کد خبر: ۱۹۹۹۹۰
تاریخ انتشار : ۱۲ مهر ۱۳۹۹ - ۲۱:۳۷

وصیت‌نامه‌ای از تنور نانوایی انقلاب!




عادل علی‌نژاد طیّبی
حسین جان پسرم وقت نیست، فقط مختصراً بگویم در خان‌طومانیم و چند ساعت دیگر عملیات داریم. قبلاً گفتنی‌ها را به مادرت گفته‌ام اما چند کلامی را حتماً باید با تو در میان بگذارم. ‌پسرم می‌دانم بدون من چه سختی‌هایی قرار است بِکِشی اما از این بابت غصه‌ای ندارم که سپردمت به صاحب همین حرم پاک دمشق. اما نگرانم بعداً حیران بشوی یا که حیرانت کنند که چرا پدرت رفت؟‌ می‌دانی پسرم؟! تاریخ، به ظاهر دستِ «نان» به نرخ روز‌ها است. اما این‌ها تاریخ را به پیش نمی‌برند. این‌ها تاریخ را مصرف می‌کنند تا زمانی‌که تاریخِ مصرفِ خودشان تمام شود. تاریخ را آن‌هایی پیش می‌برند که «نان» به نرخ رشد می‌خورند! آنها با رشد و انقلاب در انفس به سراغ رشد و انقلاب در آفاق می‌روند و این‌گونه پیش‌رانِ تاریخ می‌شوند.
‌‌پسرم «نانوایی» انقلاب تنوری دیگر روشن کرده. الان موقع پیش‌رانی تاریخ است! این خاصیت تنور انقلاب است که خمیر‌های پرمایه دوام می‌آورند و پخته می‌شوند وگرنه می‌سوزند و دورریز «نانوایی» انقلاب می‌شوند. تکلیف و نسبتِ «نان»‌های پخته و دورریز با انقلاب مشخص است. از این بابت نگرانی ندارم. اما از «نان»‌های با خمیر‌های کم‌مایه‌ که خام از تنور انقلاب بیرون آمده‌اند بیم‌ناکم. این‌ «نان»‌ها تا تنور انقلاب داغ بود خودشان را چسباندند ولی نه آن‌قدر پخته‌ شدند که هضم شوند و نه آن‌قدر سوختند که دورریز گردند. این‌ها ماندند ولی کم آوردند و رودل کردند و ‌اشرافیت بالا آوردند. ‌اشرافی که «نان»‌شان را در روغن انقلاب کردند و در سفره انقلاب نشستند ولی چاقوی اجنبی را تیز کردند. این‌ها به مدد شفافیت مجبورند «نان» ساده‌زیستی بخورند و کباب ‌اشرافیت!
‌این‌ها را نمی‌شود قصاص قبل از جنایت کرد که باید از چشم‌های مردم انداخت. قصاص بدون از چشم افتادن، بیهوده است.
‌پسرم اکنون خنجر دشمن تیزتر و برنده‌تر از همیشه شده‌. می‌خواهند کمربندمان را پاره کنند. کمربندمان که پاره شود خنجرشان فقط در قلبمان فرو‌ نمی‌رود! موقع خواندن این وصیت به قدر کافی بزرگ شده‌ای پس بیش‌تر از این توضیح نمی‌دهم!
پسرم! خون من جوهر قلمِ آگاهی رسانِ توست! ‌می‌روم تا خونم را به دریایِ زینبِ حسین بریزم تا جوهرِ قلمِ زینبی‌ات خشک نشود. جوهر از پدر و قلم از پسر! مراقب باش جوهر قلم زینب تلف نشود.