یادداشت خبرنگار
چالش مدیریت برفی تبریز
بارش اخیر برف در تبریز فرصت جدید دیگری بود تا کفایت و لیاقت و کاردانی مسئولان شهر در خلال آن مشخص شود. اگرچه بارش فوق در طول مدت 2/5 روز آن، در مقایسه با طول مدت 20 سال گذشته چشمگیر بود و این مسئله بیشتر ناشی از نیاز روانی مردم به بارش برف، برای دور شدن از بیآبیهای تابستان و نیز امیدواری به زنده شدن دریاچه ارومیه نیز بود، ولی در حقیقت در بیشتر از 40 سال گذشته برفهای سنگینتر از این در تبریز و دیگر شهرهای منطقه آذربایجان میبارید که اینهمه هیاهوی مدیریتی نداشتند و مردم بهجای روبرو شدن با برف 30 سانتی داخل شهر تبریز، با نیم متر برف که هر روز با بارشهای روزانه تازهتر میشد، زندگی میکردند و مشکل سوخت و یا فلج شدن معابر را نداشتند ولی اکنون با بارندگیهای برفی معمولی، اغلب شهرها قفل میشوند و مدیران برای توجیه امور، به کمبود تجهیزات و پول و غیره متوسل میشوند. (بگذریم از برخی معدود شهرها که برف واقعاً پرحجم باریده است). در جریان برف دو سه روز اخیر، تبریز عملاً فلج شد. دسترسی مردم به تاکسی بسیار دشوار و در بسیاری موارد، وجود نداشت. خودروها به سختی حرکت میکردند و یا قادر به جابجایی نبودند و در مواردی نیز تصویر خودروی واژگون شده در خیابان قابل مشاهده بود. در برخی خیابانها مردم مجبور به دستکشیدن از خودروهای خود و طی مسیر با پای پیاده و در گل و لای برف شدند.
حضور شهرداری به واقع چشمگیر و کارساز نبوده و اغلب معطوف به برخی مناطق مرکزی شد. تمام این موارد منفی در حالی است که حداقل از یک هفته قبل هواشناسی هشدارهای لازم و روشن و کاملاً واضح در مورد ورود جو قطبی همراه با برف زیاد و یخبندان و کاهش دما را داده بود و مردم انتظار دارند در وهله اول مدیران مربوطه اهل مطالعه و پیگیری اخبار و هشدارها و امور باشند تا اینچنین در مقابله با شرایط بعد از بارش برف، عاجز و ناتوان و غافلگیر نشوند. مردم انتظار دارند نواقص در «شهر»«داری» مدیران، برطرف شود و اعضای شورای شهر بهجای سخنرانیهای طولانی در جلسات هفتگی خود، عملاً برای تجهیز شهر به تجهیزات لازم مانند برف خورهای بزرگ و کارآمد، اقدام کنند و استاندار، فرماندار، شهردار و اعضای شورا با پای پیاده وارد خیابانهای مملو از برف و گل و لای شوند تا مشکل مردم را درک کنند و برای حل آن، کار کنند و از شرکت در جلسات و همایشها و سخنرانیهایی که بود و نبود مسئولان در آنها مهم نیست و اساساً ارتباطی هم با کار آنان پیدا نمیکند، بپرهیزند و به رفع امور و مشکلات بپردازند.
انتظار داریم ستاد بحران استان، این گونه موارد و مواقع را فرصتی برای تمرین کارآییهای خود و بازخوانی وظایف و تبدیل تهدید برفی به فرصت برفی بداند و وارد عمل شود تا نواقص و ایرادات خود را بیشتر شناسایی کند و عملاً آسیبپذیری بحران صورت گیرد و توان ستاد فوق به چالش کشیده شود. در این میان،البته نباید سهم خود مردم را در تشدید مشکلات نادیده گرفت که با خودروهای تکسرنشین خود و بدون زنجیر چرخ وارد خیابان میشوند و گاه با سرعتهای نامعقول موجب تصادف و ایجاد ترافیک میگردند و به پیچیده شدن مشکلات کمک میکنند. در مواقع اینچنینی، مردم قوانین راهنمایی و رانندگی را نادیده میگیرند و بدون توجه به سهم خود در تشدید وضعیت و شرایط منفی، انتظار دارند مدیران عالیتر از آنان رفتار کنند. در کنار این مسئله باید حضور پلیس راهنمایی و رانندگی پررنگتر و جدیتر شود.
تبریز- سعید داور