انتظار مستاجران برای حمایتهای وعده داده شده دولت - بخش پایانی
صف میلیونها زوج جوان پشت دستانداز تهیه مسکن!
رضا الماسی
دیروز روز ازدواج بود. بسیاری از جوانان دمبخت، این روزها برای آغاز زندگی مشترک شان با شرایط سختی دست و پنجه نرم میکنند. از همه تشریفات و خرجهای اضافی و غیر ضرور و حتی نیمه ضروری هم که بگذریم، یک سقف بالا سر هرچند به اندازه یک آلونک نقلی، مهمترین نیاز اولیه زوجهای جوان است که بدون تامین آن نمیتوان امید به شروع زندگی داشت.
قدیمترها (به خصوص در شهرهای کوچکتر) زوجهای جوان زندگی مشترک خود را از خانه پدری شروع میکردند و اساساً تامین مسکن دغدغه لاینحلی نبود و تا سالها و تا زمانی که فرزند دیگرشان وقت ازدواجش فرا میرسید، در همان منزل پدری سکونت داشتند و از تجملات امروزی خبری نبود. اما امروز با این تجملات پرزرق و برق و بعضا غیر ضرور و همچنین وضعیت قیمتهای سربه فلک کشیده مسکن، کمکم ازدواج هم دارد به یک آرزو و چه بسا رویایی دست نیافتنی برای جوانان تبدیل میشود!
صبر اجباری زوجهای جوان
آقای مسعود سبزواری حدود سه سال است که به اتفاق همسرش در تلاشند با تامین مسکن وارد زندگی مشترک بشوند. اما هنوز پس از سه سال موفق به تامین این مهم نشدهاند.
او در توضیح مشکلات خود برایمان توضیح میدهد: « من و همسرم سال 96 ازدواج کردیم. از همان روزهای اول پس از عقد، با سرمایه اندکی که به کمک خانواده خود و همسرم جفتوجور کرده بودیم به قصد خرید یک واحد40، 50 متری بر مبنای قیمتهای آن روز به دنبال محل سکونتی میگشتیم. چند ماهی طول کشید و به علت کسری پول مان خرید خانه به سال 97 موکول شد.»
او در ادامه میگوید: « سال 97 به یکباره قیمت خانهها در تهران تا دو سه برابر افزایش پیدا کرد و شوک عجیبی به ما وارد شد. امیدهایمان برای خرید خانه یکجا فرو ریخت. و امسال با شرایط پیش آمده دیگر قدرت خرید یک خانه 30 متری که به درد مجردها میخورد را هم نداشتیم. کمکم با توجه به نقدینگی که در اختیار داشتیم به فکر اجاره کردن خانهای برای شروع زندگیمان افتادیم. اما با شنیدن وعده و وعیدهایی که مسئولان دولتی در آن روز میدادند با مشورت خانواده به این جمعبندی رسیدیم که یک سال دیگر صبر کنیم تا شاید با طرحهای حمایتی دولت بتوانیم صاحبخانه بشویم. ما تا امروز صبر کردیم اما از طرحهای مسکن امید و مسکن اجتماعی و مسکن ملی که سالهاست فقط حرف شان ورد زبانهاست آبی برای آغاز زندگی مشترک مان گرم نشد! امروز کارمان به جایی رسیده که ما هم در انتظار استفاده از تسهیلات ودیعه مسکن برای اجاره خانه هستیم.»
اگر کمی به جوانهای دور و برمان دقت کنیم، به وفور موارد مشابهی همانند زندگی همین فرد را مشاهده خواهیم کرد. کالایی به نام مسکن در زندگی مردم کالایی شوخی بردار نیست که صرفاً یک بعد از زندگی رااشغال کرده باشد. بلکه به اعتقاد کارشناسان، مسکن فراتر از یک کالا و بستر اصلی شکلگیری و تداوم زندگیهاست.
حالا مسکن به یک کالای کاملاً سرمایهای تبدیل شده و بازار مسکن با جولانی که دلالها میدهند به چنین سرنوشتی دچار شده است. در این میان دولت که در کنترل و مدیریت اوضاع به شدت میتواند نقش به سزایی داشته باشد حدود 7 سال است که رسماً خود را کنار کشیده و به نوعی مسبب وضع موجود است.
