روزهای ناخوش بازار بورس سرمایه و گلایههای مردم- بخش دوم
واکاوی علل سقوط شاخصها با امیـد اصـلاح بـازار
فرازوفرودهای بازار سرمایه در طول یک سال گذشته به حدی غیرطبیعی بوده که حتی کارشناسان هم در برخی موارد از تحلیل آن عاجز میماندند. به گفته این کارشناسان و فعالان بازار بورس، دخالتهای نابجا و جهتدار دولت از طریق شرکتهای دولتی و خصولتی علتهای اصلی نوسانهای غیرطبیعی بازار بوده است.
کارشناسان در تحلیل آنچه بر بازار سرمایه در یک سال گذشته رفت، مقاطعی را برجسته کرده و میگویند؛ بعد از شهادت سردار سلیمانی در آبان سال گذشته سقوط بازار و ترس از وقوع احتمال درگیری نظامی باعث سقوط یک هفته بازار گردید. بعد از آن پول هوشمند وارد بازار شد بهگونهای که ۳ روز بازار مثبت شد و سهمی برای خرید نبود. این پول هوشمند حرکت کرد و بعد از اصلاحاندک بازار در اسفندماه ۹۸ بازار سال جدید را پرقدرت آغاز کرد و به رشد خود ادامه داد.
آقای مجید پور واعظی، کارشناس بورس با ارائه این مطلب در گفتوگو با گزارشگر روزنامه کیهان اظهار میدارد: «همزمان با بازدهی بیشتر بازار سرمایه نسبت به بازارهای موازی و سود بانکی، خیل عظیمی از مردم به سمت بازار حرکت کرد و تقاضای جدیدی برای بازار و سهامها ایجاد شد.
در این میان سیاستهای دولت از جمله تسهیل ورود افراد به بازار باعث تسریع در این روند شد که البته این سیاستها قابلتأمل است. از جمله این سیاستها میتوان به حذف آزمون ورودی به کارگزاریها اشاره کرد.»
او در توضیح این مطلب میافزاید: «در این میان افرادی که وارد بازار میشدند از حداقل اطلاعات راجعبه خریدوفروش سهام برخوردار نبودند. رشد بازار سرمایه درسه ماهه ابتدای سال 99 روند صعودی بازار را رقم زد. در ادامه افراد کم ریسک هم که برای ورود به بازار سرمایه مردد بودند با طمع بهدستآوردن سودهای یکشبه وارد بازار شدند.
همچنین قولهای مسئولین در عالیترین سطح اجرایی دولت باعث اعتماد مردم شد این روند در سهماهه دوم سال ۹۹ روند جذب افراد را سرعت بخشید بهگونهای که بیشترین میزان ثبتنام در کارگزاریها را به ترتیب در تیر، مرداد، شهریور و حتی مهرماه رقم زد.»
عملیات فریب با شاخصهای رؤیایی
پول هوشمند که در آبان ۹۸ وارد بازار شده بود بعد از شاخص یک میلیون و هشتصد و در تیرماه از بازار خارج شد.
پور واعظی در این باره اظهار میدارد: «ازآنجاکه رشد سهام میتواند دائمی و همیشگی باشد قیمتها در مردادماه شروع به اصلاح کرد. در این میان افراد تازهوارد ضررهای هنگفتی را در سهامهایی که بنیادی بودند و اتفاقاً دولت تشویق به سرمایهگذاری در آنها کرده بود را متحمل شدند که این زیان تا ۷۰ درصد و حتی بیشتر هم میشد و دلیل آن پرکردن حجم مبنا و عرضه این سهامها در صفهای فروش سنگین توسط حقوقیها بود و این اصلاح در سهمهای کوچکتر به دلیل عدم پرکردن حجم مبنا کمتر بود ولی نقدپذیری این سهامها را با مشکل
مواجه کرد.»
او تصریح میکند: «نکته حائز اهمیت آن است که افرادی که فعال قدیمی بازار هم بودند باتوجهبه وعده هرروزه مسئولین مبنیبر بازگشت آرامش به بازار سرمایه و نیز تجربه قبلی از نگهداری سهام و سهامداری کمتر سهامهای خود را نقد کرده بودند و آنها نیز مانند بسیاری از افراد متحمل زیان شدند که البته تفاوت آنها با افراد عادی در این بود که از محل سود سرمایه و نه خود سرمایه متحمل زیان شدند.»
