سه شعر تقدیم به عاشقان حضرت امام رضا(ع) که در این روزها از او طلب شفاعت و گشایش دارند
با خودم یک کولهباری از گناه آوردهام وحید زحمت کش شهری
با خودم یک کوله باری از گناه آوردهام
بر امام هشتمین امشب پناه آوردهام
چون که میدانم جلا میبخشد او بر جان و دل
قلبی از سنگ و سر و رویی سیاه آوردهام
من گدایی خسته و درمانده و خار و بدم
با همان حال گدایی رو به شاه آوردهام
خسته و شرمنده ام از این همه بار گناه
با خودم بر حال خود صد حیف و آه آوردهام
قطعهای هست از بهشت این بارگاه معنوی
رو به سوی قرص نورانی ماه آورده ام
دست خالی آمدم ای شاه خوب و مهربان
با خودم پروندهای پر اشتباه آوردهام
ذهنم پر است چون حرمت از مثالها
احمد بابایی
ذهنم پر است چون حرمت از مثالها
از باید و نباید و از احتمالها
آقا قبول میکندَم یا نه؟ میروم
بس که برآمدهست از آقا محالها
ایران ز لطف، کشور محرابها شده
چون سوی توست سجده این خط و خالها
آهو به چشم مست، پناهنده میشود
تضمین نمودهاند غزل را غزالها
مانند کورها به شما تکیه کردهام
من با اشاره حرف زدم مثل لالها
رویم سیاه! اشهد من عرض لکنت است
شوری بریز بر سر و سور بلالها
قربان تو! به پاسخ در راه ماندهات
بند آمده زبان تمام سؤالها
واکن گره گره، قفس این کبوتران
بسته شده به پنجره فولاد، بالها
هم مِهر رو زده به مزار تو قرنها
هم ماه رو نهاده به قبر تو سالها
وقتی خیالها همه در بند مشهداند
باید نماز خواند به پشت خیالها
زائر بهشت میرود از روضه رضا
حتی کسی که برده دلش را مدالها
گفتند خوب و بد همه در هم خریدنیاست
خود را فکندهام به دل قیل و قالها
گفتم که خوش به حال حرم رفتهها و کاش
من هم شوم یکی ز همین خوش بهحالها
پیش از دعا اجابتِ آقا مثل شدهست
ذهنم پر است چون حرمت از مثالها
این حرَمت عطرِ جنان میدهد
هستی محرابی
پادِشَهها کنجِ ضریحَت مرا
از کرمَت بوی امان میدهد
مظهرِ لطفی و پناهم تویی
ای که دَمت بر همه جان میدهد
حضرتِ باران تو به جانم ببار
باغِ دلم بوی خزان میدهد
یک نظر احسانِ نگاهت مَنِ
گم شده را راه نشان میدهد
آن قدَر عشقی که توای ماهِ من
این حرَمت عطرِ جنان میدهد
کفترِ بامِ تو چه آرامشی
بر دلِ هر چِه نگران میدهد
صحن و سرای تو به مثلِ بهشت
با نفسَت طعمِ اذان میدهد
حُرمتِ چشمِ تو به هر زائرت
عافیتِ هر دو جهان میدهد!