عوامل ناکارآمدی جشنواره فیلم فجر
مسعود قدیمی
آنچه در ایران به عنوان سینما شکل گرفت، هیچ سیر تاریخی را طی نکرد. سینما به ایران وارد شد به عنوان یکی از مظاهر ترقی،اشخاصی که در ورود سینما به ایران و تاسیس سالنهای نمایش فیلم نقش کلیدی داشتند (مثل علی وکیلی و یا خان بابا معتضدی) عمدتا سرمایهدارانی بودند که هیچ شناخت جامعی از این پدیده نداشتند. لذا سینما در ایران به عنوان یک پدیده وارداتی شناخته میشود. این دقیقا بر خلاف سیری بود که به عنوان مثال در آمریکا و یا اروپا طی شد.. تفاوت ایران با کشورهای صاحب سینما در این است که در ایران پدیده سینما مبدل به یک صنعت نشد، زیرا برای شکل گیری یک صنعت مستقل ابتدا باید چرخه سودآور اقتصادی آن پدید آید. پس سینمایی که با پول حاصل از فروش نفت خام به تولید فیلم میپردازد (از طریق غیر سینمایی حیات میگذارند) چگونه میتواند به صنعتی مستقل تبدیل شود؟ در این میان وجود جشنوارهها، آثار سینمایی را مبدل به پدیدههایی تک ساحتی نموده است.
فرایند جشنوارههای سینمایی در اروپا عمدتا منجر به گسترده شدن بستری برای تجربههای خلاقه فیلم سازان فاقد نام وشهرت است، فارغ از اینکه اغراض سیاسی در جشنوارههای مختلف دنیا به نوعی منجر به جهت گیری خاصی در انتخاب آثار برتر میشود اما متاسفانه در ایران و جشنوارهای چون فیلم فجر به دلایل مختلف نوعی اجتناب از سمت گیری سیاسی در میان فیلم سازان وجود دارد.
جشنواره فیلم فجر، هیچ گاه سیاست یا برنامهای برای پیوند میان گفتمان انقلاب اسلامی و سینما نداشته است. به طوری که جریان سینمایی متاثر از این جشنواره، هیچ نسبتی با انقلاب نداشته است. حتی نوع نگاه غالب فیلمهای به ظاهر آوانگارد و شبه روشنفکرانه مورد حمایت جشنواره فیلم فجر به مسائل اجتماعی، نگاهی تسلیم گرایانه و واداده است. اما با شکست و به بنبست رسیدن این جریان سینمایی که متاثر از سینمای اروپای شرقی و همچنین فیلمسازانی چون تارکوفسکی و یا برگمان بوده است، فضا برای ظهور سینمایی با مختصات انقلاب اسلامی آمادهتر از گذشته است.
هر چند که هنوز هم درامهای اجتماعی مختص طبقه متوسط مدرن بر آثار سینمایی ما غالب هستند، اما ظهور سینمای انقلاب، در چند جهت دیگر امکانپذیر است؛ یکی از خلأهای مهمی که سینمای انقلاب میتواند در آن به خوبی ابراز وجود کند، سینمای تاریخی است. پرداخت روشنگرانه به تاریخ معاصر ایران و همچنین تاریخ انقلاب اسلامی در مقیاس داخلی و همچنین مسئله مقاومت در مقیاس جهانی، یکی از اصلیترین آوردگاههای جریان سینمایی با تابلوی گفتمان انقلاب اسلامی است. همچنین جریان سینمای انقلاب باید آلترناتیو پویا و تأثیرگذار سینمای پوچگرای به ظاهر اجتماعی جریان شبه روشنفکری را ارائه کند. پرداخت عمیق، روشنگرانه و هدف گرفتن سرمایهداری دفرمه شبه مدرن داخلی و همچنین جهت گیری انسانی با پرداختن به مسئله از خود بیگانگی در فرهنگ غربزده، نوع درست و انقلابی سینمای اجتماعی است.