نقش تغذیه مناسب بر سلامت خانواده، جامعه و توسعه کشور
بسیاری از بیماریهای ما از نوع تغذیه است و در عین حال درمان بسیاری دردها نیز در غذاهاست.
فتانه راحمی پور
بسیاری از بیماریهای ما از نوع تغذیه است و در عین حال درمان بسیاری دردها نیز در غذاهاست.
اگرچه در حال حاضر سطح دانش و آگاهی جامعه نسبت به مواد غذایی و الگوی تغذیه ارتقا یافته است اما در موارد زیادی داشتن دانش و علم الزاما باعث عمل صحیح نمیشود و چه بسیار مواد غذایی مضر که با وجود آگاهی، انسان آنها را مصرف میکند.
امروزه تکنولوژی به سمت کم تحرک کردن بشر پیش رفته است، در آخرین بررسی انجام شده مشخص شده 45 درصد بزرگسالان (جمعیت 15 تا 64 ساله) مبتلا به اضافه وزن و چاقی بودند. در این دوره زمانی متاسفانه تعداد زیادی از کودکان هم به چاقی مبتلا شدهاند اما آمار دقیقی در این زمینه وجود ندارد.
غذای سالم و به عبارت بهتر تغذیه سالم یکی از مهمترین و شاید اساسیترین راه دستیابی به سلامت جسم است گرچه در ارتقای سلامت روان نیز بیتأثیر نیست. متخصصان تغذیه همواره به افراد توصیه میکنند با اتخاذ عادات غذایی سالم علاوه بر تامین نیاز بدن به انرژی حتیالامکان خود را از اثرات عوامل بیماریزا حفظ کنند.
برای خوشبخت بودن باید جسم سالم و روح آرامی داشت و اگر جسممان را با خوردن غذاهای مفید سالم نگه داریم در نتیجه روحی آرام و سرحال خواهیم داشت. آرامش فکر در واقع باعث نشاط و شادابی میشود و اگر با تحریکاتی که از سوی بدن به فرد منتقل شود این آرامش از دست برود، در نتیجه انسان نمیتواند با آرامش به تفکر بپردازد.
افرادی که به استرس، ضعف حافظه، خستگی، افسردگی و... مبتلا هستند فقط از لحاظ روحی آسیبپذیر نیستند بلکه در معرض ابتلا به انواع بیماریهای جسمی و غیرواگیر قرار دارند.
طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی غذای سالم یا ایمن، غذایی است که از مواد اولیه سالم و ایمن تهیه شده باشد. به عبارتی، غذای سالم عاری از مواد زیانبخش و مضر و متشکل از اجزای مفید برای سلامت مصرفکنندگان است.
مراحل تهیه غذا شامل فرآوری، توزیع و مصرف به صورت یک زنجیره در هم تنیده است و چنانچه هر یک از این اجزاء دچار نقص یا کمبود شود، دیگر قسمتها نیز از آن متاثر خواهد شد و به طور کلی سلامت نهایی غذا مستلزم تامین سلامت همه این اجزاست. البته ویژگیهای دیگری نیز برای غذای سالم در نظر گرفته میشود، از جمله این که حتیالامکان به حالت طبیعی و کامل نزدیکتر بوده، تحت حداقل پردازش قرار گرفته، مواد مغذی و فیبر موجود در آنها حذف نشده و فاقد افزودنیهای سنتیک است.
بیماریهای غیرواگیر زاده تغذیه نادرست
بیماریهای غیر واگیر که به بیماریهای مزمن نیز معروف هستند همان گونه که از عنوانشان پیداست مسری نبوده و از فردی به فرد دیگر منتقل نمیشوند اما در عوض مدت طولانی در بدن باقی میمانند و به کندی نیز پیشرفت میکنند.
چهار نوع اصلی از بیماریهای غیرواگیر شامل امراض قلبی- عروقی، سرطانها، بیماریهای مزمن تنفسی و دیابت هستند.
