روزهای ناخوش بازار بورس سرمایه و گلایههای مردم- بخش نخست
سرمایههایی که در نبود مدیریت آب شد!
رضا الماسی
قدیمترها یخ فروشهایی بودند که از اول صبح با قالبهای یخ به بازار میآمدند و هرچه فروش یخها به تاخیر میافتاد، سرمایه یخ فروش جلوی چشمش قطره قطره آب میشد. حکایت بسیاری از سرمایهگذارانی است که به تازگی با تشویق دولت و شخص رئیسجمهور وارد بازار سرمایه شدهاند، امروز شبیه همان یخ فروشانی شده که نزدیک ظهر سرمایه زندگیشان از بین رفته و کاری غیر از نظاره از دستشان بر نمیآید!
وقتی پای درد دل مردم مینشینی، تاسفی را در نگاه و گفتارهایشان مییابی که عمده آن از وضع بد اقتصادی ناشی شده است. قیمت مسکن فقط در طول چند ماه چندین برابر شد و برای جوانان به آرزویی تقریباً دست نیافتنی مبدل گشت. قیمت خودرو نیز بدتر از آن به جایی رسید که اگر یک نفر در دو سه سال اخیر در ایران نبوده و خبری هم از قیمتها نداشته باشد مطمئناً 100 میلیون شدن پراید را باور نمیکند و خیال میکند دستشانداختهای!
در این میان سوپرمنهایی در دولت پیدا شدند و با فوت کردن در حباب بازار بورس، به طرز عجیبی سرمایههای مردم را به سمت این بازار هُل دادند. بیآنکه ذرهای برایشان
مهم باشد که وقتی حباب بورس ترکید چه بلایی بر سر سرمایهگذاران غیرحرفهای آن خواهد آمد.
سقوط وحشتناک بورس و زیان
چند هزار میلیاردی مردم
حوزه بورس در روزهای اخیر باعث خشم بسیاری از مردم شده است. آقای روحانی در آخرین سال مدیریت خود به فکر ورود به بورس احتمالا با هدف جبران بخشی از کسری بودجه دولت افتاد.
به همین ترتیب با تشویق مستقیم مردم برای ورود به این عرصه شاخص بورس تا 2 میلیون واحد رشد کرد اما از مرداد ماه به این طرف همه چیز تغییر کرد و
یکی از بیسابقهترین سقوطهای
تاریخی در بورس ایران شکل گرفت. تا جایی که شاخص بورس به محدود 1.1 میلیون واحدی رسید و سرمایههای مردم
تا 50 درصد آب رفت.
بی توجهی به هشدارها
آن روزها هم هرچه کارشناسان اقتصادی هشدار میدادند که مردم را از چاله گرانیها به چاه سرمایهسوزی نیندازید، سرمست از اقبال مردم به بازار سرمایه این هشدارها را به سخره میگرفتند.
بسیاری از مردم نیز با اعتماد به وعده و وعیدها و البته بیتوجه به هشدارها، نه تنها سرمایه خود، بلکه حتی لوازم ضروری زندگی شان را (مثل خانه و ماشین) فروختند و وارد بازار سرمایه کردند. اما اکنون پس از یک بازه زمانی کوتاه، پیشبینی کارشناسان به وقوع پیوسته و سیل افرادی که با توصیه دولت آمدند، با ضررهایی بعضاً به شدت سنگین در حال فرار از بورس هستند.
خانم مظفری، یک خانه دار است که فرزندانش همه ازدواج کرده و مستقل شدهاند. او اندک سرمایهای نقدی در اختیار دارد که پس از یک عمر برایش باقی مانده و وقتی در اوضاع به هم ریختگی قیمتها میبیند که سرمایهاش روز به روز در حال کاهش است، تحت تاثیر تبلیغات سنگین بورسی شدن وارد این بازار میشود.
مظفری در گفتوگو با گزارشگر روزنامه کیهان میگوید: « از اوایل امسال به این طرف هر روز شاهد افزایش قیمتها در اجناس مختلف هستیم و شرایط به گونهای شد که هرچه گوش مان را به اخبار میدادیم، فقط وعده میشنیدیم و خبری از رسیدن آن وعدهها به بازار نبود.»
