کد خبر: ۱۸۳۶۴۹
تاریخ انتشار : ۱۱ اسفند ۱۳۹۸ - ۲۱:۵۶
بررسی افول قدرت ایالات متحده در زمینه های مختلف - بخش نخست

شیطان بـزرگ در سراشیبی سقوط




هدیه آقاپور
سخنان اخیر مقام معظم رهبری مبنی بر غرق شدن قطعی آمریکا و تشبیه آن به کشتی تایتانیک، که شکوه و جلال سبب غرق‌شدگی نشد، امروز طبق گفته کارشناسان، آمریکا رو به افول و غرق‌شدگی قطعی است.
آواز دهل شنیدن از دور خوش است! ابرقدرتی آمریکا و پیشرفته بودنشان این روزها چیزی به مانند بزک افکار عمومی است و هنگامی ‌که آمارها و شاخص‌های مختلف را مورد بررسی قرار می‌دهیم می‌بینیم ناقوس افول این کشور سال‌هاست نواخته شده و ایالات متحده با مشکلات جدی و عدیده‌ای رو‌به‌روست.
بر اساس گزارش داده‌های فدرال ‌رزرو میزان بدهی خانوارهای آمریکا هم با ۱۴ تریلیون دلار به بالاترین سطح بدهی در تاریخ رسیده است.
 این رقم 1/5‌ تریلیون دلار بالاتر از رکورد قبلی 12/68‌ تریلیون دلاری در سه ماهه سوم ۲۰۰۸ است که بلافاصله بعد از آن بازارهای سهام سقوط کردند و رکود بزرگ جهانی به‌وجود آمد.
علاوه‌ بر این رشد اقتصادی آمریکا در سال ۲۰۱۹ به سطحی کمتر از متوسط سه‌ سال آخر دوره ریاست‌جمهوری اوباما رسیده است تا در مجموع این گزاره ثابت شود که اقتصاد آمریکا در حال تجربه روند نسبتاً تند افول است.
در حوزه اجتماعی هم آمریکا با بحران‌های پیچیده‌ای همچون طلاق، بی‌خانمانی، فقر و خودکشی دست به ‌گریبان است. در این کشور در حالی که شرکت‌های بزرگی مثل آمازون درآمدهای میلیارد دلاری دارند، 500 هزار نفر در خیابان می‌خوابند و ۹۹ درصد برای یک درصد کار می‌کنند.
این وضعیت باعث شده «جو بایدن»، نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری 2020 بگوید ‌ترامپ در حال از بین بردن طبقه متوسط در آمریکاست!
 روند نابودی طبقه متوسط بحران چند دهه اخیر آمریکاست، اما این مسئله نیز با سیاست‌های حمایت‌گرایانه ‌ترامپ از طبقه مرفه سرعت گرفته است. در کنار این وضعیت، رشد بی‌اندازه جنایات نژادپرستانه که از دوره باراک اوباما آغاز شده بود، در دوره ‌ترامپ شدت پیدا کرده است و آمریکایی‌هایی که از آنها به راست ‌افراطی یاد می‌شود، هر چند وقت یک‌بار دست به اسلحه می‌شوند و غیرسفیدپوستان را به رگبار می‌بندند.
توطئه نخ‌نمای جداسازی مردم از نظام
اما همه این مشکلات باعث نشده تا ایالات متحده آمریکا از کینه و عداوت خود نسبت به جمهوری اسلامی ایران دست بکشد و یا لحظه‌ای از پیگیری اهداف شومش در منطقه غرب آسیا دست بکشد. با وجود مشکلات داخلی سیاست‌های استکباری آنان در جهان همچنان پابرجاست و همین امر نیز به نوبه خود آنها را بیش از گذشته تضعیف کرده است.
جدا کردن مردم از نظام جمهوری اسلامی و توطئه‌های متعدد در این زمینه از اهداف 40 ساله آنان بوده که کماکان نیز ادامه دارد اما همواره با شکست رو‌به‌رو شده است.
