کد خبر: ۱۸۴۹۵۹
تاریخ انتشار : ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ - ۲۲:۰۳
نگاهی دیگر به فیلم «مطرب»

پروپاگاندا برای ذات ابتذال!



ما با یک فیلم مبتذل ساده روبرو نیستم بلکه با یک فیلم مبتذل پر رو و وقیح روبروایم که به ابتذال ساده، قانع نیست و در اوج ذلت ابتذال ساده، ادا و اطوار شبه روشنفکری، نگاه شبه منتقدانه و حتی گاه شمایل اپوزیسیون هم به خود می‌گیرد و اینها همگی لایه‌های دیگر و انواع دیگر ابتذال این فیلم هستند.
محمدرضا محقق
فیلم «مطرب» در واقع یک پروپاگاندای منفعل دفرمه برای ذات ابتذال است. و البته ابتذال معروف و مشهور که در کاباره و شوخی جنسی و رکاکت بیانی خلاصه شده و قلقلک اسافل اعضا را دربر می‌گیرد، تنها یکی از ابعاد ابتذال این فیلم است. فیلم مطرب خیلی پیچیده‌تر و پرلایه‌تر است در غرقه شدن در ابتذال‌های متنوع و متکثر؛ یکی از ابتذال‌های این فیلم البته سیاسی کردن ابتذال است با شگرد گفتار متن!
در واقع ما با یک فیلم مبتذل ساده روبرو نیستم بلکه با یک فیلم مبتذل پر رو و وقیح روبروییم که به ابتذال ساده، قانع نیست و در اوج ذلت ابتذال ساده، ادا و اطوار شبه روشنفکری، نگاه شبه منتقدانه و حتی گاه شمایل اپوزوسیون هم به خود می‌گیرد و اینها همگی لایه‌های دیگر و انواع دیگر ابتذال این فیلم هستند.
«مطرب» یک بی‌در و پیکری و پرت و پلایی عجیب و غریب دارد در فیلمنامه و موقعیت‌ها و آدم‌ها و وقایع و تصادفاتش!
مثلا؟ چگونه خواننده لس آنجلسی نشده قبل از انقلاب یکهویی رفت شد نوآموز خانه خواننده پرآوازه ترک؟!
یااینکه اصلا چرا این همه موضوع و موقعیت بی‌ربط، یکهویی در ترکیه، به آب آبگوشت فیلم اضافه و آب دوغ خیار فیلمنامه بی‌مقدارش، با این همه وصله پینه درهم جوش شد؟
داستان چیست؟ خلاصه ابتذال مألوف و مشهور و کلیشه، در دم دستی‌ترین نمادهای چرک فیلمفارسی، تقسیم بر بنیه بی‌مایه گیشه ورشکسته و رو به احتضار سینمای امروز ایران، که نتیجه‌اش می‌شود فیلم «بی نطفه» مطرب!
بی نطفه یعنی اصلا ماده‌ای در کار نیست و معنا و صورت و قالب و حرکتی و حرفی. اصلا ایده‌ای در کار نیست و چیزی. اصلا دغدغه‌ای در کار نیست و جرقه ای. اصلا حتی سرگرمی و دلخوش کردن به ابتذال کلیشه هم در کار نیست. پس چیست؟ همین دیگر: مطرب!
داستان درباره یک خواننده کاباره‌ای است که پیش از اوج گرفتن و مشهور شدن، با وقوع انقلاب همچون سایر اقران این طیف خواننده‌ها از صحنه کنار می‌رود اما چون به اندازه کافی از شهرت و اقبال نیز برخوردار نبوده، نمی‌تواند خواننده لس آنجلسی شود و در نهایت به خواننده مراسم تبدیل می‌شود. حکایت یک خواننده پیش از انقلاب (با بازی رقت انگیز پرویز پرستویی که پیش از این مثلا نقش حاج کاظم و... را بازی کرده! فقط فکر کنید به این حجم از سقوط آزاد! ) پس از وقوع انقلاب اسلامی از کار بی‌کار می‌شود و شرایط سختی را پشت سر می‌گذارد تا اینکه فرصتی پیش می‌آید تا در ترکیه کنسرتی اجرا کند.
و همین ایده یک خطی تبدیل می‌شود به یکی از منفعل‌ترین و بنجل‌ترین و بی‌مقدارترین مبتذل‌های «روشنفکرانه» و «اپوزوسیونی» سینمای «نجیب» ایران!همین قدر متناقض و متنافر و بی‌ربط و گیج‌کننده و چرک!
پول و شهرت و بساز و بنداز و گیشه و بی‌کلانتر بودن شهر است دیگر آقا! چه توقعی دارید؟!
فیلم با قصه مردی که سالهاست آرزو دارد بر روی صحنه آواز بخواند آغاز می‌شود اما زمانی که لوکیشن فیلم تغییر می‌کند و به ترکیه می‌رویم، فیلمساز انواع و اقسام موضوعات پرت و پلا و بی‌تناسب و نامربوط از عشق گرفته تا پناهندگی را آن هم با همه مایه و پایه‌های ابتذال کلیشه یعنی لودگی و کثافت کاری‌های دیگر به فیلم می‌افزاید. بی‌هیچ دلیل و منطق روایی.
فیلم مطرب ارزش نقد و تحلیل ندارد و همین‌ها هم که گفتیم و نوشتیم از سرش زیادتر است.اصلا موضوع بحث نباید و نمی‌تواند این فیلم بی‌مقدار و حقیر باشد.
موضوعی اگر باشد وضعیت رقت بار و ناامیدکننده و کثیفی است که مثل بختک بر این سینما مستولی شده. مدیران و متولیان هم که خوابند و خوش؛باش تا صبح دولتت بدمد!