کد خبر: ۱۸۵۳
تاریخ انتشار : ۱۴ دی ۱۳۹۲ - ۱۸:۴۲
چالش نبود فرهنگ تفکیک زباله شهری ( بخش نخست)

طلای‌کثیف درسطل فراموشی!

ساعت 10 صبح است و از سطل بزرگ مشکی سر کوچه بوی نامطبوعی بیرون می‌زند. باران دم صبح همه چیز حتی سطل را مرطوب ساخته و حالا که خورشید تابیدن گرفته بوی نامطبوعی از کیسه زباله‌های جامانده از شب گذشته که بعد از ساعت 9شب بیرون گذاشته شده‌اند ویا کیسه‌هایی که برخی اهالی سر راه رفتن به سرکار همین صبحی به داخل سطل بزرگ مشکی انداخته‌اند، متصاعد می‌شود.

گالیا توانگر
ساعت 10 صبح است و از سطل بزرگ مشکی سر کوچه بوی نامطبوعی بیرون می‌زند. باران دم صبح همه چیز حتی سطل را مرطوب ساخته و حالا که خورشید تابیدن گرفته بوی نامطبوعی از کیسه زباله‌های جامانده از شب گذشته که بعد از ساعت 9شب بیرون گذاشته شده‌اند ویا کیسه‌هایی که برخی اهالی سر راه رفتن به سرکار همین صبحی به داخل سطل بزرگ مشکی انداخته‌اند، متصاعد می‌شود.
خیلی از ما خیال می‌کنیم این سطل‌های بزرگ سر کوچه و در جای‌جای محله برای انداختن زباله‌هایمان در هر ساعت شبانه‌روز قرار داده شده‌اند، درحالی که این سطل‌های بزرگ اولاً برای تفکیک و جمع‌آوری زباله تر خانگی طراحی شده‌اند و در ثانی تنها مخصوص زباله‌هایی هستند که در شرایط اضطراری رأس ساعت 9 شب از خانه تخلیه نشده‌اند.
برای مثال خانواده‌ای تا نیمه شب مهمانی بوده‌اند و وقت نشده کیسه زباله خود را رأس ساعت معمول و مقرر بیرون بگذارند.
زباله شهری معمولاً شامل زایدات غذایی، آشغال، خاکستر، زایدات ناشی از تخریب و ساختمان‌سازی و نیز زایدات ویژه می‌شود.
آشغال به قسمت فسادپذیر زباله به جز خاکستر می‌گویند. آشغال در زباله معمولاً شامل کاغذ، پلاستیک، قطعات فلزی، شیشه، چوب و موادی از این قبیل است. آشغال را می‌توان به دو بخش قابل اشتعال و غیرقابل اشتعال تقسیم کرد.
خاکستر به باقیمانده حاصل از سوزاندن زغال، چوب و دیگر مواد سوختی که برای مقاصد صنعتی، پخت و پز و یا گرم کردن منازل به کار می‌رود گفته می‌شود.
زایدات ناشی از تخریب و ساختمان‌سازی نیز از تخریب ساختمان، تعمیر اماکن مسکونی، تجاری، صنعتی و یا سایر فعالیت‌های ساختمان‌سازی به وجود می‌آیند.
و اما زایدات ویژه به مواد حاصل از جارو کردن خیابان‌ها و معابر، برگ درختان، اجساد حیوانات مرده و موادی که از وسیله نقلیه به جای مانده است، می‌گویند.
