لزوم اطاعت از پزشکان، همراه با توکل(حکایت خوبان)
موسای کلیم(ع) را علتی و مرضی پدید آمد. طبیبان گفتند: داروی این علت (بیماری) فلان چیز است. موسی(ع) گفت: دارو نخورم تا الله خود عافیت فرستد و شفا دهد. آن مرض بر وی طولانی گشت. گفتند: ای موسی! این دارو مجرب است، و اگر بکار بندی (مصرف کنی) در آن شفا خواهد بود. موسی(ع) نشنید و با دارو خود را مداوا نکرد. تا از حق جل جلاله وحی آمد که: به عزت من که تا تو دارو نخوری من شفا ندهم. موسی(ع) دارو بخورد و در حال او شفا حاصل شد. موسی(ع) را چیزی در دل آمد که بارخدایا این چون است؟ وحی آمد که ای موسی! تو علت مپرس و منتی که ما نهادهایم، اسرار ما مجوی که کسی را به اسرار ما راه نیست و گفتن چون و چرا روا نیست.(1)
____________
1- پایگاه اطلاعرسانی حوزه، مورخ اسفند 1380، شماره 12