کد خبر: ۲۰۶۶۹۰
تاریخ انتشار : ۰۲ دی ۱۳۹۹ - ۲۰:۵۲
ضرورت توجه به استان‌های آسیب‌پذیر از حوادث غیرمترقبه - بخش سوم

غفلت، سهل‌انگاری و پاس‌کاری مسئولان شهری عامل بحران آبگرفتگی





بحران آبگرفتگی اهواز و بوشهر و چند شهر دیگر مربوط به امروز و دیروز نیست بلکه محصول دوره‌های مختلف مدیریتی و یک سری علت و معلول است که زنجیروار به یکدیگر متصل شده‌اند تا شرایط نامیمون این روزهای اهواز و بوشهر و شهرهای آب گرفته را رقم بزنند.
از عدم اجرای شبکه آب‌های سطحی توسط شهرداری گرفته تا فرسودگی شبکه فاضلاب و اعتباراتی که آمد و معلوم نشد کجا هزینه شد؛ تا مدیرانی که هر کدام آمدند و ساز خود را زدند و رفتند و تنها صدایی که امروز از این ساز ناکوک درمی آید آه و ناله مردم خسارت‌دیده از آب گرفتگی‌هاست!
دستاورد مسئولان چه بود؟
 بررسی مشکلات مبتلا به سیستم از زبان یکی از کارشناسان و به اصطلاح استخوان خورد کرده‌های آن مستدل‌تر و قطعا شنیدنی‌تر است.  
یکی از کارشناسان زبده شرکت آبفا در گفت‌وگو با گزارشگر کیهان می‌گوید: «سیستم فاضلاب اهواز به دلیل فقدان سیستم مستقل دفع آب‌های سطحی به ناچار به صورت ترکیبی همزمان هم برای دفع فاضلاب و هم برای دفع آب‌های سطحی استفاده می‌شود. یعنی در زمان بارندگی آب‌های سطحی وارد مجاری سیستم فاضلاب می‌شوند و از طریق حدود 150 ایستگاه پمپاژ به سمت رودخانه یا تصفیه خانه‌ها دفع می‌شود.
دوره حدودا 15 ساله خشکسالی موجب شد که مسئولین شهرداری از وظیفه ذاتی خود یعنی اجرای سیستم دفع آب‌های سطحی غفلت کنند از طرف دیگر آبفای اهواز نیز آن گونه که باید در خدمات رسانی به ایستگاه‌ها مخصوصا خروجی‌های کنار رودخانه که نقش بسیار مهمی در هنگام بالا آمدن سطح رودخانه کارون و برگشت فاضلاب به شهر دارند. عمل نکرد.»
وی می‌افزاید:« از شهرداری شروع می‌کنم زیرا دفع آب‌های سطحی وظیفه ذاتی شهرداری است. سؤال این است که شهرداری چطور در سال‌های 73-74 وقتی با حدود 30 میلی متر بارندگی آب وارد منازل شد به فکر افتاد که شهر اهواز نیاز به این سیستم دارد و گام‌هایی نیز در این زمینه برداشت و طرح‌های مختلفی در نقاط مختلف شهر اهواز به مرحله اجرا درآورد. برای نمونه از ایستگاه الهادی تا اتوبان گلستان کانال روبازی برای دفع آب‌های سطحی در کنار خط فاضلاب اجرا شد. که بعدها شهرداری با دال بتنی آن را سرپوشیده کرد. اما آبفا در نهایت شبکه فاضلاب را به آن وصل کرد درحالی که این کانال با عرض یک متر و نیم خاص آب‌های سطحی طراحی و احداث شده بود.»
این کارشناس ادامه می‌دهد: «هر چند این کانال‌ها تنها 10 درصد از شهر را پوشش دادند ولی واقعا همین مقدار هم نقش به سزایی در کنترل آب‌های سطحی در آن مقطع داشت. برای نمونه در منطقه کمپلوی جنوبی، 80 درصد فاضلاب منطقه وارد ایستگاه الهادی می‌شد، پس احداث کانال مجزا برای آب‌های سطحی خیلی اثرگذار بود. چون ظرفیت ایستگاه الهادی به خاطر پایین بودن ظرفیت خروجی قابل افزایش نبود و نمی‌توانستیم پمپ جدید نصب کنیم. احداث این کانال‌ها بخش بزرگی از مشکل را حل کرد.»