یکی از اصلی‌ترین مشکلات ما در حوزه تفکیک، جمع‌آوری، بازیافت و دفع زباله‌های شهری به شاخه آشغال منازل برمی‌گردد که معطوف به مسئله تفکیک از مبدأ است. شاید جالب باشد که بدانید در کشور ژاپن برای تفکیک زباله‌ها از مبدأ (منازل) دست کم هفت سطل زباله به رنگ‌های مختلف وجود دارد. با این تفاصیل آیا لازم نیست لااقل در هر منزل ایرانی سه سطل زباله به رنگ‌های مختلف برای تفکیک زباله‌های خشک، تر و خطرناک نظیر بقایای باطری‌های قلمی و بقایای دستگاه‌های الکتریکی و... وجود داشته باشد؟
تبدیل زباله به کمپوست
 راهی برای پیشگیری از شیوع بیماری‌ها
در کشور ما با محاسبه 800 گرم زباله سرانه، هر روزه بالغ بر 50 هزار تن مواد زاید جامد تولید می‌شود. در این میزان زباله 70درصد مواد آلی قابل کمپوست وجود دارد. حتماً شنیده‌اید که زباله‌ها را طلای کثیف نیز می‌نامند. در کشور ما از آنجا که 70درصد زباله شهری را مواد قابل تبدیل به بیوکمپوست تشکیل می‌دهند، لذا گنجینه‌ای در اختیار ماست که چنانچه بتوانیم از آن بهره‌برداری صحیحی داشته باشیم، هم می‌توانیم به الگویی در حفاظت از محیط زیست تبدیل شویم و هم اشتغال‌زایی و درآمدزایی داشته باشیم. اما این بیوکمپوست چیست؟
دکتر عمرانی، صاحب‌نظر و کارشناس مدیریت زباله‌های شهری برایمان در تعریف کلمه کمپوست می‌گوید: «تجزیه کنترل شده مواد آلی در حرارت و رطوبت مناسب بوسیله باکتری‌ها، قارچ‌ها، کپک‌ها و سایر میکرو ارگانیسم‌های هوازی و غیرهوازی است. کمپوست دارای درصد زیادی هوموس است. هوموس اصلاح‌کننده خاک بوده و باعث بهبود شرایط زندگی و عملکرد موجودات خاک می‌شود. نکته مهم این که هوموس حاوی مقادیر زیادی مواد ازته است که به تدریج در خاک آزاد شده و در اختیار گیاه قرار می‌گیرد.
ابعاد و قطعات موادی که باید تجزیه شوند (زباله مواد آلی)، هرچه کوچک‌تر باشد، مجموع سطح آنها بیشتر شده و در نتیجه سطح تماس‌شان با میکروارگانیسم‌ها افزایش می‌یابد.
لازم به توضیح است که چون ما ایرانی‌ها هنوز سبک زندگی خاص خود را داریم و معمولا غذا در خانه طبخ می‌شود و سبزیجات و میوه‌ها به صورت خانگی تهیه شده و در حجم زیاد به‌ویژه در فصول گرم سال و یا در ایام خاصی چون نوروز و شب یلدا و... مورد استفاده قرار می‌گیرند، لذا بقایای آنها در زباله‌های شهری می‌تواند منبع و گنجینه‌ای برای تولید کمپوست قرار گیرد.
عمرانی درمورد اثرات مثبت تبدیل زباله شهری به کمپوست می‌گوید: «موش‌ها و مگس‌ها کنترل می‌شوند، بوهای ناهنجار از بین می‌رود، به دلیل تسریع تجزیه مواد آلی و مرطوب زباله‌ها خطر انتقال بیماری‌ها از زباله‌ها کاهش می‌یابد، مضاف بر این که می‌توان از کود کمپوست برای گسترش فضای سبز شهری و نیز رشد کشاورزی در اطراف شهرها بهره گرفت.»
شاید جالب باشد که بدانید در کتب علمی تعداد باکتری‌های مختلف موجود در خاکروبه‌های خیابانی از 2 تا 40میلیون به صورت خاص و از 50هزار تا 10میلیون به‌طور عام در هر گرم برآورد شده است. این تعداد باکتری می‌توانند مولد بیماری‌هایی چون وبا، تیفوس، کزاز و... باشند.
اشاعه بیماری کیست هیداتیک، بروز گهگاه وبا، انواع بیماری‌های پوستی همچون لیشمانیوز و سلسله بیماری‌های سرطان‌زا و حتی سکته‌های نابهنگام در جوامع کنونی معمولا به مواد فسادپذیر و پس‌مانده‌های شیمیایی محیط زیست نسبت داده می‌شود. ماحصل تداخل صدها نوع مواد سمی و عفونت‌زا با زباله‌های شهری و انتشار آنها در آب، خاک و هوای زندگی روزمره‌مان چیزی جز‌ شیوع بیماری‌های فهرست بالا نخواهد بود.
برای فرهنگ‌سازی تفکیک زباله
از مبدأ هزینه نکرده‌ایم
اما آیا ما به نقطه‌ای رسیده‌ایم که از زباله شهری 70درصد بیوکمپوست تولید کنیم؟ یکی از بزرگ‌ترین مشکلات‌مان همان‌طور که گفته شد، نبود فرهنگ تفکیک زباله از مبدأ است.
