تحقق یک آرزو (نگاه ه اقتصادی)
«مسئولین محترم کشور ایران علیرغم محاصرات شدید اقتصادی و کمبود درآمدها، تمامی کوشش خود را صرف فقرزدایی جامعه کردند و همه آرمان و آرزوی ملت و دولت و مسئولین کشور ماست که روزی فقر و تهیدستی در جامعه رخت بربندد»(امام خمینی 5/6/1366)
سخنان مذکور نمونه کوچکی از دغدغههای رهبر کبیر انقلاب بود که بیشک تحقق عدالت اجتماعی از اهداف اصلی آرمان انقلابش بود. شاید بتوان گفت امام (ره) همان زمان که از پلههای هواپیمای ایرفرانس پایین میآمد به پایین کشیدن اریکههای قدرت و ثروت و رساندن ثروتهای جامعه به محرومان و مستضعفان نیز فکر میکرد و این یکی از اهداف امام بود.همه تلاشها و کوششها به واسطه فقرزدایی و زدودن محرومیت از بطن جامعه و مردمی کردن اقتصاد اندیشه و رویای امامی بود که امروزه به واسطه پیام رهبر معظم انقلاب در حال تحقق نهایی است.
آری، سهام عدالت که انصافا واژه در خور و شایستهای دارد و باطنی زیباتر. باطنش عدالتی است که خود یک آمال و آرزوی دیرینه انقلاب است. انقلابی که انقلاب پابرهنگان و مستضعفین علیه مستکبران اشرافی بود. البته پس از انقلاب عدهای با سودجویی و فرصتطلبیهای خود تلاش کردند تا صاحبان اصلی انقلاب یعنی همان تودههای محروم را از دسترسی به ثروت کشور دور نگه دارند که متاسفانه در مواردی هم موفق شدند اما کلیت نظام اسلامی خصوصا در دولتهای نهم و دهم ارادهای کرد برای تحقق یک رویا و آرزو.
رویای امام، رساندن حق به مستحق بود ومستحق به معنای کسی که حقوقش ضایع شده و صاحب آن حق است. حالا پیام رهبر معظم انقلاب درباره آزادسازی سهام عدالت به نوعی تحقق آرزوی دیرینه امام و یکی از بزرگترین پیامهای انقلاب اسلامی به دنیا بود. واگذاری بخش بزرگ و ارزشمندی از بدنه دولت آن هم به رایگان اگر افتخار نیست پس چیست؟ نمونهای که نه در رژیم گذشته که در تمام دنیا و انقلابها به این حجم و وسعت بینظیر است.کدام کشوری این چنین سفرهای به وسعت 50 میلیون نفر پهن میکند. بیش از 380هزار میلیارد تومان که ارزش ذاتی و نهفته آن طبیعتا فراتر از این اعداد است و به لحاظ ارزش بیش از70 درصد از کل بودجه سال 99 است.
البته آزادسازی سهام عدالت همانطور که در نامه رهبر انقلاب ذکر شده ملاحظاتی دارد که حتما باید مورد توجه قرار گیرد. مهمترین مشکلات خصوصیسازیهای گذشته فساد در قیمتگذاری، نحوه واگذاری با دادن امتیازاتی مثل اقساط و تخفیفات،عدم بررسی صلاحیت تخصصی و اخلاقی خریداران و.... بود.کم نیستند نمونههایی که به واسطه خصوصیسازیهای فاسد و کارشناسینشده خسارات سنگین و جبرانناپذیری وارد کردند.نیشکر هفت تپه، ماشینسازی تبریز، آذرآب، هپکو و....
