نشانههای آغازِ پایان آمریکا با بررسی تحولات داخلی و خارجی شیطان بزرگ- بخش نخست
آیا ترامپ گورباچف دیگر می شود؟
هدیه آقاپور
سریال «غرب وحشی» همچنان ادامه دارد اما اینبار پر بینندهتر و پر سرو صداتر است! پس از شیوع ویروس کرونا و ایجاد رعب و وحشت در سراسر آمریکا و عدم کنترل فضای حاکم در این کشور، شاهد نابسامانی و هرج و مرج و غارت و دستبرد به فروشگاهها از سوی مردم بودیم و اینبار نیز به دلیل رفتار بیرحمانه و نژادپرستانه یک پلیس سفیدپوست نه تنها اوضاع بیش از گذشته برای آمریکا نابسامان شده بلکه ضعفهای این کشور در اداره و مواجهه با بحرانها این سؤال را مطرح کرده است که آیا ترامپ گورباچف دیگر میشود؟
بدون شک آمریکا از بزرگترین ناقضان حقوقبشر در جهان به شمار میرود و این خبر نباید برای بسیاری از رسانهها و مردم جهان، شگفتانگیز و باورنکردنی بهنظر برسد؛ اما قدرت پرده پوشی و پنهانکاری از نوع آمریکایی آن تاکنون توانسته، اذهان بسیاری را نسبت به این واقعیترین خبر در دنیای رسانه، بیباور و مردد سازد.
وضعیت وخیم حقوقبشر در داخل آمریکا را میتوان بر اساس موضوعات و محورهای مختلفی به شرح ذیل توضیح داد:
آزادی حمل سلاح
و نقض حق حیات شهروندان
قانون حمل آزادانه سلاح از جمله مواردی است که جان و حریم شخصی شهروندان آمریکایی را به مخاطره انداخته و حق حیات و امنیت را از آنها سلب کرده است؛ به طوری که ۸۲ درصد از کشتارهایی که با سلاح گرم صورت میگیرند در ایالات متحده رخ میدهند.
۷۵ درصد کشتارها در آمریکا با سلاح صورت میگیرد که این آمار ظرف دو سال گذشته ۳۰ درصد افزایش داشته است.
شایان توجه است که سلاح گرم دومین دلیل حائز اهمیت مرگ در کودکان و نوجوانان آمریکایی و نخستین دلیل مرگ کودکان و نوجوانان سیاهپوست در این کشور است.
سالانه نزدیک به ۱۶۰۰ کودک و نوجوان با اسلحه به قتل میرسند که بخشی از آن ناشی از خشونتهای خانگی است؛ بر این موارد میتوان تیراندازیهای مدارس را نیز اضافه کرد.
طبق گزارش منابع آمریکایی به طور میانگین در هفته، یکبار شاهد تیراندازی در مدارس هستیم.
سال ۲۰۱۸، با ۹۴ مورد تیراندازی در مدارس با رشد ۶۰ درصد افزایش نسبت به سال قبل از آن مواجه بوده است. آمارها به خوبی نشانگر فجایع ناشی از موضوع حمل آزادانه سلاح و تهدید حیات و امنیت شهروندان هستند؛ اما دولتمردان آمریکا با طرح مباحث مختلف، موضوع محدودیت و کنترل اسلحه را به حاشیه میبرند.
خشونت پلیس نژادپرست
اخیرا یک شهروند سیاهپوست ۴۶ ساله آمریکایی زیر پاهای پلیس سفیدپوست آمریکایی و در حالی که فریاد میزد «نمیتوانم نفس بکشم» جان داد تا بار دیگر تبعیضها و خشونتهای نژادپرستانه در این کشور باعث اعتراضات گسترده شود.
جالب آنجاست که مقامهای آمریکایی در حالی کشته شدن این افسر پلیس را تروریسم معرفی میکنند، که چنین صفتی را برای قتل یک سیاهپوست غیرمسلح و خفه شدن او زیر زانوی یک پلیس سفیدپوست بهکار نبردهاند.
امین اسدی یک فعال حقوقبشر در گفتوگو با گزارشگر کیهان میگوید: «ایالات متحده آمریکا در دهههای گذشته همواره ادعای دفاع از مبانی و اصول حقوقبشر را داشته و بر این اساس به خود اجازه داده تا درخصوص وضعیت و شرایط حقوقبشر در سایر کشورها اظهارات مداخلهجویانه داشته باشد.»
