کد خبر: ۱۸۷۶۶۰
تاریخ انتشار : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۲۰:۵۳

اشرافیت افیون توده‌ها



  مهدی جبرائیلی
  عادل آذر رئیس ‌دیوان محاسبات کشور ۲۶ فروردین در نشست علنی مجلس شورای اسلامی گزارش تفریغ بودجه سال ۹۷ را قرائت کرد و از گم شدن 4/8 میلیارد دلار ارز دولتی خبر داد.
وی گفت: «مجموع ارزی که در سال ۹۷ به صرافی‌ها و واردکنندگان کالاهای اساسی و غیراساسی داده شده ۳۱ میلیارد دلار بوده است که از این رقم حدود 4/8 میلیارد دلار ما به ازای واردات کالا نداشته است.»
عادل آذر افزود: «همچنین قرار بوده حدود ۱۲ هزار میلیارد تومان بابت مابه‌التفاوت قیمت ارز به حساب بانک‌های عامل واریز شود که با پیگیری‌های دیوان تا سال ۹۸ تنها ۲ هزار میلیارد تومان آن بازگشته و ۱۰ هزار و ۵۰۰ میلیارد آن تاکنون بازنگشته است.»
ثروت ملی بسان خون در رگ‌های امت نقش حیاتی در اداره جامعه دارد و باید بدان توجه ویژه‌ای داشت و مهم‌ترین وظیفه حکومت، حراست از اموال عمومی و جلوگیری از صرف آن در راه‌های بیهوده و بی‌حاصل است. اهمیت این مهم زمانی نمود پیدا می‌کند که ما در متن جامعه و در میان مردم طبقه متوسط به پایین از حیث درآمد و دارایی - با صحنه‌های وحشت‌آمیزی مواجه می‌شویم که جان‌ودل هر صاحب وجدانی را آتش می‌زند. حضرت علی(ع) در نامه‌ای به استانداران خود می‌نویسد:
«وقتی نامه به من می‌نویسید، سر قلم‌ها را نازک، و فاصله خطوط را کم و از زیاده‌گوئی و قلم‌فرسائی پرهیز کنید. زیرا اموال مسلمین گنجایش (چنین) ضررهایی را نداد. (بحارالانوار، ج 76، ص 49)
اشرافیت، دنیاطلبی، رفاه‌زدگی و عشق و علاقه مفرط به دنیا به‌طور عام (مقام، ثروت و...) که باعث می‌شود انسان در همه این زمینه‌های دنیوی یا برخی از آنها خواستار برتری و والایی باشد، یکی از صفات مذموم است که مانند یک ویروس خطرناک، فرد، جامعه و اعتقادات آنها را مورد هدف قرار داده و به نابودی می‌کشاند.
اما نیم‌نگاهی به سیره و سخن مولای اهل تقوا و پرهیزگاری، در این ماه خدا، به ‌مثابه فریادی است از عمق وجود پرشرر ما از این ‌همه نامردی نامردان روزگار!
البته کسی این خیانت‌ها را به حساب حکومت اسلامی نگذاشته و حساب آن را با دستگاه‌های دولتی و اجرائی که منابع و ثروت‌های شور دست آن‌هاست، جدا می‌انگارد.
فریاد علی(ع) بر‌ اشرافی و ‌اشرافیت
1- منذربن جارود یکی از فرمانداران امیرالمومنین(ع) است که فردی ‌اشرافی بوده و چهار هزار درهم از اموال خراج را اختلاس کرده بود. حضرت در نامه‌ای توبیخ‌آمیز به وی می‌نویسند:
«به من گزارش داده‌اند که کارهای حکومتی را رها کرده، به خوش‌گذرانی و لهو و لعب و شکار و تفریح می‌روی و در اموال عمومی، دست خیانت دراز کرده و به خویشانت بذل و بخشش نموده‌ای! مگر بیت‌المال ارث پدرت است؟ به خدا قسم! اگر این گزارش درست باشد، ارزش شتر و بند کفشت از تو بیشتر خواهد بود. بدان که لهو و لعب، مورد رضای خداوند نیست و خیانت به مسلمانان است.» (نهج‌البلاغه، نامه 71)
2- روایت شده است که شریح بن الحارث، قاضی حکومت، خانه‌ای بزرگ و ‌اشرافی خرید و خبر آن به امام(ع) رسید. حضرت او را احضار کرده، فرمودند:
«به من خبر داده‌اند خانه‌ای به مبلغ هشتاد دینار خریده‌ای، سندی برای آن نوشته‌ای و گواهانی آن را امضا کرده‌اند!» شریح گفت: آری.‌ ای امیر مؤمنان! حضرت نگاهی خشم‌آلود به او کردند و فرمودند: «ای شریح! به‌زودی کسی به سراغت می‌آید که به نوشته‌ات نگاه نمی‌کند و از گواهانت نمی‌پرسد تا تو را از آن خانه بیرون کرده و تنها به قبر بسپارد.
