ریشه ناکامی تیم امید (نکته ورزشی)
با پایان یافتن رقابتهای فوتبال قهرمانی امیدهای آسیا که با قهرمانی تیم امید کره جنوبی همراه بود چهره نمایندگان فوتبال آسیا در بازیهای المپیک نیز مشخص شد و کرهجنوبی و عربستان و استرالیا سه تیمی هستند که به همراه ژاپن میزبان بازیها در مرحله نهایی مسابقات فوتبال المپیک 2020 توکیو حاضر خواهند بود.
سرویس ورزشی-
همانطور که ملاحظه میفرمایید و حتما در جریان هستید در میان چهار نماینده آسیا نامی از فوتبال ایران به چشم نمیخورد. البته تیم امید ایران در رقابتهای امیدهای آسیا حضور داشت اما در همان مرحله اول از دور مسابقات حذف شد و از صعود به مراحل بعدی بازماند و این داستانی است آزاردهنده و ناخوشایند که بارها در پنج دهه گذشته برای فوتبال ما تکرار و باعث ناخرسندی دوستداران آن شده است.
حالا سؤالی که اینجا برای اهالی فوتبال مطرح میشود این است که با توجه به آنچه که دیده شد و همه دوستداران فوتبال دیدند فاصله فوتبال ما و امیدهای ما با تیمهایی مثل کره جنوبی و... که علاوه بر صعود به المپیک به فینال مسابقات امیدهای آسیا هم راه پیدا کرده است چقدر بود؟ آیا واقعا صرفا برتری فنی و تاکتیکی کرهایها و... نسبت به امیدهای ما آنها را فاتح و شادکام کرده است یا اینکه نه؟ امیدهای ما از نظر فنی و فوتبالی اگر چیزی از حریفان نامبرده بیشتر نداشتند، کمتر هم نداشتند. پس دلیل کامیابی حریفان و ناکامی تیمما که سالهاست دارد اتفاق میافتد وتکرار میشود در کجاست؟ پاسخ حداقل از نظر صاحب این قلم ناتوان این است که دلیل را باز هم باید در « درون» پیدا کرد. درون این فوتبال بیمار است. کسانی که سالهاست و در مقاطع مختلف برکار این فوتبال و بالاتر ازآن این ورزش تسلط و ریاست پیدا کردهاند صلاحیت و شایستگی این کار را ندارند. این را چند بار باید تکرار کرد؟ چند نفر باید دراین باره هشدار و تذکر بدهند؟ وقتی گوش شنوایی در نزدمسئولان بالاتر و تصمیمگیرنده درباره ورزش پیدا نمیشود هر چقدر هم که در این باره بگویی و بنویسی تاثیری در تغییر روند غلط فعلی نمیگذارد و گامی در جهت اصلاح و بهبود روشهای مدیریتی در فوتبال برداشته نمیشود و این شکستها و ناکامیها ناسزاوارانه برای فوتبال ما رقم میخورد. این حرف ما به معنای نادیده گرفتن تلاش و لیاقت حریفان نیست بلکه تاکید بر این امر است که فوتبال ما ناسزاوارانه در خیلی از میادین و در ردههای مختلف سنی و باشگاهی و... شکست میخورد
نه به این دلیل که از حریفان و همگنان خود از حیث فنی و فیزیکی
کم و کسری دارد، همه بازی تیم امید را مقابل ازبکستان که جزو چهار تیم مرحله نهایی بود،دیدیم بدون تعارف و تعصب حق تیم ما در آن بازی برد، آن هم با اختلاف بالای یک گل بود. نه کسب مساوی با زحمت! در مقابل کره هم که قهرمان مسابقات شد و به عنوان تیم اول آسیا جواز صعودبه المپیک را به دست آورد تیم ما چهره یک بازنده را نداشت و اگر نبود حرکات ناشی از ناپختگی و... بعضی از بازیکنان خاصه روی گل اول ما در آن بازی حداقل میتوانستیم بازنده نباشیم. در بازی آخر هم چین را با یک گل شکست دادیم اما میشد با پیروزی پرگلتر میدان را ترک کنیم. نه! حرف ما بیانصافی در حق زحمات وشایستگی حریفان نیست همه حرف و عرض ما سالهای سال این است که فوتبال ما از حیث فنی و استعداد و نیروی انسانی اصلا کم ندارد بلکه در شرایط بسیار خوب و نسبت به خیلی از حریفان آسیایی کمنظیر است اما این فوتبال خوب مدیریت نمیشود.