همین هپکو را ملاحظه کنید کارخانه که نه ابرکارخانهای بود که به لحاظ کیفیت شانه به شانه برترین برندهای ماشینآلات و تجهیزات جهان چون ولوو سوئد، لیبهر آلمان و کوماتسو ژاپن بود. جالب اینکه همه این برندها تا قبل از واگذاری شریک تجاری هپکو نیز بودند. هپکو در نهایت اقتدار و با سودآوری بالا و با تولیداتی منحصر به فرد در خاورمیانه و بعضا در دنیا که هیچ شرکتی توان رقابت با آن را نداشت. در عظمت هپکو بدانید که در طول اجرای پروژه «سرن» در اروپا که بزرگترین آزمایش تاریخ علمی جهان نام داشت قسمتی از میز نگهدارنده و محفظه استوانهای پوشاننده آن در هپکو ساخته و به سوئیس منتقل شد. تنها شرکت ایرانی مورد تایید کوماتسو و تنها شرکت ایرانی که موفق به صادرات قطعه به ولوو و لیبهر شد. اما این همه عظمت و بالندگی و افتخار را فقط به قیمت 74 میلیارد تومان واگذار کردند که حتی ارزش 120 هکتار زمین شرکت در بهترین نقطه شهر اراک هم نبود که البته همان هم پرداخت نشد..بگذریم....
هپکویی که در طول هشت سال جنگ تحمیلی و علیرغم بمباران رژیم بعثی خط تولیدش متوقف نشده بود متاسفانه با امضاهای فاسد مسئولین از 15سال قبل رفتهرفته غروب کرد و کمکم از کار ایستاد. امضاهای فاسدی که چون موشکی بعثی بر پیکره کارخانه نشست و صدام صفتان را به آرزویشان رساندند. کارخانهای که اگر روزی در سوله منحصر به فرد شصت هزار متری آنکه در خاورمیانه بینظیر است و در آسیا کمنظیر، قدم میزدید صدای کار و فعالیت با پرسهای عظیم گوش هر بازدیدکنندهای را کر میکرد، 15سال بعد از واگذاری به مدیران بیکفایت آنقدر ساکت شده بود که آواز گنجشکها را هم میشد شنید.سکوت تلخ.... ادامه این حقیت مشخص بود.کارگران مظلوم دست به دامان هر نهاد و سازمان و قوه و وزارتی شدند.حرفشان هم فقط همین بود. بیایید و ببینید نتیجه خصوصیسازی یا بهتر بگوییم خودیسازی چه شد.
البته به لطف خدا و همت مسئولین خصوصا رئیس قوه قضائیه و جلسات مهم روزهای اخیر مشکلات هپکو با واگذاری به ایمیدرو به مرور برطرف میگردد و انشاءالله به روزهای اوج برخواهد گشت اما تجربه تلخ این خصوصیسازیها بر تار و پود شرکتهای این چنین باقی خواهد ماند. چرا که جدای از مشکلاتی که برای کارگران بهواسطه عدم پرداخت حقوق و بیکاری با مشکلات خانوادگی و روحی و آسیبهای اجتماعی آن ایجاد شد، به اندازه 15 سال از پیشرفت در تکنولوژی محصولاتی مهم و استراتژیک بازماندیم تا جایی که درشرایط تحریم مجبور به واردات ماشینآلات دسته دوم شدیم که روزگاری خودمان صادرکننده آن بودیم!
حقیقتا داستان هپکو و شرکتهای این چنینی مرثیهای است که خود کتابی قطور است که در چند خط و مقاله نمیگنجد.
و سخن آخر اینکه، قریب به 5 میلیون ایرانی امروز به واسطه سهام عدالت صاحب صنایع و بنگاههایی شدهاند که خیلی از آنها در صنعت و رشته خود اگر بیش از هپکو نباشند کمتر از آن نیستند. لذا باید قدر این داراییها را بدانیم.مردم صاحب سرمایهای شدهاند که در هیچ برهه تاریخی در دنیا به این وسعت سابقه ندارد.این واگذاری اهتمام دو دهه مجموعه نظام در چند دولت بوده است. قدر این سرمایه تکرارناپذیر را باید دانست وبه چشم یک دارایی با ارزش و پساندازی گرانبها باید آن را برای خانواده نگه داشت و به وقت مقتضی و در صورت نیاز واقعی با فروش آن از برکاتش بهرهمند گردید.حقیقتا باید اذعان داشت با این فرمان رهبری عملا فقر مطلق در ایران از بین خواهد رفت چرا که انصافا با مدیریت این دارایی در خانواده میتوان هر ساله از مزایای آن بهرهمند شد.
مجید آهنگران