محمد درویش، مدیرکل دفتر آموزش و مشارکت مردمی سازمان حفاظت محیط‌زیست گله‌مندانه در گفت‌وگو با گزارشگر کیهان می‌گوید: «تصور ما این است که در مدیریت شهری باید همه بودجه‌ها معطوف به ساخت آزادراه دو طبقه و بزرگراه و... شود. درحالی که می‌توانیم بخشی از بودجه را به کارهای زیربنایی و ساختاری نظیر جا انداختن فرهنگ تفکیک زباله شهری از مبدأ اختصاص دهیم. شاید این قبیل کارها ویترین جذاب و روبان پاره کردن نداشته باشند اما در درازمدت تأثیرات کلانش را در دل نسل‌ها شاهد خواهیم بود.»
وی با اشاره به خبر اخیر تسخیر کلانشهرها توسط جمعیت میلیونی موش‌ها که در روزنامه‌ها درج شده بود، می‌گوید: «موش جایی زاد و ولد می‌کند که غذایش فراهم باشد. همان‌طور که گفتم اگر بخشی از بودجه صرف آموزش‌های مردمی و فرهنگ‌سازی چگونگی خلاص شدن اصولی از شر زباله‌هایمان می‌شد، شاید الان با بحران موش روبه‌رو نبودیم.»
درویش در پاسخ به این سؤال که آیا شما معتقدید کارهای انجام شده در راستای فرهنگ‌سازی کافی نبوده، می‌گوید: «برای ورود به حیطه فرهنگ‌سازی باید عملی اقداماتی صورت داد. شما می‌دانید در سایر کشورها برای تفکیک زباله از مبدأ دست‌کم شش یا هفت رنگ سطل زباله وجود دارد، آیا جایز نیست در خانواده‌های ایرانی دست کم سه رنگ سطل زباله برای تفکیک زباله‌های تر، خشک و خطرناک داشته باشیم؟
ابتدا باید با صرف هزینه و به صورت پایلوت و آزمایشی در برخی مناطق شهر تهران سطل‌های رنگی را به در منازل برده و مجاناً در اختیار شهروندان قرار داد. سپس اثرات ثمربخش این قبیل طرح‌ها را به مابقی مناطق و شهرهای کشور نیز تعمیم دهیم.»
پیشنهاد دیگر درویش ورود مستندسازهای تلویزیونی به این حیطه و ساخت فیلم‌های کوتاه آموزشی و داستانی در حیطه گسترش فرهنگ تفکیک زباله از مبدأ است.
انباشت زباله شهری و کود شیمیایی
 با فلزات سنگین، قاتلین سلامت
دکتر حسن‌پور بابایی، دانشیار دانشگاه گیلان در شاخه محیط‌زیست در باب این که متأسفانه علی‌رغم فرهنگ‌سازی‌هایی که توسط رسانه‌های تصویری و مکتوب صورت می‌گیرد، هنوز هم شاهد این هستیم که عده‌ای افراد غافلانه- اگرچه نمی‌توان گفت غافلانه و باید به جایش نوشت خودخواهانه و بی‌توجه به محیط‌زیستی که گنجینه نسل‌های آینده است- باز هم درحین استفاده از مکان‌های تفریحی و گردشگری ردی از زباله از خود به یادگار می‌گذارند، می‌گوید: «متأسفانه هنوز هم این نگاه وجود دارد که جمع‌آوری و دفع زباله منحصراً برعهده سازمان‌های موظف همچون شهرداری است. درحالی که کل جامعه مسئول حفاظت از محیط‌زیست هستند.»
وی که خود از اهالی خطه سرسبز گیلان است، ادامه می‌دهد: «برای مثال در استان ما منطقه‌ای به نام سلوان وجود دارد- سلوان نام منطقه‌ای در استان گیلان حوالی رشت است که منطقه‌ای به همین نام در زاهدان هم هست- تپه‌های زباله‌های انباشته شده به صورت عینی در این منطقه قابل رویت هستند. درمورد انباشت زباله‌ها هم مردم مقصرند و هم سازمان‌های مربوطه. این زباله‌ها ضمن نابودی پوشش گیاهی و از بین بردن پتانسیل‌های خاک باعث شده‌اند آلودگی‌ها وارد زنجیره غذایی شوند و انواع بیماری‌ها به‌ویژه بیماری‌های باکتریایی شیوع پیدا کنند. ضمن انباشت زباله‌ها استفاده از کودهای شیمیایی و سموم جیوه‌دار هم برای کشاورزی در این مناطق رایج‌اند!»