در باره آن دلسوزی و کار مخلصانه و مدبرانه وجود ندارد بلکه در حق آن سوءاستفاده میشود و باندها وجریاناتی که اغلب هم ریشه در این فوتبال ندارند وآمدهاند تا بار خود را ببندند و کمبودها وعقدههای مختلف خود را از حیث شخصیتی و روانی و مالی و... به وسیله فوتبال جبران کنند روی آنچنبره زدهاند. لذا فوتبال ما راه و هدف خود را گم کرده است و سالهاست در بیراهه و به سوی اهداف پوچ و واهی در حرکت است. این است که برای این فوتبال جام جهانی رفتن که میتواند موجب افتخارش و ایجاد انگیزه برای بهتر شدن و ارتقای روحیه اعتماد به نفس و... باشد
به منزله« سم» و « زهر» عمل میکند. صعود به جامجهانی مالهای شده است برای کشیدن روی کمکاریها و غلطکاریها و سوءاستفادههای کسانی که سوار بر ورزش و فوتبال شدهاند تا از مواهب مدیریتی و مسئولیتی آن خودشان و باند و خانواده شان منتفع شوند. صعود به جامجهانی آن هم به هرقیمت و دست زدن به هر حربه و کوتاه آمدن از اصول اخلاقی و حرفهای و... در این فوتبال و مثلا مسئولان آن شده است بهانهای برای کار نکردن. برای رها کردن اقدامات اصولی و پایهای ساختاری. برای کوتاه آمدن و کاری قاطعانه نکردن در برابر بداخلاقیها و هنجارشکنیها و فحاشیها و... آلوده شدن فضای این ورزش پرطرفدار به انواع و اقسام ضدارزشها وخلافکاریها و جولان دادن عناصر و جریانات خطرناک و خلافکار و... در حالی که به نظر ما اگر یک نظرسنجی از طرفداران ورزش و فوتبال صورت بگیرد که آیا دوست دارید تیم ملی به هرقیمتی به جام جهانی برود یا اینکه اساس و پایهها و ساختار آن اصلاح و تقویت شود بیگمان گزینه دوم درصد زیادی از آراء را به خود اختصاص خواهد داد... اما برای مدیران و افرادی که فقط دنبال اهداف و منافع شخصی خود از فوتبال هستندیعنی کسانی که تفکر نتیجه گرایی را با کمک قلمها و میکروفونهای اجیر شده تفکر و دغدغه اصلی بر فوتبال کردهاند صدالبته گزینه اول ارجح است!
سخن را کوتاه کنیم. تا فوتبال از چنگال باندها و جریانات فرصتطلب و منفعتجو خارج نشود تا کاروبار مدیریتی و اداره آن را به دست اهلش نسپاریم وضع آن از حیث فنی و فرهنگی از اینی که هست بدتر خواهد شد. ریشه اتفاقات ناخوشایند بازی دو تیم ریشهدار وپرطرفدار کشورمان(پرسپولیس و تراکتور) را در اعمال و رفتار مدیران فوتبال همانها که نتیجهگرایی افراطی مثل رفتن به جام جهانی را برای سرپوش گذاشتن بر غلط کاریهای خود در این فوتبال محور قراردادهاند جستوجو کنید. رفتار خشن آن تماشاگر و سنگ پراکنی این طرفدار معلول است، ریشه را در عملکردهای مدیریتی فوتبال و ورزش جستوجو کنید. شکست تیم امید و موقعیتهایی که در بازی هدر رفت یا بعضی اشتباهات فنی که از مربیان سرزد و... اینها معلول و فرع ماجراست علت اصلی ناکامی تیم امید را در بلایی که بعضی مدیران نااهل این فوتبال و ورزش سالهاست سر این فوتبال درآورده و میآورند، پیدا کنید.