کد خبر: ۱۸۹۶۰۱
تاریخ انتشار : ۱۰ خرداد ۱۳۹۹ - ۲۲:۰۶

بندگان خالص خدا، در فکر خانه ابدی(خوان حکمت)



نام خدا، ذكر خدا، اين «جوشن كبير» هر كدام از اينها طنابي است كه اگر انسان اينها را بگيرد، از هر سقوطي نجات پيدا مي‌كند؛ ولي آن ياد و آن نامي كه انسان را به مقامي مي‌رساند، جزء مخلَصين مي‌كند ،آن تنها ياد مبدأ نيست، ياد توحيد نيست، توحيد به تنهايي مشكل ما را حل نمي‌كند چون خدا هست، آنكه مشكل ما را حل مي‌كند، اين است كه خدا از ما مسئوليت مي‌خواهد، ما به حضور او مي‌رويم، ما از آن طرف نيامديم كه در گودال فرو برويم، ما را آوردند كه ببرند، نه اينكه آوردند كه در گودال بگذارند اين‌طور نيست. چون معاد، بازگشت ما به همان مبدأ است، ياد خدا به عنوان «هو الأول»(1) مطرح است، ياد خدا به عنوان «هو الآخر» مطرح است، اگر كسي به ياد خدا بود كه او ما را آفريد و به ياد خدا بود كه مرجع و بازگشت ما اوست، مسئوليت را او بايد از ما بخواهد و در برابر او مسئول هستيم.
خانه ابدی، اهتمام اول بندگان مخلص
فرمود من به يك عده جايزه دادم، به ابراهيم جايزه دادم، به اسحاق جايزه دادم، به يعقوب جايزه دادم، جايزه من به آنها اين است كه آنها جزء بندگان مخلَص من هستند: «إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ»(2) ما شديم مخلِص، آنها شدند مخلَص؛ وقتي كسي مخلَص باشد، ديگر از گزند وسوسه مصون است، آنها كه «استخلصهم الله لنفسه»، اگر عده‌اي مخلَصند كه فوق مخلِصينند؛ اگر عده‌اي به جايي رسيدند كه شيطان با همه عداوت و دشمني گفت من نسبت به اينها توان ندارم: «إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ»(3). تصريح قرآن كريم درباره انبياي خاص اين است كه اينها جزء بندگان مخلَص من هستند. چرا «إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ»؟زیرا «بِخالِصَهًْ ذِكْرَي الدَّارِ»(4) فرمود ما مخلِص هستيم، اينها مخلَصند، اينها را خاص براي خودمان گرفتيم. چرا؟ براي اينكه اينها خالصند؛ سؤال: خلوصشان در چيست؟ اين است كه اينها هميشه به فكر خانه‌شان هستند. دار يعني خانه، اينها به فكر خانه‌اند نه مسافرخانه، به فكر خانه‌اند نه به فكر راه.خانه انسان جايي است كه انسان كه رفت، آنجا مي‌آرمد. از قيامت به عنوان دارالقرار ياد مي‌شود، اينجا دارالفرار است. فرمود: «خُذُوا مِن مَفَرِّكُم لِمَقَرِّكُم»(5) فرمود ابراهيم چون به ياد خانه‌اش بود، اسحاق چون به ياد خانه‌اش بود، يعقوب چون به ياد خانه‌اش بود، ما اينها را بنده مخلَص قرار داديم؛ پس معلوم مي‌شود ما خانه‌اي داريم كه آن را بايد آباد كنيم. «إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ» چرا؟ «بِخالِصَهًْ» چرا؟ برای «ذِكْرَي الدَّارِ». اين سه كلمه، سه جمله است هر كدام جواب سؤال مقدّر است چرا به اينها جايزه دادي؟ چون اينها خالص بودند، در چه چيزي خالص بودند؟ در اينكه به ياد خانه‌شان بودند. پس معلوم مي‌شود ذكر مبدأ در عين حال كه نافع است، آن كارآمدی را ندارد ،مشركين حجاز هم خدا را قبول داشتند،مشكل اصلي آنها در توحيد ربوبي بود، يك؛ و معاد را قبول نداشتند ،دو؛ فكر مي‌كردند انسان كه مي‌ميرد مي‌پوسد، انبيا آمدند گفتند شما كه مي‌ميريد، از پوست به در مي‌آييد نه بپوسيد. انسان اگر پوسيدني بود كه اين همه بساط لازم نبود. اول كه خدا انسان را خلق نكرد، زمين را با همه طبقات و گسترش آن، آسمان را با همه طبقات، اينها را كه آفريد بعد مهمان دعوت كرد. فرمود كلّ اين نظام مسخّر براي شماست، من اينها را براي شما تسخير كردم، از اين مائده استفاده كنيد وگرنه اگر براي انسان نبود ،ديگر خلقت آسمان و زمين براي چه بود؟
 بنابراين مهم‌ترين تأثيري كه ذكر خدا دارد اين است كه خدا را به عنوان «هو الأول» بپذيريم، به ياد او باشيم و به عنوان «هو الآخر» هم بپذيريم و ياد خدا در همه شئون هست، منتها در بعضي از جاها حساس‌تر و رنگين‌تر است، در ماه مبارك رمضان هست، در حج هست، در حالت اعتكاف هست.
اعتکاف در مساجد و اعتکاف در مرزها
 در حالت اعتكاف يك جوان، مرد يا زن سه روز با خدا در خانه خدا خلوت مي‌كند، اين را مي‌گويند اعتكاف. دين مي‌گويد همان‌طوري كه شما در مسجدها معتكف مي‌شويد، در اين مرزها هم معتكف بشويد، برنامه‌اي در كتاب‌هاي جهاد هست به نام مراصده، اين مراصده كار اعتكاف را مي‌كند. در اعتكاف حداقل سه روز است، حداكثر حدّي ندارد؛ در مراصده هم حداقل سه روز است ،حداكثرش گفتند چهل روز. يك رزمنده‌اي براي حفظ مرز در غزّه يا غير غزّه جلوي تهاجم صهيونيسم را بگيرد اين اگر خواست مراصده كند، او نمي‌تواند كمتر از سه روز باشد. يك وقت است كسي مي‌خواهد يك روز يا دو روز دوتا 24 ساعت اينجا پُست بدهد، اين ديگر آن مراصده فقهي نيست. يك وقت است كسي مي‌خواهد دو روز در مسجد بماند و عبادت بكند می‌تواند عبادت بكند؛ ولي اين ديگر اعتكاف نيست، اگر اعتكاف است ،حتماً بايد سه روز باشد، اگر مراصده است حتماً بايد سه روز باشد اكثرش هم چهل روز است؛ پس هم روي مرزها ،هم روي دامنه كوه،هم روي قلّه كوه مي‌شود گفت «بك يا الله» و بايد گفت و عبادت است واین مي‌شود مراصده که نيّت مي‌خواهد، قصد مي‌خواهد، حساب و كتاب دارد و هم در مسجدها اعتكاف مي‌شود.
 مي‌بينيد يك طرف دين، مسجد را مي‌گويد با خدا خلوت كن، يك طرف دين مي‌گويد مرز را مواظب باش كه دشمن نيايد. البته دشمن بيروني مشكلي ندارد، عمده دشمن دروني است.
 بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دام ظله) در جلسه درس اخلاق؛ 16/5/93
مرکز اطلاع‌رسانی اسرا
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
1. حديد، 3.   2. حجر، 40؛ ص، 83.   3. حجر، 40   4. ص، 46.   5. نهج‌البلاغه صبحی صالح، خطبه203.
خوان حکمت روزهای یک شنبه منتشر می‌شود.