دلایل اصلی ریزش شاخصها
امروز پس از همه این فراز و نشیبها، مهمترین سؤال مردم (بهخصوص سهامداران بورس) این است که دلایل اصلی ریزش شاخصها در بورس و عدم ثبات در آن چیست؟ آقای مهدی ملکپور، فعال این بازار در پاسخ به این سؤال به گزارشگر روزنامه کیهان میگوید: «از جمله مهمترین دلایل ریزش بازار سرمایه میتوان به سیاستهای اشتباه دولت اشاره کرد که از جمله آن تسهیل ورود افراد به بازار بدون هیچگونه تخصص است. همچنین نگاه دولت به بازار سرمایه بعد از تحریمها و تشدید آنها به شکل منبع درآمد جدیدی بود که میتوانست از محل فروش سهامهای خود و نیز مالیات فروش سهام درآمد جدیدی را کسب کند که متأسفانه در عمل باعث تشویق مردم به سرمایهگذاری در بازار سرمایه و ارائه تصویری غیرواقعی از این بازار به آحاد جامعه شد.»
این فعال بازار سرمایه ادامه میدهد: «متأسفانه مردم با هدف کسب سودهای یکشبه بدون اطلاع و تخصص وارد بازار شدند و بهجای ورود پولهای پسانداز خود با سرمایههای اصلی زندگیشان از جمله فروش منزل مسکونی، اتومبیل، طلا، پولهای رهن منزل و غیره وارد بازار شدند تا سودهای بالای صددرصد را به دست آورند. عمده سرمایهگذاران تازهوارد بدون توجه به ارزش ذاتی و اصول اولیه بازار سرمایه اقدام به خرید در صفهای خرید و فروش بهصورت هیجانی در صفهای فروش میکردند.
در این میان فرصتطلبانی که در اینگونه مواقع سروکلهشان پیدا میشود بدون تخصص، سبد گردانی پولهایی را از افراد کمتجربه و کمسواد در حوزه بورس دریافت کردند و با وعده سودهای چند صددرصد برای آنها سبد گردانی میکردند و مبالغی را بابت سبد گردانی از مردم میگرفتند که حتی بعد از زیان در سهماهه دوم سال ۹۹ همچنان این مبالغ از مردم دریافت میشد.»
مدیریت بازار با وضع قوانین خلقالساعه
علاوهبر موارد اشاره شده در افت شدید شاخصها، نباید از نقش قوانین یکشبه غافل شد که بسیاری از این قوانین خلاف قوانین بالادستی کشور و اصول اقتصادی بازار سرمایه وضع شد. کارشناسان مواردی همچون دو زمانه کردن تایم معاملات و موکول کردن معاملات سهامهای بزرگ مانند سهامهای پالایشی و شستا به زمانهای غیراصلی را از جمله قوانین خلقالساعه در این حوزه میدانند.
ملکپور در بیان دیگر عوامل مؤثر در افت شاخصها اظهار میدارد: «متأسفانه حقوقیها و سرمایهداران بزرگ و رانتی که از قدیم در این بازار حضور داشتند بداخلاقیهای زیادی مرتکب شدند. فروش سهام در بالاترین حد ممکن، عدم خرید و ایجاد قفل صفحه فروش و یا عرضههای ناگهانی در وضعیت شکننده بازار مهمترین مصادیق این بداخلاقیهاست.»
او تصریح میکند: «متأسفانه همین حقوقیها در روزهای افول بازار و با بهانه نقدپذیری سهام بهاندازه حجم مبنا خرید کردند که باعث زیان بیشتر به افرادی بود که با دید سهامداری و بلندمدت اقدام به نگهداری سهام خود کردند. به طور مثال از سهامی که حدود ۷۰۰ الی ۸۰۰ میلیون صف خرید بود حقوقی تنها اقدام به خرید ۲۰ میلیون سهم کرد.»