هرچند به هیچ وجه ضرر وارد شده به مردمی که سرمایههای زندگیشان در طول این سالها چند برابر کاهش یافته قابل جبران نیست اما قطعاً مردم حداقل توقعی که دارند این است که مسببان اصلی این وضعیت از سوی مسئولان محاکمه و توبیخ شوند، همان افرادی که مسکن مهر را دائماً تخطئه کرده و آن را مزخرف میخواندند.
بی مهری با مسکن مهر
امروز بسیاری از شهروندانی که در قالب همین طرح مسکن مهر خانه دار شدند وقتی خود را با کسانی که در جستوجوی مسکن اجارهای هستند مقایسه میکنند، نفسی راحت کشیده و خدا را شکر میکنند که این روزها را پشت سر گذاشتهاند.
به عنوان نمونه؛ آقای پیمان منصوری که یکی از آخرین ثبتنام کنندگان طرح مسکن مهر است، در گفتوگو با گزارشگر روزنامه کیهان میگوید: « بنده در آخرین لحظاتی که در دولت دهم برای طرح مسکن مهر نامنویسی میکردند، ثبتنام کردم و در ماه جاری پس از 7 سال واحدم را در شهر جدید پردیس تحویل گرفتم.»
او میافزاید: « بسیار خوشحالم که علیرغم شرایط پیش آمده ما صاحب خانه شدیم. البته واقعاً وقتی به شرایط بد اطرافیانم که در به در دنبال خانه اجارهای هستند نگاه میکنم ناراحت میشوم. چرا باید اینطور باشد؟ مردم چه گناهی مرتکب شدهاند که باید در چنین منگنهای قرار بگیرند؟ پاسخ این همه حق تضییع شده از سوی چند نفر انسان بیمسئولیت را چه کسی باید بدهد؟»
تشکر از متهم اصلی بازار آشفته مسکن!
در پی اعتراف آقای رئیسجمهور مبنی بر اینکه؛ «دولت در بخش مسکن عقبماندگی داشته»، اخیراً عباس آخوندی وزیر مستعفی راه و شهرسازی و متهم اصلی آشفته بازار مسکن به این اظهارات واکنش نشان داد. او در این باره خطاب به روحانی مینویسد: «من درباره سیاست مسکن با شما همراه نبودم و نیستم! و آنچه اکنون نیز انجام میدهید را جز بازی در زمینِ زمینخواران نمیدانم.»
آخوندی در بخشی از پاسخ خود به روحانی تصریح میکند: «طراحی سیاست مسکن در تمام کشورها با توجه به ابعاد گوناگون و وجود تضاد منافع بیشمار در آن بین زمینخواران و سوداگران از یک سو و خانهاولیها و بدمسکنهایی که در بافتهای اسکان غیرِرسمی و فرسوده میانشهرها زندگی میکنند از سوی دیگر، از پیچیدهترین سیاستگذاریهای ملی است.»
آقای روحانی هم در پاسخ به نامه آخوندی مینویسد: « خدمات جنابعالی به ویژه در راه، راهآهن، خطوط هوایی و بنادر همیشه در یاد و ذهن من و زبان من ذکر میشود. در زمینه مسکن، ما همیشه وحدت نظر نداشتیم و در عین حال ناچار بودیم کار ناقص و غیر علمی انجامشده (مسکن مهر) را به اتمام برسانیم».
تاکید هر دو نامه آقایان روحانی و آخوندی بر اینکه در زمینه مسکناشتراک نظر ندارند را شاید بتوان علت اصلی آشفتگی در بازار مسکن قلمداد کرد. سؤال بسیاری از کارشناسان در واکنش به اعتراف تلخ رئیسجمهور مبنی بر عقبماندگی دولت در حوزه مسکن این است که چرا علیرغم اختلاف جدی در سیاستگذاری حوزه مسکن، آقای روحانی باید 5 سال از عمر یک وزارتخانه کلیدی را به دست کسی بسپارد که هیچ هماهنگی با وی ندارد. اگر سپردن مسئولیت در این سطح به قول و قرارهای انتخابات برمیگردد، با شهامت به مردم گزارش داده شود تا تکلیف خود را بدانند. چرا باید دود این اختلافات به چشم مردم برود؟
آقای محمد ایمانی، کارشناس مسائل سیاسی در این باره مینویسد: « سوء مدیریت آقای آخوندی در دو حوزه عدم تولید مسکن و عدم اجرای قانون دریافت مالیات از خانههای خالی، موجب کاهش عرضه و انباشت تقاضا و موجسواری سودجویان اقتصادی شد. او شریک خیانت سوداگران و محتکران مسکن است.»