وی با ورق زدن خاطرات تلخ خود از شنیده‌های مردمی می‌گوید: «همین چند روز پیش از اهالی سلوان شنیدم که جوان سرباز 19ساله‌ای به یک بیماری نادر مبتلا شده است. بدن این جوان به‌طور ناگهانی پلاکت‌سازی را متوقف کرده و برای پیوند مغز استخوان روانه پایتخت شده بود که طی مراحل درمانی دوام نیاورده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است. من وقتی علت بیماری را از یک متخصص محلی جویا شدم و سؤال کردم آیا بیماری سرطان بوده است، وی پاسخ داد: خیر، سرطان نیست اما بدن به‌طور ناگهانی پلاکت‌سازی را متوقف می‌کند و برای درمان شیوه‌های درمانی سرطان خون در پیش گرفته می‌شود!
این قبیل بیماری‌ها در مناطق مختلف گیلان درحال حاضر شیوع دارند. خیلی‌ها معتقدند به دلیل استفاده از سموم و کودشیمیایی با فلزات سنگین نظیر جیوه خاک‌های کشاورزی و آب‌ها حتی ماهی‌ها آلوده شده‌اند.
درحالی که اگر از کود آلی کمپوست حاصل از بازیافت زباله شهری استفاده می‌شد شاید شاهد شیوع چنین بیماری‌هایی در منطقه نمی‌بودیم.»
وی با تأکید بر این که علاوه بر بیماری‌های سرطان، شبه‌سرطان و گوارشی در منطقه با ورود فاضلاب و زباله‌های شهری به دو رودخانه زردچوب و گهررود، آب‌ها نیز به آلودگی کشیده شده‌اند، می‌گوید: «وقتی به منشأ رود، سر می‌زنیم می‌بینیم آب زلال است و ماهی‌ها سرحال در آن جست و خیز می‌کنند. هرچه رود به داخل شهر می‌آید، بیمار و بیمارتر می‌شود. در یک جاهایی دیگر نمی‌شود اسمش را رودخانه گذاشت و باید به آن فاضلاب گفت! بوی بد آب به‌ویژه در فصل گرما بسیار آزاردهنده است.»
پلاستیک را به خاک نسپاریم!
زباله‌های شهری که خود ترکیبی از فضولات انسانی و حیوانی و بسیاری دیگر از مواد زائد صنعتی و کشاورزی است، متأسفانه در آخرین مرحله دفع به خاک و یا آب منتقل می‌شوند. کالاهای مصنوعی که از مواد پلاستیکی ساخته شده‌اند پس از استعمال به صورت مواد زائد تجزیه نشدنی در زباله انباشته و در خاک باقی می‌مانند زیرا پلیمرهای مصنوعی (نایلون) برعکس پلیمرهای طبیعی موجود در پشم و پنبه به علت نبودن آنزیم ویژه، سال‌ها جهت تجزیه در طبیعت به صورت خام و بدون تغییر باقی می‌ماند. این مواد خود خللی در تبادل آب و هوا و دیگر عکس‌العمل‌های فیزیکی و شیمیایی خاک به وجود می‌آورند. مجاورت و یا احاطه شدن ریشه گیاهان به وسیله مواد پلاستیکی در خاک سبب نرسیدن آب و غذا به ریشه گیاه شده و درطی زمان در اطراف ریشه حرارت، رطوبت و خواص شیمیایی کاملاً غیرمتعادلی به وجود می‌آورند که موجب ضعف ریشه و یا خشکی گیاه می‌شوند. وجود انواع مختلف قوطی‌های کنسرو، لاستیک‌های مستعمل، لاشه‌های اتومبیل، فضولات بیمارستان‌ها و مواد شمیایی کارخانه‌ها می‌توانند این بلا را بر سر طبیعت و محیط‌زیست بیاورند. نتیجه این عمل در دراز مدت آلودگی آب و خاک و بروز بیماری‌های گوناگون در انسان و حیوانات است.
متخصصین هیچ راهی را جز تفکیک زباله از مبدأ و تبدیل زباله شهری موادآلی به کمپوست مؤثر ندانسته و پیشنهاد نمی‌دهند.
بلای بزرگ‌تر استفاده از کودهای شیمیایی حاوی فلزات سنگین است که نقش آن در سیستم‌های حیاتی انسان و حیوان چیزی جز بروز بیماری‌های گوناگون نیست.
گزارش روز