کد خبر: ۲۱۲۰۷۹
تاریخ انتشار : ۱۰ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۹:۲۳

ستایش فیلمفارسی در تلویزیون وهابی‌ها!



پژمان کریمی

«سینمای سانسور» این نامی ‌است که طیفی از سینماگران معاند خارج‌نشین بر سینمای جمهوری اسلامی نهاده‌اند!
اما چرا سینمای سانسور؟
با پیروزی انقلاب اسلامی، بساط سینمایی که فیلمفارسی خوانده می‌شد، برچیده شد. سینمایی که کاباره، خانه فساد، مردان جاهل، زنان رقاصه، قصه‌های سطحی کپی‌شده از سینمای هند و ‌ترکیه، بزن‌بهادرهای عرق‌خور و عناصر بی‌هویت به ظاهر جوانمرد و... نشانه‌های روشن آن بود. سینمایی مهوع که صحنه‌های بی‌شرمانه غیراخلاقی را آشکارا پیش چشم می‌آورد و اغواگری را غایت خود قرار داده بود. سینمایی که شرط اصلی ورود بدان و بقای در آن، پرده‌دری بود و نفی پاکدامنی! سینمایی که ستارگان خود را در محله‌های بدنام و از بطن خانواده‌های متلاشی‌شده جست‌وجو می‌کرد. این سینمای منحوس نجس نه تنها هدف حمایت وزارت فرهنگ و هنر شاهنشاهی قرار داشت، که در کانون اعتنای دربار پهلوی بود و محمدرضا برخی معشوقه‌هایش- مانند پروین غفاری- را از بستر همین سینما عفن انتخاب کرد! این سینما اکنون در نگاه سینماگران معاند با جمهوری اسلامی، سینمای غیرسانسور شده نامیده می‌شود تا از قِبل آن؛ سرکوب فرهنگی و اختناق جامعه کنونی ایران اراده و افاده شود!
هفته گذشته شبکه‌ای معاند مستندی را به نمایش گذاشت که:
1- در ستایش سینمای پیش از انقلاب  اسلامی است.
2- در مذمت سینمای دینی و انقلابی است.
3- در آن؛ ممنوعیت نمایش «روابط ناسالم و صحنه‌های اغواگرانه» به‌عنوان آفت هنر و سینما و مصداق سانسور اندیشه و خلاقیت و حقوق انسانی(!) توصیف می‌شود.
 چه کسانی در این مستند سخن می‌گویند و از هنر به‌زعم خود اصیل دفاع می‌کنند؟ وقیحانه است:...
کسانی چون شهره اغداشلو! یک عنصر متعلق به بدنه فیلمفارسی که برای نجات از فقر و دربدری در لندن، به بهائیت گروید و با یک بازیگر بهایی ازدواج کرد. کسی که برای بازی در فیلم‌های ضد ایرانی و ضد اسلامی به سراغ او  می‌آیند. دیگر چه کسانی؟ یک مستندساز درجه چندم کمونیست که به‌دلیل همکاری با ساواک از اتهام علیه سلطنت پهلوی تبرئه شد و حالا جیره‌خور گروهک‌های سلطنت‌طلب است. و باز هم... چه کسانی؟ بازیگر ارمنی که نیمه‌عریان به بازی در فیلم‌ها می‌پرداخت و... و حالا این عناصر و این مفسدان دون، از اصالت هنر و شأن فیلمفارسی و تقبیح سینمای پس از پیروزی انقلاب اسلامی سخن می‌گویند!  افتخاری بزرگتر از این برای جمهوری اسلامی که مخالفانش جماعتی لاابالی‌اند، مفلسانی که هنوز اوج هنر را در قاب «نقص فنی» و«خاطرخواه»، «میرم بابا بخرم»، «مهدی مشکی و شلوارک داغ»، «برهنه تا ظهر با سرعت» و... پی‌جویی می‌کنند! از این جماعت سخیف‌تر و حقیرتر آنانی هستند که به‌عنوان کارگزار شبکه ایران‌اینترنشنال فعالیت می‌کنند و با پخش مستندهایی چون مستند هدف نظر؛ در جهت جا انداختن عناوین سبکسرانه‌ای چون سینمای سانسور و فرهنگ سینمای به‌زعم‌شان  غیرسانسور شده-  یعنی همان فیلمفارسی-  تقلا و سر و صدا
می‌کنند.
ایران‌اینترنشنال تلویزیونی است که با سرمایه دربار وهابی- سعودی و مشارکت ‌ام‌آی‌سیکس انگلیس و نیروی انسانی بی‌بی‌سی و شبکه بهایی-  صهیونیستی من‌وتو و نیز پادویی تعدادی از مدعیان فراری اصلاحات فعالیت می‌کند. این شبکه که با وجود بهره‌مندی از بودجه نفتی سعودی.
از بیمه کارمندانش خودداری می‌کند؛ تلاش می‌کند سردمدار جریان‌سازی علیه فرهنگ و هنر ایرانی و اسلامی باشد. اما غافل از این است که:
- به ماهیت وهابی و سعودی این شبکه وقوف عمومی وجود دارد.
- چون مقر تلویزیون انگلیس است؛ مخاطب  بسیار عادی نیز، اعتمادی به این شبکه و ‌دار و دسته‌اش ندارد.
- به‌دلیل تحلیل‌های سطحی و غیرمستند و محقق نشدن پیش‌بینی به اصطلاح کارشناسان این شبکه مثل همه‌گیر شدن اعتراض‌های ازاذل اوباش در برخی مقاطع زمانی؛ نگاهی حرفه‌ای به این شبکه وجود ندارد.
- کم‌‌سوادی مجریان شبکه موجب پس زدن مخاطب شده است.
بنابراین شبکه یاد شده، نه تنها جدی انگاشته نمی‌شود بلکه تولیدات آن نیز هیچ جذابیت و  تأثیر جدی و عمیقی بر اذهان مخاطب ایرانی ندارد.
فراموش نمی‌کنیم که پس از فتنه 88 به‌دلیل ریزش تماشاگران بی‌بی‌سی فارسی، این شبکه انگلیسی تصمیم گرفت به زور پخش موسیقی و سریال، مخاطب دست و پا کند. ‌ترفندی که گویا ایران‌اینترنشنال نیز به زودی نومیدانه، ناگزیر به بهره‌گیری از آن است.