مشکلات چاپ و نشر و عدم اجرای قوانین ناشرین و مؤلفین- بخش پایانی
آگاهی حقوقی توسط مؤلفین، سد راه سارقین ادبی
گالیا توانگر
هیچ میدانید تنظیم یک قرارداد درست با ناشر برای چاپ کتابتان، تا چه حد بر آینده حرفه نویسندگی شما تاثیر دارد؟ در بعضی موارد لازم است شما نوشتههایتان که هنوز به صورت رسمی منتشر نشده است را برای بررسی به شخص یا ادارهای تحویل دهید و این نگرانی را دارید که ممکن است اثر شما به نام دیگری منتشر شود. هیچ میدانید، برای اطمینان خاطر نویسندگان در قانون، ماده قانونی مخصوصی پیشبینی شده است؟ بنابراین وسیع شدن دامنه سرقت ادبی و کلاهبرداریهای این چنینی تنها معطوف به ضعف یا عدم اجرای قوانین نیست و به ناآگاهی ما در جایگاه خالق اثر از قوانین نیز برمیگردد.
مهدی آذریزدی نویسنده مجموعه کتابهای قصههای خوب برای بچههای خوب را پرتیراژترین نویسنده ادبیات کودکان و نوجوانان ایران میدانند، اما متاسفانه وضعیت اقتصادی
«پیر قصهگو»خوب نبود؛ به گونهای که فرزند خوانده او در یک سخنرانی گفته بود که مهدی آذریزدی برای تهیه لباس برای فرزند خواندهاش مجبور شده کتابهای خود را بفروشد.
امروز کتاب «حکایت پیر قصهگو»که مصاحبهای با مهدی آذریزدی است را میخواندم.
در این کتاب درباره قرارداد مجموعه قصههای خوب توضیحاتی داده شده است و با خواندن آن متوجه شدم که «قرارداد غلط» ریشه مشکلات اقتصادی مهدی آذریزدی بوده است. شما چقدر با قوانین نشر آشنا هستید؟
قانون، سد راه سارقین ادبی
یک دانشجو که برای مدتی جهت گذراندن دوره تحصیلیاش روانه یکی از کشورهای خارجی شده بود، با ورق زدن خاطرات دوران تحصیلی خود برایمان میگوید: «کتابی را از کتابخانه دانشگاه امانت گرفتم و میخواستم از برخی صفحاتش کپی تهیه کنم. وقتی برای گرفتن کپی مراجعه کردم، کسی که پشت دستگاه فتوکپی بود، با تعجب و تشر از من پرسید:«این دیگر چیست؟!» آن قدر جدی پرسید که من مانده بودم، مگر چه تخلفی کردهام؟ فرد متصدی فتوکپی در ادامه گفت: «ما به هیچ وجه اجازه نداریم از کتابی کپی بگیریم. اگر واقعا مطالب این کتاب را لازم داری باید خریداریش کنی.»
شاید با دید انتقادی تصورتان این است قانون آن چنان مستحکمی سد راه سارقین ادبی پیشبینی نشده است، اما باید بگوییم که یک قانون روشن و راهکار درست وجود دارد.
محمد حمیدنیا کارشناس ارشد حقوق، برایمان توضیح میدهد: «ماده 21 قانون ناشرین و مولفین بیان میدارد: پدیدآورندگان میتوانند اثر و نام و عنوان و نشانه ویژه اثرخود را در مراکزی که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با تعیین نوع آثار آگهی مینماید، به ثبت برسانند.
بنابراین مولفان، مصنفان و هنرمندان متقاضی ثبت اثر میتوانند با ارائه درخواست نامههای مربوطه به دفتر حقوقی و امور مالکیت معنوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تهران و ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی در استانها، مراحل اجرایی شدن فرآیند ثبت اثر ادبی و هنری خود را دنبال کنند.
از نظر این قانون کتاب و جزوه و رساله و نمايشنامه و هر نوشته ديگر علمی و فنی و ادبی و هنری اثر نامیده میشود. با ثبت آثارتان دیگر نگرانیهایتان کمتر میشود.»
مراحل چاپ کتاب را بشناسید
روزی یکی از دوستان به من زنگ زد و گفت: «هیچ میدانی این انتشاراتی که کتابت را به آن سپرده ای، در سنوات گذشته، تعدادی از کتاب شاعران را بدون اخذ مجوز به چاپ رسانده است؟! از ما گفتن، حواست را جمع کن که به چاله در نیفتی!»
باید خطاب به این دوست و همه کسانی که دل نگرانیهایی از این دست دارند، عرض کنم که اساسا نمیتوان کتابی را بدون دریافت شابک، انجام فهرست نویسی و نهایتا اخذ مجوز به چاپ رساند. ضمنا بعید به نظر میرسد ناشری که خواهان سالها فعالیت در عرصه چاپ و نشر است، خود را به چاله تعطیلی زودرس در اندازد. پس از آنکه کتاب شما آماده چاپ شد، چند مرحله دیگر لازم است انجام بشود تا شما کتابتان را در دست بگیرید.
حمیرا حمزهای یک دستاندرکار نشر برایمان توضیح میدهد: «شابک شماره بینالمللی کتاب» است. اگر یک کتاب از کتابخانهتان بردارید و صفجات اول آن را ببینید مشاهده میکنید که در آن شمارهای است که با 978شروع شده است. این شماره شابک آن کتاب است.عدد 978شابک کشور ایران است و همه کتابهای ایران شمارهای دارند که با این عدد شروع شده است. این شمارهای اختصاصی و انحصاری این کتاب است که در کل جهان با این شماره شناخته میشود.