وی ادامه میدهد: «بررسی دقیق مواضع حقوقبشری آمریکا به صراحت تأییدکننده این واقعیت است که دولتمردان این کشور موضعگیری درخصوص وضعیت حقوقبشر در جهان را بر مبنایترجیحات و منافع سیاسی انجام میدهند و همین رویه موجبات استفاده ابزاری آمریکا از موضوع حقوقبشر را در سطح بینالمللی فراهم ساخته است. نکته مهم و تأسفبار این است که چنین قضاوتهای سوگیرانه و جانبدارانه، مبنای عمل سیاسی آمریکا در ارتباط با کشورهای هدف قرار میگیرد و از جمله وضع تحریمهای اقتصادی و تحمیل فشارهای سیاسی علیه کشورهای مستقل، بر مبنای همین قضاوتهای نادرست توجیه میشود. فراتر از این بحث، نکته مبنایی و مهم دیگری وجود دارد که توجه به آن از اهمیت اساسی برخوردار است. دولت ایالات متحده در حالی که بر کرسی قضاوت درخصوص عملکرد حقوقبشری سایر کشورها تکیه میزند که خود در داخل نیز به طور مکرر و فاحش حقوقبشر را نقض میکند.»
اسدی تأکید میکند: «طبعاً چنین وضعیتی موید عدم صلاحیت واشنگتن برای ارزیابی وضعیت حقوقبشر در سایر کشورهاست و هرگونه حقی را از این کشور برای طرح ادعاهای بشر دوستانه سلب میکند. با توجه به این واقعیات است که رهبر معظم انقلاب همواره بر تلاش برای افشای ماهیت ضد حقوقبشری دولت آمریکا تأکید داشتهاند تا بدینترتیب عدم صداقت و صلاحیت آمریکا در پیگیری مسائل حقوقبشری به تصویر کشیده شود.»
این فعال حقوقبشر تصریح میکند: «پلیس آمریکا برخلاف عرف متعارف که میباید رکن اساسی حقوق شهروندی را تأمین کند، حقوق مردم آمریکا بهویژه سیاهپوستان را مورد تعرض قرار میدهد و گزارشها حاکی از آن است که در سال ۱۳۹۷ نیروهای پلیس تنها ۱۴ روز مرتکب خشونت نشدهاند. تا اوایل دی ماه این سال نیز آمار این خشونتها به ۱۱۶۶ مورد رسید. در آمریکا تعداد زیادی از شهروندان توسط پلیس کشته و یا مصدوم میشوند که در این بین سیاهپوستان به نسبت از سهم بیشتری برخوردارند. آنچه در این رابطه حائز اهمیت است اینکه در این کشور نه تنها برخورد قانونی با پلیس در راستای سوءاستفاده از قدرت و هنجارشکنیهای اخلاقی آن صورت نگرفته، بلکه به منظور توجیه موضوعاتی از این دست، بعضاً به موازین قانونی نیز استناد میشود.»
وی یادآور میشود: «مقامات آمریکایی به رغم تأکید ظاهری بر حقوقمدنی و سیاسی، در عمل توجهی به رفع مشکلات ناشی از تبعیض نژادی در این کشور نداشتهاند. اقلیتهای نژادی پرشمار و متنوعی در آمریکا زیست میکنند که در بین آنها، سیاهپوستان با جمعیتی بالغ بر ۴۰ میلیون نفر یعنی ۱۳ درصد از کل جمعیت آمریکا، بزرگترین اقلیت قومیدر این کشور محسوب میشوند. با این حال از تبعیض و رفتارهای نابرابر رنج میبرند. سیاهپوستان اکثریت قربانیان قتلهای با اسلحه را در آمریکا تشکیل میدهند. آنها ۱۰ برابر بیشتر از سایرین در معرض خطر مرگ با سلاح هستند و این آمار در رابطه با مردان به ۱۶ برابر نیز میرسد. آنها همچنین بیش از سه برابر سفیدپوستان در معرض خشونت پلیس قرار دارند. از سوی دیگر فرصتهای شغلی نیز در میان سفید پوستان و سیاهپوستان بهصورت نابرابر توزیع شده است. نرخ بیکاری، میزان ساعات کار و درآمد سیاهپوستان نشان از استمرار تبعیض از گذشته تا به امروز دارد و این امر در حالی است که وضعیت سفیدپوستان در این زمینه در حال ارتقا و بهبود است.»
اسدی اضافه میکند: «ایالات متحده آمریکا با اتخاذ رویکردی ابزاری، بزرگترین پارادوکس رفتاری را به نمایش گذارده است؛ چرا که در عین ادعای حمایت از حقوقبشر به نقض مکرر آن در سطح داخلی و بینالمللی نیز میپردازد. در واقع با قاطعیت میتوان گفت که آمریکا حقوقبشر را بهعنوان دستاویز و ابزاری در مسیر اهداف خود به کار گرفته تا از این طریق بر سرنوشت ملتها سلطه یافته و انواع فشارها را بر کشورهای مخالف خود تحمیل کند.»