وی اضافه می‌کند: « همزمان با احداث کانال‌ها اقدام دیگر نصب پمپ‌های تقویت‌کننده در ایستگاه‌ها بود. پمپ‌هایی که برای ایستگاه‌های پمپاژ فاضلاب طراحی شده و فقط مخصوص فاضلاب بود و توان آبدهی زیاد را ندارد، به همین دلیل در آن مقطع دیزل پمپ‌هایی تهیه شد با آبدهی بسیار بالا و سرعت زیاد و در ایستگاه‌های مادر نصب شدند.»
این کارشناس آب و فاضلاب می‌گوید:« برای تمام نقاط اصلی شهر و ایستگاه‌های خروجی برنامه‌های خاصی بود ولی متاسفانه نیمه کاره ماند و بعد از این اقدامات با ورود به دوره خشکسالی به نوعی مورد غفلت قرار گرفت و کارها رها شد. در حالی که اگر همان روند ادامه پیدا می‌کرد و طراحی جامعی برای سیستم دفع آب‌های سطحی اهواز انجام می‌شد و هر سال هر شهرداری می‌آمد بخشی از آن را اجرا می‌کرد اکنون شهرها دچار مشکل آبگرفتگی نبودند. البته متاسفانه اغلب کانال‌های احداث شده آب‌های سطحی هم به شبکه فاضلاب متصل و تغییر کاربری داده شدند.»
کارشناسان معتقدند متاسفانه برخی نگرش‌های مدیریتی نادرست هم به این مشکلات دامن زده از جمله فسخ برخی قرار‌دادها و خلع ید برخی پیمانکاران و یا اینکه گفته شد برای 4 روز بارندگی ارزش ندارد هزینه‌های کلان برای طرح آب‌های سطحی صورت بگیرد. ولی حالا که بارندگی‌ها افزایش پیدا کرده و مردم دچار خسارت شدند جوابی برای مردم ندارند!
یک کارشناس آب و فاضلاب به گزارشکر روزنامه کیهان می‌گوید:« شهرداری اهواز باید از همین امروز شروع کند و برای این کار مشاور بگیرد و سالانه اعتباری به این امر اختصاص بدهد و کانال‌ها و ایستگاه‌های مختص دفع آب‌های سطحی را احداث کند زیرا احداث کانال به تنهایی چاره کار نیست و ایستگاه‌های موجود برای دفع فاضلاب طراحی شده‌اند و ظرفیت ورود حجم بالای آب‌های سطحی را ندارند. »
خوشبختانه الگوی کار برای مهار آب در شهرهای آبگرفته وجود دارد اما متاسفانه گاها برنامه‌ای برای اجرای این الگوها درشهرها دیده نمی‌شود و این معضلی است که باید شهرداری‌ها به اتفاق دولت مردان آن را حل و فصل کنند.
 مثلا منطقه نیوساید اهواز حتی با 100 میلی متر بارندگی به خاطر تعبیه کانال‌های مجزای آب و فاضلاب دچار هیچگونه آبگرفتگی نمی‌شود. درست است که اجرای این طرح به دلیل تاسیسات زیرزمینی در اهواز کار دشواری است ولی نیاز شهر ایجاب می‌کند که این طرح اجرا شود.
یک متخصص آبفا می‌گوید:« سیستم دفع آب‌های سطحی اگر قرار است در شهر اهواز اجرا شود باید کانال ورودی روباز‌، ایستگاه و کانال خروجی‌های خاص خود را داشته باشد. روباز بودن کانال‌ها هم دلایل خاص خود را دارد. از جمله رصد و لایروبی آسان، البته در محل‌هایی نیز اجرای کانال روباز امکان‌پذیر نیست که می‌شود با دال‌های بتنی متحرک روی آن را پوشاند.»