ای شریح! اندیشه کن که آن خانه را با مال دیگران یا با پول حرام نخریده باشی که در این صورت، خانه دنیا و آخرت را از دست داده‌ای.» (همان، نامه 3)
شگفت اینجاست که امیر مؤمنان علی(ع) با این تلقّی که قاضی مملکت او، خانه را با پول حلال خریداری کرده است، این‌سان او را مورد عتاب قرا می‌دهند؛ یعنی با کسی سخن می‌گوید که گاه امثال او در زمان ما، وقتی با اعتراض روبه‌رو می‌شوند، رگ‌های گردنشان ورم می‌کند، چشم‌هایشان گرد می‌شود و با جرئت و جسارت تمام، با صدای بلند می‌گویند: دارندگی است و برازندگی!!
3- امیرالمؤمنین(ع) به عثمان بن حنیف که عامل او در بصره بود، وقتی‌که شنید به مهمانی قومی از مردم بصره دعوت شده و به آنجا رفته است این‌گونه می‌خروشند: «اما بعد،‌ ای پسر حنیف! به من خبر رسیده که مردی از جوانان بصره تو را به سوری فراخوانده و تو نیز بدانجا شتافته‌ای. سفره‌ای رنگین برایت افکنده و کاسه‌ها پیشت نهاده. هرگز نمی‌پنداشتم که تو دعوت مردمی را اجابت کنی که بینوایان را از در می‌رانند و توانگران را بر سفره می‌نشانند.» (نهج‌البلاغه، نامه 45)
امیرالمؤمنین(ع) از ابتدای خلافت، به‌شدت با تشریفات به صورت‌های مختلف مبارزه کرد و به احیای سنت پیامبر(ص) همت گماشت. زمانی که آن بزرگوار از مدینه به کوفه آمد، پیشنهاد شد که به دارالاماره‌ای رود که سعد ابن ابی وقاص بنا کرده بود، ولی حضرت نپذیرفت و همچون رسول خدا(ص) مسجد کوفه را محل حکومت خود قرار داد. چرا که از نگاه او اساس کاخ نشینی با روح اسلام منافات داشت و از این رو فرمود: «قصر، مرکز تباهی و فساد است». (فروغ ولایت، ص 430. به نقل از وقعه صفین، ص 5)
آن روزی که دولت ما
توجه به کاخ پیداکرد...
این‌ها فقط اندکی از آن بسیارهاست که در سیره و سخن آن امام پرهیزگاران می‌توان یافت.
امام خمینی(ره) آن ناخدای کشتی انقلاب می‌فرماید: «آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید ما فاتحه دولت و ملت را بخوانیم...آن روزی که مجلسیان خوی کاخ‌نشینی پیدا کنند، خدای نخواسته و از این خوی ارزنده کوخ‌نشینی بیرون بروند، آن روز است که ما برای این کشور باید فاتحه بخوانیم.» (صحیفه نور، ج 17، ص 218).
دهه آخر ماه صفر سال گذشته در حرم یکی از امامزاده‌های تبریز مشغول تبلیغ و مشاوره بودم. تقریباً هر روز بخش قابل توجهی از مراجعه‌کنندگان در هاله‌ای از تحیر و سرگردانی سؤال می‌کردند که آیا دعا و یا ذکری وجود دارد که ما را از این وضعیت نجات دهد؟! می‌گفتند جوان دم بخت و تحصیل‌کرده ما نه شغلی دارد و نه مسکنی و نه سرمایه‌ای...
یکی از آنها مرد محجوبی بود که در کنارم نشست و گفت: «آمدم اینجا در کنار مضجع این امام‌زاده از خداوند مرگ بخواهم. دخترم دانشگاه قبول شده و من از تأمین شهریه ناتوان و...اما دخترم گفت؛ بابا ناراحت نباش من دانشگاه نمی‌روم و...» حرف‌هایی زد که هر مخاطبی را متاسف و متاثر خواهد کرد.
یا آن مادر با 2 یتیم که فقط و فقط درآمدشان یارانه‌ای بود که کفاف پرداخت قبوض هم نمی‌کند. او می‌گفت که دخترم پرسیده ما تا کی باید سیب‌زمینی آب پز بخوریم؟ یک روز هم برنج درست کن و من گفتم پول ندارم، گفت که نیم کیلو و باز جواب من منفی بود و او سه شب غذا نخورد و الان افسردگی گرفته است. در حالی که همین دختر کل ماه رمضان را روزه گرفته و شب‌های قدر تا صبح ‌اشک ریخته است درحالی که این مادر دیابت دارد و زخم دیابت، فشار خون، قلب مریض، پوکی استخوان، کلیه در حال از کار افتادن و پر از سنگ و کبد نارسا و خانه چوبی که وقتی باران می‌آید از سقف آب می‌ریزد روی سرشان و همواره در اضطراب که نکند شبی زیر این سقف....
