نقش صدا و سیما در سلامت ورزش (نکته ورزشی)
سید سعید مدنی
نقش و تاثیر رسانهها در ورزش یا هر جای دیگر موضوعی کاملا بدیهی و روشن است که برای اثبات آن نیازی به متحمل شدن هیچ زحمتی نیست. رسانهها ابزاری هستند مثل سایر ابزارها و وسایل که کارکردی چون تیغ دولبه دارند. اگر بر آن برنامهریزی و دلسوزی ومدیریت صالح و خدمتگزار حاکم باشد در خدمت مردم و منافع ملی و مصالح ورزش اقدام و عمل خواهند کرد و اگر غیر از این باشد و کار، دست اهلش نباشد، وادادگی و بیلیاقتی حاکم باشد و کار، بیصاحب و نظارت باشد تیغه منفی آنها خواهد چربید و در خدمت فرصتطلبان و منفعت جویان و هرهری مسلکان قرار خواهند گرفت.
در میان رسانهها البته از حیث فراگیری و تعداد مخاطب و تاثیرگذاری رادیو و تلویزیون و از بین این دو، تلویزیون اهمیت بیشتر و جایگاه مهمتری دارد. این مقال نه جای آن است و نه هدف این نوشته است که بخواهد عملکرد رسانهها و خاصه صدا و سیما را درباره ورزش، نقد و بررسی کند. اینجا میخواهیم به بهانه تغییراتی که هفته گذشته در سطح مدیریتی شبکه ورزش تلویزیون اتفاق افتاد، تغییراتی که زمزمه آن از مدتها پیش در محافل رسانهای و ورزشی شنیده میشد، بار دیگر بر موضوع اهمیت و نقش بسیار تعیینکننده رسانهها تاکیدی داشته باشیم و بگوئیم اولا،رسانهها و علی الخصوص تلویزیون، نقش بایسته و سازنده خود را درباره ورزش انجام ندادهاند، سهل است که در موارد عدیده نقش تخریبی و منفی هم بازی کردهاند.
این در حالی است که ورزش ایران- مثل هر حوزه دیگری مانند اقتصاد، فرهنگ، سیاست و... - برای ایجاد تحول در وضعیت موجود و بهتر و قوی شدن، همیشه سخت نیازمند نقدهای دلسوزانه و عالمانه بوده است. کاری که کمتر انجام شده و رسانههای ورزشی ما و بدتر از همه، بعضی از برنامههای
پرمخاطب تلویزیونی، بیشتر محل تصفیه حسابهای شخصی و تفرقه افکنی و نفرت پراکنی و دو به هم زنی و دلال بازی و زدوبندهای مالی ورفیق بازی و نفوذ ورخنه افراد ناصالح و بعضا فاقد هرگونه سابقه و مشروعیت فنی و اخلاقی و حرمت شکنی و ترویج هرهری مسلکی و خارجی پرستی و تحقیر ارزشهای ملی و اخلاق پهلوانی و... بودهاند. که ناگفته بیانگر این است که مدیریت رسانهای ما چه در وزارت ارشاد و چه در صداوسیما- حداقل در بخش ورزشی- به و ظیفه مدیریتی خود عمل نمیکند و نوعی وادادگی و انفعال بر آن حاکم است.
خوشبختانه یکی دوسالی میشود که اقدامات و حرکاتی در جهت مقابله با این وضعیت دربعضی از شبکههای سیما خاصه شبکه سه شروع شده است، حرکات و اقداماتی که البته کافی و کامل نیست اما همین قدر هم که هست
کم کم دارد آثار مثبت خود را بر فضای ورزش و رشتههایی مثل فوتبال میگذارد و شرایط آرامتر و معتدلتر و محترمانهای نسبت به همین یکی دوسال پیش دارد حاکم میشود.
بدون تردید اگر این روند کماکان ادامه داشته باشد حتما تاثیر آن در فضای عمومی ورزش و فوتبال آشکارتر خواهد شد و از هو و جنجال و هیاهو و حاشیههای مخرب و... که از سوی بعضی از برنامههای ورزشی این شبکه به جسم و جان ورزش و رشتههایی مثل فوتبال تزریق میشد، و جوی عصبی و پراز تنش و بدبینی و سوء تفاهم و... پدید میآورد،کمتر نشانی خواهیم یافت.
همانطور که اشاره شد اواسط هفته گذشته نیز تغییری در سطح مدیریتی شبکه ورزش سیما اتفاق افتاد. طبیعی است که انتظار اصلی این است که وضعیت از اینی که هست بهتر شود. برنامهها نه فقط از نظر کمی بلکه از نظر کیفی هم ارتقا پیدا کنند و خروجی و محتوا آنها به سهم خود بر روند کلی ورزش در ابعاد فنی و فرهنگی تاثیر مثبت بگذارد. اینها خواستههایی طبیعی است، اما وقتی حرفهای کارشناسان را در برخی رسانهها از جمله مجله قدیمی کیهان ورزشی تحلیل محتوی میکنیم میبینیم که این عزیزان توقعات خود را درقالب عباراتی چون«کوتاه کردن دست دلالان در برنامههای به ویژه فوتبالی این شبکه»، پایان دادن به نفوذ و رخنه جریان دلالیسم در این شبکه ، « استفاده از کارشناسان واقعی و مورد قبول مردم و دفع و میدان ندادن به کارشناس نماهای کار چاق کن یا مورد حمایت جریانات ناسالم»، « حمله بیامان به جریانات ناسالم و مدیران عوضی آمده و حمایت از مدیران کار بلد و عاشق خدمت»، « جلوگیری از اینکه شبکه ورزش به بنگاه معاملاتی!تبدیل شود» و... مطرح میکنند و باز تکرار میکنیم بدون اینکه قصد ورود به جزئیات را داشته باشیم این حرفها و تذکرات دلسوزانه نشان دهنده و گویای این است که متاسفانه در شبکه ورزش سیما- شبکهای که اگر به درستی کار خود را انجام دهد به تنهایی قادر است ورزش ایران را تکان داده و متحول کند و در مسیر پیشرفت به آن سرعت بخشید-« خبرهایی هست»!! خبرهایی نه چندان خوشایند که اصلا زیبنده سازمانی که قرار بوده و هست که « دانشگاه» باشد، نیست. خبرهایی که حکایت از مسئولیت و وظیفه سنگین کسانیمی کند که قبول مسئولیت کرده و بر مسند مدیریت این شبکه نشستهاند.
مسئولیت این عزیزان وقتی حساستر و بیشتر میشود که بدانیم خوشبختانه جریان متعهد و انقلابی در ورزش در حال شکل گیری است که به دنبال سالمسازی و مبارزه بی امان با عوضی آمدهها و مفسدان و نفوذیهایی است که سرنوشت ورزش را قربانی منافع و اغراض خود کردهاند و در سایه بیکفایتی یا وادادگی یا همدستی بعضی از به اصطلاح مدیران در حوزه ورزش، رسانه و.. پیشرویهای زیادی کرده و مانع از رشد و پیشرفت بایسته ورزش شدهاند.
امیدواریم مدیران جدید شبکه ورزش با درک این شرایط و دریافت و
بها دادن به انتظارات دلسوزان و کار شناسان، عملکرد و محتوا برنامههای این شبکه را طوری ساماندهی نمایند که بیش از پیش خروجی آن در خدمت مردم عزیز و ورزش مستعد ایران عزیز قرار گیرد. انشاءالله.