خلع سلاح «جریان تحریف و تحریم» بـا «بصیــرت و مقـاومــت»
رسول رضایی
1- رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیاناتی به مناسبت عید سعید قربان (10/5/99) با تأکید بر اینکه «به موازات جریان تحریم، یک جریان تحریف حقایق و واژگون نشان دادن واقعیات هم وجود دارد»، فرمودند: «هدف این جریان، ضربه زدن به روحیه مردم و دادن آدرس غلط درباره علاج تحریم است». ایشان در ادامه خاطرنشان کردند: «در سال ۹۷ و بعد از خروج آمریکا از برجام، متأسفانه کشور ماهها معطل وعدههای اروپاییها باقی ماند و اقتصاد کشور شرطی شد در حالیکه معطل کردن اقتصاد به وعدههای دیگران بسیار مضر است».
به نظر میآید که حساسترین قسمت بیانات رهبر انقلاب در سخنرانی 10/5/99 آنجا بود که تأکید کردند؛ «اگر جریان تحریف شکست بخورد، قطعاً جریان تحریم هم شکست خواهد خورد، زیرا عرصه کنونی، میدان جنگ ارادهها است و اگر اراده ملت ایران مستحکم باقی بماند، بر اراده دشمن غلبه خواهد کرد».
بنا بر اعتقاد بسیاری از آگاهان سیاسی، آمریکا برای «ایجاد ترس از تحریمها» نیاز به «القای ترس مصنوعی از تحریم» دارد و برای این منظور باید از «جریان تحریف» مدد بگیرد تا واقعیتها را تحریف کرده و وارونه جلوه دهد. از این رو «جریان تحریف» وارد میدان میشود تا با نفوذ خود در رسانهها و افکار عمومی، «خودباوری» و شعار «ما میتوانیم» و دستاوردهای انقلاب اسلامی را مخدوش و منکوب سازد و آن را به فراموشی سپارد، قدرت آمریکا را بزرگنمایی و برجستهسازی نماید، خودباوری و اتکا به توانمندیها و ظرفیتهای عظیم داخلی را مورد بیاعتنایی و هجمه قرار دهد، و به جایش «خودتحقیری» و «بیهویتی» و «غربزدگی» را ترویج نموده، حداکثر توان جوان ایرانی را در پخت قرمهسبزی و آبگوشت بزباش و مونتاژکاری معرفی نماید و... تا بدین ترتیب «تحریم» را تبدیل به مانعی غیرقابل عبور و بنبستی بدون چاره معرفی و تلقین نماید، تا از این رهگذر، راهکار ذلیلانه و حقارتباری به نام «سازش، تسلیم، دیپلماسی لبخند، اعتماد به غرب، مذاکره، انفعال، عقبنشینی، امتیازدهی، دیپلماسی التماسی، استرحام و انظلام» را تحت عنوان زیبا و فریبنده «تعامل با دنیا، سیاست تنشزدایی» تئوریزه نموده و موجه جلوه دهد. از این رو رهبر معظم انقلاب در سخنرانی 10/5/99 میفرمایند: «به موازات تحریم دشمن، یک جریان تحریف هم وجود دارد؛ تحریف حقایق، واژگونه نشان دادن واقعیات؛ چه واقعیات کشور ما، چه واقعیات مرتبط با کشور ما؛ اگر جریان تحریف شکست بخورد، جریان تحریم قطعاً شکست خواهد خورد، زیرا که عرصه، عرصه جنگ ارادهها است».
2- تدقیق و تدبر در بیانات رهبری گویای آن است که «تحریمها و تهدیدها» بدون حمایتگرایی و پشتیبانی «جریان تحریف»، و بدون استعانت از مغالطهگریها و اغواگریها و پادوییهای «جریان تحریف» و «جریان نفوذ» و «جریان لیبرالهای غربگرا» ناقص بوده و لنگ میزند. درست است که «تحریمها و تهدیدها» معیشت و رفاه مردم را به گروگان گرفته است، اما این تنها نوک کوه یخ است. اصل کار و مأموریت بر دوش «جریان تحریف» و «جریان نفوذی» و «مسئولین غربگرا» است که با ضربه زدن به روحیه «امید، خودباوری و مقاومت» مردم، و با اغواگری و مغالطهکاری و دادن آدرسهای غلط به مردم و مسئولین، چنین القا کند که دستان شما بسته است و در شرایط بنبست قرار دارید، و اگر میخواهید از فشار زانوی تحریمها و تهدیدها بر گردن خود خلاص شوید، چارهای جز «مذاکره، سازش، تسلیم، استرحام، انظلام، عقبنشینی و امتیاز دادن» نیست. اگر بخواهیم صریح و بیپرده سخن بگوییم باید اذعاننماییم که موکول کردن حل مشکلات اقتصادی به مذاکره و امضای توافق برجام بیفرجام با آمریکا در دولت «تدبیر و امید»، یک تحریف بزرگ و یک نمونه از آدرسهای غلط برای علاج تحریمها و تهدیدها بود. (جالب اینجاست که همین حضرات غربگرا در هنگام تبلیغات انتخاباتی خود، بعضا به برخی واقعیات اشاره میکردند و احیانا آدرس صحیح به مردم میدادند و به دولت دهم خرده میگرفتند و به درستی میگفتند: «آقای احمدینژاد! بیشتر مشکلات ناشی از سوءمدیریت است نه تحریم»!)