ضرورت تقسیم کار بین مسئولان
گفته شده فعلا تا اجرای شبکه دفع آب‌های سطحی به خاطر ترکیبی بودن شبکه فاضلاب وظایف میان آبفا و شهرداری در شهر اهواز تقسیم می‌شود.
 از وظایف اصلی آبفا آماده نگه داشتن تجهیزات 150 ایستگاه پمپاژ فاضلاب خود و همچنین لایروبی خطوط شبکه است که باید در تابستان صورت بگیرد که به علت فقدان تجهیزات مکانیزه لایروبی به صورت سنتی انجام می‌شود و ناچاریم تا زمانی که
ماشین آلات جنتکس به‌اندازه کافی خریداری شود به وسیله تراکتور و صفحه کشی و گروه‌های پیاده لایروبی کنیم. اما باید تصریح کرد طی چند سال اخیر عملا لایروبی اساسی صورت نگرفته است. پیش‌تر قراردادهایی میان شهرداری و آبفا بسته می‌شد وحتی مناطق شهری و هزینه‌ها هم تقسیم و مشخص می‌شد اما مدت‌هاست که این کار انجام نمی‌شود.
یک کارشناس آبفا به گزارشگر روزنامه کیهان می‌گوید: «لایروبی باید چند ماه قبل از بارش و با گروه‌های متعدد و تعداد کارگر زیاد با نظارت دقیق و چندین گروه صفحه‌کشی انجام شود نه کار سطحی که اخیرا آبفا انجام داد.الان درب هر منهول را در شهر بردارید امکان ندارد کمتر از نیم متر لجن ببینید!»  
وی ادامه می‌دهد: «شبکه‌های زباله‌گیر واقع در ورودی ایستگاه‌های پمپاژ هم از اهمیت بسیار بالایی برخوردارند، باید وارسی، تعمیر و باز‌سازی و در فواصل منظم پاک‌سازی بشوند که در فصل بارش سالم باشند. مثلا تعداد زیادی از منهول‌های شهر اهواز درب ندارند و باعث می‌شود زباله وارد شبکه فاضلاب شود، اگر شبکه زباله‌گیر پمپ‌ها سالم باشد هیچ آشغالی نباید به سمت پمپ‌ها برود.»
وی ادامه می‌دهد: « مورد دیگر اینکه تمام ایستگاه‌ها باید به دیزل ژنراتور مجهز بشوند برای زمانی که برق می‌رود. زیرا کافی است 20 دقیقه ایستگاه پمپاژ از کار بیفتد همین باعث آبگرفتگی گسترده در بسیاری از خیابان‌ها می‌شود. از 150 ایستگاه فاضلاب اهواز تقریبا 80 تا 90 ایستگاه اصلی هستند که نیاز است از دیزل ژنراتور برخوردار باشند. در حال حاضر حدود 10 درصد ایستگاه‌ها مجهز به دیزل ژنراتور هستند که متاسفانه در زمان بارندگی هم آماده نیستند و دچار مشکل می‌شوند. طبق بررسی‌های صورت گرفته در بارندگی اخیر ایستگاه‌ها قریب به 100 پمپ کم داشتند و ژنراتورها آماده به کار نبودند پمپ‌های شهرداری هم دارای اشکال بودند. مثلا شهری مثل اهواز حداقل نیاز به
50 پمپ اس پی(خودمکش) و 100 دیزل پمپ دارد که باید توسط شهرداری تهیه می‌شد که کاری در این زمینه صورت نگرفته است و یا در بوشهر و در شهرها نیز باید این کارها صورت بگیرد.»
این کارشناس که مدیریت تاسیسات فاضلاب شرکت آبفا را در رزومه کاری خود دارد بیان می‌کند:
« چرا می‌گوییم سرویس و نگه داری و لایروبی و تجهیز ایستگاه‌ها باید قبل از فصل بارش انجام شود.چون ایستگاهی که پنج پمپ دارد باید سلامت همه پمپ‌هایش قبل از بحران چک شود، زیرا در موقع بارندگی خراب بودن یک پمپ هم اثرات منفی خود را خواهد داشت. به نظر می‌رسد در نگه داری تجهیزات موجود نیز همیتی نبوده است. اگر قادر به تهیه تجهیزات نیستیم حداقل سیستم موجود را سرپا نگه داریم. البته مدیریت شرکت آبفا با توجه به اینکه یک شرکت فنی و تخصصی هست در این میان از اهمیت بسزایی برخوردار است.»