در همین رابطه سیدجلال فیاضی کارشناس مسائل سیاسی در گفت‌وگو با گزارشگر کیهان می‌گوید: «موضوع برنامه‌ریزی دشمن به‌ویژه آمریکایی‌ها برای جدا کردن مردم از نظام و تضعیف آن یک برنامه 40 ساله است و از ابتدای انقلاب تا کنون آن را دنبال کرده‌اند.»
وی ادامه می‌دهد: «علت اینکه دشمن به‌دنبال تضعیف نظام با توطئه‌های مختلف بوده این است که مردم پشتوانه این نظام هستند و اگر مردم از نظام جمهوری اسلامی گرفته شوند طبیعی است که نظام با مشکل مواجه خواهد شد، بنابراین طبیعی است که تمرکز دشمن روی مردم باشد و فرافکنی انجام دهد.»
فیاضی اضافه می‌کند: «ما با کارآمدی دستگاه‌های مختلف باید در درجه اول اعتماد عمومی را بالا ببریم و دستگاه‌ها هم در همه زمینه‌ها برای قوی شدن کار کنند،                                به این معنی که در ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به نحوی کار کنیم که مردم به داشته‌های خود تکیه کنند.»
این کارشناس مسائل سیاسی تصریح می‌کند:  «قوی شدن در داخل به معنی دیوار کشیدن در اطراف خودمان نیست و ما همواره در تعامل با دنیا بوده‌ایم، به‌ویژه اینکه می‌بینیم در تعریف سیاست‌های اقتصاد مقاومتی این اقتصاد درون‌زا و برون‌نگر تعریف شده است.»
وی در پایان خاطرنشان می‌کند: «مهم‌ترین راه‌حل در برابر توطئه جدا‌سازی مردم از نظام قوی کردن کشور و حل مشکلات مردم است و هر جریان سیاسی که بر ارکان کشور حاکم می‌شود باید همه همّ و غمّ خود را تعالی بخشیدن به حوزه‌های مختلف قرار دهد.»
کندن گور با حمله نظامی
 به عراق و افغانستان
حمله آمریکا به عراق و افغانستان آغازی بر روند آشکار شدن افول ایالات متحده آمریکا تلقی می‌شود.
«نوام چامسکی»، اندیشمند و نظریه‌پرداز مشهور آمریکایی در همان زمان گفت: افول آمریکا آغاز شده است و تبختر مقام‌های آمریکایی درباره اینکه این کشور قدرت بلامنازع دنیا خواهد ماند، جز خیال خوش نبوده است.
بعد از آن بود که اندیشمندان آمریکایی روند افول آمریکا را به افول موریانه‌ای تشبیه کردند.
بزک پوشالی قدرت
رهبر انقلاب اسلامی در تبیین ضعف روزافزون آمریکا، ظاهر فعلی آن را بزک‌کرده خواندند و فرمودند: امروز آمریکا با 22 هزار میلیارد دلار بدهی، مقروض‌ترین دولت‌های دنیا است و اختلاف طبقاتی در این کشور، وحشتناک و از همیشه بیشتر است.
ایشان با‌ اشاره به نمونه‌هایی از مشکلات عمیق آمریکا از زبان یکی از سناتورهای برجسته این کشور گفتند: این سیاستمدار آمریکایی می‌گوید در دولت ‌ترامپ به ثروت پنج تن از ثروتمندترین‌های آمریکا بیش از صد میلیارد دلار اضافه شده و ثروت سه نفر از آنها به اندازه نیمی ‌از جمعیت آمریکا است! ۸۰ درصد کارگران فقیرند و حقوقشان کفاف زندگی آنها را نمی‌دهد. از هر پنج آمریکایی تنها یک نفر توان خرید دارو‌های تجویزشده‌اش را دارد و فاصله ثروت سفیدپوستان و سیاه‌پوستان آمریکایی در ۵۰ سال گذشته سه برابر شده است.
در دهه اخیر، به اعتراف اقتصاددانان میزان تأثیرگذاری آمریکا در اقتصاد جهانی ۴۰ درصد بوده است که این آمار امروز به ۲۰ درصد نزدیک شده است. به‌طوری که کارشناسان، خیزش قدرت‌های نوظهور، از جمله چین و‌ هند را علامت آشکار پایان برتری آمریکا در عرصه‌های مختلف، به‌ویژه اقتصاد تلقی می‌کنند.
