راهکارهای جلوگیری از استمرار مکر و حیله با پوشش تقدس(پرسش و پاسخ)
پرسش:
آیا سیاست قرآن بر نیزه کردن فقط در زمان امام علی(ع) اتفاق افتاد و مختص اوضاع و شرایط حکومت آن حضرت بود یا اینکه این سیاست بعد از چهارده قرن از تاریخ اسلام همچنان در جوامع اسلامی استمرار پیدا کرده است؟
پاسخ:
سیاست «قرآن بر نیزه کردن» چهارده قرن پیش اتفاق افتاده است اما در طول این مدت کم و بیش میان مسلمانان استمرار و رواج داشته است. مخصوصاً هر وقت مقدسمآبان و متظاهران زیاد میشوند و تظاهر به تقوا و زهد بازار پیدا میکند، سیاست قرآن بر نیزه کردن از طرف سوءاستفادهچیها رایج میگردد. درسهایی را باید از این سیاست آموخت که ذیلاً به آنها میپردازیم:
درسهایی از «سیاست قرآن بر نیزه کردن»
اگر شرایط و مقتضیاتی که در زمان امام علی(ع) بهوجود آمد در هر زمان و دوره دیگری از تاریخ تحولات جوامع اسلامی بهوجود آید، این سیاست کارآمد خواهد بود و میتواند نتایج مفید و مؤثری برای دشمنان به ارمغان آورد.
1- جاهلهای مقدس، سمبل مسلمان عملی شناخته شوند
درس اول این است که هر وقت جاهلها و نادانها و بیخبرها «مظهر تقدس و تقوا شناخته شوند و مردم آنها را سمبل مسلمان عملی بدانند، در این شرایط وسیله خوبی به دست زیرکهای منفعتپرست میافتد و آنها همواره این افراد را آلت دست مقاصد خویش قرار میدهند و از وجود آنها سدی محکم جلوی افکار مصلحان واقعی میسازند. بسیار دیده شده است که عناصر ضد اسلامی رسما از این وسیله استفاده کردهاند، یعنی نیروی خود اسلام را علیه اسلام به کار انداختهاند. استعمار غرب تجربه فراوانی در استفاده از این وسیله دارد، و در موقع خود از تحریک کاذب احساسات مسلمین خصوصاً در زمینه ایجاد تفرقه میان مسلمین بهرهگیری میکند. آری اگر توده مردم جاهل و بیخبر باشند، منافقان از سنگر خود اسلام استفاده میکنند. در ایران خودمان که مردم افتخار دوستی و ولایت اهل بیت(ع) را دارند، منافقان از نام مقدس اهل بیت و از سنگر مقدس «ولای اهلالبیت» سنگری علیه قرآن و اسلام و اهل بیت به نفع یهود غاصب (اسرائیل) میسازند، و این، شنیعترین اقسام ظلم به اسلام و قرآن و پیغمبر اکرم و اهل بیت آن بزرگوار است. پیامبر اکرم(ص) میفرماید: من از هجوم فقر و تنگدستی بر امت خود بیمناک نیستم. آنچه از آن بر امتم بیمناک هستم کجاندیشی است. آنچه فقر فکری بر امتم وارد میکند، فقر اقتصادی وارد نمیکند. (عوالی اللألی، ج 4، ص 39)
2- طرز استنباطمان از قرآن مدبرانه و صحیح نباشد
درس دوم این است که باید کوشش کنیم، طرز استنباطمان از قرآن مدبرانه و صحیح باشد. قرآن آنگاه راهنما و هادی است که مورد تدبر صحیح واقع شود، عالمانه تفسیر شود. از راهنماییهای اهل قرآن که راسخون در علوم قرآنند، بهره گرفته شود. تا طرز استنباطمان از قرآن صحیح نباشد و تا راه و رسم استفاده از قرآن را نیاموزیم، از آن بهرهمند نخواهیم شد. سودجویان و یا نادانان گاهی قرآن را میخوانند ولی نیت باطل را دنبال میکنند. همچنان که امام علی(ع) میفرماید: «کلمه حق یراد بها الباطل» آنها کلمه حق را میگویند و از آن اراده باطل میکنند. این نگاه جاهلانه و سودجویانه، عمل به قرآن و احیای آن نیست بلکه مقابله با قرآن و نابودی دین است. قرآن همواره مسائل را به صورت کلی و اصولی طرح میکند، ولی استنباط و تطبیق کلی بر جزئی بستگی به فهم و درک صحیح ما دارد. در قرآن ظلم و ظالم و عدل و حق آمده است اما باید دید مصادیق آنها کدام است، ظلمی را حق و حقی را ظلم تشخیص ندهیم، و بعد به موجب همین کلیات و به حکم قرآن (به خیال خودمان) سر عدالت و حق را نبریم. علی(ع) میفرماید: «انکم لن تعرفوا الرشد حتی تعرفوا الذی ترکه» هرگز حق را نخواهید شناخت و به راه راست پی نخواهید برد مگر آن کس که راه راست را رها کرده بشناسید. (نهجالبلاغه- خطبه 147)