جرعه های معرفت - شرح حدیث معصومین(ع) در کلام رهبر انقلاب
بار و بندیل را ببندید
عن امیرالمومنین(ع) قال: خطبنا رسولالله(ص) فقال: ایها الناس! انکم فی زمان هدنهًْ و انتم علی ظهر سفر و السیر بکم سریع فقد رایتم اللیل و النهار و الشمس و القمر یبلین کل جدید و یقربن کل بعید و یاتین بکل موعد و وعید فاعد و الجهاز لبعد المفاز(1)
«امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: رسول خدا (ص) خطبهای برای ما ایراد کردند و فرمودند: ای مردم! شما در آرامش موقت به سر میبرید، در حال سفرید و سرعت شما هم زیاد است و میبینید که شب و روز و خورشید و ماه هر چیز نویی را کهنه میکنند و هر چیز دوری را نزدیک میکنند و هر وعدهگاهی را میرساند، پس تجهیزات خودتان را برای راه دشوار آماده کنید.»
- ایها الناس! انکم فی زمان هدنهًْ؛
«هدنهًْ» یعنی آن حالت آرامش موقت؛ لذا آتشبس را هم که موقتا یک آرامشی بین دو لشکر به وجود میآورد، میگویند«هدنهًْ».
]امیرالمومنین از قول پیامبر(ص)[ میفرماید این زندگی شما، دوران آرامش موقت حیات طولانی ابدی شما است. حالا در این دنیا راحتید ولو گرفتاریها هم باشد، مشکلات هم در دنیا باشد، این دوره راحتی شما است، دوره آسایش شما است؛ حساب و کتابی نیست، مؤاخذهای نیست، مجازات نیست ]اما[ این دوره آرامش موقت میگذرد. مثل همان دوره آتشبس که مثلا پنج روز، ده روز اعلام آتشبس میکنند، تا چشم به هم زدی، این دوران تمام میشود، باز مشغول گرفتاریها و مشکلات]میشوی.[
- و انتم علی ظهر سفر؛
این هم باز یک تشبیه دیگر است، یک استعاره دیگر است؛]میفرمایند[ شما در حال سفرید، خیال نکنید یک جایی اقامت کردهاید و دل بسپارید و خاطرتان را جمع کنید که حالا ما نشستهایم؛ نه، مثل کسی که در هواپیما یا قطار نشسته، دارند حرف میزنند، صحبت میکنند، انس میگیرند؛ توجه ندارند که در هر ثانیهای که میگذرد، مبالغی از این راه را دارند طی میکنند؛ شما این جوری هستید. در هر ثانیهای از ثوانی عمرتان، در هر دقیقهای از دقایق عمرتان، مبالغی به آن اجل، به آن سرآمد دارید نزدیک میشوید؛ مسافرید.
- و السیربکم سریع؛ این سیری هم که شما در حالش هستید، سیر خیلی با سرعتی است. با سرعت دارید میروید،]اما[ ملتفت نیستید. حالا دلیلی را به عنوان یک دلیل حسی ذکر میکند که ما را متوجه و متنبه کند به این سرعت حرکتی که در حالش هستیم؛ میفرماید:
- فقد رایتم اللیل و النهار و الشمس و القمریبلین کل جدید؛ میبینید شب و روز و آفتاب و ماه را که چطور هر چیز تازهای را کنهه میکنند. لباس شما یک روز، تازه است، تا چشم به هم میزنید تبدیل شده به یک لباس کهنه؛ خانه شما یک روز، تازه است، همینطور؛ زندگی خانوادگی شما یک روز، تازه و نو است، چشم به هم میزنید، یک چیز قدیمی شده؛ و همینطور و همینطور همه چیز؛ (2) کهنه میکنند هر چیز نویی را.
- و یقربن کل بعید؛ هر نقطه دوردستی را نزدیک میکنند. مثل اتومبیل که سوار شدهاید و دارید میروید که آدم از دور یک جایی را میبیند- مثلا یک قلهای را، یک چیزی را- یک چند دقیقهای یا نیم ساعتی که میگذرد، به آنجا میرسد.
-و یاتین بکل موعد و وعید؛ این شب و روز و ماه و آفتاب، هر قرارگاهی را، وعدهگاهی را میرساند.]مثلا[ پولی به کسی بدهکار هستیم؛ وعده میکنیم، میگوییم آقا یک ماه دیگر میدهیم؛ که حالا یک ماه فرجهای است،]اما[ تا چشم به هم میزنی سر یک ماه میرسد.
- فاعدوا الجهاز لبعد المفاز؛ حالا که این جور است، آماده کنید تجهیزات خودتان را برای راه دشوار دور.«مفاز» یا «مفازهًْ» به آن بیابانهایی میگویند که در آن آب و علفی نیست؛ بیابانهای دور دست و بیآب و علف طولانی؛ مثل کویر. علت این هم که میگویند«مفازهًْ»،] این است که[ هر کسی از این بیابان عبور کند، فائز(رستگار) و ناجح (کامیاب) شده. راهتان دور است. تجهیزاتتان را آماده کنید که در آنجا گرفتار نشوید.
* شرح حدیث در ابتدای درس خارج، 1384/2/4 به نقل از کتاب نسیم سحر
___________
(1) نوادر راوندی، ص 143
(2) در بعضی از روایات دارد«یبلیان» اما اینجا چون جمع است، همان«یبلین» درست است.