کد خبر: ۱۸۲۸۴۵
تاریخ انتشار : ۰۲ اسفند ۱۳۹۸ - ۲۲:۴۸
نگاهی به دیروزنامه‌های زنجیره‌ای

مجلس دهم کارنامه خوبی داشت اما رسانه‌ای نشد!




سرویس سیاسی-
روزنامه اعتماد در یادداشتی به قلم سردبیر این روزنامه با عنوان «سیم جیم انتخاباتی» نوشت: «مراقب باشید که بعضی از گزاره‌های رقیب از فرط تکرار تبدیل به بدیهیات نشوند و در ذهن‌تان جاگیر نشوند. سه، چهار سال بیشتر است که مدام می‌گویند این مجلس دستاوردی نداشته و کاری نکرده. مدام می‌گویند دولت روحانی بدون کارنامه است و هیچ موفقیتی نداشته. این حرف‌ها از فرط تکرار تبدیل به بدیهیات شده. اما هر جمله بدیهی، واقعی نیست. واقعیت این است که هم مجلس و هم دولت در حد توان خود کارهای مهم و به نفع مردم اقداماتی کرده‌اند.»
این روزنامه اصلاح‌طلب در ادامه نوشت: «یکی از مهم‌ترین اقدامات دولت این بود که نسبت مردم و مسئولان را تغییر داد و مردم را بر مسند مطالبه‌گری نشاند؛ مسندی که دیگر کسی نمی‌تواند ما را از آن پایین بیاورد... مشکل جدی دولت و مجلس همین است که توان داکیومنت‌سازی ندارند و نمی‌توانند کارنامه خود را به استحضار مردم برسانند. مشکل رسانه‌ای دولت مشکل مجلس هم هست».
گفتنی است اصلاح‌طلبان، چه در سال‌هایی که دولت‌های هفت و هشتم را در اختیار داشتند، و به اعتراف رئیس‌دولت اصلاحات، هر ۹ روز یک بحران! برای کشور ایجاد می‌کردند، چه بعدها که کرسی نمایندگی مردم را در مجلس ششم به دست آوردند، و دست به تحصن زدند و نامه جام زهر به رهبر انقلاب نوشتند، همواره به جای توجه به خواسته مردم و حل مشکلات ریز و درشت کشور در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و…، به جار و جنجال‌های سیاسی پرداخته‌اند و نه تنها باری از مشکلات مردم کم نکردند، که اتفاقاً مشکلات را خصوصاً در حوزه اقتصاد عمق بخشیده‌اند! مانند دولت فعلی تدبیر و امید که با مدیریت جهانگیری آن وضعیت را برای دلار ایجاد کرد و حاصل عملکرد جمعی دولت هم گرانی روز افزون و افسار گسیخته است که در بخش مسکن، «آرزوی» خانه دار شد را به «رؤیا» تبدیل کرده و در بخش خودرو، قیمت پراید «فضایی» شده است! در مجلس دهم هم اصلاح‌طلبان و لیست امید، به هیچ وجه کارنامه درخشانی نداشتند اما به طرق مختلف در پی سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی خود هستند. فراکسیون امید مجلس که اعضای لیست امید- لیست منتخب اصلاح‌طلبان- در آن حضور داشته‌اند مواردی همچون سلفی حقارت، اروپاگردی، تشکیل کمیته رفع حصر و...را در کارنامه خود ثبت کرده است. اما خبری از رفع مشکلات مردم در کارنامه این فراکسیون نبود.
دعا می‌کنیم اصولگرایان برنده انتخابات شوند
هم FATF حل می‌شود هم سازش با آمریکا!