متأسفانه این تحریف و این آدرس غلط «مذاکره و سازش»، با شعارها و مغالطاتی مانند «آمریکا کدخداست»، «آمریکا میتواند تمام توان نظامی ما را ظرف ۵ دقیقه نابود کند»، «خزانه خالی است»، «رفع تحریمها و حل مشکل اشتغال و آب خوردن و آلودگی هوا منوط به مذاکره است»، «اوباما بسیار مؤدب است»، «نمیتوانیم با قهر و انزوا در دنیا زندگی کنیم»، «نباید با شعارهای توخالی مقابل قدرتها ایستاد»، «امکان ندارد آمریکا زیر تعهد بزند»، «اروپا با آمریکا فرق میکند و پای توافق میماند» و... دائما تشدید گردید، و در ذهن افراد خودکمبین و بیبصیرت و ترسو اینگونه گزارههای انحرافی و غلط تثبیت شد، و به مردم اینگونه تلقین نمودند که کشور در شرایط بنبست قرار دارد، و چارهای جز سازش و تسلیم و اتخاذ سیاست تنش زدایی و دیپلماسی التماسی و استرحامی و انظلامی و انفعالی نیست.
بنابراین با توجه به بیانات رهبری در سخنرانی 10/5/99، بهنظر میرسد که «جریان تحریف» نقش مکمل و متمم را در زمینه «تحریم» بازی میکند. در واقع «جریان تحریف» و «جریان تحریم» همانند دو لبه یک قیچی هستند که با عملیات نفوذ، در دستگاه محاسباتی افکار عمومی و همچنین در دستگاه محاسباتی برخی مدیران تصمیم ساز و تصمیم گیر، اختلال و برش ایجاد کرده، و ریشه مشکلات اقتصادی و راه برون رفت از آن را واژگونه و وارونه نمایش داده، و با دادن آدرس غلط «مذاکره و سازش» به افکار عمومی، ذهنها و افکار را ویروسی و فلج نموده، و در ادامه راهبرد صحیح «مقاومت و ایستادگی» را مخدوش و ناکارآمد نشان میدهند.
به بیان روشنتر «جریان تحریف» با ضربه زدن به روحیه و امید مردم، با خدشه در خودباوری و اعتماد به نفس ملت، با سیاهنمایی مشکلات و بزرگنمایی فسادها و تعمیم آن به همه ارگانها و نهادها، با مغالطهگری و فضاسازیهای رسانهای و با راهاندازی عملیات روانی و اغواء و اغفال مردم، و با ارائه آدرسهای غلط، نقش متمم و مکمل «جریان تحریم» را بر عهده دارد و به تیز کردن تیغ «تحریمها» کمک میکند، تا کشور را در شرایط بحرانی و بنبست نشان داده، و آدرس غلط «مذاکره و دیپلماسی التماسی و استرحامی و انظلامی و انفعالی» را به خورد ملت دهند، و از این رهگذر آب به آسیاب دشمن ریخته و پاس گل به آمریکا بدهند، و عصا زیر بغل تحریمهای آمریکایی بگذارند.
از این رو میتوان گفت که بسیاری از نابسامانیهای اقتصادی و تلخیهایی که در سالهای اخیر به کشور ما تحمیل شد، بیش از خباثت دشمن و تحریمها و تهدیدها، ریشه در انحراف و تحریفگری برخی خواص غربگرا و غربزده داشت. رجالی که کلید حل مشکلات و آدرس گشایش امور را در مسالمت یکطرفه با دشمن، و اتخاذ راهبرد سازش و تسلیم میدانستند.
