کد خبر: ۱۸۱۱۸۹
تاریخ انتشار : ۱۲ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۹:۳۴

شعر انقلاب و انقلاب شعر



مهدی چراغ‌زاده
شعر فارسی در دوران هزار ساله خود فراز و نشیب‌ها، تحولات و فضاهای مختلفی را تجربه کرده و از سر گذرانیده است. گاهی به حسب فضای حاکم بر جامعه درون‌مایه‌های عرفانی بر شعر غالب بوده، گاهی فضای عاشقانه، گاهی آمیخته به نکات فلسفی و پندآمیز بوده و گاهی نیز آمیخته به تمثیل. گاهی شعر فقط در دربار پادشاهان بوده و دورانی نیز وارد کوچه و بازار شده و در بین عامه مردم رواج یافته است.
شعر فارسی در همه این دوران به نوعی روایتگر مفاهیم، اعتقادات، آلام و رنج‌ها، شادی‌ها و عواطف جامعه ایرانی هر عصر بوده است. اما وقتی به تاریخ ادبیات نگاه می‌کنیم نقاط عطفی در تاریخ آن مشاهده می‌کنیم که شاید با هیچ دورانی قابل مقایسه نبوده است. شعر فارسی تا قبل از دوران صفویه سیر طبیعی خود را با
اُفت و خیزهای فراوانی طی کرد، اما با روی کار آمدن حکومت صفویه و با توصیه‌های شاهان صفوی شعر آئینی رشد چشمگیری یافت. تا قبل از روی کار آمدن صفویان غالباً شعر برای مدح شاهان و روایت فتوحات و جنگاوری‌های آنها بود و جایگاه خاصی بین مردم نداشت، اما رویکرد صفویه باعث شد نه تنها شعر در خدمت اعتقادات و دین قرار بگیرد بلکه کم‌کم از فضای دربار خارج شود و عامه مردم نیز مخاطب آن قرار گیرند.
اما اگر بخواهیم سیر شعر پس از دوره صفویه تا انقلاب اسلامی را بررسی کنیم به دو رویداد تأثیرگذار در شعر می‌رسیم که علی‌رغم اهمیت اما توفیقی نیافتند و پس از این دو اتفاق شعر کم‌کم به حالت انزوا در آمد و از کارکرد اصلی آن کاسته شد.
آن دو اتفاق مهم که در شعر تأثیرگذار بودند ابتدا انقلاب مشروطه بود که پس از انحراف مشروطیت از اهداف اولیه شعر نیز توفیقی نیافت و پس از آن کودتای 28 مرداد که باعث شد شعر آن دوره نیز سرشکسته شود و به انزوا فرو رود.
در آثار شعرای معاصر با نیمه اول سلطنت پهلوی دوم، می‌توان به نمونه‌های فراوانی‌ اشاره کرد که اغلب در لفافه و گاه با زبانی عریان و شفاف، علم مخالفت با نظام را برداشته و بر طبل عدالت‌خواهی می‌کوفتند. با این همه نخستین زمزمه‌های شعری که بعدها به شعر انقلاب اسلامی گره خورد را می‌توان در سروده‌های حمید سبزواری جست‌وجو کرد؛ زیرا شعر او فقط داعیه‌دار و آرزومند تحول سرنگونی نظام حاکم نبود؛ بلکه وی در آثار خود از همان آغاز می‌کوشید که توأمان هم از مواضع سیاسی سخن بگوید و هم از جهان‌بینی اسلام‌مدارانه خود کوتاه نیاید؛ چنان‌که بعد از کودتای سیاه می‌نویسد:
به غم نشسته در این تیره شام بی‌سحریم
به در خفته در این رهگذار پر خطریم
سیاه‌رو شده در پیشگاه وجدانیم
سپیدمو شده روزگار درگذریم
نهاده گوش به فرمان عامل زوریم
گشاده چشم به‌دنبال صاحبان زریم...
برهنه‌ایم و به شهر خیال شمشیریم
گرسنه‌ایم و به دنیای وهم شیر نریم...
نه مرده‌ایم که از زندگان بی‌اثریم
نه زنده‌ایم که چون مردگان بی‌خبریم
وگرنه نیست سزاوار دودمان بشر
که خویش را به چنین سیرت آدمی‌ شمریم
دقیقاً بعد از کودتاست که افسردگی جامعه در شعر او نیز دیده می‌شود:
 بعد از این ما هم پی شهرت سخن خواهیم گفت
زاغ را طاووس و خس را نسترن خواهیم گفت
در قصاید از رخ یار و خم گیسوی او
در غزل از گونه و چشم و دهن خواهیم گفت...
