هالیوود زیر ذرهبین
سرودی تکراری با ریتمی مدرن وقتی قرار است ظالمان رستگار شوند!
فاطمه قاسم آبادی
در حال حاضر و با توجه به درگیر شدن مردم دنیا با ویروس نوظهور کرونا و مشکلات تمام نشدنی بیشتر کشورهای جهان که با سیستم سرمایه سالاری اداره میشوند، نگاه مردم دنیا به این تفکر بیشتر از گذشته تیره و تار شده و حتی اگر در نظر نگیریم که سوء ظنهایی هم در مورد به وجود آمدن این ویروس از جانب نظامهای سرمایه سالار برای کم کردن جمعیت سالمندان و... که باری برای دولتهای امپریالیستی هستند، وجود دارد، باز هم فشار این سیستم و عواملش، به قدری در سالهای اخیر زندگی مردم دنیا را تیره و تار کردهاند که جایی برای ادامه زندگی شرافت مندانه برای مردم عادی، باقی نگذاشتهاند و خشم ملتها را روز بروز بیشتر میکنند.
در این بین شبکه بیبی سی به عنوان یکی از حامیان نظام سرمایه داری انگلستان، به مناسبت سال نو میلادی امسال، به سراغ یکی از قدیمیترین سرمایه داران خسیس و ظالم ادبیات، یعنی «ابنیزر اسکروچِ» معروف رفت و با بازسازی دوباره داستان «سرود کریسمس» در قالب یک مینی سریال، این بار سعی کرد تا چهره این پیرمرد ثروتمند و بیرحم را که زیردستانش به خاطر فشارهای او در حال نابودی هستند و به نوعی نمادی از سرمایه دار ظالم و مثلا پشیمان است را باز در قاب تلویزیون بیاورد و با شخصیتپردازیهایی جدید و زاویهای نو، در واقع جای مظلوم و ظالم را عوض و نظر بیننده گان را به روایت خود جلب کند.
باز هم سرود کریسمس
سرود کریسمس یا (A Christmas Carol) نام مینی سریالی است سه قسمتی، در ژانر درام، خانوادگی و داستانی، به کارگردانی «نیک مورفی» محصول سال 2019 شبکه BBC انگلستان و شبکه FX آمریکا.
داستان این مینی سریال که بارها توسط سینماگران و سریال سازان غربی مورد استفاده قرار گرفته است، با اقتباس آزاد از کتاب معروف «سرود کریسمس» اثر «چارلز دیکنز» برداشت شده است.
مینی سریال سرود کریسمس به زندگی پیرمرد ثروتمند و بداخلاقی به نام «ابنیزر اسکروچ» میپردازد که علیرغم ثروت زیادش، هیچ دوست و رفیقی ندارد و همیشه با اطرافیانش با سردی و بدذاتی، برخورد میکند.
ماجرای اصلی سریال از روز قبل از کریسمس شروع میشود که تنها خواهرزاده این پیرمرد لجوج، به دفتر کار او میآید و او را برای مهمانی شب کریسمس دعوت میکند ولی اسکروچ که عاری از هرگونه احساسات و عواطف انسانی است، دعوت او را رد میکند و این کار را مزخرف و بیهوده میخواند.
از طرف دیگر ماجرا، تنها کارمند دفتری اسکروچ «باب کراچیت» هم با وجود مشکلات مالی و فرزند مریضی که دارد، مجبور است به اسرار اسکروچ، بیشتر از ساعت اداری در دفتر بماند و دست خالی در شب کریسمس، روانه خانهاش شود.
وقتی اسکروچ در شب کریسمس به خانهاش میرسد، در عالم بیداری و رویا و همزمان با شب کریسمس، علاوه بر روح شریک قدیمیاش«جیکوب مارلی»، که حالا در برزخ به خاطر گناهان بیشمارش گیر افتاده، سه روح کریسمس دیگر را ملاقات میکند و این ملاقاتها قرار است باعث تحول شخصیت این پیرمرد بیاحساس و ظالم بشوند... .
ظالمان مظلومنما
در سریال سرود کریسمس از همان ابتدای ماجرا مخاطب با پیرمردی مواجه است که به هیچ وجه مثل نسخه کتاب، گناهش تنها به خساست و بیاحساسی محدود نمیشود، بلکه دایره ظلمها و جنایاتش بسیار بیشتر از بیتوجهی به خواهرزاده و کار کشیدن زیاد از تنها کارمند دفترش است؛ در واقع اسکروچ جدید بیشتر از اینکه خسیس باشد ملعون و ظالم است.