این فعال حقوقبشر خاطرنشان میکند: «در مجموع، مستندات گزارش حاضر، به وضوح کارنامه سیاه آمریکا در حوزه حقوقبشر را به تصویر میکشد و نشان میدهد که آمریکا از صلاحیت و صداقت لازم برای سخن گفتن در باب حقوقبشر برخوردار نیست و اصولاً در این حوزه نه تنها پیشرفتی نداشته بلکه با مصادیق نقض متعدد و خروج از شورای حقوقبشر دچار نوعی عقبگرد نیز شده است. اساساًً این کشور به دنبال دستیابی، حفظ و تداوم سلطه خود بر جهان بوده و به منظور نیل به این هدف از ابزارهای مختلفی چون ادعای حمایت از اصول و مبانی حقوقبشر و رشد و گسترش دموکراسی بهرهبرداری میکند.»
محکومیتهای شدید قضایی
وزارت امورخارجه آمریکا در گزارشهای سالانه خود از وضعیت حقوقبشر در جهان، برخی کشورها را در مورد محکومیتهای قضایی مورد نکوهش قرار داده و رویه آنها را ناقض حقوقبشر معرفی میکند؛ در حالی که در این کشور مواردی از محکومیتهای قضایی وجود دارد که به گزارش مراجع حقوقبشری نقض مسلم حقوق زندانیان محسوب میشود. آمریکا دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران را به دلیل اجرای شریعت اسلامی از جمله در مورد حکم اعدام مورد انتقاد قرار میدهد اما خود اعدام را از طریق غیرانسانی چون تزریقهای مرگبار، صندلیهای اعدام الکتریکی و … در این کشور به اجرا میگذارد. این قبیل اعدامها در بخش قابل توجهی از ایالتهای آمریکا مجاز است به طوری که از ابتدای سال ۲۰۱۸ تا اواسط دی ماه ۱۳۹۷ (پایان سال میلادی) حدود ۲۵ نفر در هشت ایالت به شیوههای غیرانسانی محکوم به مرگ شدهاند.
نقض حقوق زنان و کودکان
سالیانه میلیونها زن در ایالات متحده از خشونتهای خانگی رنج میبرند. بر اساس آخرین آمارهای منتشر شده از سوی مرکز کنترل و پیشگیری بیماری در آمریکا، از هر ۵ زن حداقل یک نفر در طول زندگی خود مورد تجاوز قرار گرفته است. همچنین در این کشور 43/6 درصد از زنان، برخی از انواع خشونت جنسی را در طول زندگی تجربه کردهاند. خشونتها علیه زنان در آمریکا در قالب تعرضات جنسی و خانگی و نیز بهرهبرداری از زنان در فیلمها و تبلیغات پورنو انجام میشود. بر اساس دادههای موجود میتوان استنباط کرد که رعایت حقوق زنان در ایالات متحده در بسیاری مواقع امری ریاکارانه و فریبنده است. مطابق با تحقیقات انجام شده در مؤسسه تامسون رویترز، آمریکا در بین ۱۰ کشور نخست ناامن برای زنان قرار دارد؛ رتبهای که در حداقل یک دهه بدون تغییر باقی مانده
است.
نقض حقوق مطبوعات و رسانهها
دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا آشکارا نفرت خود را از رسانهها بیان میکند. وی با خطاب قرار دادن رسانهها بهعنوان «دشمن مردم»، جنگ علیه آزادی بیان را شروع کرده و سبب شده تا جایگاه ایالات متحده در ارزیابی جهانی آزادی رسانهها تنزل کرده و سبب شده تا جایگاه ایالات متحده در ارزیابی جهانی آزادی رسانهها تنزل یابد.
کارشناسان سازمان ملل اظهار داشتهاند که سیاست رسانهای ترامپ زمینه افزایش تهدید و خشونت علیه خبرنگاران را به دنبال داشته است. آنها صراحتاً بیان کردهاند که «حملات ترامپ به رسانهها با تعهدات این کشور درخصوص آزادی مطبوعات و حقوق بینالملل در تناقض میباشد» و در ادامه اضافه مینمایند که در قالب یک استراتژی، رفتار ترامپ نوعی برنامهریزی محسوب میشود تا بتواند حقایقی قابل اثبات را انکار و پنهان نماید. شایان توجه است که سیاست رسانهای ترامپ، در سال گذشته زمینه اعتراض روزنامهنگاران و واکنش آنها در قالب ثبت یادداشتی مستقل را به دنبال داشت.
با همه این اوصاف بایکوتهای رسانهای دیگر فایدهای ندارد لنزهای دوربین مردمی و افکار عمومی جهانی متمرکزتر از آن است که بتوان روی جنایتها و نابسامانیها سرپوش گذاشت.