ضرورت تحول همهجانبه در ورزش(نکته ورزشی)
سرویس ورزشی-
«...امام، امام تحول بود... این برای درس گرفتن است؛ باید از امام درس بگیریم؛ هر جامعه زنده و پویایی به تحول احتیاج دارد؛ ما امروز به تحول احتیاج داریم؛ در بخشهای مختلف...»(رهبر انقلاب؛سخنرانی تلویزیونی بهمناسبت سی ویکمین سالگرد رحلت امام خمینی ره)
بدون تردید یکی از بخشهای آماده تحول و دارای زمینههای تحول در کشور ما عرصه ورزش است که علیرغم اتفاقات مثبتی که طی گذر زمان در آن چهره بسته تحول لازم و رضایتبخش و متناسب با آرمانهای بزرگ انقلاب اسلامی را نداشته و در خود ایجاد نکرده است. یعنی فکر تحول خواهی به معنای « گرایش مستمر به بهترشدن» و« اکتفا نکردن به داشتههای موجود» در ورزشما و خاصه در نزد مسئولان ورزش ما تقریبا هیچگاه- و در مقطع فعلی بیش از همیشه و دورههای گذشته- وجود نداشته است. و بدون هیچ تعارف و رودربایستی به جای آن، تفکر وسیاست« باری به هر جهت» و
« روزمرگی و وقت کشی» حاکم بوده است که تلاش شده با حربه«نتیجهگرایی» و کسب مدال و صعود فوتبال به جام جهانی و ... آن را ماله بکشند و بر اقدامات ناکرده اما بایسته وتحولآفرین خود عوامفریبانه سرپوش بگذارند! و اینها البته از نشناختن« مردم» بود. همان مردمی که انقلابی به این عظمت برپا کرده و چهل و یکسال است که پای آن ایستاده و دوست و دشمن را دردنیا به شگفتی و تحسین واداشتهاند. همان مردمی که امام آنها را« ولینعمت ما» میدانستند، اما متاسفانه در نزد بیشتر مسئولان ورزش به عنوان سیاهی لشگری که فقط به درد پر کردن سکوها و حنجره دراندن میخورند تلقی میشوند که میشود آنها را با « قاقا لیلی»هایی مثل مدال و سکو و جام جهانی و...« سیاه» و« خام» کرد و... البته هرجا هم مثل رئیسسابق فدراسیون فوتبال در برنامه تلویزیونی دوشنبه شب گذشته در مخمصه پاسخگویی گرفتار آمدند از آنها به عنوان « ولینعمت» یاد کنند تا عوام فریبانه مخاطب را علیه مجری مسلط برنامه تحریک کنند!! غافل از اینکه مخاطب و مردم و اهالی ورزش خیلی باهوشتر و صاحب تحلیل و تشخیصتر از آنی هستند که این جماعت فکر میکنند.
خواسته و مطالبه اصلی اهالی ورزش به عنوان بخشی از جامعه بزرگ و مردم فهیم ایران، ایجاد تحول اساسی و ساختاری در ورزش است. استفاده صحیح و بهینه از داشتههای انسانی و مادی سرشار در ورزش در جهت پیشرفت ورزش است. وقتی این کارها انجام شد آن وقت خواهوناخواه مدال و سکو و افتخار و پیروزی و... صعود به جام جهانی و... هم اتفاق خواهد افتاد. یعنی همان کاری کهکشورهای صاحب ورزش در دنیا روزی آغاز کرده و امروز هم ادامه میدهند. در ورزش ما خیلی از این کارها انجام نشده، کار ریشهای و اصلاح ساختاری در بنای از اول معیوب ورزش صورت نگرفته، بسیاری از داشتههای مادی و انسانی یا معطل مانده یا به خاطر استفاده غلط، نفله شده و به هدر رفته و... بعد مسئولان ورزش یکسره دنبال صعود به جامجهانی و کسب مدال و... این گونه کارهای سطحی و نمایشی هستند برای اینکه میخواهند کار نکرده، ادای کشورهای کار کرده در ورزش را درآورند و همان خروجی و نتایجی را به دست آورند که آنها با ممارست و برنامهریزی و جدیت به دست میآورند! و اینها را هم مردم و علاقمندان ورزش خوب میدانند و میفهمند و هم کارشناسان متعهد و رسانه و رسانهایهای سالم بارها درباره آن گفته و نوشتهاند.ما البته نشانهای از« تحول خواهی » و وجود اراده برای
«ایجاد تحول» در ورزش در نزد مسئولان و مدیران ارشد ورزش نمیبینیم، اما واقعیت غیر قابل کتمان این است که « ایجاد تحول در ورزش» یکی از ضروریترین اتفاقاتی است که باید در ورزش مستعد ایران بیفتد. دیگر
به اندازه کافی و حتی بیش از آن به همگان ثابت شده است که با ادامه روند فعلی نمیتوان به آینده و وضعیتی بهتر از اینکه حالیه ورزش ایران در آن قرار دارد، امیدوارباشیم.
بدتر از همه این خطر وجود دارد که باتداوم روشهای اداره و مدیریت فعلی، ورزش اگر تاکنون هم دچار عقبگرد نشده باشد در آینده خیلی نزدیک به عقبگرد و پسروی دچار شود و مصداق این کلام هشدارگونه رهبر معظم انقلاب شود که«آنچه من عرض میکنم این است که ما در یک مواردی تحول نداشتیم... ودر مواردی عقبگرد داشتیم، که این خیلی موضوع تاسف بار و ناپسند و غیر قابل قبولی است، و بر خلاف طبیعت انقلاب است...» ورزش ما نیازمند تحول اساسی و ریشهای و واقعی است و آن را هرگز با « یک سلسله کارهای سطحی و دم دستی نباید اشتباه گرفت.»
ورزش هم به تحول در اخلاق و فرهنگ و هم به تحول در ابعاد مدیریتی و اجرایی و هم به تحول در ابعاد فنی وحرفهای نیاز دارد. در وضعیت راکد فعلی همانطور که همه میدانیم و میبینیم همه چیز ورزش در خدمت افراد و باندهای آویزان و انگلمآب و شارلاتان مسلک قرار دارد و منافع و کارکردهای مثبت ورزش کمتر عاید مردم و نصیب دوستداران ورزش میشود.به گواه بسیاری از کارشناسان و اهالی فن، ورزش ایران برای پیشرفت چیزی ازحیث مادی و انسانی کم ندارد، کمبود بزرگ ورزش، مدیریت تحول خواه واراده تحول آفرین است. اگر چنین مدیریت و ارادهای فراتر از روزمرگیها در پی شتاب بخشیدن به حرکت رو به جلوی ورزش و استفاده بهینه از داشتههای غنی آن باشد همگان خواهیم دید که چقدر زود وضعیت ورزش از اینی که هست بهتر میشود و جایگاه آن بهبود مییابد و متحول میشود.سخن آخر هم اینکه«تحول یعنی به حال برتری به شکل واضحی دست یافتن، یعنی یک جهش، یک حرکت بزرگ؛ در زمینههای مختلف، ما به این احتیاج داشتیم؛ در بعضی از زمینهها مطلقا توانایی این را نداشتیم.»