آمار نشان میدهد که امروزه بیماریهای غیرواگیر با روندی نگرانکننده بر کشورهای با درآمد پایین و متوسط تأثیر گذاشته بهطوری که تقریبا 80درصد تمامی مرگ و میرهای ناشی از این بیماریها یعنی حدود 29میلیون مورد در این کشورها اتفاق میافتد.
پزشکان همچنین تأکید دارند که کودکان، بزرگسالان و افراد مسن در برابر فاکتورهای خطرزایی چون رژیم غذایی ناسالم، بیتحرکی، تماس با دود تنباکو یا تأثیرات مخرب مصرف مواد الکلی که به بروز بیماریهای غیرواگیر کمک میکنند، آسیبپذیرتر هستند.
این بیماریها از طریق محرکهایی همچون سن، رشد سریع و کنترل نشده پدیده شهرنشینی، جهانیسازی الگوهای زندگی ناسالم گسترش مییابد. بهطور مثال، پدیده جهانی شدن الگوهای زندگی ناسالم همچون رژیمهای غذایی ناسالم خود را در افراد مختلف از طریق افزایش فشار خون، گلوکز، لیپیدهای خون، اضافه وزن و چاقی نشان دهد.
فاکتورهای خطرزا
در بروز بیماریهای غیرواگیر
فاکتورهای خطرزای رفتاری شامل مصرف دخانیات، کمتحرکی و رژیم غذایی ناسالم عامل بیشترین موارد ابتلا به بیماریهای غیرواگیر هستند. آمار نشان میدهد که مصرف دخانیات سالانه تقریباً به مرگ شش میلیون نفر میانجامد و پیشبینیها حاکی از افزایش این آمار تا سال2030 میلادی و رسیدن به عدد هشت میلیون قربانی است. درعین حال حدود 3/2میلیون مورد مرگ و میرها در سال به عدم فعالیت بدنی کافی مرتبط است و تقریباً 1/7میلیون مورد از تلفات ناشی از این بیماریها به عدم مصرف مقادیر کافی میوهها و سبزی ها مربوط میشود.
براساس آمارهای موجود بیماریهای غیرواگیر هماینک درحدود 43درصد باری بیماریها را دربر میگیرد.
بیماریهای قلب و عروق، سرطانها، بیماریهای مزمن تنفسی و دیابت مهمترین تهدیدکنندههای حیات انسان محسوب شده و عوارض و ناتوانی ناشی از آنها بار سنگینی به خانوادهها، جوامع و دولتها تحمیل میکند.
تعداد مرگ به علت بیماریهای غیرواگیر در کشور نزدیک به 300هزار نفر است که 24درصد آن را افراد زیر 60سال تشکیل میدهند.
از طرفی سازمان بهداشت جهانی تخمین میزند که 72درصد تمام مرگها در ایران به علت بیماریهای غیرواگیر باشد.
آمارها نشان میدهد حدود 23درصد جمعیت 15 تا 44ساله کشور حداقل سه عامل از عوامل خطر بیماریهای غیرواگیر را دارا هستند و علاوه بر آن 53درصد افراد 45 تا 65ساله کشور حداقل سه عامل از عوامل خطر این بیماریها را دارا میباشند.
براساس آخرین مطالعه بررسی عوامل خطر در کشور در جمعیت 15 تا 64ساله، میزان چاقی 15درصد، شیوع فشار خون بالا 17درصد، فراوانی مصرف سیگار 12درصد و کمتحرکی 35درصد برآورد شده است.
سازمان بهداشت جهانی راهحل کنترل اپیدمی جهانی بیماریهای غیرواگیر را پیشگیری اولیه مبتنی بر برنامههای جامع و فراگیر جمعیتی عنوان میکند که اساس آن شناسایی، پیشگیری و کنترل مهمترین و شایعترین عوامل خطر (مصرف دخانیات و الکل، الگوی غذایی نامناسب و کمتحرکی) است.