جان ایکنبری استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه پرینستون آمریکا معتقد است: عصر آمریکایی رو به پایان و نظم شرقی در حال جایگزینی است.
رصد میزان سرمایه‌گذاری صورت‌گرفته نیز نشان می‌دهد حتی خود سرمایه‌داران غربی‌ نیز در حال انتقال سرمایه‌های خود به سمت کشورهای جنوب شرق آسیا و هند هستند که این خود نیز اعترافی بر افول اقتصادی آمریکاست.
در داخل آمریکا نیز هیچ‌گونه عدالت اقتصادی وجود ندارد، به‌طوری که چامسکی استدلال می‌کند: در ایالات متحده بیش از ۸۰ درصد مردم نظام اقتصادی خود را ذاتاً ناعادلانه و نظام سیاسی را فریبکار و در خدمت منافعی خاص و نه منافع مردم می‌دانند.
اکثریتی چشمگیر معتقدند صدای کارگران در امور جاری جامعه شنیده نمی‌شود. اینکه دولت مسئول کمک به مردم نیازمند است و اینکه صرف هزینه برای بهداشت و آموزش بر حذف مالیات و کاهش بودجه اولویت دارد، و لوایحی که امروز جمهوری‌خواهان در کنگره به آسانی تصویب می‌کنند به سود صاحبان ثروتمند و به ضرر عموم مردم است.
اجماع جهانی بر افول آمریکا
‌ترامپ در سال ۲۰۱۶ به‌عنوان یک سیاستمدار در داخل حکومت آمریکا به از دست رفتن نشانه‌های قدرت آمریکا اعتراف کرد و با بیان اینکه آمریکا دیگر باعظمت نیست، محور شعار تبلیغاتی‌اش را «آمریکا را دوباره باعظمت کنیم» قرار داد.
علاوه ‌بر این دولت ‌ترامپ در نخستین سند راهبرد امنیت ملی خود سال ۲۰۱۷ رسماً افول قدرت آمریکا را به رسمیت شناخت و محور برنامه‌هایش را تلاش برای جلوگیری از آن قرار داد.
عده زیادی معتقدند روند زوال از قبل آغاز شده بود و رأی مردم به ‌ترامپ با شعار «دوباره آمریکا را باعظمت کنیم» به نوعی اعتراف دسته‌جمعی جامعه آمریکایی به از عظمت ‌افتادگی آمریکا بود. ‌ترامپ بیش از آنکه عامل افول قدرت آمریکا باشد، نشانه آن است.
فواد ایزدی تحلیلگر ارشد مسائل آمریکا در گفت‌وگو با کیهان می‌گوید: «در بحث افول آمریکا در دنیا اجماع وجود دارد حتی در داخل این کشور هم کسی را شخصا نمی‌شناسم که کار تخصصی انجام دهد و معتقد به افول آمریکا نباشد، چرا که آن‌قدر این بحث عمیق بوده و مشکلات ریشه‌ای است که غیرقابل انکار شده است.»
وی ادامه می‌دهد: «ممکن است اختلافاتی وجود داشته باشد مبنی بر اینکه آیا می‌شود این افول را بازگرداند یا خیر؟ ولی بر سر این موضوع که آمریکا کشور رو به افولی است اجماع وجود دارد.»
ایزدی می‌افزاید: «متخصصین حوزه آمریکا افول این کشور را در 4 بخش تقسیم می‌کنند از جمله افول در قدرت نظامی، اقتصادی، نهاد‌ها و قدرت نرم؛ آمریکایی‌ها در قدرت نظامی هزینه‌هایشان بالا است و نمی‌توانند این هزینه نظامی بالا را تبدیل به یک سیاست موفق و سیاست خارجی‌ای که جوابگو باشد کنند. به‌طور مثال آنها اعلام کردند می‌خواهند دولت اسد را سرنگون کنند در مقابل ایران اعلام کرد که نباید این اتفاق با زور رخ دهد و در نهایت نظر ایران محقق شد با اینکه آمریکایی‌ها هفتصد و خرده‌ای میلیون دلار هزینه نظامی دارند.»
