بررسی مجموعههای مناسبتی سیما در ماه مبارک رمضان- بخش نخست
جایگاه مفاهیم دینی در سریالهای تلویزیونی
آرش فهیم
حدود 30 سال است که ساعات پس از افطار مردم کشور ما با تماشای سریالهای مناسبتی تلویزیون گره خورده است. از سال 1370 که عید نوروز و ماه مبارک رمضان تقارن داشتند، نخستین آثار مناسبتی روی آنتن رفتند. سریالهایی که البته در آن سالها جذابیت و اهمیتی نداشتند. اما از ابتدای دهه 80 سریالسازی برای ماه مبارک رمضان در تلویزیون، تبدیل به یک جریان جدید و جدی شد. در این دهه، ظهور مجموعههای نمایشی در قالبهای ماورایی و کمدی توانستند یک جشنواره تلویزیونی را برای عموم مردم رقم بزنند. به این ترتیب، تماشای سریالهای ماه رمضان نزد عموم مردم ایران به یک مناسک رسانهای تبدیل شد.
مناسک رسانهای، انجام یک فعالیت جمعی توسط گروهی از انسانها برای ابراز هویت خود در نحوه استفاده از یک رسانه است. حتی امروز هم خیلی از مردم که در طول سال و در شبهای معمول، علاقه چندانی به دنبال کردن سریالهای تلویزیونی ندارند، با شروع ماه مبارک رمضان، علاقهمند به پیگیری اینگونه برنامهها میشوند.
یکی از دلایل چنین گرایشی نزد مردم، همزمان بودن پخش این سریالها با لحظات ناب و شیرین افطار و پس از افطار است. موقعی که فضایی آمیخته با معنویت و صمیمیت بر کانونهای انسانی و خانوادگی جاری میشود.
دلیل دیگر، خاطره خوبی است که سریالهای مناسبتی ماه رمضان در ذهن و دل بسیاری از مردم به جا گذاشتهاند که باعث میشود به تماشای اینگونه سریالها تمایل پیدا کنند. به همین دلایل هم موقعیت زمانی ماه مبارک رمضان و به خصوص حدفاصل افطار تا نیمه شب، يك فرصت مناسب رسانهای و فرهنگی براي صداوسيماست. بهویژه اینکه در این زمان، حال و هواي فردي و اجتماعي مردم هم به گونه اي است كه آمادگي بیشتری برای پذيرش مضامين اخلاقی و متعالي دارند.همچنان که بار مسئولیت رسانه ملی برای تأمین نیازهای مخاطب در این مقطع زمانی افزایش مییابد.
اما با توجه به اهمیت این نوع سریالها که شرح آن گذشت و افزایش قدرت تأثیرگذاری رسانه ملی در این ایام، چگونه میتوان از این فرصت به بهترین شکل استفاده کرد؟
در این گزارش، به این مسئله و راههای ارتقای کیفیت سریالهای سیما در ماه مبارک رمضان میپردازیم.
جایگاه ماه رمضان در سریالها
توقع ابتدایی و بجا درباره سریالهای مناسبتی این است که موضوع و محتوایی در خدمت این مناسبت داشته باشند. حتی برای دقایق بعد از افطار نیز باید سریال مناسب با آن زمان در نظر گرفته شود و سریالی که در انتهای شب پخش میشود باید متفاوت از سریالی در زمان افطار باشد. این درحالی است که بعضا میبینیم سریالهایی پر از خشونت کلامی و رفتاری در موقع افطار به خورد مخاطب داده میشود.
در ماه رمضان امسال (سال 1399) نیز بهخاطر محدودیتهای بهوجود آمده ناشی از شیوع ویروس کرونا، سریالی به اجبار برای پخش در زمان افطار در نظر گرفته شده است که پاسخگوی نیاز مخاطب نیست و هیچ قرابتی با این ساعات طلایی ندارد. نکته بسیار مهم این است که شبهای ماه مبارک رمضان، از کم نظیرترین لحظات در زندگی مومنان و مسلمانان محسوب میشوند. لحظاتی طلایی که روح و ذهن فرد روزهدار، آماده غرق شدن در یاد پروردگار و عبادت است. بنابراین، از حقوق معنوی مخاطبان صدا و سیماست که در این زمانها، برنامهها و آثاری را از رسانه ملی ببینند که در جهت این حال و هوا باشد.
