کد خبر: ۱۹۶۲
تاریخ انتشار : ۱۵ دی ۱۳۹۲ - ۱۹:۲۹
ردپای 60 سال خیانت و جنایت(2557)

روایتی مستند از دخالت‌ها و جنایات‌ آمریکا در ایران 1392-1332

اولين رئيس ساواک، تيمور بختيار بود. تیمور بختیار پس از کودتای 28 مرداد ، هزاران نفر را تحت عنوان جرایم گوناگون بازداشت و شکنجه کرد و افراد زیادی را به علل مختلف و گاه واهی ، احضار و حبس کرد و هر صدای مخالفی را خاموش ساخت . 41 از جمله جنایات بختیار یکی آن است که سید عبدالحسین واحدی ( از سران فدائیان اسلام ) را به دست خود به قتل رساند . 42

Research@kayhan.ir
تالیف: کامران غضنفری
رؤساي ساواک
اولين رئيس ساواک، تيمور بختيار بود. تیمور بختیار پس از کودتای 28 مرداد ، هزاران نفر را تحت عنوان جرایم گوناگون بازداشت و شکنجه کرد و افراد زیادی را به علل مختلف و گاه واهی ،  احضار و حبس کرد و هر صدای مخالفی را خاموش ساخت . 41 از جمله جنایات بختیار یکی آن است که سید عبدالحسین واحدی ( از سران فدائیان اسلام ) را به دست خود به قتل رساند . 42
بختیار فردی هوسران و فاسد بود و به زنان شوهر دار نیز دست‌اندازی می‌کرد . 43
فرح پهلوي در کتاب خود در مورد بختيار مي‌نويسد:
"بختيار به‌ خاطر روحيه ايلياتي و کوهي خود بسيار خشن بود و دست ‌بزن هم داشت به‌طوري‌که در خيابان‌ها و معابر، مردم را بي‌دليل کتک مي‌زد. يک ‌بار، يک راننده تاکسي را به بهانه اينکه جلوي ماشين او پيچيده است، از اتومبيل بيرون کشيده، و آن‌قدر توي گوش آن بد‌بخت زده‌ بود که راننده تاکسي، شنوايي هر دو گوشش را از دست داده ‌بود."44
جيمز بيل (محقق آمريکايي) در مورد تحولاتي که در رياست ساواک پس از برکناري تيمور بختيار به ‌وجود ‌آمد، مي‌گويد:
"سوء‌ قصد به حسنعلي منصور، نخست‌وزير، [در بهمن‌ماه 1343] بلافاصله منجر به تغييرات عمده در سازمان‌هاي امنيتي و پليس کشور گرديد. شاه تصميم گرفت که سپهبد نعمت‌الله نصيري را به ‌جاي حسن پاکروان به‌عنوان رئيس ساواک منصوب کند. قبلاً پاکروان که مردي ميانه‌رو و آرام بود، جانشين تيمور بختيار بي‌رحم و خشن شده ‌بود. اما جانشيني نصيري به ‌جاي پاکروان، نمايانگر بازگشت به روزهاي بختيار و حتي بدتر از آن بود. نصيري يک افسر کاملاً بي‌رحم و وحشي بود که در سال 1953 (1332) هنگامي‌که نيروهاي سلطنت‌ طلب را عليه مصدق رهبري نمود، وفاداري و اخلاص خود نسبت به شاه را ثابت کرده ‌بود. نصيري دوره‌اي از کنترل پليس مخفي را آغاز کرد که او را به يکي از منفور‌ترين و مخوف‌ترين مقامات در ايران تبديل کرد."45
در يک سند "سرّي" سفارت آمريکا در تهران، به ‌تاريخ دوم ‌فوريه 1965 (سيزدهم بهمن 1343) در مورد تيمسار نصيري چنين آمده:
"تيمسار نعمت‌الله نصيري در 8 ژانويه 1965 به‌ جاي حسن پاکروان، رئيس سازمان اطلاعات و امنيت کشور شد. نصيري (رئيس سابق شهرباني کشور) به‌عنوان افسري بي‌رحم و کارا، ولي بي ‌فکر که وفادار و فداکار نسبت به شاه است، مشهور مي‌باشد."46
آيت‌الله خلخالي نيز در مورد نصيري مي‌گويد:
"نصيري بسيار کثيف و زن‌باز و شراب‌خوار و زمين‌خوار بود. همه اين مطالب را تيمسار جعفر قلي‌صدري [رئيس شهرباني کل کشور در رژيم شاه] پس از دستگيري، با دليل و مدرک بيان مي‌داشت."47
نصيري در‌سال 1357 به دليل وقايع دوران انقلاب، از رياست ساواک برکنار شد و به ‌جاي وي سپهبد ناصر مقدم منصوب گرديد. تيمسار منوچهر هاشمي (مديرکل ضدجاسوسي ساواک) در مورد چگونگي انتخاب مقدم براي رياست ساواک، اظهار مي‌دارد که اين انتخاب طبق توصيه آمريکايي‌ها انجام شده ‌است. وی می گوید که یک روز ارتشبد نصيري اظهار ‌داشت:
"آمريکايي‌ها از طريق اردشير زاهدي پيغام داده ‌بودند که سپهبد مقدم مناسب‌ترين افسر براي رياست سازمان اطلاعات و امنيت کشور است. لذا اين انتخاب طبق نظر آنها انجام گرفته ‌است."48
سپهبد ناصر مقدم، در ‌آذر ‌1357، طي ملاقاتي با شاه، پيشنهاد کرد توسط يک پزشک از نيروهاي ساواک که در فرانسه اقامت دارد، امام‌خميني با تزريق مواد سمي به قتل برسد، اما حاضران در جلسه، عواقب چنين اقدامي را براي رژيم پهلوي سخت خطرناک ارزيابي کردند و بدين ‌ترتيب طرح مقدم، مسکوت ماند.49
نفوذ بهائيت در ساواک
کارگزاران استعمار و طراحان ساواک، از همان ابتداي کار کوشيدند افسران غير‌مسلمان را به اين سازمان انتقال دهند و از وجود آنان در راه تحقق اهداف خود بهره بگيرند. از آنجا‌ که در ارتش ايران افسران يهودي وجود نداشتند، مسئولان امور کوشيدند تا به ‌جاي آنان از افسران بهائي - که قرابت فکري و رفتاري مشابه با يهوديان صهيونيست داشتند و همچون صهيونيست‌هاي يهودي کينه‌اي کور و آشتي‌ناپذير با مسلمانان ابراز مي‌کردند - در اين سازمان و در برخورد با مبارزان مسلمان، سود جويند. به همين دليل بود که برخي از مديران ارشد و مياني ساواک را بهائيان تشکيل مي‌دادند. يکي از معروف‌ترين چهره‌هاي بهائي ساواک، پرويز ثابتي بود. وي رياست اداره کل سوم ساواک يا همان امنيت داخلي را برعهده‌ داشت که مسئول مستقيم برخورد با مبارزين و مخالفين رژيم شاه، دستگيري و زندان و شکنجه آنان بود.50  در اين دوره است که مي‌بينيم روحانيون مبارزي مانند آيت‌الله سعيدي به‌ خاطر اعتراض به سرمايه‌داران آمريکايي دستگير و در زير شکنجه‌هاي وحشيانه ساواک به شهادت مي‌رسند. نفرت از گروه‌هاي مبارز مسلمان و به‌ويژه روحانيت مبارز، در اين دوره، در اوج خود قرار دارد.51
يکي‌ديگر از شکنجه‌گران بهائي ساواک، سرهنگ زيبائي نام داشت. علي‌رغم آنکه فردوست ادعا مي‌کند که پس‌از ورود به ساواک و اطلاع از شهرت سرهنگ‌ زيبائي در شکنجه زندانيان، وي را از ساواک اخراج کرده، امادرآستانه پيروزي انقلاب اسلامي مکانی منسوب به سرهنگ زیبایی کشف شد که درآن انواع واقسام ابزارهای شکنجه وجود داشت.52
کميته مشترک ضدخرابکاري
تا قبل ‌از ‌سال 1350، کميته ‌مشترکي براي مبارزه با مخالفين رژيم شاه وجود نداشت. شهرباني و ساواک هر‌کدام براي خود کار مي‌کردند و جداگانه تعقيب و مراقبت و دستگير مي‌کردند. حتي ضد اطلاعات ارتش هم براي خودش کارهايي انجام مي‌داد. پيش مي‌آمد که گاهي بر سر سوژه‌اي، هم شهرباني کار مي‌کرد و هم ساواک. اين رويه اختلالاتي را پيش آورده‌بود.53  تا اين که به دستور شاه در مورخه 4/1/1350کميته ‌مشترک ضدخرابکاري در محل شهرباني تشکيل شد و دو کميته‌اي که ساواک به‌منظور تعقيب مبارزين و گروه‌هاي مسلح تشکيل داده ‌بود، منحل و کليه نيروها و امکانات آن در اختيار کميته‌ مشترک قرار گرفت و مقرر شد کليه سرنخ‌هاي اطلاعاتي و عملياتي ساواک، اطلاعات شهر‌باني، پليس تهران، اکيپ‌هاي کميته و ساير مراجع رژيم ، در اختيار کميته ‌مشترک ضدخرابکاري قرار ‌گيرد. مسئوليت کميته مشترک بر ‌عهده سپهبد ‌صدري (رئيس شهرباني وقت) قرار ‌گرفت و مسئوليت ستاد آن بر عهده پرويز ثابتي (مديرکل امنيت داخلي ساواک) قرار داده ‌شد.54  با وجودي‌ که جايگاه سازماني رئيس کميته‌مشترک در حد معاون اداره کل سوم (امنيت داخلي) ساواک بود، لکن به دليل اهميت و حساسيت کميته ‌مشترک، چارت سازماني و وظايف و اختيارات و حکم رياست آن توسط شخص شاه تصويب و صادر مي‌شد.55
شدت سرکوب و اختناق اعمال ‌شده توسط کميته‌ مشترک به‌ آنجا مي‌رسد که بنا به اعتراف فرح پهلوي، حتي يک دانش‌آموز را نيز به جرم خواندن يک کتاب، شکنجه کرده و به قتل مي‌رساند.56
پاورقی