جهان در پیچ تاریخی افُول نظام سرمایهداری و طلوع نظام عدالت
سعید وکیلی
در طول تاریخ میتوان به وقوع سه نظامِ اقتصادی- سیاسی- اجتماعی اشاره کرد. ایجاد هریک از این نظامات به مَثابه یک پیچ تاریخی در جهان است.
1) نظام بردهداری، 2) نظام زمینداری و 3) نظام سرمایهداری سه نظامی هستند که از همان ابتدا، یک اقلیت همواره بر اکثریتِ مردم در جان، زمین و سرمایه حاکم و مُسلط بودهاند. هریک از این نظامات با شورشها و اعتراضهایی گسترده توسط جامعه حداکثری جای خود را به نظام دیگر داده است و همواره اقلیت قدرتمند تمام تلاش خود را بر آن داشته است که همه یا یکی از عناصرِ نیروی انسانی، زمین و سرمایه را برای حفظِ قدرت، ثروت و رفاه خود در اختیار داشته باشد. با جنبشها و حرکتهای اعتراضی آحاد مردم در گوشه و کنار جهان، بهنظر میرسد، تولد نظامی جدید و آغاز یک پیچ تاریخی در حال وقوع است. این نظام؛ هِژمُونی نظام سرمایهداری را دَرهم خواهد شکست و محور این نظام؛ عدالت و رفع تبعیضنژادی در سرتاسر جهان به پرچمداری جمهوری اسلامی ایران و با هدف ایجاد تمدن نوین اسلامی خواهد بود. در ادامه تلاش میشود بهطور مختصر سیر تَطور این سه نظام، برشمرده شده و نظام جدید معرفی گردد.
نظام بردهداری
با نگاهی گذرا به تاریخ جهانِ باستان بهخصوص در زمینه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی درمییابیم که بردهداری در تاریخ بشر، پیشینهای کُهن دارد. در ابتدا بردهداری در بابل، آشور، مصر باستان، چین و هندوستان ظهور کرد و در یونان و روم باستان تکامل و در این دورانها خرید و فروش بَرده امری رایج بود.
در نظام بردهداری، بَرده به مَثابه شیء قابل خرید و فروش و بردهدار، صاحب جان و مال بَرده است. بردهداران معمولاً مالکان بزرگ زمین، سوداگران بزرگ و صاحبان کارگاههای بزرگ بودند. این وضع ادامه داشت تا آنکه بر اثر تشدید تضادهای طبقاتی و طرح این سؤال که شما انسان هستید و ما هم انسان، چرا باید انسانی مالک انسانی دیگر باشد؟ بردگان دست به شورش زده و نظامات حاکم بر بردهداری سُست گردید و فروریخت و نظام بردهداری جای خود را به نظام فئودالی داد که آن هم بر استثمار و استعمارگری استوار بود.
نظام زمینداری
نظام فئودالی با عناوین دیگری همچون تیولداری، ارباب - رعیتی یا حکومت ملوکالطوایفی یا خانخانی از آن نام برده میشود که این نظام بعد از فروپاشی جامعه بردهداری بهوجود آمده است.
نظام فئودالی که شالوده آن بر زمینداری استوار است، قدرت سیاسی میان زمینداران بزرگ تقسیم شده و هر زمیندار یا ارباب، دارای جماعتی رعیت یا دستنشانده میباشد که رعیت دیگر بَرده نیست، بلکه بر روی زمینِ زمیندار بزرگ (یا ارباب) کار میکند و در ازای آن، بخشی از ثمره زمین را عاید میشود. این نظام در بسیاری از کشورها فئودالیسم با اصلاحات ارضی و تقسیم زمینهای زراعی بین کشاورزان از میان رفته است. در اروپای غربی این نظام از قرن پنجم آغاز و تا حدود قرن هجدهم و در روسیه و شرق اروپا تا نیمه دوم قرن ۱۹ ادامه داشت. این نظام با پایمال شدن هویت و کرامت انسانی و طرح این سؤال که چرا مالکان زمین تنها یک تعداد از انسانها هستند در حالی که ما انسان هستیم و آنها هم انسان؟ به چالش کشیده شد و به مرور نظام سرمایهداری شکل گرفت.
نظام سرمایهداری
نظام سرمایهداری یا کاپیتالیسم نظام اقتصادی است که با انقلاب صنعتی، نخست در اروپای غربی و آمریکا و سپس به کشورهای غیرغربی نیز راه یافت. این نظامِ سرمایهمحور؛ یک نظام اقتصادی است که در آن پایههای سیستم اقتصادی بر روی مالکیت خصوصی ابزارهای تولیدِ اقتصادی و در دست مالکان است و از این برای ایجاد بهرهمندی اقتصادی در بازارهایی رقابتی استفاده میشود که به این قانون، آزادی مالکیت شخصی نیز گفته میشود.