نقش کلیدی تغذیه
در سلامت جسم و روان
تغذیه عاملی است که تعیینکننده سلامت و یا عدم سلامت فرد یا افراد است. هدف هر شخص از تغذیه فقط سیر شدن نیست بلکه هدف اصلی تغذیه رسیدن شش گروه مواد مغذی به بدن است. این مواد با تاثیرات خود باعث تامین نیازهای بدن و در نتیجه بدن و در نتیجه سلامتی اندامهای بدن است.
مواد مغذی در بدن باعث حفظ سلامتی روانی و جسمی فرد میشوند و برعکس با مصرف بیش از حد هر کدام از این مواد، فرد دچار بیماری میشود، مصرف بیش از حد فرآوردههای گوشتی موجب ایجاد سرطان میشود یا مصرف کم غلات که حاوی گروه ویتامینهای ب هستند، باعث ایجاد بیماریهای روانی از جمله پرخاشگری جنون و... میشود.
پس تغذیه در همه بخشهای زندگی افراد نقش دارد. از تاثیر در یادگیری سلامت جسمی و درمان بیماریها. اما عاملی دیگر هم که تغذیه با آن رابطه دارد و آن هم ورزش است.
تغذیه باعث ذخیرهسازی مواد در بدن و رساندن سوخت به بدن میشود و ورزش هم عاملی برای سوزاندن آن. پس ورزش با تغذیه رابطه مستقیم دارد و باعث سوختن مواد مازاد بر نیاز بدن (چربیهای ذخیره شده) و در نتیجه سلامتی میشود، زیرا هر چه میزان چربی کمتر باشد، درصد ابتلا به بیمایهای قلبی عروقی نیز کمتر است.
آمارها چه میگویند؟
سال 1391 وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی اقدام به اجرای طرح بررسی وضعیت اطلاعات و آگاهی تغذیهای مردم نمود.
نتایج این تحقیق شگفتآور و در برخی موارد هشداردهنده است. چون نشاندهنده آگاهی کم اقشار مختلف جامعه از اصول تغذیه صحیح میباشد. به موارد زیر دقت کنید:
- تنها 42 درصد از افراد، میوهها را به عنوان گروههای اصلی غذایی میشناسند.
- فقط درصد افراد نقش میوهها و 22 درصد آنها از نقش سبزیها در دریافت املاح آگاهی دارند.
- تنها 12 درصد از خانوارها از اهمیت غذایی فیبر آگاهی دارند و کمتر از 25 درصد از نقش آن در پیشگیری از بیماری غیرواگیر مثل سرطان، چاقی و اضافه وزن اطلاع دارند.
- تنها 5 درصد از خانوارها برای شست وشوی سبزی خوردن تمام مراحل 4 گانه را انجام میدهند.
- تنها 34 درصد از افراد روغن حیوانی را به عنوان مضرترین روغن خوراکی برای سلامت میدانند.
- به ترتیب 18 درصد و 11 درصد از خانوادهها از تاثیر نوشابههای گازدار بر بیاشتهایی و سوءتغذیه و از بین رفتن مینای دندان آگاه هستند.
- 40 درصد از خانوادهها از سس مایونز یا سسهای آماده به عنوان طعمدهنده برای سالاد استفاده میکنند.
- 29 درصد از خانوارها در مورد مصرف لبنیات پرچرب نگرش نامطلوب داشتند یا نظری نداشتند.
- فقط 20 درصد افراد از نقش شیر و لبنیات و 30 درصد آنها از نقش تخممرغ به عنوان منبع پروتئین آگاهی دارند.
- تنها 40 درصد از افراد سویا را به عنوان منبع تامین پروتئین میشناسند.
آیا فکر نمیکنید زمان آن رسیده است که نگرشی جدید در مورد تغذیه پیدا کنیم؟
وقتی که از بیماریهای غیرواگیر صحبت میکنیم بحث تغذیه جایگاه ویژهای را ایفا میکند؛ چرا که در پیشگیری از بیماریها و حتی ایجاد آن، تغذیه نقش به سزایی را بازی میکند.