او میافزاید: «من هم مثل خیلیهای دیگر نگران بودم که سرمایهام روز به روز در حال نابود شدن است. اوایل سال دولت تبلیغ میکرد که مردم میتوانند با خرید سهام صندوقهایی که به دارا اول و دارا دوم معروف شد، به یک سود تقریباً تضمین شده برسند، چراکه دولت این سهمها را با تخفیفهای خوبی ارائه میکرد. اما در حال حاضر حال و روز هیچکدام از این دو صندوق خوب نیست و قیمت سهام دارا اول به قیمت اولیه و قیمت سهام دارا دوم تقریباً به نصف کاهش پیدا کرده است.»
این خانم خانهدار اظهار میدارد: « من حتی توصیه کارشناسان این بازار را هم گوش کردم و به هیچ عنوان وارد سهامهایی که یکبار در بورس عرضه شده و در بازار دوم خرید و فروش میشوند، نشدم. اما هم اکنون شاهدیم که از سهامهای صندوقهای دولتی و عرضههای اولیه هم دیگر آبی گرم نمیشود!»
آقای سمیعی، بازنشسته دولت درخصوص لزوم پاسخگویی مسئولان در مقابل مردم به گزارشگر روزنامه کیهان میگوید: « معمولاً در چنین مواقعی حداقل انتظار مردم از مسئولان مربوطه این است که در برابر عملکرد خود پاسخگو باشند و با حضور در صحنه، تلاشی برای جبران بخشی از ضررهای تحمیل شده به مردم نمایند.»
سمیعی تصریح میکند: «ما انتظار زیادی از مسئولان نداریم. اگر آنها خالصانه برای مردم و به خاطر خدا کار کنند، مطمئناً مردم هم در عرصههای گوناگون با آنها همراهی میکنند.»
مدیریت فشل مدیران دولتی
اما علیرغم وضعیت نابهسامان بورس در کمال ناباوری چندی قبل رئیسسازمان بورس بعد از 8 ماه فعالیت استعفا کرد و مشخص نیست در این وضعیت بحرانی آیا کسی حاضر است سکان بورس را بر عهده بگیرد یا خیر. نکته جالب توجه اینکه دولت با رونق مصنوعی بورس حدود 40 هزار میلیارد تومان از محل مالیات نقل و انتقال سهام، 30 هزار میلیارد تومان از محل فروش سهام دولت و160 هزار میلیارد تومان اوراق در بازار بدهی فروخته و از این محل درآمد قابل توجهی کسب کرده است.
مردم وقتی با این اعداد و ارقام مواجه میشوند، اعتمادشان بیش از گذشته نسبت به دولت از بین میرود. آقای نریمان سلیمانی، کارمند دولت و یکی از شهروندانی که به همراه موج ایجاد شده در جامعه وارد بازار سرمایه شده، در این باره به گزارشگر روزنامه کیهان میگوید: «امروز با شنیدن اخبار بورس و ضررهایی که به مردم تحمیل و سودهایی که عاید دولت شده، تازه میفهمم که با ورود به این بازیها چه کلاه گشادی بر سر مردم رفته است.»
او ادامه میدهد: «متاسفانه در این شرایط بد هیچ کس از دولت در کنار مردم نیست و همه تقصیرها را به گردن یکدیگر میاندازند. در این میان مسئولی خارج از دولت هم اگر پیدا بشود که پیگیر کار مردم باشد، به او میگویند دخالت نکن! واقعاً چه کسی باید پاسخگو باشد؟»
سلیمانی تصریح میکند: «ما هم مانند بسیاری از مردم با اعتماد به وعدههای مسئولان دولت برای خرید سهام صندوق دولتی دارا دوم، به تعداد اعضای خانواده اقدام کردیم. اما هم اکنون با گذشت زمان کوتاهی از باز شدن این سهام برای معامله در بورس ارزش آن به شدت کاهش یافته است. وقتی این ضررها را در کنار کاهش قدرت خرید، تورم سنگین، رکود و بیکاری بگذارید، واقعاً غیر قابل تحمل میشود. شرایط بد اقتصادی به گونهای است که من حتی همان خانهای که سال گذشته اجاره کرده بودم را نیز دیگر نمیتوانم اجاره کنم و مبلغ اجارهها 2 و نیم برابر افزایش یافته است. این در حالی است که با آب شدن سرمایه ام در بورس، سرمایهای برای اجاره کردن خانه ندارم.»