کارشناسان و صاحب نظران معتقدند متاسفانه عدم ثبات مدیریتی و ورود مدیران خارج از بدنه و ناآشنا به اصول فنی از یک سو و جابه جایی نیروهای زبده فنی و کاهش انگیزه از سوی دیگر در نیروها در سال‌های اخیر ضربه سختی به این شرکت‌ها به ویژه به حفظ و نگهداری تاسیسات فاضلاب شهری وارد کرده است.
ادغام شرکت‌های آبفای اهواز با آبفاروستایی و آبفای خوزستان در واقع تیرخلاصی بود که به این شرکت زدند و در حال حاضر به سختی از پس هزینه‌های جاری خود برمی آید و تجهیز ایستگاه‌ها و خرید پمپ و سایر ملزومات را نباید از این شرکت انتظار داشت. وی در مورد پس‌زدگی فاضلاب در اهواز حتی قبل از بارندگی‌ها هم می‌گوید:« برخی مناطق اهواز که بیشتر مناطق حاشیه رودخانه هستند مثل امانیه اصلا ایستگاه پمپاژ ندارند و فاضلاب به صورت ثقلی به سمت رودخانه می‌رود و بالا زدن فاضلاب در این مناطق به خاطر عدم لایروبی خطوط شبکه است.
در زمان بارندگی وقتی حجم زیادی فاضلاب و آب از طریق خطوط به ایستگاهها منتقل می‌شود و ایستگاه توان دفع آن را ندارد آن را پس زده و مخلوطی از فاضلاب و آب از دریچه‌ها بیرون می‌زند.
بحثی که سال‌ها در اهواز مطرح بود پیدا کردن مقصر پس از آبگرفتگی‌ها بود و این قصور بین شهرداری و آبفا پاسکاری می‌شد. در مقطعی آب و فاضلاب کشور به مشاورین ابلاغ کرد در طراحی شبکه فاضلاب و تعبیه لوله‌ها حق ندارید آب‌های سطحی را لحاظ کنید. شبکه فقط باید مختص فاضلاب باشد. ولی این قانون در اهواز فقط سه ماه اجرا شد چون وضعیت اهواز واقعا متفاوت بود و می‌دانستیم که اگر انجام ندهیم چون شبکه دفع آب‌های سطحی وجود ندارد مجبوریم آب‌های سطحی را هم پوشش بدهیم پس فشار به شبکه فاضلاب وارد می‌شود در نتیجه در پیش‌بینی‌ها لحاظ شد.اما اینکه در حال حاضر همچنان اجرا می‌شود در‌هاله‌ای از ابهام است.»
عمر شبکه‌های سنتی روبه پایان است
یک مقام مسئول در استان خوزستان به گزارشگر کیهان می‌گوید: « حدود 300-400کیلومتر از شبکه سنتی فاضلاب که به بیش از 50 سال قبل برمی گردد کانال‌های طاق ضربی هستند که عمرشان رو به پایان است و امکان لایروبی مطلوب را می‌گیرد و هنگام عبور صفحه سقف لوله ریزش می‌کند، یعنی تا این حد فرسوده هستند. روزانه 100 تا 120 نقطه آدرس گرفتگی فاضلاب داریم و در شرایط عادی هم با
پس زدگی فاضلاب مواجهیم.» وی در مورد اعتبار تخصیص یافته و ورود قرارگاه خاتم الانبیا(ص) به طرح فاضلاب اهواز بیان می‌کند: «اگر در طرح جامع فاضلاب اهواز بازنگری نشود و در کنار مشاور این طرح از نیروهای مجرب آبفا اهواز که سابقه کار دارند و اولویت‌ها و نقاط کلیدی را می‌دانند استفاده نشود پیشرفت کار به نحو مطلوب
نخواهد بود.»