از ظرفیت جمعیتی آنها استفاده نکنیم وارد سیاهچاله جمعیتی میشویم.»
بچهدار شدن متولدین دهه شصت و هفتاد در این اوضاع اقتصادی اما طبعا به همین سادگیها هم نیست. به خصوص آنکه ما در قیاس با زمان تولد این افراد، با گسترش بحران جدیدی به نام ناباروری بخش زیادی از زوجهای جوان مواجه هستیم.
فاطمه محمدبیگی نماینده مردم قزوین و دبیر کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی در همین زمینه به خبرگزاری مهر گفته است:« ما در دهه 60 فقط 8 درصد ناباروری در کشور داشتیم که در دهه 70 این رقم به 12 درصد رسید؛ در دهه 80 به 15 درصد افزایش پیدا کرده و در دهه 90 به حدود 21 درصد رسیده است.»
فروردین ماه 96، دكتر محمدمهدي آخوندي؛ رئيس انجمن علمي جنينشناسي و بيولوژي توليدمثل کشور نیز با ارائه آماری در همین زمینه میگوید:« با استناد به آمار سال1395، سرشماري نفوس و مسكن و بررسيهاي حدود 24ميليون و 200هزار جمعيت خانوار كشور و آمار 20درصدي ناباروري، ميزان زوجهاي نابارور كشور قريب به 5ميليون زوج است.»
این یعنی آنکه هم اکنون حداقل10 میلیون از جمعیت کشور به صورت مستقیم با مسئله ناباروری دست و پنجه نرم میکنند. تمام این شواهد نشان میدهد تصویب فوری و عملیاتی شدن طرح «جمعیت و تعالی خانواده» در مجلس برای حمایت و تشویق فرزندآوری چقدر حیاتی و مهم است.
راهکار مقابله با کاهش جمعیت
بر این اساس به نظر میرسد ما اگر نتوانیم طی حداکثر یک دهه آینده از پنجره جمعیتی متولدین دهه 60 و 70 برای پوشش دادن بحران کاهش جمعیت استفاده کنیم، ناگزیر با رشد زیر صفر و منفی جمعیت مواجه خواهیم شد. امری که با استناد به تجربههای جهانی، بازگشت از آن به بالای سطح جایگزینی، امری تقریبا ناممکن است.
صالح قاسمی کارشناس حوزه جمعیت در همین زمینه به گزارشگر کیهان میگوید:
«وضعیت ما در بحث جمعیت بحرانی است و اگر فکری به حال نهاد خانواده و مسئله فرزندآوری نکنیم به زودی در تله باروری قرار میگیریم و دیگر آن وقت با اعمال سیاستهای جمعیتی هم نخواهیم توانست این چالش را مدیریت کنیم. ما بحران جمعیت را نمیتوانیم از بین ببریم بلکه باید تلاش کنیم تا بتوانیم پیامدهای این چالش را به حداقل برسانیم. اگرچه هیچ کشوری با شدت ما دچار کاهش نرخ جمعیت نشده است ولیکن کشورهای مختلفی با این مسئله دست بهگریبان بودهاند که الگوهای موفق و ناموفقی برای مواجهه با این بحران دارند. باید از تجارب اینها استفاده کرده، سیاستهای موفق را بومی سازی و اجرا کنیم. سه محور اصلی این تجارب هم مشوقهای اقتصادی، فرهنگ سازی و ارزشگذاری اجتماعی برای فرزندآوری و سیاستهای مهاجرتی است.»
این کارشناس حوزه مسائل جمعیتی با اشاره به برخوردهای بعضا نادرستی که با اتباع خارجی در سطح کشور میشود میافزاید:« ما باید مدیریت کاهش مهاجرت به خارج و جذب مهاجر خارجی را در دستور کار خود قرار دهیم. باید نظام مدیریتی و برنامهریزی کشور دست از این همه بیمسئولتی و رفتار غیرعلمی و غیرکارشناسی در حوزه رفتار با مهاجرین بردارد. تفاوت ما با کشورهای اروپایی به لحاظ فرهنگی و اجتماعی بدین معنی نیست که مدیریت موضوع مهاجرت در کشور عملی نباشد. ما امروز جذابیتی برای جذب مهاجر نخبگانی نداریم، با این حال نباید از این سیاستگذاری غفلت کنیم. امروز وقت آن است که برای دو سه دهه آینده سیاست مهاجرتی وضع کنیم. اولا باید از مهاجرفرستی بیش از این پیشگیری کنیم. ثانیا در حوزه مهاجرپذیری، برعکس نگاهی که امروز غالب است، من معتقدم میتوانیم از کشورهایی که قرابت فرهنگی و سیاسی با ما دارند و در دایره گفتمان انقلاب اسلامی قرار دارند مهاجرپذیری خوبی داشته باشیم. ما اگر امروز از کشورهایی که قرابت فرهنگی و دینی با ما دارند مهاجرپذیری نکنیم، در دو سه دهه آینده ممکن است مجبور شویم از کشورهایی که ممکن است ما را دچار آسیب کنند مهاجرپذیری کنیم.»
