سایهات، سایهسار امنیت
حسین اسرافیلی
سایهات، سایهسار امنیت
گامهایت، پر از صلابت کوه
دستهایت، نشان پرچم ما
سربلند، ایستاده و بشکوه
*
همصدا با طنین هیبت تو
خطه، امنیت فراوان داشت
ترس در جانشان فرو میریخت
سایههایی که رنگ شیطان داشت
*
بانگ فتحی بزرگ میپیچید
همصدا با طنین گام شما
بوی لبخند و فتح میآمد
با طلوع سلام و نام شما
*
آسمان، با دلت قرق کرده است
ندبههایت، هنوز هم برپاست
رعد، میپیچد و صدای تو باز
بر بلندای صخرهها، پیداست
*
رعد، نام تو را، دهن به دهن
با لب کوهها، به فریاد است
برق، از چشمهای تو آموخت
جلوه بر کوه و دشتها، داده است
*
روز و شب، تشنة شهادت بود
با خدا، بسته بود پیمانش
در پیاش، مثل ابر میگرید
دیدة سوگوار ایرانش
*
گرگهایی که تشنة خوناند
شب به شب، سایة تو میبویند
پوزه این گرازهای پلید
رد پایت، به دشت، میپویند
*
خون سردار سربلند، امروز
انتقامی بزرگ، میخواهد
ساحت مرز و بوم منطقه را
خالی از زخم و گرگ، میخواهد
*
همدل کوچههای خاکی بود
با یتیمان، همیشه الفت داشت
پارسا، ساده و صمیمی بود
بر دل و دیدهها، حکومت داشت
*
صد بهار و شکوفه و شادی
میشکفت از زلال لبخندش
محکم و استوار و پابرجا
با شهیدان، هماره پیوندش