این‌ها نمونه‌ای از هزاران و هزاران موردی است که همه ما آنها را دیده‌ایم و شاید خودمان یکی از آنها باشیم. حال سؤال این است:
با این وضعیت ناشی از جهالت و خیانت عده‌ای؛ ریخت‌وپاش‌های بی‌حساب و کتاب کلیدداران بیت مال چه توجیهی دارد؟ شما که برای این‌ها کاری نمی‌کنید! اما کمترین کاری که می‌توانید نکنید این است که انسان (نه دیندار) آزاده باشید و این‌گونه له‌له زنان چنگ نزنید به اموال و حقوق آنها.
همگان می‌دانند که در دستگاه‌های دیگر چه ریخت‌وپاش‌هایی هست که اگر درصدی از آنها را کم کنیم خیلی از مشکلات برطرف می‌شود.
اگر مسئولان و منصب‌داران حکومتی بدانند که یکی از صاحبان بیت‌المال؛ «یتیمان» هستند و باور داشته باشند که خداوند در قرآن «وعده جهنم» را به متجاوزان به ناحق به حقوق آنها داده است؛ چه بسا در هزینه‌کردِ خود در خیلی از موارد با احتیاط بیشتر عمل می‌کنند. همانگونه که حضرت علی(ع) با برادرش در برابر درخواست او از بیت‌المال مسلمین احتجاج کرد.
کسانی که اموال یتیمان را می‌خورند...
این آیه قرآن که لرزه بر اندام هر انسان معتقدی می‌اندازد؛ باید نصب‌العین همه مسئولان حکومت اسلامی قرارگیرد: «کسانی که اموال یتیمان را به ظلم و ستم می‌خورند، (در حقیقت،) تنها آتش می‌خورند و بزودی در شعله‌های آتش (دوزخ) می‌سوزند.» (نساء/10)
همان طور که از صراحت آیه مشخص است یاغیان و طاغیان به اموال یتیم (سهام داران بیت‌المال) در این دنیا آتش به شکم خویش می‌ریزند و این آتش درآخرت زبانه‌های شعله‌های دوزخ آنها خواهد شد.
آیا از این نفرین رسول خدا (ص) نمی‌ترسند: «خدایا مدارا کن با هر که با امّت من مدارا کند و سختگیری کن بر هر کسی که بر آنها سختگیری کند.» (مجموعة ورام؛ ج 1؛ ص 4)
آیا گرانی‌های افسارگسیخته؛ تورم؛ سکه؛ دلار؛ تعطیلی کارخانه‌ها و کارگاه‌های تولیدی و بیکاری عده‌ای کارگر (که نتیجه واردات کالاهای خارجی توسط عده‌ای زالوصفت است)؛ اجاره خانه و هزار تا نمونه دیگر که توده مردم را به ستوه آورده؛ کم نبودند و نیستند که هرروز شاهد غارت حق و حقوق آنان توسط دزدان بیت‌المال باشیم؟!
حاج احمد آقا شبی حضرت امام (ره) را در خواب دید و از او سؤال کرد درآن عالم چه خبر است و اینگونه پاسخ شنیده بود که احمد اینجا خیلی سخت و همه چیز حقیقت است. همه رفتار و حرکات انسان حتی به اندازه دستی تکان دادن هم ثبت و ضبط می‌شود و بابتش حساب گرفته می‌شود. من به لطف و توجه الهی گذشتم اما تو مراقب باش. سعی کن خوب باشی و تقوای الهی پیشه کنی. پسرم زندگی پنجاه یا صدساله دنیا به زندگی جاودان آخرت نمی‌ارزد که به آن لطمه وارد کنی. کاری کن که درسرای عقبا سربلند باشی.» (حجه‌الاسلام رفیعی در حرم مطهر حضرت معصومه(س) به نقل از آیه‌الله شبیری زنجانی)
امام (ره) نه تنها این نصیحت را در عالم خواب به فرزند خود کرده بود که مدت‌ها پیش از وفاتش آن هنگام که با حاج احمد آقا در حیاط منزل قدم می‌زدند نیز وقتی مرحوم سیداحمد آقا از پدر می‌خواهد تا او را نصیحتی بکنند، امام خمینی(ره) سه مرتبه می‌فرماید: احمد! پنجاه سال زندگی دنیا آنقدر ارزش ندارد که آدمی به خاطر آن نافرمانی خدا را بکند.» (برگرفته از خاطره نقل شده از سید سراج الدین موسوی در کتاب یادگار سپیده)
حال سؤال این است مسئولین کشور جوابی برای آن روز و آن گردنه‌های هولناک دارند؟!