با آموزش تغذیه سالم، فرهنگ و آداب صحیح را میتوان بین مردم ترویج داد؛ همچنین در برنامه سوم، چهارم و پنجم توسعه ارتقای فرهنگ و سواد تغذیه به عنوان برنامه تغذیه و غذا تاکید شده است و این بدین معناست که اگر بخواهیم الگوی تغذیه افراد را تغییر دهیم، باید سواد افراد را ارتقا دهیم که البته این ربطی به سواد علمی افراد ندارد.
از آن جهت که مهمترین علت شیوع بیماری مزمن در افراد، اضافه وزن و چاقی است، شعار ما کاهش اضافه وزن و چاقی است.
شیوه زندگی یکی از عوامل بروز چاقی بوده و اینکه افراد چه غذاهایی را استفاده میکنند و چگونه خوردن غذا در بروز چاقی موثر است.
دکتر ربابه شیخالاسلام معتقد است: انتخاب موادغذایی که هر روز وارد سبد غذایی خانواده میشود، به عواملی چون بودجه خانواده و سهمی از بودجه که برای خرید غذا اختصاص مییابد، از طرفی و از طرف دیگر به سلیقه و ذائقه فردی که از انواع موادغذایی موجود در بازار انتخاب میکند، بستگی دارد. بنابراین دانش تغذیهای این فرد که به طور معمول زن خانواده است، نقش مهمی در سلامت افراد خانواده و مهمتر از آن، چگونگی شکلگیری ذائقه افراد خانواده دارد.
آیا به این نکته فکر کردهاید که چرا بعضی از بیماریها در بعضی از خانوادهها بیشتر است و یا زن و شوهری که قرابت فامیلی نیز ندارند، بیماریهای مشابه میگیرند؟ گاهی زمینههای ارثی در این مسئله نقش دارد ولی در برخی مواقع نوع تغذیه میتواند به فردی که زمینه ارثی یک بیماری را دارد، کمک کند که مبتلا نشود و یا دیرتر به آن بیماری مبتلا شود و عکس آن، ممکن است کسی سابقه فامیلی و ارثی ابتلا به یک بیماری را نداشته باشد و در اسارت عادات و ذائقه تحمیلی خانواده کمکم شرایط ابتلا به آن بیماری برایش فراهم شود.
زن خانواده باید توجه داشته باشد که این سبد هر روز با چه موادی به خانه میآید؟ چه روغنی را برای خانه خود میخریم؟ از چه نوع گوشتی بیشتر استفاده میکنیم؟ چه انواعی از سبزی و صیفیجات را با چه میزانی در سبد غذایی خود جا میدهیم؟
از لبنیات در سبد چه سهمی را اختصاص میدهیم. به چه میزان از غذاهای نیمه آماده، سوسیس و کالباس، نوشابههای گازدار، تنقلات شور، شیرینیهای تازه و کیکهای خامهدار استفاده میکنیم؟ سبد هر روزه ما سهم نانهای سفید بیشتر است یا نان سبوسدار و غلات و حبوبات به چه میزان در سبد جایگاه دارند؟
ماهیها چه جایگاهی در سبد دارند؟ آیا سبد جایی برای تخممرغ روزانه برای همه بچهها دارد یا پفک و یخمک جای آن را گرفته است؟ آیا بچهها هر روز میوه و سبزی میخورند یا شکم خود را با شکلات و چیپس و نوشابه سیر میکنند؟
چاقی، دیابت، سکتههای قلبی، بیماریها و نارساییهای قلبی، افزایش فشار خون و عوارض زیاد آن، سکتههای مغزی و آسیبهای ناشی از آن، بیماریهای اسکلتی استخوانی، پوکی استخوان و سرطانهای گوناگون همه با بهبود تغذیه قابل پیشگیری هستند.