در محیط ما چو حرف حق ندارد مشتری
قصه شیرین و عشق کوهکن خواهیم گفت...
در این دوران شعر فارسی مدتی با رخوت مواجه شد و به انزوا رفت، در این دوران، شعر غالباً در فضای کافه‌ها و جریانات شبه‌روشنفکری با درون‌مایه‌های نه چندان مناسب وجود داشت. اما شعر اصیل فارسی پس از دوران کودتای 28 مرداد و با آغاز نهضت انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) دوباره قوت گرفت و هرچه به انقلاب اسلامی نزدیک‌تر می‌شویم، شاهد ‌اشعاری هستیم که متناسب با شرایط جامعه است و در مضامینی حماسی، اعتقادی، آزادی‌خواهی اسلامی، حق‌طلبی، ظلم‌ستیزی و... وجود دارد.
هرچند تیغ سانسور ‌اشعار متعهد در دوران طاغوت بسیار بُرنده بود و بسیاری از ‌اشعار سانسور می‌شد یا پس از انتشار توسط ساواک توقیف و خمیر می‌شد اما از آنچه به‌عنوان شعر آن دوران به‌جا مانده، چه در قالب شعر، چه سرود و چه شعارهای انقلابی به خوبی پیداست که بسیاری از شاعران متعهد آن دوره مانند غلامرضا سازگار، علی موسوی گرمارودی، طاهره صفارزاده، حمید سبزواری و تنی چند از شاعران آن دوره با تحولات انقلاب همراه شده‌اند و شعر را در خدمت آرمان‌های انقلاب اسلامی درآورده‌اند. نمونه بارز آن را در سرودهای حمید سبزواری می‌توانیم مشاهده کنیم:
خميني اي امام، خميني اي امام
اي مجاهد اي مظهر شرف
اي گذشته ز جان در ره هدف
چون نجات انسان شعار توست
مرگ در راه حق افتخار توست
اين توئي، اين توئي پاسدار حق
خصم اهريمنان، دوستدار حق
بود شعار تو به راه حق قيام
ز ما تو را درود ز ما تو را سلام
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دو گروه از شاعران ادبیات انقلاب اسلامی را در حوزه شعر، نشر و گسترش دادند و پس از سال‌ها جایگاه شعر فارسی را اعتلایی درخور بخشیدند. عده‌ای از این شاعران که در دوره قبل از انقلاب اسلامی نیز به‌عنوان شاعرانی مطرح شناخته ‌شده بودند مانند حمید سبزواری، مهرداد اوستا، امیری فیروزکوهی، طاهر صفار‌زاده، شهریار و چند شاعر دیگر و عده‌ای نیز که جوان‌تر‌ها بودند و دوران اوج شعری‌شان بعد از انقلاب اسلامی آغاز شد مانند قیصر امین‌پور، سیدحسن حسینی، یوسفعلی میرشکاک، علی معلم دامغانی، سلمان هراتی و تنی چند از شاعران دیگر.
انقلاب اسلامی به واسطه عمق تأثیرگذاری و اهداف انسانی که دارد توانست اقشار مختلف مردم را با خود همسو کند و جامعه‌ای یکپارچه و متحد به رهبری امام خمینی(ره) به پیروزی برسد. از آنجایی که مفاهیم انقلاب، مفاهیمی ‌دینی و اعتقادی بود، نمود آن در ادبیات نیز تبلور یافت و در دوره انقلاب اسلامی شاهد جریان قدرتمند شعر متعهد هستیم که تاکنون نظیر آن را نداشته‌ایم.
یکی از مهم‌ترین دستاوردهای شعر انقلاب اسلامی این بود که شعر را از فضای تاریک و دودآلود کافه‌ها و از میان طبقه به اصطلاح روشنفکر بیرون آورد و وارد فضای جامعه کرد. جامعه‌ای انقلابی و بریده از طاغوت که حالا نیاز به ادبیاتی هم‌تراز خود داشت و ادبیات رسمی ‌قبل از انقلاب سنخیتی با آرمان‌های انقلاب و اسلام نداشت.
در یک نگاه، شعر انقلاب اسلامی را از دو بخش کلی می‌توان مورد بررسی قرار داد نخست از لحاظ قالب ‌اشعار و دوم از لحاظ محتوا و درون‌مایه‌های شعر.