روزنامه سازندگی در یادداشتی به قلم سید مصطفی هاشمی‌طبا کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری در سال 96 نوشت: «اگرچه هنوز برای پیش‌بینی زود است اما به نظر می‌رسد مجلس آینده به دست همین جریانی که خود را اصولگرا می‌داند خواهد افتاد. البته من هم دعا می‌کنم اکثریت مجلس از همین افراد باشد. چون فکر می‌کنم آنها به‌محض اینکه در قدرت قرار بگیرند برای آنکه با واقعیت‌های کشورداری مواجه شوند مسائل مذاکراتی را حل کرده و اتفاقاً بدون هیچ دردسری مسائل FATF را هم حل می‌کنند. چون اداره مملکت شوخی نیست... الآن که در قدرت هستند مخالف خوانی می‌کنند و شعار می‌دهند اما حالا که در قدرت هستند با مذاکرات و حتی امتیاز دادن‌های بالا هم FATF را تصویب می‌کنند و هم مذاکره می‌کنند و اتفاقاً خواهند گفت امام حسن، صلح حدیبیه را پیش برد و ما از ایشان پیروی می‌کنیم. اتفاقاً خوب است که اینان چند صباحی قدرت را به دست بگیرند. شاید از این طریق بتوانند برخی مشکلات را حل کنند اما خدا کند این جماعت به سازش با آمریکا نرسند. چون بعد از 40 سال مقاومت سازش با آمریکا خیلی بد است. بااین‌حال پیش‌بینی من این است که این طیف سیاسی اگر در قدرت قرار بگیرد احتمالاً به سمت سازش با آمریکا خواهند رفت.»
لازم به ذکر است اتفاقاً کسانی که دنبال مذاکره با آمریکا بودند و در مسئله برجام به مقایسه غلط آن با صلح حدیبیه روی می‌آوردند و هر نوع سازش، عقب‌نشینی و انفعالی را با کلیدواژه صلح حدیبیه توجیه می‌کردند، همین مدعیان اصلاحات و جناب روحانی بودند نه اصولگرایان!- در ضمن یادداشتی که سازندگی آن را منتشر کرده نمونه خوبی برای درک سطح تحلیل طیف اصلاح‌طلبان است. ضمناً جهت اصلاح مدعیان اصلاحات، صلح حُدَیبیه، پیمان صلحی است که در منطقه حدیبیه در سال ششم هجری بین حضرت محمد(ص) و مشرکان مکه امضا شد و در سوره فتح از آن به عنوان فتح المبین یاد کرده است.
توجیه مضحک دیدار ظریف با سناتور آمریکایی در روزنامه زنجیره‌ای
روزنامه آرمان در مطلبی نوشت: «ایران شروط خود را برای مذاکره با آمریکا منتشر کرده که چنانچه آمریکا تحریم‌ها را لغو کند و پشت میز مذاکرات گروه 1+5 برگردد، ایران هم در آن مذاکرات به‌عنوان یک طرف اصلی در برجام حضور دارد».
این روزنامه زنجیره‌ای در ادامه با‌اشاره به دیدار ظریف با سناتور آمریکایی نوشت: «دیپلماسی عمومی ما باید فعال‌تر باشد، چون ما نمی‌خواهیم مسیر رویارویی را در پیش بگیریم. ما دنبال مسیری هستیم که با ایستادگی و مقاومت و در عین حال گفت‌وگو و مذاکره نه فقط با آمریکایی‌ها بلکه با همه طرف‌ها از فرصت‌های پدید آمده استفاده کنیم؛ دیپلماسی همین است. مسیر دیپلماسی باید از تمام فرصت‌ها و راه‌های نفوذی که می‌تواند ایجاد شود، استفاده کند تا اهداف خود را دنبال و در عین حال سیاست‌های ترامپ را خنثی کنیم».
متاسفانه آقای ظریف تاکنون چندین بار در اقدامی تأمل برانگیز با سناتورهای آمریکایی دیدار کرده است.
این در حالی است که کنگره و کاخ سفید، هر دو جزو سیستم حاکمه آمریکا بوده و در دشمنی و خصومت با جمهوری اسلامی ایران هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند. به عبارت دیگر، کاخ سفید و کنگره، دو روی یک سکه هستند.
اکنون بیش از 6 سال است که آقای ظریف، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران است. شأن و جایگاه وزیر امور خارجه بسیار فراتر از آن است تا با سناتورهای آمریکا- دولتی که در دشمنی با مردم ایران از هیچ اقدامی فروگذار نکرده است- دیدارهای دوجانبه برگزار کند.
این قبیل دیدارها، که همواره با توهین و گستاخی و طلبکاری طرف آمریکایی همراه بوده است، نه تنها دستاوردی در بر نخواهد داشت، بلکه علاوه‌بر تنزل جایگاه وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، حقارت‌آمیز نیز می‌باشد.
دولت تروریست آمریکا در اقدامی جنایتکارانه، سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی را به شهادت رساند. کنگره این کشور نیز در این اقدام جنایتکارانه سهیم بوده است. برهمین اساس، دیدار و مذاکره با قاتلان شهید سلیمانی، به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست.