3- به راستی چگونه میتوان باور کرد که برخی مسئولین از این گزاره مشهور و معروف در کتابهای علوم سیاسی بیاطلاع و ناآگاه باشند که «شرط موفقیت و پیروزی در میز مذاکره، برخورداری از قدرت چانهزنی، بازسازی اقتدار درونی و بازگویی نقاط قوت داخلی و گوشزد کردن نقاط ضعف دشمن است».
تعجبانگیزتر و تأسفبارتر آنجاست که همینها، پشتسر هم ادبیات ضعف و بیچارگی و «ما نمیتوانیم» را به کار بستند و خود را در مقابل جهانخواران و گرگهای کرواتپوش بینالمللی، آنچنان حقیر و ناتوان و دست بسته و مستسبع و مرعوب نشان دادند که دشمن را در استمرار استراتژی «اعمال فشار و تحریم» علیه انقلاب اسلامی مطمئنتر کرد.
متأسفانه برخی مسئولین با گفتن گزارههایی نظیر: «خزانه خالی است»!، «آمریکا کدخداست»!، «به امام نوشتم که آمریکا ابرقدرت است و بدون مذاکره و رابطه نمیتوان ادامه داد»!، «آمریکا میتواند تمام توان نظامی ما را ظرف 5 دقیقه نابود کند»!!!، «رفع تحریمها و حل مشکل اشتغال و تولید و آب خوردن و آلودگی هوا، متوقف به توافق است»!، «ما نمیتوانیم با قهر و انزوا در دنیا زندگی کنیم»! و «نباید مقابل قدرتهای بزرگ ایستاد، آن هم با شعارهایی که بعضاً توخالی است»! و... دشمن را در ادامه دادن و اصرار کردن به راهبرد «تحریم و تهدید و اعمال فشار بیشتر»، تشویق و ترغیب نمودند
از سوی دیگر در هفت سال اخیر همپوشانی و مکمل بودن «جریان تحریف» برای «جریان تحریم» و نوع مواجهه دولت با این جریان اغواگر نفوذی، خسارات متعددی به کشور وارد کرد که بهعنوان نمونه افزایش نابسامانیهای اقتصادی، رقم خوردن واردات بیرویه، افزایش رکود و به تعطیلی کشیده شدن صنایع تولیدی کشور، کاهش ارزش پول ملی، کوچک شدن سفره مردم، افزایش فقر و تبعیض و فاصلههای طبقاتی، دلسرد شدن مردم از انقلاب و اسلام، تنها بخشی از نتایج خسارت بار این همپوشانی است.
4- همچنین باید دانست که در پرتو تفکر انقلابی و خودباوری و روحیه اعتماد به نفس ملی و اتکا به جئانان و ظرفیتهای داخلی، عبور از تحریمها و تهدیدها میسر است؛ نشان به آن نشان که در صدها مورد دیگر توانستیم. در واقع «تحریم» علیه کشوری مانند ایران با ظرفیتها و امکانات فراوانی که دارد اگرچه بیتأثیر نیست ولی هرگز نمیتواند آنگونه که آمریکا و متحدانش و «جریان تحریف» و «جریان نفوذ» و «جریان لیبرالهای غربگرا» انتظار دارند فلجکننده! باشد. بلکه میتواند به فرصتی برای جوشش استعدادها و عامل شکوفا شدن خلاقیتهای ذهن پُرتوان ایرانی تبدیل گردد. بهعنوان نمونه به فهرست این دستاوردها که فقط اندکی از بسیارهاست و تماماً نیز در اوج تحریمها و در پرتو اتکا به جوانان و توانمندیهای داخلی به دست آمده است توجه کنید:
ایران، دومین کشور دارای توانایی ساخت دریچه قلب در جهان است؛
دومین کشور در درمان تالاسمی با شیوه پیوند مغز استخوان؛
سومین تولیدکننده دکلهای انتقال برق؛
رتبه دهم جهانی در فناوری لیزر؛
مقام دوم جهان در زمینه تولید نانو دارو؛
چهارمین کشور در تولید اتانول در دنیا؛
رتبه سوم جهان در صنعت سدسازی؛
نهمین کشور دارای چرخه کامل فناوری فضایی؛
دومین کشور دارای فناوری تولید پهپاد رادارگریز؛
اولین کشور تولیدکننده صنعتی بیوایمپلنت؛
چهارمین قدرت موشکی جهان؛
جزو 10 کشور سازنده زیردریایی در جهان؛
تولیدکننده سریعترین اژدر رادارگریز در جهان؛
دارای مؤلفه استراتژیک خودکفایی در بنزین؛
پنجمین کشور برتر سازنده ربات انساننما؛
چهارمین کشور صاحب فناوری ساخت نیروگاه خورشیدی در جهان؛
اولین سازنده استارتر هواپیما در غرب آسیا؛
چهارمین قدرت دریایی جهان
و... است
و این همه تنها بخشی از دستاوردهای حیرتانگیز جوانان و فرهیختگان مومن انقلابی و باانگیزه و مقاوم ایران اسلامی است که با وجود تحریمهای سخت و تحمل بیشترین دشمنیها علیه مردم و نظام به دست آمده است، و تحریمها را تبدیل به فرصت شکوفا شدن و بروز پتانسیلها نمودهاند.
