نگاهی به دو سریال از کره جنوبی
وقتی اختلاف طبقاتی سرگرم میکند!
فاطمه قاسمآبادی
در حال حاضر و با بیشتر شدن فشار روی قشر متوسط و ضعیف، در کشورهایی که با تفکرات سرمایهداری هدایت میشوند، مانند کره جنوبی، خشم و نفرت مردم عام، نسبت به اختلاف طبقاتی بین خودشان و سرمایهدارانی که برعکس آنها هر روز بر ثروتشان افزوده میشود، به شدت افزایش پیدا کرده و این خشم دیگر با تظاهرات و اعتراضهای خیابانی فروکش نمیکند.
در گذشته سیل سریالهایی با درون مایههای عشقی، درام، تاریخی و... از کره جنوبی، شبکههای مختلف دنیا را پوشش میداد و از آنجایی که صنعت سریال سازی، در این کشور به شدت پولساز است، نویسندگان و سریالسازان، هر روز و با توجه به سلیقههای مختلف موضوعاتی را انتخاب میکنند که درعین تنوع، مخاطبین را به خود جذب کند؛ در خود کرهجنوبی اما چند سالی است که سریالهای جنایی که درونمایه اصلی اختلاف طبقاتی و جنگ بین طبقه زیردست با سرمایهداران برای بقا را به تصویر میکشد، به شدت پر طرفدار شدهاند و نمرههای بالایی از جانب مخاطبین دریافت میکنند.
در دو سال اخیر سریالهایی مانند «قلعه آسمان» و «پنت هاوس: جنگ در زندگی» توانستهاند مخاطبین بسیاری را پای روایت خود بنشانند و جنگ بین این مرفهین بیرحم، به شدت مورد توجه بینندگان قرار گرفته است.
قلعه آسمان
داستان سریال «قلعه آسمان»، زندگی چهار زن را دنبال میکند که در شهرکی لاکچری به نام «قلعه آسمان» زندگی میکنند، این شهرک مخصوص افراد سطح بالای جامعه کرهجنوبی، با درآمدهای آنچنانی ساخته شده است. نقطه مشترک این چهار زن، رقابت شدیدی است که آنها در حال حاضر و برای قبولی فرزندانشان در رشتههای عالی دانشگاه سراسری، با هم دارند.
این رقابت که بین بچههای این زوجها هم به شدت به آنها فشار آورده، کمکم به جایی میرسد که هر خانواده سعی میکند برای پیشرفت، از روشهای غیر اخلاقی استفاده کند و به هر قیمتی، فرزند خود را بالا بکشد در این بین «هان سو جین» به عنوان زنی از قشر متوسط، که موفق شده با پزشکی به نام «کانگ جون» ازدواج کند و در مورد خانواده و گذشته خود به شهرکنشینان دروغ گفته، متوجه میشود که شاگرد زرنگ و بسیار باهوش دبیرستان دخترش، به نام «کیم هینا» در واقع دختر همسرش، از رابطه گذشتهاش است و این واقعیت، زندگی و رقابتهای او را وارد فازی جدید میکند....
پنت هاوس: جنگ در زندگی
داستان فصل اول سریال، در یک آپارتمان صد طبقه، در محله ثروتمندان کره جنوبی به نام «کانگنام» اتفاق میافتد. افرادی که در این آپارتمان لوکس واشرافی زندگی میکنند، همگی جزو سرمایهداران جامعه هستند.
«شیم سو ریون» زنی از طبقه مرفه اجتماع است که در ناز و نعمت بزرگ شده و اکنون با همسرش «جو دانته» که تاجر موفقی است، زندگی مرفهی دارد. این زوج، در طبقه آخر و پنت هاوس ساختمان زندگی میکنند و به نوعی بقیه افراد ساختمان را تحت تاثیر خود قرار میدهند.
در این بین «او یون هی» که از خانوادهای ضعیف است و زمانی به خاطر پارتیبازی یکی از افراد همین ساختمان، نتوانسته به موفقیت در رشته مورد علاقهاش برسد، حالا آرزو دارد زندگی دخترش را نجات بدهد و نگذارد مانند او زندگیاش تباه شود و در راستای همین هدف، زندگی او یون هی ، با افراد این ساختمان گره میخورد....
وقتی دختری به نام «مین سول آه» که در واقع دختر سو ریون، از ازدواج اولش است که توسط جو دانته به یتیمخانه فرستاده شده، وارد زندگی آنها میشود، طی ماجراهایی در یک شب بارانی، این دختر توسط یکی از افراد این ساختمان کشته میشود و ماجرای پیدا کردن قاتل مینسول آه و انتقام از عاملین این جنایت، هدف اصلی داستان است.
