کد خبر: ۱۹۴۱۵۰
تاریخ انتشار : ۰۴ مرداد ۱۳۹۹ - ۲۱:۲۵

«کیف انگلیسی» هنوز هم تازگی دارد!



   مهدی امیدی
«کیف انگلیسی» ساخته مرحوم سیدضیاءالدین دری، یکی از ماندگارترین سریال‌های تاریخ تلویزیون در ایران است که حتی پخش چند باره آن هم تماشایی است. این سریال برای اولین بار در سال ۱۳۷۸ از سیما پخش ‌شد اما با گذشت ۲۱ سال، هنوز هم تازگی دارد و می‌توان داستان آن را با ماجراهای روز، تطبیق داد.
مهم‌ترین ویژگی یک فیلم یا سریال تاریخی باید این باشد که در قالب روایت ماجراهای گذشته، به مسائل مبتلا به حال و آینده بپردازد. سریال «کیف انگلیسی» هم دقیقاً همین رویکرد را دارد؛ به همین دلیل هم هنوز تازگی دارد و بازگوکننده بسیاری از مسائل مهم روز است؛ به‌ویژه مسئله «نفوذ» که این روزها در عرصه فرهنگی و اقتصادی و سیاسی، قابل بررسی است. این سریال، داستان چگونگی تبدیل شدن یک روشنفکر به عمله دولت‌های غربی را نمایش می‌دهد؛ اتفاقی که از حدود 150 سال پیش، یکی از چالش‌های اصلی جامعه نخبه در کشور ما بوده است.
دهه 1320 در ايران، حوادث بسیار زیادی رخ داد؛ پايان جنگ دوم جهاني، سقوط رضاشاه و جانشيني محمدرضا پهلوي، ظهور جريان‌هاي سياسي سه‌گانه ملي- مذهبي- ماركسيستي، نفوذ تدريجي آمريكا در كشور، مضاعف شدن اهميت اقتصادي نفت در معاملات و معادلات سياسي، غائله آذربايجان، آغاز دومين دوره طلايي احزاب و مطبوعات و... که بارها در فیلم‌ها و سریال‌های تاریخی به آنها پرداخته شده است. قسمت‌های آغازین سریال «معمای شاه» هم به همین دوره اختصاص داشت؛ اما بی‌تردید، «کیف انگلیسی» یکی از بهترین روایت‌ها درباره این برهه از تاریخ معاصر ایران است.
اگرچه شیوه استعمار و نفوذ در کشورها در زمان کنونی با آن دوران تفاوت‌هایی کرده است (برای نمونه، آن زمان، فرایند نفوذ و استعمار، عموماً با روش‌های‌ اشغال نظامی، مستشاری و سیاسی صورت می‌گرفت و اکنون، ‌اشغال مغزها و ذهنیت‌ها با روش‌های فرهنگی و رسانه‌ای و همچنین اقتصادی، در دستور کار دولت‌های غربی قرار دارد)، در هر حال نگاه غرب به سایر ملل و کشورها، از جمله ایران هیچ تفاوتی با گذشته نکرده است. باطن غرب، هنوز همان است که در سریال «کیف انگلیسی» با هنرمندی به نمایش در آمد. در این سریال می‌بینیم که انگلیس و بعدها آمریکا چگونه ملت‌ها را تحت سلطه خود در می‌آورند. آنچه به سلطه و غارتگری آنها کمک می‌کند، وابستگی خواص، نخبگان و غفلت مردم است. واقعیت همان است که در این سریال می‌بینیم و ارمغان دلالان وابسته به غرب، جز تباهی و انحراف نبوده است. همچنانکه داستان «کیف انگلیسی» افزون‌ بر کشور ما، در همین سال‌های اخیر در کشورهای منطقه هم رخ داد؛ مردمی که پس از برانداختن رژیم‌های استبدادی خود منتظر آزادی و عدالت بودند، به دلیل نفوذ غرب نتوانستند به رؤیاهای خود نزدیک شوند. هر وقت که نخبگان یک کشور، کیف انگلیسی به دست گرفتند، آن کشور دچار عقب‌افتادگی و فساد بیشتری هم شد. این درس تلخ تاریخ است.
شاید تنها نقطه ضعف این سریال، نگاه پیچیده و پر رمز و راز آن به موضوع سیاست و در مقابل، نگاه ساده‌انگارانه نسبت به مفهوم خدمت و خیانت روشنفکران باشد؛ یعنی فرایند تبدیل شدن یک فرد آگاه و قائل به دین و منافع ملی به سیاست‌بازی که آلت دست بیگانگان می‌شود، عمق لازم را نیافته است. این در حالی است که شخصیت محوری این سریال، یعنی منصور ادیبان با بازی علی مصفا، تنها نمونه‌ای از یک جریان غالب و وسیع است که در یک قرن اخیر در عرصه سیاست و فرهنگ، فعال بوده‌ است. اینکه یک شخصیت فرهنگی و ادبی و روزنامه‌نگار مانند منصور ادیبان، ابتدا به فرهنگ و مردم سرزمین خودش متعهد و وفادار است و ناگهان به شخص خودفروخته تبدیل می‌شود، یکی از زیربنایی‌ترین مسائل عرصه سیاسی ایران در یک قرن اخیر بوده است که باید درباره آن با وسواس و ظرافت بیشتری کار می‌شد. امید است که بازپخش این سریال، بار دیگر اهمیت این گونه آثار را نزد مدیران رسانه ملی و برنامه‌سازان صداوسیما یادآوری کند.