امیدی به اصلاح بازار هست؟
اصلاح وضع کنونی بازار سرمایه در کوتاهمدت امری دشوار به نظر میرسد ولی نیازمند شجاعت سیاستگذار در این زمینه است. به نظر میرسد حذف دامنه نوسان و یا افزایش قابلتوجه آن تجربه موفقی است که در همه بازارهای مالی دنیا از گذشته تا به امروز وجود داشته است. مثلاً در بازار رمز ارزها خبر شکایت دولت فدرال آمریکا از سومین رمز ارز برتر دنیا ریپل باعث فروش هیجانی دارندگان آن شد. نکته قابلتوجه آن است که این هیجان در عرض چند روز تخلیه شد و حتی ریپل بعد از آن با رشد مواجه شد و مهمتر از آن، این کار باعث نقدپذیری بیشتر دارایی میشود.
آقای مالک عسکری، دیگر فعال بازار سرمایه در این باره به گزارشگر روزنامه کیهان میگوید: «در سطح دستگاه اجرائی عزم جدی برای اصلاح بازار وجود ندارد و دلیل تعلل در ایجاد بازار برتر برای سهامهای بزرگ و بنیادی میباشد. این سهامها، سهامهای شاخصسازی هستند که اصطلاحاً چشم بازار به آن است و در صورت صعود و یا افول آنها رشد یا کاهش سایر سهامهای متوسط و کوچک را به همراه دارد.»
عسکری تأکید میکند: «به نظر من سیاستهای فعلی دولت از جمله ایجاد بازارگردان با این شیوه اجرایی نهتنها باعث نقدپذیری و کمک به سرمایهگذاران خرد نمیشود بلکه باعث میشود از جیب بازارگردان سودهایی به جیب سهامداران بزرگ و حقوقیها که در وضعیت جاری بازار سرمایه مقصرند و غیراخلاقی عمل کردند برود.»
لزوم اصلاح قانون
مطابق قانون، سازمان بورس و زیرمجموعههای آنها نهادهای خود انتظام هستند. به این معنا که خودشان قوانین اجرایی را وضع و اجرا میکنند. در دنیا سازمانهای بورسی همانند بانکها نهادهایی غیردولتی هستند ولی متأسفانه در ایران این نهادها کاملاً دولتی هستند بهگونهای که در عالیترین سطح آنکه شورایعالی بورس میباشد وزرای دولت نقش کلیدی و تعیینکنندهای در سیاستگذاری دارند.
نمایندگان مجلس یازدهم که از ابتدای شکلگیری پیگیر نظارت بر این بازار هستند، علاوهبر نظارت وعده دادهاند که این قانون حتماً اصلاح خواهد شد و معنی ندارد که وزرای دولت در شورایعالی بورس حق رأی داشته باشند.
عسکری، فعال بازار سرمایه توضیح میدهد: «در مواردی حتی این سیاستها برخلاف منافع کل بازار سرمایه و اصول اقتصادی است. استعفای رئیسقبلی سازمان بورس در سال ۹۸ که دیدگاهی اقتصادی و متفاوت با دیدگاه سیاسی وزیر اقتصاد داشت شاهدی بر این مدعاست. در ادامه رئیسجدید آقای قالیباف اصل سیاستهای دولت را بهینه اجرا کرد که البته همانطور که اتخاذ تصمیمات سیاسی در هیچ جا و هیچ زمان موفق نبوده در بازار سرمایه فاجعه بدی را رقم زد.»
او در بخش پایانی گفتوگو با گزارشگر کیهان اظهار میدارد: «در کوتاهمدت همان گونه که تجربه گذشته بازار نشان میدهد (ورود مجلس در زمینه سیاستگذاری غلط دولت در اصلاح بازار پایه در شهریور ۹۸ باعث تعدیل این سیاست شد) ورود مجلس میتواند ترمز سیاستگذاری غلط دولت در این زمینه را بکشد و نمایندگان مردم از حقوق اقشار متوسط و ضعیف دفاع کنند. این اقدام باعث میشود رسالت اصلی بازار سرمایه که کمک به رونق تولید میباشد انجام پذیرد و باعث رشد اقتصادی کشور شود.»