ولی آیا تمام تلاش یک زن به عنوان عنصر اصلی تغذیه خانواده برای تغذیه مطلوب کافی است؟
این نقش کلیدی است ولی نباید فراموش کرد که مسئولیتها در زمینه تغذیه خانواده میان بخشهای گوناگون دولت یعنی وزارتخانههای متولی تولید و واردات غذا، سیاستگذاران غذایی، مسئولان تنظیم بازار و قیمتها، جامعه علمی و رسانهها که متولی فرهنگسازی هستند، مشترک است اگرچه به نظر میرسد انتخاب سبد غذایی خانواده و تبدیل آن به سفره به وسیله زن خانواده صورت میگیرد ولی نگرش و نگاه مسئولان و متولیان سیاستگذاری غذا و تغذیه در یک کشور به زندگی، به حیات انسان به نیازهای سلولی، به رابطه توانمندیهای جسمی و ذهنی با تغذیه مناسب و اهمیت دوران پر نیاز رشد و آثار تغذیه مناسب بر سلامت خانوارها، جامعه و توسعه کشور است که راه ر ا برای تغذیه بهتر خانواده هموار میکند.
کشاورزی که از زراعت بدون سم یا مصرف حداقل سم بهره میبرد، کشاورزی که از روشهای بیولوژیک برای مبارزه با آفات نباتی استفاده میکند و کشاورزی که به حیات خاک و ریزمغذیهای خاک توجه دارد و اجازه نمیدهد با کودهای نامناسب مواد غذایی کشور خود تهدیدکننده سلامت باشند.متولیانی که میزان بیماری معلولیت، ناتوانی و مرگ را که به دولت و مردم تحمیل میشود، در یک کفه ترازو میگذارند و واردات غذا و قیمتهای مناسب غذایی را برای زندگی سالم مقرون به صرفهتر از پرداخت هزینههای سنگین و طاقتفرسا بیماریها و جراحیهای گران و تدارک دارو و تجهیزات پزشکی می دانند.
و نکته مهم دیگر اینکه گاهی سیاستگذاریها و پایش وضع تغذیهای جامعه، نگاه به شیوههای جدید تغذیه از سوی مسئولان غذا و تغذیه از آگاهی مادری جوان که فرصت فکر کردن به سبد و سفره را ندارد و خودش نیز برای هزینههای سنگین مجبور است پا به پای مردش کار کند، مهمتر است
همان طور که میدانید شیوه سنتی در حال تغییر است و اغلب جوامع شهری و به خصوص جوانان به جای انتخاب سبد و سفره، خود را در غذاهای حاضری،رستورانها، غذاهای خیابانی و سلف سرویسها مییابند و در شیوه جدید زندگی شهرنشینی که ماشین وحرکت و کار بیش از حد را به خانوادههای جوان تحمیل میکند، روند انتخاب سبد وتولید غذاهای خانگی برای داشتن سفره کمرنگ شده است ولی آنچه قابل توجه و تعمق است، این است که همین غذایی که میخوریم، در هر کجا که باشد باید انرژی، املاح و ویتامینهای موردنیاز میلیونها سلول متفاوت را تامین کند و یا شاید باید روش آموزش ما نیز تغییر کند.
همان طور که الگوی بیماریها در حال تغییر است، باید تفکرها و سیاستها و ساختارهای موجود را نیز برای مقابله با بیماریهای جدید تغییر داد.درست است که برای مبارزه با بیماریهای غیرواگیر، پیشگیریها باید از دوران جنینی آغاز شود و تغذیه نامناسب جنین در دوران بارداری مادر میتواند آثار زیانباری در دوران بزرگسالی کودک داشته باشد، به طور مسلم دوران کودکی زمان ساختن ذائقه کودک است. آموزش تغذیه در تمام سطوح از کودکستان تا دانشگاهها نقش موثری در پیشگیری از بیماریهای دژنراتیو دوران میانسالی دارد. ولی سیاستهای غذایی، دستورالعملها برای تغذیه در مهدهای کودک، دبستانها، اقدام برای تغذیه صحیح در تمام اماکن عمومی مانند دانشگاهها، خوابگاهها، ادارههای دولتی، سربازخانهها، نظارت دقیق بر رستورانها و مکانهای پخت و توزیع غذا و توجه به صنایع غذایی و تشویق آنها به برچسبگذاری تغذیهای، توجه به کلیه تبلیغات غذایی نیز باید مد توجه باشد.