انقلاب اسلامی و احیای قالب‌های مهجور شعر فارسی
همان‌طور که گفته شد انقلاب اسلامی تحولات زیادی در عرصه ادبیات ایجاد کرد، یکی از این تحولات در حوزه‌ احیای مجدد قالب‌های مهجور شعر فارسی بود. قالب رباعی از جمله قالب‌هایی بود که در دوران چند دهه قبل از انقلاب اسلامی مورد غفلت واقع شده بود و پس از انقلاب اسلامی و با تلاش و سرودن رباعی‌های ماندگار شاعران متعهد انقلاب اسلامی از جمله سیدحسن حسینی و قیصر امین‌پور حیاتی مجدد یافت. جنگ تحمیلی و حماسه هشت سال دفاع مقدس از جمله وقایعی بود که شاعرانی مانند سیدحسن حسینی توانستند قالب رباعی را در خدمت آن به‌کار بگیرند. در ادامه برخی از رباعی‌های سیدحسن حسینی را خواهیم خواند:
کس چون تو طریق پاکبازی نگرفت
با زخم نشان سرفرازی نگرفت
زین پیش دلاورا، کسی چون تو شگفت
حیثیت مرگ را به بازی نگرفت!
*
لب تشنه‌‌ام، از سپيده آبم بدهيد
جامي ز زلال آفتابم بدهيد
من پرسش سوزان حسينم ياران!
با حنجره عشق جوابم بدهيد
*
همواره دلم لبالب از ياد تو باد
خورشيد شبم نام سحرزاد تو باد
حاشا كه به جز حرف تو حرفي بزنم
اين حنجره ارزاني فرياد تو باد
*
آنان كه زبان عشق را مي‌دانند
لب‌بسته سرود عاشقي مي‌خوانند
با رفتنشان ‌ترنم آمدن است
خورشيد غروب‌كرده را مي‌مانند
قالب‌های دیگری از جمله چهارپاره و مثنوی نیز در دوران پس از انقلاب اسلامی به جریان شعر بازگشتند و شاعران انقلابی در این قالب‌ها آثار ماندگاری خلق کردند.
درون‌مایه‌های شعر انقلاب
شعر انقلاب بیشترین تغییر و تحول را در درون‌مایه شعر ایجاد کرد، به‌طوری که در قرن‌های گذشته نمی‌توان دوره‌ای را یافت که چه از لحاظ تنوع قالب و چه از لحاظ گستردگی دامنه محتوای شعر به پای دوران انقلاب اسلامی برسد.
درون‌مایه‌های شعر انقلاب را می‌توان به چند بخش مهم تقسیم‌بندی کرد، البته بیان سیر تطور و تحلیل هریک از این حوزه‌ها نیاز به نگارش چندین جلد کتاب دارد که در این مجال کوتاه مختصرا به آنها‌ اشاره می‌کنیم.
نخست حوزه شعر آئینی؛ شعر آئینی همان‌طور که در ابتدای این مطلب عنوان شد در دوره صفویه و توسط شاهان صفوی‌ترویج شد و در دوره قاجار نیز ادامه یافت، اما در پایان دوره قاجار و دوره پهلوی به‌خاطر خفقان و مخالفت‌هایی که با برپایی مناسک مذهبی می‌شد رفته‌رفته مهجور شد اما هرچه به دوران انقلاب نزدیک‌تر می‌شویم شاهد اوج گیری مجدد این‌گونه ادبی اصیل و مهم شعر فارسی هستیم، منتهی با این تفاوت که این حوزه شعر ضمن بهره‌گیری از تجربیات ادبی گذشتگان، همگام با انقلاب اسلامی پای در حوزه‌های جدیدی گذاشت. شعر آئینی این‌بار علاوه ‌بر مرثیه و مدح به زندگی سیاسی ائمه، فلسفه قیام عاشورا، نحوه مبارزات ائمه و... پرداخت، حوزه‌ای که در تاریخ ادبیات نمونه‌های بسیار اندکی از آن می‌توان یافت.
همچنین با گذشت دو سال از انقلاب اسلامی و وقوع جنگ تحمیلی، بسیاری از شاعران تطبیقی بین شرایط روز جامعه مانند حماسه‌آفرینی رزمندگان در میدان مبارزه و شهادت آنها، با دوران ائمه و حوادث صدر اسلام از جمله حادثه عاشورا برقرار کردند و در ‌اشعارشان به آن دوران پُل زدند.
نکته دیگر در ادبیات آئینی شعر فاطمی ‌است، در دوران پس از انقلاب اسلامی از قرن‌ها پیش تا کنون نمونه‌های اندکی از شعر فاطمی ‌وجود دارد. هرچند این مسئله ناشی از مخالفت حکومت‌های مختلف با انتشار پرداختن به این موضوع بوده اما در دوران انقلاب اسلامی شاهد شکل‌گیری یک جریان تأثیرگذار و منسجم به نام شعر فاطمی ‌هستیم در نوع خود و در تاریخ ادبیات فارسی بی‌نظیر است.