در ورژن جدید سرود کریسمس، مخاطب میبیند که ابنیزر اسکروچ، یک سرمایه دار بسیار شرور است که محدوده فعالیتهای اقتصادیاش به وسعت بیشتر مستعمرات انگلستان است و او از «باواتیای» آمریکا در آن زمان گرفته، تا کشورهای آفریقایی و آسیایی و... فعالیتهای گسترده مالی دارد و در تمام این کارها به قشر کارگر، همراه با شریکش جیکوب مارلی، ظلم میکند.
در مینی سریال سرود کریسمس شخصیت آقای اسکروچ علاوه بر بُعد اقتصادی، از نظر خانوادگی نیز تغییرات اساسی کرده است.
با توجه به این مطلب که در حال حاضر انگلستان بیشترین آمار تجاوز به کودکان را در بین کشورهای اروپایی دارد، در ورژن جدید مینیسریال سرود کریسمس، ابنیزر نوجوان به دست مدیر مدرسه شبانه روزی که در آن درس میخوانده، مورد آزار و اذیت جنسی قرار میگرفته و داستان با تلفیق این گذشته مَن درآوردی، برای این سرمایهدار بیرحم، در حقیقت نقطه عطف و دلایل بیرحمی این مرد را به همین اتفاق مربوط میکند و حس ترحم و همذاتپنداری بینندگانش را نسبت به شخصیت اسکروچ جدید، بیدار میکند.
حلالم کن تا رستگار شوم!
در مینی سریال «سرود کریسمس»، مخاطب میبیند که همه چیز داستان حتی برزخ و دوزخش، ملیتی انگلیسی دارد و روح مجازاتگر داستان که ابتدا در هیبت مردی خوار بر سر (نمادی از حضرت مسیح در تفکرات مسیحی) ظاهر میشود، بعد از مدتی ظاهر مدرن آن زمان انگلستان را بخود میگیرد و کلاه بلند و مشکی که طبقه اشراف انگلیسی بر سر میگذاشتند را به جای تاج خوار، بر سر میگذارد!
این تصویر متوهمانه انگلیسی، که حتی پس از مرگ نیز شرایط را تعیین میکنند و خداوند و فرشتگان طرف آنها را میگیرند و مهمتر اینکه شبیهشان هستند، در سریال جدید شبکه بیبیسی به شدت به رخ کشیده میشود.
در سرود کریسمس مدرن، هر دو سرمایه دار ملعون ماجرا، قرار است که به سمت آمرزش و بخشایش کشیده شوند، به خاطر همین هم حتی بعد از مرگ به جیکوب مارلی، شریک اسکروچ فرصت داده میشود که از طریق بیدار کردن وجدان اسکروچ، نجات پیدا کند و جنایاتش را پاک کند و به اصطلاح خودمان اسکروچ قرار است از کسانی که در حق شان ظلم کردهاند، حلالیت بگیرد، این در حالی است که جنایتهای آقای اسکروچ مدرن و شریک نابکارش، در این داستان به نابودی و ضایع شدن زندگی صدها انسان ختم شده ولی در فصل اول این مینی سریال، مخاطب میبیند که اسکروچ تنها با ملاقات با روح کریسمس خواهرش و کمک اندک مالی به خانواده کراچیت، که در حقشان خیلی بیشتر از خساست مرتکب ظلم شده است، به راحتی از شر روح مجازاتگر کریسمس، نجات پیدا میکند و حسابش پاک و روحش بخشیده میشود!
حتی با فرض بر اینکه ادامهای برای این سریال وجود داشته باشد، این سرمایهدار ظالم، که عمری در حق بقیه مردم با بیرحمی رفتار کرده است، نه به خاطر احساس خطر از نابودی ابدی و رفتن به جهنم، که به خاطر قلب رئوف و مهربانش، سعی در بدست آوردن دل بقیه ستمدیدگان دارد! که خب این مسئله مینیسریال سرود کریسمس را تبدیل به داستان تخیلی و طنزی غیر قابل قبول میکند.
در مینی سریال کریسمسی شبکه بیبیسی مخاطب قرار است به این سرمایه دار ظالم که در جایگاه مظلومان قرار گرفته، حق داده و به او فرصتهای دوبارهای بدهد تا با بهایی اندک، ظلمهای بزرگش را در حق بینوایان آماده بخشش، جبران کند.