فرودستان، جانی یا قربانی؟
یکی از نقاط مشترک در دو سریال «قلعه آسمان» و «پنت هاوس»، در این مسئله است که در هر دو این سریالها دختر نوجوانی از قشر فرودست، سعی در ورود به زندگی این سرمایهداران را دارند و در هر دو سریال هم این دختران، با وجود قرابت خونی، مورد خشونت و بیرحمی ساکنین قرار میگیرند و در نهایت هم با فاصله زمانی، هر دو دختر با وجود استعداد بسیار زیاد و هوش بالا، کشته میشوند و بدون پیدا کردن فرصت برای بالا کشیدن خود، براحتی حذف میشوند....
این مسئله که در درگیری با سرمایهداران، همیشه فرودستان حتی زمانی که حق با آنهاست، ضربه اصلی را میخورند و آسیب واقعی به آنها میرسد، در هر دو سریال به خوبی به تصویر کشیده میشود و روی این مسئله تاکید میشود که رعایت فاصله بین دو قشر برای زنده ماندن و سلامتی خود قشر آسیب پذیر، مفید است!
در مورد فرودستانی که طی اتفاقاتی توانستهاند وارد قشر سرمایهدار بشوند هم این مسئله صدق میکند، در هر دو سریال زنی وجود دارد که توانسته از قشر پایین خود را بالا بکشد ولی برای اینکه سرمایهداران او را بپذیرند بهای سنگینی میپردازند و در نهایت هم یکی از دلایل مهم قتل دختر فرودست، بیتفاوتی و سکوت این زنان معرفی میشود. در معنای بهتر، این فرودستان تازه به دوران رسیده وقتی پایش بیفتد میتوانند برای نفع شخصی خود، حتی بیشتر از ثروتمندان بیرحم باشند!
این نگاه که در آن فرودستان همیشه باید فرودست باقی بمانند و دلیل قربانی یا جانی بودنشان به خودشان بر میگردد، حاکی از نگاه سرمایهدار سالارانه حاکم بر فضای کرهجنوبی است که در آن حتی در حد یک سریال خیالی تلویزیونی، با قشر ضعیف تا جایی هم ذات پنداری میشود که مشکل جدی برای بالادستیها بوجود نیاورند وگرنه آنها هم محکوم به مفتضح شدن و نابودی هستند، بدون اینکه دل کسی برایشان بسوزد.
وقتی ثروتمندان به جان یکدیگر میافتند
یکی از جذابیتهای مهم، در دو سریال «قلعه آسمان» و «پنت هاوس» در این نکته است که جدال بین سرمایهداران و به اصطلاح به جان هم افتادنشان را نشان مخاطب عام میدهد و به نوعی، دل بینندگانش را خنک میکند. هر چند که در هر دو سریال، اندکی در این به جان هم افتادنها اغراق میکنند ولی باز برای مخاطبین خسته از اختلاف طبقاتی، این درگیریها و جدالها جذاب به نظر میرسد.
کشمکشها، خیانتها و گهگاهی کتک کاریهای جانانهای که بین این سرمایهداران پیش میآید، طوری در طول سریال هدایت میشود که بینندگان با دیدنش احساس کنند، اندکی از انتقام قشر متوسط در حال گرفتن است!
در سریال «پنت هاوس»، مخاطبین فعلا با پایان فصل اول، جنایت کارهای اتو کشیده را میبیند که یک قدم مانده به مجازات، با کمک پول و ارتباطات خود، از زیر تنبیه در میروند و باید منتظر بود و دید که قرار است در فصل دوم نویسندگان چطور این ثروتمندان بیوجدان را به سزای اعمالشان برساند تا مخاطبین را راضی کنند.
جنگ سرگرمکننده
در سریال «قلعه آسمان»، نویسنده با رویکردی نسبتا منطقیتر، رفتار و اعمال طبقه مرفه را نقد میکند و به معضلاتشان میپردازد، ولی در «پنت هاوس»، مخاطبین درجه خشونت، اتفاقات دور از واقعیت و در کل رویکرد سرگرمکنندهتری را میبیند که سعی میکند با قدرت تمام از اختلاف طبقاتی که در حال گرفتن جان قشر متوسط و ضعیف است داستانی سرگرمکننده و مهیج بسازد و از بدبختیها و تفاوتهای ناجوانمردانه بین این دو قشر، برای سرگرم کردن مردم عادی بهره ببرد.
سریال «قلعه آسمان»، در نهایت توانست رکورد ریتینگ را در سال گذشته و بین سریالهای یک دهه اخیر کره جنوبی، بشکند و پنت هاوس هم در فصل اول خود توانست با ریتینگ بالای 30 درصد خود، در بین سریالهای در حال پخش، به پدیدهای خاص تبدیل شود و نشان دهد که روایت تعقیب وگریز این سرمایهداران نابکار، برای مردم قابل توجه بوده است.