البته، يك اثر هنري، براي تأثيرگذاري مذهبي و معنوي، الزامي ندارد كه به طور مستقيم به موضوعات ديني اشاره كند يا حتما از نمادهاي مذهبي استفاده كند. بلكه زمانی میتوان یک أثر هنری را در دایره هنر دینی و مذهبی قرار داد که به اعتلاي روحي و فكري مخاطب بيانجامد و در ذهن مخاطب، تلنگري متعالي ايجاد كند و او را به دركي مترقيتر از زندگی و انسانیت برساند. اما یک سریال تلویزیونی چگونه میتواند چنین تأثیری بر مخاطب خودش بگذارد؟ در یک برنامه گفت وگو محور، صرف صحبت درباره موضوعات مذهبی،میتوان به هدف رسید.
برخی از برنامهها با پخش سخنرانی کارشناسان دینی و روحانیان و یا پخش تصاویری از مجامع و محافل مذهبی، تبدیل به برنامهای دینی میشوند. اما یک سریال نمایشی که قرار است زندگی واقعی انسان را بازسازی کند که در آن حوادثی دراماتیک رخ دهد و مخاطب را سرگرم کند، پرداختن به موضوعات دینی کمی پیچیده میشود. هر چند که یک راهحل، تولید سریالهایی درباره تاریخ اسلام و یا زندگی بزرگان دینی است. اما وقتی قرار است یک قصه امروزی که در آن عشق و ازدواج، کینه و نفرت، دعوای انسانها بر سر مطامع مالی، تعاملات اقتصادی و. .. به تصویر کشیده شود، آن وقت قضیه دشوارتر میشود. به همین دلیل هم گاهی یک فیلم یا سریال از نظر عده ای، ضداخلاقی پنداشته میشود اما همان أثر به تلقی برخی دیگر، درجهت اخلاق و حتی دین قرار میگیرد.
معمای پیچیده دین و تلویزیون
با سابقه حدود 60 سال فعالیت تلویزیون در ایران و گذشت 41 سال از انقلاب اسلامی، هنوز به الگویی برای بازنمایی مضامین دینی و معنوی در این رسانه دست نیافتهایم.
مسئله پیچیده بازنمایی باورهای دینی و انگارههای انقلابی در قالبهایی چون فیلم سینمایی یا سریال تلویزیونی، یکی از دلمشغولیهای صاحبنظران هنر و رسانه در دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بوده است. چون تلویزیون، یکی از محصولات تکنولوژیک عصر مدرن در غرب است و بیشتر به سرگرمیتمایل دارد تا حقیقتگویی، به همین دلیل هم بازنمایی احساسات و افکار مذهبی در آن توأم با پیچیدگیهایی است.
به طور مثال، شهید سید مرتضی آوینی در نوشتههایش آورده بود: «یکی از احکام مشهوری که درباره سینما و تلویزیون عنوان میشود این است که «اینها ظرفهایی هستند که هر مظروفی را میپذیرند؛ اینها «ابزار» هستند و این ما هستیم که باید از این ابزار درست استفاده کنیم».… و کسی هم از خود نمیپرسد که اگر اینچنین بود، چرا ما بعد از یازده سال از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران هنوز نتوانستهایم از تلویزیون و سینما آنچنانکه شایسته است استفاده کنیم...نحوه روبهرویی ما با جهان غرب از همان آغاز بهصورتی وارونه طرح شده است و ما هرگز، حتی برای لحظهای، دچار این تردید نشدهایم که اگر موجبات این ابزار، ما را از حقیقتی که در جستوجوی آن هستیم باز دارند، چه باید بکنیم. هماکنون نیز کسانی که به برنامههای تلویزیون اعتراض میکنند و به حق سخن از عدم تجانس برنامههای تلویزیون با اهداف انقلاب اسلامی میگویند، هرگز مسئله را بدین صورت بررسی نمیکنند که شاید این عدم تجانس به ذات تلویزیون باز میگردد، نه فقط به برنامه سازان و برنامهریزان. تصور ما از تلویزیون و سایر محصولات تکنولوژیک غرب، تصور ظرفی است که هر مظروفی را میپذیرد، حال آنکه حتی اگر تلویزیون را ابزاری بدون هویت فرهنگی خاص بدانیم، باز هم این ابزار، موجبات و اقتضائاتی دارد که اگرچه اراده و استقلال ما را به طور مطلق نفی نمیکند، اما آن را محدود و مشروط میدارد.»