مجلس دهم و دولت فعلی؛ حاصل دسترنج اصلاح‌طلبان
روزنامه آفتاب یزد در ستون سرمقاله، در شماره روز پنج شنبه آورده است: «دولت حسن روحانی حاصل دسترنج اصلاح‌طلبان بوده و هست. جریان چپ سال 92 به این نتیجه درست رسید که برای شکستن فضا چاره‌ای جز سرمایه‌گذاری بر روی یک گزینه غیر اصلاح‌طلب اما معقول ندارد. آن زمان منهای محمدرضا عارف،اصلاح‌طلب شاخصی که بتوان پشت آن قرار گرفت نبود بنابراین نتیجه حمایت از شیخ دیپلمات بود. در انتخابات سال 94 مجلس باز هم اصلاح‌طلبان ترجیح دادند برای آنکه در مجلس نفوذ بیشتری داشته باشند بر روی چهره‌های گمنام و ائتلافی سرمایه‌گذاری کنند...»
این سرمقاله در ادامه می‌افزاید: «بهرحال این انتخاب‌های از روی ناچاری موجب شده امروز اصلاح‌طلبی دچار چالش شود چرا که دولت فعلی و نمایندگانی که به نام اصلاح‌طلبی وارد مجلس شدند بعضا عملکردی داشتند که به جریان اصلاح‌طلب آسیب‌هایی را وارد کرده و چهره این جریان را احتمالا دچار خدشه کردند.
در گعده‌های مختلف حتما این جملات به گوش‌تان خورده :«این هم از مجلس اصلاح‌طلب‌تان!»،«دولتی که از آن دم می‌زدید همین بود؟» و... این جملات کنایه آمیز که مایه‌های تحقیر در آن وجود دارد به خوبی نشان می‌دهد تصمیم گیران جریان اصلاح‌طلبی مسیر دشواری برای ترمیم وجهه جریان فوق در جامعه دارند.»
اما نکته قابل تامل این است که این سرمقاله به دو جریان مخالف طیف موسوم و مدعی اصلاح‌طلبی پرداخته و نوشته: «اینجا دو جریان مخالف صد در صد جریان اصلاح‌طلبی هستند و از هیچ کوششی برای مُردن آن فروگذار نیستند.جریان محافظه‌کار و جریان برانداز در مقابل هم هستند لیکن در مورد جریان اصلاح‌طلبی یک مدل فکر و عمل می‌کنند. از سوی دیگر دو جریانی که دوسوی جریان اصلاح‌طلبی را گرفته به مراتب راه هموارتری برای رسیدن به مقصود دارند.محافظه‌کاری یعنی حفظ شرایط موجود و براندازی یعنی خراب کردن که هر دو این‌ها ارزش تلقی نمی‌شوند. ارزش آنجاست که شما با کمترین خرابی شرایط را اصلاح کنید و به ایده‌آل‌ها نزدیک شوید. جریان اصلاح‌طلبی در ایران همین را می‌خواهد و لاغیر»
نخست آنکه جریان اصولگرایی نیز خواهان بسیاری از اصلاحات است. برای نمونه در حوزه بانک و بانکداری و یا در حوزه سیاستگذاری‌های فرهنگی. واژه «اصلاحات» (دال) در گستره سیاسی و رسانه‌ای ایران امروز دارای دو «مدلول» یا «مابه ازای» خارجی است. یکی بر معنای فرهنگ لغتی آن دلالت دارد و دیگری عبارت است از یک طیف سیاسی با منش و رفتار شناخته شده. به عبارتی اصلاحات به معنای فرهنگ لغتی آن مدنظر گروه اصولگرا نیز هست اما ممکن است طریق و شیوه‌ای که این جریان می‌پسندد با خواست طیف موسوم به اصلاح‌طلب بسیار متفاوت باشد. با این وصف باید گفت رسانه‌های این جریان گاهی از دو تا بودن مابه ازای خارجی یا مدلول واژه اصلاحات سوءاستفاده می‌کنند و هر دو را در هم آمیخته به خورد مخاطب می‌دهند.
دوم آنکه ایکاش این نوشتار در مورد ادعای یک مدل فکر کردن براندازان و آنچه محافظه‌کاران خوانده نمونه‌هایی ذکر می‌کرد اما اینکه رفتار براندازان به کدام جریان نزدیکتر است قابل بررسی است.
سوم آنکه نمونه‌ای قابل لمس برای ادعای اصلاحات با کمترین خرابی می‌تواند آشوب‌های سال 88 باشد!!