5- تجربه تلخ برجام بدفرجام نشان داد آمریکاییهای زیادهطلب و طماع حتی در صورت دادن امتیازهای فراوان نیز حاضر به دست کشیدن از تحریمها و تهدیدها نیستند، چرا که اساساًً مسئله هستهای و احتمال داشتن بمب اتمی بهانهای بیش نبوده و چالش آنها با ما یک چالش هویتی و ماهیتی و ذاتی است. در حقیقت آمریکا با اصل انقلاب اسلامی و مکتب امام خمینی و اسلام ناب استکبار ستیز و مدافع حقوق محرومان و مستضعفین مشکل دارد، چرا که آن را نابودکننده بساط ظلم و جور و سلطه طلبی خود میبیند. از این رو میتوان اینچنین استنباط نمود که بمب اتم ما که آمریکا از آن میترسد، شکافته شدن هسته اورانیوم غنی شده نیست، بلکه شکوفا شدن هستههای مقاومت و احیای فرهنگ جهاد و شهادتطلبی و معنویت و حماسه است. بمب اتم ما که آمریکا از آن میهراسد زنده شدن فرهنگ خودباوری و اعتماد به نفس ملی در پرتو ایمان و توکل و توسل است، که برکاتی همچون پیروزی در جنگ هشت ساله در مقابل ارتش تا بن دندان مسلح عراق، ساخت موشکهای بالستیک و کروز نقطهزن، دستیابی به غنیسازی 20 درصد، پیروزی بر داعش و پشتیبانان «غربی، عبری، عربی» آنها، گسترش قدرت منطقهای ایران در منطقه غرب آسیا، و رسیدن به توان بازدارندگی است. اینها مولفههای قدرت ما و بمب اتم واقعی ماست که آمریکا و جریان تحریف از آن واهمه دارند، و درصدد ستاندن آن از ملت قهرمان ایران هستند.
از این رو ملت بابصیرت و مقاوم ایران باید این نکته را برای نسل جدید بازخوانی و بازگویی کنند و برای یکدیگر یادآوری نمایند که بهانههای آمریکا از ایران تمامی ندارد. تجربه تلخ و خسارت بار برجام به ما ثابت کرد که سادهلوحی و حماقت است اگر کسی گمان کند حتی با نابود کردن آخرین سانتریفیوژ در کشور، غائله هستهای و بهانهگیریهای آمریکا از ما تمام میشود. رمز عبور از تحریمها و تهدیدها در اینست که ملت ایران فریب اغواگریها و آدرسهای غلط «جریان تحریف» و «جریان نفوذی» و «جریان نفاث داخلی» و «جریان لیبرالهای غربگرا و غربگدا» را نخورند.
تجربه تلخ و بیفرجام برجام به ملت ایران بیش از پیش ثابت نمود که کلید حل مشکلات اقتصادی در لوزان و ژنو و نیویورک نیست، در اتخاذ سیاست «تنشزدایی و دیپلماسی التماسی و استرحامی و انظلامی و انفعالی» نیست، بلکه در پیروی از مکتب امام خمینی با شاخصههایی همچون «معنویت، توکل و اعتماد به پروردگار، نترسیدن از دشمن، خودباوری و اعتماد به جوانان، مقاومت در برابر جبهه کفر و نفاق، مبارزه بیامان با جهانخواران و مستکبران، دفاع از تمامی مستضعفین جهان، قیام برای برپایی قسط و عدالت، پرهیز ازاشرافیت و تجمل، کنار گذاشتن جریان لیبرال غربزده از مسئولیتها، میدان دادن به جوانان مومن انقلابی عاشق خدمت، ترویج فرهنگ ایثار و ازخودگذشتگی و شهادت، بیاعتنایی به اسلام آمریکایی سازشکار با مرفهین بیدرد، ستاندن مسئولیتها و جایگاهها از نفوذیهای فرصتطلب، و...» است. و خلاصه راهکار حل مشکلات کشور در این است که خط امام و مکتب امام و اسلام ناب را قطب نما و چراغ راه خود برای رسیدن به قلههای عزت و شرف و سرافرازی قرار دهیم.