اولویت راهکارهای افزایش جمعیت
با این وجود به نظر میرسد تکیه بر راهکارهای افزایش جمعیت در داخل کشور حتما در اولویت است و تصویب و اجرایی شدن طرح مجلس در این زمینه بالاخره خواهد توانست بخشی از مشکلات موجود در این حوزه را حل کند. هر چند نمیتوان لزوم تغییر در نگاه به سیاستهای مهاجرتی را نادیده انگاشت. طرح جمعیت و تعالی خانواده اما چیست؟ هم اکنون در چه شرایطی قرار دارد و چقدر میتوان به عملیاتی شدن آن طبق بودجه سال آینده امیدوار بود؟
دکتر غلامرضا منتظری نماینده مردم گرگان و آق قلا در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون فرهنگی در همین زمینه به گزارشگر کیهان میگوید:« پیرو تاکید رهبر انقلاب مبنی بر اهمیت مسئله جمعیت، دنبال کردن طرح معطل مانده جمعیت و تعالی خانواده در دستور کار کمیسیون فرهنگی قرار گرفت و طبق بررسی، مشخص شد در مجلس قبلی گامهای اولیه برداشته شده است. ما برای اینکه گام دوم، کاملتر و پختهتر باشد و بعد از تصویب، اما و اگر و ای کاش در کار نباشد، از تمام نهادها سازمانها، تشکلهای بخش خصوصی که در حوزه جمعیت کار کرده بودند و تجربه مفیدی داشتند دعوت کردیم تا در این زمینه نظر بدهند. مجموعه طرحها به هم گره خورد و طرح پیشنهادی که درواقع مدل دوم محسوب میشد، به وجود آمد.»
منتظری با بیان اینکه گام بعدی، دعوت دستگاههای مختلف بود، میافزاید:« مثلا اگر قرار بود وزارت راه و شهرسازی در حوزه مسکن اقدامی انجام دهد کارشناسان آنها دعوت شدند تا وقتی طرح مصوب میشود، احساس بیگانگی نکنند و بدانند خودشان در تصویب آن نقش داشتهاند. نظرات، در حد مقدور از تمام دستگاههای مرتبط گرفته شد. با این حال وقتی طرح به صحن آمد، پیشنهاد صحن این بود که این کار برای آنکه باز هم کاملتر شود به یک مجموعه کمیسیون تلفیق تخصصی سپرده شود. لذا از حدود نه کمیسیون اعم از آموزش، فرهنگی، اجتماعی، بهداشت و درمان، اقتصاد و... افرادی انتخاب شدند تا مجددا به بازخوانی این طرح مبادرت کنند و وقت زیادی هم روی این کار گذاشته شد. 72 ماده طرح نهایی، حاصل تقریبا 72 جلسه کمیسیون مشترک و کمیسیون فرهنگی محسوب میشود که الان در دستور کار صحن قرار گرفته ولی با توجه به اهمیت بحث بودجه، هنوز مطرح نشده است و امیدواریم در اولین فرصت طرح شود.»
نماینده مردم گرگان در مجلس پیرامون تمهیدات این کمیسیون تخصصی برای تامین بار مالی طرح مذکور نیز به گزارشگر کیهان میگوید:
« نشستهای مختلفی با آقای دکتر نوبخت برگزار شده است. معاون پارلمانی رئیسجمهور هم نامهای به آقای روحانی نوشته و پنج الی شش دلیل آوردهاند که باید با این طرح همراهی شود. آقای آقاتهرانی رئیسکمیسیون فرهنگی با معاون اول رئیسجمهور نشستی داشتهاند و در این زمینه صحبت کردهاند. حاصل گفتوگوها امیدوارکننده است. تلاش دوستان در کمیسیون تلفیق هم این بوده است که در سال 1400 این طرح بتواند آغاز شود. البته انتظار نداریم که تمام اعتبارات مورد نیاز این طرح در گام نخست تخصیص داده شود ولی تلاش بر این است که در این دوره از مجلس، اعتباری برای این مسئله گذاشته شود و بخشهایی از آن عملیاتی شود.»
بر این اساس عملیاتی شدن کامل طرح جمعیت و تعالی خانواده ظاهرا باز هم به اما و اگر خواهد کشید. امری که حتما خبر خوبی برای وضعیت شاخصهای جمعیتی ایران نیست. با این وجود و علیرغم مهم بودن حمایت اقتصادی دولت از فرزندآوری اما باید توجه داشت که از افتادن به دام تک بعدی نگاه کردن مسئله کاهش جمعیت پرهیز شود. چنانکه مسائل فرهنگی بخش مهم دیگری از واقعیت تلخ کاهش جمعیت است و مرور شاخصهای جمعیتی استانهای مختلف با یکدیگر به وضوح چنین واقعیتی را پیش روی ما میگذارد. به عنوان مثال جوانترین جمعیت کشور در استان محروم سیستان و بلوچستان جای دارند و این در حالی است که استان برخوردار تهران دارای پایینترین نرخ باروری زنان در نمودار کشوری است. مسئله فرهنگ در شکلدهی به گونههای مختلف سیاستهای جمعیتی تا حدی تاثیرگذار است که کارشناسان معتقدند بحران کاهش جمعیت اساسا یک بحران فرهنگی است.
دکتر فاطمه محمد بیگی دبیر کمسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی در همین زمینه میگوید:« در کشورحدود ۱۹ میلیون جوان مجرد داریم؛ از سویی طبق آماری که در سال ۹۱ منتشر شده، تعداد افراد مجرد مستقل یعنی کسانی که ازدواج نکردهاند، اما با پدر و مادر خود نیز زندگی نمیکنند و به عبارتی زندگی مجردی مستقل را انتخاب کردهاند روز به روز در حال افزایش است.»
بنابر آنچه از واقعیات تلخ پدیده کاهش جمعیت کشور تا کنون گفته شد روشن است که برای مواجهه صحیح با این پدیده چندوجهی و گسترده باید یک هم افزایی و وحدت رویه بین دستگاههای مختلف کشور در این زمینه ایجاد شود. امری که متاسفانه هرگز دیده نشده است. ما در بخش بعدی این گزارش به مصادیق این ناهماهنگیها و تخلفات آشکار در حیطه وظایف قانونی برخی دستگاهها اشارههایی خواهیم داشت و سعی خواهیم کرد بر ابعاد دیگری از بحران کاهش جمعیت کشور نور بتابانیم.