در قانون سرمایهداری، سرمایهگذاری، تولید، توزیع، درآمد، قیمتگذاری و عرضه مواد و خدمات توسط تصمیمگیریهایِ شخصی در یک اقتصاد بازار تعیین میشود. مشخصه بارز قانون سرمایهداری این است که تولید کالا در درجه اول برای کسب سود اقتصادی انجام میگیرد و نه لزوماً رفع نیازهای انسانها و البته در مواردی نیز، کسب سود با رفع نیازهای انسانی همراه است.
در قانون سرمایهداری انحصاری، عملاًً مفهوم بازار آزاد که توسط نظریهپردازان اولیهای قانون سرمایهداری همچون آدام اسمیت مورد حمایت واقع میشد، مفهوم ابتدایی خود را از دست داد و رقابت که مفهوم کلیدی اقتصاد بازار و قانون عرضه و تقاضا بود به رقابت بین شرکتهای انحصاری و کارتلها تنزل یافت.
توزیع ناکارآمد و ناعادلانه پول و قدرت؛ گرایش به انحصارطلبی در بازار و پدیدههایی مانند از خودبیگانگی فرهنگی، نابرابری، بیکاری و بیثباتی اقتصادی و خصوصاً تبعیض نژادی باعث شده که حرکتها و جنبشهای در گوشه و کنار جهان بر علیه این نظام شکل بگیرد و سؤالی اساسی در اذهان آحاد مردم شکل بگیرد که ما انسان هستیم و آنها نیز انسان، پس چرا باید اَعظم سرمایهها در اختیار یک تعداد از انسانها قرار گیرد؟
نظام عدالت (نظام تعادل)
بهنظر میرسد که نظام سرمایهداری به انتهای عُمر خود رسیده و پیچ تاریخی دیگری در راه است. خبر حرکتها، اعتراضها و جنبشهایی که در گوشه و کنار جهان هر روز به گوش میرسد حکایت از این دارد که اکثریت آحاد مردم و جوامع بشری؛ ریشه عمده مشکلات و مسائل خود را در نظام سرمایهداری میدانند. از انقلاب اسلامی ایران این حرکت آغاز شده و سالهای بعد نشانهای آن را میتوان در بیداری اسلامی و جنبش 99% والاستریت در آمریکا و اکنون در بهار غربی و اعتراضهای گسترده آمریکایی و نارنجیپوشان فرانسه مشاهده نمود. نقطه آغازین این حرکتها، انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) بوده و وقوع این انقلاب، نویددهنده تَلالو نظام اسلام ناب در جهان میباشد. ادامهدهنده راه امام راحل(ره)، حضرت آیتالله العظمی خامنهای(مدظلهالعالی)، با قدرت و قوت نقشه راه انقلاب را پس از وقوع انقلاب اسلامی، چهار گام اساسی شامل: نظامسازی، دولتسازی، جامعهسازی و تمدنسازی بهعنوان فرآیند تکاملی انقلاب اسلامی معرفی نمودهاند. اکنون پس از گذشت سالها از این حرکت عظیم مردمی در ایران؛ جوامع بشری نیز، به جِدّ خواستار رفع تبعیضنژادی و شکاف طبقاتی در جهان که از پیامدهای نظام سرمایهداری میباشد، هستند. نورمن گریج، استاد آمریکایی ریشه سقوط آمریکا و تشدید اختلاف و خشونت در آن را «ثروت بدون کار، لذت بدون وجدان، دانش بدون شخصیت، تجارت بدون اخلاق، علم بدون انسانیت، عبادت بدون ایثار و سیاست بدون اصول» میداند. آیا این حرکتها به پایان نظام سرمایهداری خواهد انجامید؟ و آیا آغاز شکلگیری نظامی که در آن محوریت بر عدالت است و مورد مطالبه اکثریت جوامع میباشد را شاهد هستیم و نظم نوین جهانی بر اساس تعادل، امنیت و عدالت متولد خواهد شد؟ این نظام را میتوان «نظام عدالت یا نظام تعادل» نامید که ذیل اَبرتمدن واحد جهانی خواهد بود. در شکلگیری این نظام، اعتراضها بیشتر بر سر عدم تعادلها و بیعدالتیها خواهد بود. برخی مانند فرانسیس فوکویاما
(Yoshihiro Francis Fukuyama) این تحرکات عظیم بشری را پایان تاریخ (1992) و برخی مانند ساموئل هانتینگتون جنگ تمدنها (1993) نامیدهاند در حالی که میتوان گفت؛ پایان تاریخ نیست، شروع نوینی برای تاریخ است و برخورد تمدنها نیست بلکه نزاع بر سَر برقراری وحدت و عدالت و جِدالِ نظام سرمایهداری با نظام نوپای عدالت برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی میباشد که پرچمدار آن، جمهوری اسلامی ایران خواهد بود که انشاءالله این پرچم به صاحب اصلی آن حضرت بقیهًْالله الاعظم(عج) برای رهبری و نجات بشریت تحویل خواهد شد.