کد خبر: ۱۸۱۸۳۴
تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۲:۲۵

تولد دوباره سینما



سعید رضایی

در حالی که برادران لومیر و سپس ملییس در فرانسه و ادیسن در آمریکا‌ـ در آستانه ورود جهان به قرن بیستم‌ـ فیلم‌هایی داستان‌گو با موضوعات فانتزی و واقعی درباره امور روزمره مردم کوچه و بازار یا حتی جدی و سیاسی مانند آنچه ادیسن ساخت، روانه سالن‌های نمایش می‌کردند، اما در ایران برعکس آن رخ داد. در ایران با اینکه فیلم خام و دوربین فیلم‌برداری و دستگاه نمایش (آپارات)، تا حدودی همزمان با کشورهای مخترع این هنر‌ـ صنعت وارد شده بود، اما دست‌اندرکاران برای هر فعل خود در این عرصه یا چشم به دربار داشتند، یا سفارتخانه‌های خارجی!
دقت کنید، همزمان با تلاش‌های ادیسن در آمریکا برای نمایش فیلم‌های سیاسی درباره کوبا و غیره در ایران چنین رویکردی در سینما جاری بود: «دو روسی به افتخار ولی‌عهد (احمدمیرزا) دو فیلم در تالار آیینه‌ قصر گلستان نمایش دادند. هر یک از این جلسات بیش از دو ساعت به طول انجامید و با صدای گرامافون نیز توأم بود. این دو روسی بعدها چندین جلسه‌ نمایش نیز جهت افراد سرشناس در منازل شخصی‌شان و همچنین عروسی‌ها ترتیب دادند که البته در این نمایش از گرامافون خبری نبود. روسی‌خان به خاطر استقبالی که از کار این دو روس به عمل آمد، پی به اهمیت تجاری اختراع تازه برد و یک دستگاه نمایش و پانزده حلقه فیلم‌ـ هر کدام بین 600 تا 800 متر‌ـ با کمک بومر از کمپانی پاته خریداری کرد و ابتدا در بهمن 1285 مشغول نمایش در اندرون دربار و خانه‌های نجبا و اشراف گردید.» (به نقل از تاریخ سینمای ایران، نوشته جمال امید)
روسی‌خان، یکی از بنیانگذاران سینما در ایران بود. او به جای اقدام به فیلم‌برداری از آنچه مردم می‌خواهند، راه به چشم‌اندازی داشت که قدرت‌ها می‌خواستند. وی از عوامل استبداد محمدعلی شاه قاجار بود و حتی به هنگام به توپ بستن مجلس به دستور لیاخوف روسی و آغاز استبداد صغیر، برای سرکوب آزادیخواهان در کنار کلنل هموطنش قرار گرفت. همچنین اولین سالن‌های سینما در ایران به وسیله فردی به نام میرزاابراهیم‌خان صحاف‌باشی تأسیس شدند. در کتاب «تاریخ بیداری ایرانیان» از وی به عنوان عضو انجمن مخفی دوم (یکی از تشکل‌های وابسته به سازمان فراماسونری) در دوران مشروطه یاد شده است. اردشیر جی ریپورتر نیز که از دیگر بانیان سینما در ایران شناخته می‌شود، سرجاسوس انگلیس در ایران و عامل اصلی روی کار آمدن رضاشاه بود. یعنی دقیقاً کسانی در ایران سینما را شکل دادند که از خارج آمده بودند و با فرهنگ و مردم سرزمین ما دشمن بودند. همچنان که نخستین فیلم‌های ساخته شده در سال‌های ابتدایی فعالیت سینما در ایران، رویکردی دین‌ستیز و ضد مردمی داشتند. مانند فیلم «دختر لر» که با نام فرعی «ایران دیروز، ایران امروز» و به عنوان اولین فیلم ناطق در کشورمان روی پرده رفت. سكانس پاياني اين فيلم بسيار قابل توجه است؛ پس از عکسی از کره زمین، تصویر