وی ادامه می‌دهد: «در نقاط دیگر دنیا هم آمریکا چنین حالتی دارد که نمی‌تواند برخلاف هزینه نظامی بالا به اهداف خود برسد از سوی دیگر در رابطه با مباحث اقتصادی نیز موضوع کسری بودجه و قرض دولت آمریکا وجود دارد.»
این تحلیلگر ارشد مسائل آمریکا تصریح می‌کند: «ما یک سری شاخص‌هایی داریم که به درد مردم معمولی نمی‌خورد، مانند شاخص بورس که مردم معمولی معمولا در بازار بورس سهام ندارند که بالا و پایین رفتن آن در زندگی‌شان اثرگذار باشد اما در شاخص‌هایی که مربوط به مردم معمولی هست آمریکا با مشکل جدی رو‌به‌رو است، به‌طور مثال وزارت مسکن این کشور چندی پیش آماری را اعلام کرد مبنی بر اینکه یک میلیون و نیم شاگرد بی‌خانمان در این کشور وجود دارد.»
وی اضافه می‌کند: «به‌طور کلی در موضوع اقتصاد ممکن است در برخی شاخص‌های اقتصادی وضعیت قابل قبولی داشته باشند اما در شاخص‌هایی که مربوط به مردم ضعیف می‌شود با مشکلات جدی رو‌به‌رو هستند.»
ایزدی یادآور می‌شود: «در بحث نهادها هم آمریکا دچار افول شده است به این معنی که نهاد ریاست جمهوری ضعیف عمل می‌کند و طبیعی است یک فردی مثل ‌ترامپ وقتی رئیس‌جمهور می‌شود نه تنها خودش را ضایع کرده بلکه آن نهاد را هم تضعیف نموده است.»
این تحلیلگر ارشد مسائل آمریکا با‌ اشاره به ضعیف شدن آمریکا در قدرت نرم می‌گوید: «جایگاهی که اکنون آمریکا در اذهان مردم دارد با سیاست‌هایی که دارد باعث شده قدرت نرمشان تحت شعاع قرار گیرد و دیگر آن حالت اقناع و جذابیتی که قبلاً داشتند را اکنون نداشته باشند، آمارهای مشکلات فرهنگی هم همگی جای بحثی را درباره افول آمریکا باقی نمی‌گذارد.»
آمریکا مرتب خود را بزک می‌‌کند تا نشان دهد سرپاست. ضربه عین‌الاسد نشان داد اقتدار آنها فقط یک طبل توخالی است.
 در حوزه سیاست و حکمرانی کمتر نخبه‌ای در آمریکا وجود دارد که قبول داشته باشد اوضاع در واشنگتن بسامان و مطابق ارزش‌های لیبرالیسم است. می‌بینیم اجلاس سالانه مونیخ که دغدغه امنیت فکری، سیاسی و نظامی قدرت در غرب را رصد می‌کند؛ امسال موضوع سخنرانی‌های فکری را به «افول غرب» اختصاص داده است.
در کنفرانس امنیتی مونیخ که از ۱۴ تا ۱۶ فوریه / ۲۵ تا ۲۷ بهمن در آلمان برگزار شد، صدها تن از رهبران، متفکران غربی، سازمان‌های بین‌المللی و رهبران سازمان‌های اقتصادی گرد هم آمدند تا درباره بحران‌های اصلی و چالش‌های امنیتی آینده در سراسر جهان با هم به بحث و تبادل‌نظر بپردازند.
تردیدها درباره تأثیرگذاری غرب بر مسائل جهانی به ‌قدری عمیق شده است که زمانی که مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا با رد این نگرانی‌ها به کشورهای اروپایی اطمینان داد «ما در حال بردن هستیم» اولین سؤالی که برای کشورهای اروپایی به‌وجود آمد این بود: آیا اصولا دیگر «ما»یی هم در عرصه جهانی و عرصه تقابل شرق و غرب وجود دارد؟