توزیع ثروت یا زیان دولت؟
در هفتههای اخیر تقریباً همه بازار وضعیت قرمز رنگی به خود گرفته و بسیاری از سهامداران نگران از آینده، دوباره وارد صفهای فروش شدهاند.
بر اساس آمارها، افت شاخصهای بورس، منجر به رشد 80 درصدی صفهای فروش طی هفتههای گذشته شده واندک اعتماد باقیمانده مردم با تصمیمات دولتیها و دخالتهای بیجای آنها در حال نابود شدن است.
به عنوان نمونه؛ همانطور که تعدادی از شهروندان در مصاحبه با گزارشگر روزنامه کیهان، به طور ویژه از سقوط ارزش صندوقهای ETF گلایه کردند، کاهش قیمت حدودا 50 درصدی از قیمت خرید و کاهش 70 درصدی با تخفیف داده شده، نشان از یک روند کاملا معکوس در توزیع ثروت میان سهامداران دارد.
از ابتدای تابستان که دولت تصمیم گرفت باقی سهام خود در برخی شرکتهای دولتی را از طریق صندوقهای ETF در 4 مرحله واگذار کند، دایم در حال تبلیغ این موضوع بود که این کار دولت نوعی توزیع ثروت میان همه اقشار مختلف جامعه است. اما اوضاع این روزهای صندوقهای مورد اشاره بیانگر واقعیتی دیگر است.
اما در همین یکی دو هفته گذشته، صندوق پالایش یکم یا همان دارا دوم بعد از گذشت دو ماه ریزش مداوم در محدوده 5 هزار تومان معامله میشد و عملا زیان 50 درصدی به سهامداران خود تحمیل کرد. این صندوق بیش از آنکه بخواهد توزیعکننده ثروت میان مردم باشد، ضرر و زیان دولت را در میان مردم توزیع کرده است. به طوری که در حدود 40 روزی که نماد پالایش یکم در حال معامله بوده، تنها 7 روز مثبت معامله شده و در باقی روزها منفی بوده است.
به اعتقاد کارشناسان بورس، یکی از عوامل مدیریت بازار، دخالتهایی است که به بهانه بازارگردانی صورت میگیرد. اما در هفتههای گذشته، بازارگردان نماد پالایش یکم از اتمام پول خود جهت حمایت از این نماد خبر داده بود. یعنی بازارگردان این سهم هم توان مالی برای حمایت از این سهم را ندارد.
شرایط تلخ این روزهای بازار سرمایه به عنوان یکی از اجزای اقتصاد کشور وقتی باعث تاسف بیشتر میشود که مسئولان اقتصادی کشور به خاطر همین شرایط هم سر مردم منت میگذارند.
به عنوان مشتی نمونه از خروارها منت مسئولان دولتی بر سر مردم میتوان به اظهارات اخیر رئیسکل بانک مرکزی اشاره کرد. آقای همتی در واکنش به انتقادها میگوید: «اگر جلوی بسیاری از زیادهخواهیها و پولپاشیها را نمیگرفتیم تورم بسیار شدیدی را لمس میکردیم، به طوری که دلار بالای ۵۰ هزار تومان و تورم فراتر از ۱۰۰ تا ۱۵۰ درصد پیش میرفت. در یک بازه زمانی، نرخ دلار را ۱۱ هزار تومان نگه داشتیم و بعد از آن هم با مشکل کرونا و محدودیت صادرات و بسته شدن مرزها مواجه شدیم.»
آقای اصغر حقیقت، جامعهشناس در واکنش به اینگونه ادعاهای مسئولان دولت به گزارشگر روزنامه کیهان میگوید: «اینطور صحبت کردن با مردم و از عملکرد خود راضی بودن اصلاً منطقی نیست. آقایان اگر وظایف خود را در کنترل اقتصاد انجام نمیدهند حداقل به زخم مردم نمک نپاشند.»
او ادامه میدهد: «اینگونه مواجهه با مردم نشان میدهد، برخی مسئولان ما نه تنها در حوزه مسئولیتی شان موفق نبودهاند بلکه در نحوه تعامل و ارتباطات عمومی و مدیریت روانی مردم آسیب دیده از فشارهای اقتصادی نیز به شدت ناتوان هستند.»