درشتی از ستاره شش پر داوود (نشانه صریح صهیونیسم) بود که بزرگ و بزرگ‌تر می‌شد و سپس ثابت مانده و در دل آن ستاره شش پر، تصویر رضاخان با کلاه شیر و خورشید نمایان می‌شد. همچنین فیلم «حاجی آقا، آکتور سینما» تصویری موهن از مذهب نمایش می‌داد. عبدالحسین سپنتا، اسماعیل کوشان، آوانس اوگانیانس و... نیز دیگر چهره‌های مطرح در شکل‌گیری سینما در ایران بودند که همه به عنوان عضو سازمان‌ها و کانون‌های ماسونی و انگلیسی شناخته می‌شدند.
این خشت کج تا سال 57 همین‌طور بالا رفت. نکته مهم در این زمینه اینکه؛ سینمای پیش از انقلاب در ایران، نه فقط در محتوا، بلکه از نظر ساختاری نیز بسیار عقب‌افتاده و فاسد بود.
محمدعلی فردین که خود از چهره‌های شاخص فیلمفارسی بود، در مصاحبه ای درباره بی‌سوادی سینماگران در دوران پیش از انقلاب گفته بود: «... متأسفانه کلیه کارگردان‌هایی که ما در سینما داشتیم... هیچ نوع تجربه‌ای در کارشان نداشتند؛ یعنی به معنای دیگر کارشان را بلد نبودند... گاهی اوقات دیالوگ‌ها را که بایستی با حال و هوای کار جور درمی‌آمد، اشتباهی به کار می‌بردند... از جنبه تکنیک به قدری عاجز بودند که اصلاً دوربین را نمی‌شناختند. مثلاً حتی نمی‌دانستند برای فلان پلان، اندازه سه‌پایه دوربین چقدر باید باشد.
برداشت‌ها در بسیاری موارد اشتباه بود. اگر یک زاویه را از اینجا می‌گرفتند، نمی‌دانستند برای زاویه بعد دوربین باید کجا قرار بگیرد... .» (به نقل از کتاب حکایت سینماتوگراف، نوشته سعید مستغاثی)
به این ترتیب، به جز برخی از فیلم‌های مشهور در آن دوران، آثار دیگر توان جذب مخاطب را نداشتند. برخلاف ادعاهایی که درباره رونق سینمای فیلمفارسی می‌شود، بیشتر فیلم‌های ایرانی که روی پرده سینماها می‌رفتند، به جز چند سینما در تهران، تماشاگر چندانی نداشتند، به طوری که در سال 56 سینمای ایران به طور رسمی ورشکسته شد.
اما تاریخ، به سینمای کشورمان نیز رحم کرد! فرار شاه و اوج گرفتن انقلاب اسلامی ایران برخلاف تصور غربزده‌ها که می‌گفتند، موجب حذف سینما در این کشور می‌شود، مقدمه‌ای برای احیای هنر هفتم بود، به طوری که رهبر کبیر انقلاب، در اولین سخنرانی خود، فصلی را به سینما اختصاص دادند. در آن روز، همه جهان منتظر بودند تا مسیر جدید کشور ایران را از زبان امام خمینی(ره) بشنوند. شاید کمتر کسی پیش‌بینی می‌کرد که امام راحل، در این سخنرانی، به صراحت از موجودیت سینما سخن بگویند. «ما با فحشا مخالفیم، نه با سینما» را باید نقطه شروع زندگی واقعی سینما در
ایران بدانیم.
از آن زمان، حذف عناصر و الزامات ضد اخلاقی و غیر انسانی از یک‌سو و فراهم کردن فرصت کشف و شکوفایی استعدادهای هنری در این مرز و بوم، از سوی دیگر سبب شد سینمای ایران پیشرفتی خارق‌العاده و خیره‌کننده داشته باشد. هر چند سینمای امروز ما نیز به ویژه در زمینه محتوا و اندیشه، دچار ضعف‌های بزرگی است؛ اما فراموش نکنیم که همه توانمندی‌های فنی سینما در ایران، طی 40 سال اخیر به وجود آمدند.