غفلت از مناسبتها
اما جایگاه مناسبت مهمیچون ماه مبارک رمضان و مناسک و اعمال و مفاهیم آن در سریالهایی که در این ایام پخش میشود، کجا باید باشد؟
سعید مستغاثی، رئیس پیشین انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی در گفتوگو با گزارشگر روزنامه کیهان درباره ترسیم مضامین دینی در سریالهای ماه مبارک رمضان میگوید: «از اوائل دهه هشتاد که پخش سریالهای ماه رمضان به طور جدی در دستور کار صدا و سیما قرار گرفت شاهد یک تقسیمبندی در این آثار بودیم و سریالهای طنز، ماورایی و اجتماعی پخش شدند که مردم را هم به خود جذب میکردند. هر چند که در همان زمان هم بحثهایی پیش آمد مبنی بر اینکه ازدیاد این سریالها باعث میشود که مردم از اصل ماه رمضان باز بمانند. بهویژه اینکه موضوعات این سریالها مردم را چندان به خود ماه رمضان ارجاع نمیداد. مثل خیلی از سریالهای کمدی که ارتباطی با این مناسبت نداشتند.»
وی تصریح میکند: «مشکل اساسی از ابتدا این بود که این سریالها مناسبتی نبودند. طوری که سریالهایی که در ماه رمضان پخش میشدند را در سایر زمانها نیز میشد پخش کرد. متأسفانه بهنظر میرسد که مدیران رسانه ملی هنوز هم به درک درستی از سریال مناسبتی نرسیدهاند. این درحالی است که در سینما و تلویزیون جهان، همیشه آثاری برای مناسبتها تولید و به نمایش در میآید. به طور مثال، فیلمهایی که به مناسبت جشن سال نوی میلادی در غرب ساخته میشوند، با موضوعاتی مثل کریسمس، بابانوئل و. .. هستند. اما در ایران، توجه به مناسبتها کمتر دیده میشود؛ نه تنها درباره ماه مبارک رمضان بلکه درباره عید نوروز، محرم و. .. نیز سریال تولید نمیشود! یک زمانی در سریالهایی که برای ماه رمضان ساخته میشدند حداقل آدمها روزه بودند اما الان همین هم در سریالها نیست و بیشتر سریالها بیشتر جنبه آنتن پر کن دارند!»
مستغاثی درباره ریشه این مشکل توضیح میدهد: «بخشی از نفوذ فرهنگ غرب در ایران، سکولاریزه کردن جامعه بوده است. یکی از بازتابهای نفوذ این تفکر، تفکیک دین از آثار هنری و سریالهاست. جالب است که غربیها خودشان درباره همه مناسبتها أثر خلق میکنند اما به ما القا میکنند که نباید به این مسئله توجه کنیم. مثلا آنها خودشان هر سال فیلمهای آخرالزمانی میسازند اما به ما که میرسد میگویند اگر به این موضوعات بپردازید شعاری و سفارشی است. حدود 200 سال نفوذ سکولاریسم در ایران باعث شده تا این تفکر در عمق سلولهای فکری این جامعه رسوخ کند. هر چند که طی 40 سال اخیر تلاشهایی برای اصلاح این مسئله شده اما بهنظر میرسد که کافی نبوده و تفکر سکولاریسم را حتی در رسانههای رسمی هم میبینیم.»
فضای سریالهای مناسبتی
سهیل سلیمی، نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون نیز در گفت وگو با گزارشگر روزنامه کیهان میگوید: «در ماه مبارک رمضان برای تولید سریالهای مناسبتی روال است که گروه مشخصی که در صدا و سیما جایگاه تثبیت شدهای دارند دست به قلم میشوند و طرح و فیلمنامه سریالها را مینویسند و یک سری آثار تولید میشود. اما کار این گروه اگر هم در این مناسبت موفق از آب دربیاید بهخاطر فضایی است که در ماه رمضان جریان دارد؛ چون در این ماه، بسیاری از افراد بعد ازافطار پای تلویزیون مینشینند و بعضی برنامهها را میبینند و رقابتی بین سریالها ایجاد میشود. اما احتمالا اگر همین سریالها در طول سال پخش شوند - حتی سریالهایی که موفق هم هستند- این تعداد مخاطب را نخواهند داشت.»
وی میافزاید: «نکته بعدی این است که اغلب افرادی که وارد این حوزه میشوند و میخواهند کار دینی و مذهبی بسازند درون خودشان جوشش دینی و مذهبی به شکل هنری وجود ندارد، این درحالی است که این نوع آثار باید توسط افرادی که درون خودشان جوشش و معرفت دینی وجود دارد ساخته شوند. بهنظر من مشکل نداشتن هنرمندانی که توان ساختن آثار دینی را داشته باشند یک معضل جدی است.»