مروری بر آنچه سال 98 در سینما گذشت
خوب کمتر، بد و زشت بیشتر!
آرش فهیم
سینما در سال 98 بر همان مدار سالهای اخیر گذشت؛ مجموعهای از اتفاقات خوب و بد و زشت؛ هر چند در این مقطع، اتفاقات خوب کم و کمتر شد و بدیها و زشتیها غلبه یافتند. از معدود اتفاقات خوب در این سال میتوان به حضور درخشانتر نسلی جوان و کمادعا اما پرامید و با انگیزههای نیک اشاره کرد؛ «منطقه پرواز ممنوع» که پر فروشترین فیلم نوجوان در تاریخ سینمای ایران شد، «بنیامین» که یک انیمیشن سینمایی خوش ساخت و قابل تأمل است، فیلم دفاع مقدسی «23 نفر» و... عرصه مستند هم روز به روز در حال رشد و پیشرفت است و حالا فیلمهای مستند از آثار سینمایی، تماشاییتر و باارزشتر شدهاند. یکی از محملهای رشد مستندسازی به ویژه بین جوانان، جشنواره عمار است که امسال دهمین دوره خودش را پشت سر گذاشت.
اما از این اتفاقات خوبِ کم شمار که بگذریم، با حجم زیادی از اتفاقات بد و زشت در سینمای سال 98 مواجه میشویم. یکی از زشتها، نمایش فیلم «رحمان 1400» بود؛ فیلمی که یک لکه ننگ در تاریخ سینمای بعد از انقلاب محسوب میشود و رسما آبروی سینمای ایران را برد! سازمان سینمایی وزارت ارشاد در اقدامی دیرهنگام، فیلم را از پرده پایین آورد و اعلام کرد که نسخه به نمایش درآمده، با آنچه مجوز گرفته بود تفاوت دارد و اصلاحات اعلام شده در فیلم اعمال نشده. البته، روند نمایش کمدیهای سخیف، تا پایان سال ادامه یافت، طوری که میتوان ژانر و جریان غالب در این سال را این گونه فیلمها دانست. فیلمهایی چون «مطرب»، «چشم و گوش بسته»، «زیر نظر»، «تگزاس2»، «خوب، بد، جلف2» و... بار ابتذال را در سینمای امسال افزایش دادند. نکته قابل تأمل این است که به رغم افزایش نمایش کمدی سخیف، اما تعداد تماشاگران سینما در مقایسه با سال قبل کاهش یافت. براساس آمار اعلام شده از سوی سازمان سینمایی، تعداد تماشاگران سینما در 11 ماه اول سال 98 نسبت به همین زمان در سال 97، سه درصد کاهش یافت.
یکی از چالشهایی که در سال 98 وسعت بیشتری یافت، مسئله «پولهای مشکوک» بود. در این دوره هم انتقادات و پرسشهای فراوانی درباره چگونگی ورود این پولها و اعطای دستمزد نجومی به برخی از بازیگران به وجود آمد. اما مانند همیشه، این پرسشها بیپاسخ ماندند. ورود پولهای مشکوک و با منابع نامشخص موجب افزایش ابتذال در تولیدات شبکه نمایش خانگی هم شد. سریالهایی که در سال 98 رشد قارچ گونهای یافتند و اکثرا همان مضامین و روایتهای سریالهای ماهوارهای را تکرار کردند، ضمن اینکه شاهد افول و کاهش کیفیت چنین سریالهایی هستیم. شاید حداقل اتهامی که به این بخش از تولیدات هنری کشور بتوان زد این است که این سریالها صرفا نوعی تجارت هستند و فقط برای بهره از پولهایی که از منابع مشکوک وارد این عرصه شدهاند ساخته میشوند. شاید اهداف ضدفرهنگی هم در پس پرده باشد که نیازمند بررسیهای بیشتری است.
اجرای قانون درجهبندی سنی فیلمها، در همان ابتدا با انتقادات فراوانی مواجه شد. به زعم منتقدان، این قانون، پوششی برای ارائه مجوز به برخی از فیلمهای ناسالم و منحرف بود. زدن برچسب هشدار دهنده درباره تناسب آثار با گروههای سنی، راه مطمئنی برای کاستن تأثیر منفی آنها بر خردسالان نیست. چون این فیلمها بعد از پایان اکران در سینما وارد شبکه نمایش خانگی و فضای مجازی میشوند و به طور گستردهتر در دسترس همگان، ازجمله خردسالان قرار میگیرند. باید راههای استانداردتری برای این مسئله اندیشید.
اکران جنجالی فیلم «خانه پدری» نیز از حوادث این سال در سینمای ایران بود. فیلمی که به دلیل خشونت فراوان و همچنین القای تصویری منفی از فرهنگ، تاریخ و سنتهای کشورمان، برای بار دوم از پرده پایین آمد. اتفاقی که نشان داد ساختار تولید و نظارت در سینمای ما با اشکالاتی جدی مواجه است.
برگزاری پرحاشیه سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر، به ویژه نحوه تقسیم جایزه هم از اتفاقات مهم سینما در سال 98 بود. در اختتامیه این جشنواره، جایزه بهترین بازیگر به فردی اعطا شد که جشنواره را تحریم کرد و اصلا به جشنواره هم نیامد.
توقف فعالیت سالنهای سینما و تعطیلی موقت اکران فیلمها به خاطر شیوع ویروس کرونا هم پایان تلخ سینما در سال 98 بود.