8- مردم بابصیرت و هوشیار ایران باید بیش از پیش توجه داشته باشند که «جریان تحریف» و «جریان روزنامههای زنجیرههای» و «جریان مدعیان اصلاحات» که طی هفت سال گذشته حمایت تام و تمامی از دولت موسوم به «تدبیر و امید» داشتهاند، این روزها که بابت وضع نامناسب اقتصادی کشور علیرغم وعدههای فراوان دولت متبوعشان (که آنچنان رونق اقتصادی ایجاد میکنم!. ...)، به شدت زیر سؤال افکار عمومی است، و لذا بهنظر میرسد که میکوشند با فرار رو به جلو، و با نعل وارونه زدن، و با پافشاری چندباره بر آدرس غلط «مذاکره و تسلیم و عقبنشینی و امتیاز دادنهای هرچه بیشتر به آمریکا» و با زمینهسازی برای افزایش گرانیها و بالا رفتن نارضایتی اقشار ضعیف و مستضعف جامعه، مردم و مسئولین را برای تن دادن به امضا کردن برجام 2 و برجام 3 و... راضی و قانع و مجاب نمایند.
به عبارت روشنتر ظاهرا «جریان تحریف» و «جریان روزنامههای زنجیرههای» و «جریان مدعیان اصلاحات» این روزها درصدد برآمده تا سیلی محکمتر و کاریتری بر پیکر مظلوم انقلاب اسلامی وارد نموده، و به یکباره تمام داشتههای انقلاب اسلامی را به چوب حراج بگذارند، و کشور را تبدیل به لقمه آسانی برای بلعیده شدن در حلقوم سیریناپذیر آمریکای جنایتکار و اروپای خیانتکار بنمایند.
از این رو ملت ایران باید توجه و دقت نمایند که «جریان نفوذ» و «جریان تحریف» و «جریان لیبرالهای غربگرا» و «جریان مدعیان اصلاحات» و «جریان نفاق داخلی» بهزعم خود تلاش میکنند با مطرح نمودن دوگانههای دروغینی نظیر: «سازش یا افزوده شدن گرانیها و مشکلات اقتصادی»، «سازش و مذاکره دوباره با کدخدا و دادن امتیازهای بیشتر به سلطهگران بینالمللی؛ یا افزایش نابسامانیهای اقتصادی و فقیرتر شدن فقرا و نزدیک شدن سایه شوم جنگ»، با یک تیر چند نشان بزنند. از طرفی میخواهند خود را از زیر بار فشار افکار عمومی و افتضاحی که بابت حمایتهای بیچون و چرایشان از دولت ناکارآمد «تدبیر و امید» به بار آورده اند،خلاص کنند، و از طرف دیگر میخواهند سوءمدیریتها و خرابکاریها و ناکارآمدیها و احیانا خیانتهای دولت «تدبیر و امید» را لاپوشانی کرده، و مقصر وضع نابسامان اقتصادی را شخص دیگری غیراز دولت فعلی جا بزنند! و مثلا سپاه پاسداران و مقام معظم رهبری را بهعنوان مقصر وضع نابسامان اقتصادی موجود و پلشتیها و گرانیهای افسارگسیخته و واردات بیرویه و اهمالکاریها و خیانتها و فسادها و اختلاسها معرفی نمایند.
از این رو در این شرایط سخت اقتصادی و معیشتی و گرانیهای افسارگسیخته بازار، و متلاطم بودن قیمت سکه و دلار و خودرو و مرغ و تخممرغ و...، بایسته است که نخبگان و مجلس انقلابی و قوه قضائیه و اساتید متعهد حوزه و دانشگاه و رسانههای انقلابی تلاش نمایند تا جهاد روشنگری و بصیرت افزایی را احیا نموده، مردم کوچه و بازار را از این ترفند جدید فتنهگران و حرامیان نفوذی و فرصتطلبان رانتخوار آگاه و مطلع نمایند، و به عموم ملت ایران خبررسانی کنند که هدف جریان تحریف و جریان لیبرال غربگرا این است که عموم جامعه را نسبت به انقلاب و نظام اسلامی و رهبری، بدبین و دلسرد نموده، و زمینه را برای اغتشاش و آشوب و هرج و مرج هرچه بیشتر مهیا نمایند، و راهکار «مقاومت و استکبارستیزی و استقلالطلبی» را مخدوش و ناکارآمد و پُرهزینه و بیفایده جلوه دهند.