او ادامه میدهد: « اگر مسکن مهر، اَخ و بد بوده، آخوندی و روحانی چه جایگزینی داشتند و کدام وعده مسکن را عملی کردند؟ مسکن مهر 8 تا 10 میلیون نفر را صاحب خانه کرد. اما کو اثری از مسکن اجتماعی و خانه اولی، یا نوسازی بافتهای فرسوده؟ آیا میشود مسئولیت انحراف سیاستگذاری دولت توسط وزیر چند هزار میلیاردی را گردن مسکن مهر انداخت که بخشی از تورم در حوزه مسکن را مهار کرد؟ یعنی اگر مسکن مهر 10 میلیون نفر را صاحب خانه نکرده بود، وضعیت بهتر بود؟! جل الخالق!»
وضعیت کنونی به جایی رسیده که خرید مسکن که هیچ، حتی اجاره مسکن هم به مخاطرهای جدی برای شهروندانی که صاحبخانه نیستند تبدیل شده است.
مشقتهای بازگشت به تهران
آقای روح الله عباسی کارمند یکی از نهادهای دولتی است که به دلیل ماموریتی کاری، حدود دو سال مجبور به مهاجرت از تهران به یک استان دیگر شده است. ماموریت او اواخر تابستان سال جاری به پایان میرسد و طبیعتاً باید به تهران بازگردد. اما مهمترین چالشی که بر سر راه او قرار دارد، توانایی اجاره یک واحد مسکونی است.
او در گفتوگو با گزارشگر روزنامه کیهان میگوید: « اوایل امسال وقتی برای مطلع شدن از اوضاع قیمتها سری به بنگاههای مشاوران املاک در تهران زدم، حس اصحاب کهف به من دست داد. دو سال قبل وقتی تهران را ترک میکردم قیمت خانه در محل زندگی ما در تهران حدوداً متری 3 میلیون تومان بود. حالا پس از گذشت دو سال از آن روز قیمتها تا 5 برابر افزایش یافته و به متری 15 میلیون تومان رسیده است.»
عباسی در ادامه اظهار میدارد: « به تبع افزایش قیمت مسکن، قیمت اجارهها هم به شکل سرسام آوری افزایش یافته و جداً بازگشت بنده به تهران را با چالشی جدی مواجه ساخته است. به طوری که برای بازگشت و اجاره یک واحد مسکونی، مجبورم ماشین و سایر سرمایه زندگیام را بفروشم.»
او معتقد است: « بر خلاف بهانهای که مسئولان دولتی میآورند، بخش عمدهای از شرایط امروز هیچ ربطی به تحریمها ندارد و ناشی از بیعرضگی و اهمال کاری آنهاست.»
این شهروند تهرانی با انتقاد از کرختی برخی مسئولان و زمانبر بودن تحقق وعده هایشان تصریح میکند:
« با ایجاد شرایط سخت موجود، مسئولان وزارت راه و شهرسازی به جای آنکه در اقدامات خود سرعت به خرج بدهند، بدون دغدغه و با خیالی آسوده مردم را سر کار گذاشتهاند! بیش از یک ماه از وعده تامین ودیعه مسکن مستاجران گذشته و هر روز مسئولان وعده سرخرمن میدهند.»
اضطرار و استرس مستاجران در آشفته بازار کنونی مسکن بر کسی پوشیده نیست و انتظار میرود، مسئولان دولت و مجلس با اقداماتی فوری و عملیاتی، اندکی از مشکلات مردم در بخش مسکن بکاهند. اقدام اخیر مجلس در افزایش مالیات بر خانههای خالی یکی از این اقدامات است که مشارکت و پای کار بودن بیشتر دولت را میطلبد.