دوم شعر اعتراض: شعر اعتراض یکی از حوزه‌های مهم شعر فارسی است که در دوره قبل از انقلاب اسلامی تقریبا فراموش شده بود اما در دوره پس از انقلاب اسلامی و از همان سال‌های نخستین انقلاب و حتی دوران دفاع مقدس شاعران انقلاب به آن توجه ویژه‌ای داشتند. آنجا که قیصر می‌گوید:
آسمان تعطیل است
بادها بیکارند
ابرها خشک و خسیس
هق‌هق گریه خود را خوردند
من دلم می‌خواهد
دستمالی خیس
روی پیشانی تب‌دار بیابان بکشم
دستمالم را اما افسوس
نان ماشینی
در تصرف دارد
....
آبروی ده ما را بردند!
که در این شعر قیصر به هجوم مدرنیته و تغییر سبک زندگی‌های سنتی و سالم جامعه اعتراض دارد. ‌اشعاری که علیرضا قزوه در دهه 60 سروده است نیز از نمونه‌های خوب شعر اعتراض محسوب می‌شوند:
دسته‌گل‌ها دسته‌دسته می‌روند از یادها
گریه کن ‌ای آسمان در مرگ طوفان‌زادها
سخت گمنامید اما ‌ای شقایق‌سیرتان
کیسه می‌دوزند با نام شما شیادها...
*
داد زد چرا کسی به دادمان نمی‌رسد؟
دست‌های عاشقانه تا دهان نمی‌رسد!
داد زد تمام چیزهای خوب از شماست
نان و عشق و گل چرا به دیگران نمی‌رسد؟
گفت: ‌ای خدای مهربان به من بگو چرا
حرف‌های ما به گوش آسمان نمی‌رسد؟
گفتم آری آری اعتراض و عشق، حق ماست
حق مردمی که دست‌شان به نان نمی‌رسد
منکران عشق را نگاه کن، تمام‌شان
عاشق‌اند و عاشقی به فکرشان نمی‌رسد
*
آه دنیا باز در مرگ شقایق صبر کرد
آه لعنت بر زبان بسته ناقوس‌ها
کو قلمدان صداقت کو مرکب‌دان درد
حسن خود را می‌نمایانند این طاووس‌ها
سیدحسن حسینی نیز که از پیشگامان شعر اعتراض بوده در برخی از سروده‌های خود مسئولین و جامعه را از انحرافاتی که کم‌کم در جامعه نمایان شده انذار می‌دهد. او در یک مثنوی نسبت به اقدامات دولت سازندگی موضع می‌گیرد و می‌نویسد:
ماجرا این است کم‌کم کمّیت بالا گرفت
جای ارزش‌های ما را عرضه کالا گرفت
احترام «یاعلی» در ذهن بازوها شکست
دست مردی خسته شد، پای‌ ترازوها شکست
فرق مولای عدالت بار دیگر چاک خورد
خطبه‌های آتشین متروک ماند و خاک خورد
زیر باران‌های جاهل، سقف تقوا نم کشید
سقف‌های سخت، مانند مقوا نم کشید
با کدامین سِحر از دل‌ها محبت غیب شد؟
ناجوانمردی هنر، مردانگی‌ها عیب شد؟
خانه دل‌های ما را عشق، خالی کرد و رفت
ناگهان برقِ محبّت، اتصالی کرد و رفت!
سرسرای سینه‌ها را رنگِ خاموشی گرفت
صورت آیینه زنگار فراموشی گرفت
باغ‌های سینه‌ها از سروها خالی شدند
عشق‌ها خدمت‌گذار پول و پوشالی شدند...
آتشی بی‌رنگ در دیوان و دفترها زدند
مُهر «باطل شد» به روی بال کفترها زدند!
سوم شعر عاشقانه: از دیگر حوزه‌های مهم شعری که در دوران پس از انقلاب اسلامی فضای تازه‌ای را تجربه کرده است شعر عاشقانه است. در دوران قبل از انقلاب و خصوصاً در دوران پهلوی، شعر عاشقانه و اصیل فارسی رفته‌رفته دچار انحراف شد و به مسائل جنسی نزدیک می‌شد، اما شکل‌گیری انقلاب اسلامی و دمیدن روح انقلاب در همه عرصه‌ها و شئونات زندگی مردم این‌گونه شعری را نیز به مسیر اصلی خود برگرداند و شعر عاشقانه عفیف جایگزین شعر‌های عاشقانه عریان شد.