در ایران «خانه کتاب» متولی اختصاص شابک میباشد. اگر به صورت «ناشر مولف» کتاب خود را منتشر میکنید، شخصا به خانه کتاب مراجعه میکنید، ولی اگر امور اجرایی کتاب شما با ناشری است، مرحله اختصاص شابک به کتاب توسط ناشر انجام میشود.»
وی در ادامه میگوید: «یکی دیگر از مراحل اداری لازم قبل از انتشار کتاب اخذ «فهرستنویسی» است. اگر صفحات اول یکی از کتابهای کتابخانهتان را ببینید؛ در آن صفحهها یک کادر وجود دارد که اطلاعاتی درباره آن کتاب، نویسنده و ناشر کتاب ثبت شده است. این اطلاعات با فرمتی بینالمللی ثبت میشود. در ایران متولی صدور فهرستنویسی، کتابخانه ملی است و ناشران به عنوان یکی از مراحل اداری نشر کتاب، در تعامل و همکاری با کتابخانه ملی آن را دریافت میکنند. پس از انجام این مرحله کتاب برای اخذ مجوز به وزارت ارشاد تحویل میشود.»
کتابفروشی یا محل فروش لوازم التحریر؟
از بین فروشگاههای مختلفی که به نام کتابفروشی فعالیت میکنند تعداد زیادی از آنها عملا فروشنده لوازم التحریر هستند. گروهی دیگر نیز تنها بر روی کتابهای کمک درسی متمرکز هستند و سایر کتابفروشیهای باقیمانده ترجیح میدهند با تعداد طرف حسابهای کمتری عملیات تجاری انجام دهند؛ زیرا در صورت کار کردن با تعداد افراد کمتر امور خرید کتاب و حسابداری و تسویه حساب راحتتر است. با این دیدگاه با توجه به رشته تخصصی کتابفروشی خود با چند پخش که تنوع عناوین بیشتری دارند، همکاری بیشتری دارند.
محسن شیرزاد یک توزیعکننده و فروشنده کتاب، برایمان توضیح میدهد: «این پخشها به صورت روزانه با کتابفروشیها تماس میگیرند و در ابتدا کتابهای جدیدی که در آن پخش از طرف ناشران برای فروش عرضه شده را معرفی میکنند و توضیحاتی کلی مثلا موضوع و نام نویسنده و قیمت و نام ناشر رابه مسئول خرید فروشگاه اعلام میکنند و پس از معرفی کتابهای جدید، حال مسئول خرید فروشگاه کتابهایی که قبلا در فروشگاه داشته و موجودی آنها تمام شده است را مجدد درخواست میدهد. این بازاریابی روزانه در تهران به صورت حضوری و در شهرهای دیگر به صورت تلفنی انجام میشود. تا این جای کار روش بسیار معمولی به نظر میرسد و شاید توضیح آن تکرار واضحات باشد، اما با درک این مکانیزم میخواهم توضیح دهم که چرا کتابی در کتابفروشیها مورد استقبال قرار میگیرد و کتابهای دیگر مورد پذیرش و اقبال آنها قرار نمیگیرد؟»
وی ادامه میدهد: «مسئول خرید کتابفروشی فرصتی برای بررسی کتابهای جدید ندارد و بر اساس پیش فرضهای قبلی خود خرید میکند. اینکه مثلا ناشر کتاب کیست؟ آیا اسم نویسنده و یا مترجم برایش آشنا هست یا نه؟ و اینکه آیا تاکنون درخواستی برای این موضوع یا عنوان کتاب از طرف مشتریان فروشگاه داشته است یا نه؟
به همین دلیل است که کتابهایی که ناشران کمتر شناخته شده، عرضه کردهاند، در کتابفروشیها موجود نیستند. تازه در حالتی که فروشگاه کتابی را سفارش دهد- حداکثر دو جلد- خریداری میکند و سفارش بعدی این کتاب بعد از فروش رفتن خرید اول امکانپذیر است. حالا کتابی که این همه مراحل را طی کرده و داخل فروشگاه رسیده، وارد یک رقابت با کتابهای فراوان موجود در فروشگاه میشود.»
این توزیعکننده و فروشنده کتاب در تکمیل صحبت هایش میگوید: «با همه این توضیحات شاید خودتان هم متوجه شده باشید که بازاریابی کتاب قبل از عرضه آن و خارج از کتابفروشی باید انجام شود و کتابفروشیها تنها کتابی را که قبلا مشتری با مکانیزمهای دیگر تصمیم به خرید گرفته است را به او عرضه میکنند. تصمیم به خرید مشتری خارج از کتابفروشی انجام میشود و تنها امید به اینکه کتابفروشیها باعث فروش کتاب ما شوند، امید بیسر انجامی است.»
از این توزیعکننده کتاب سؤال میکنم: «چه عواملی به فروش یک کتاب کمک میکند؟» وی پاسخ میدهد: «یکی از عواملی که به فروش کتاب کمک میکند، کمک به ایجاد حس گفتوگو و تعامل در خوانندگان کتاب است. یک لحظه با خود فکر کنید چند بار تاکنون فروشگاهی را برای خرید انتخاب کردهاید که فروشنده آن تعامل بیشتری با شما نسبت به فروشگاه دیگر داشته است؟ عموما تصور میشود که در کتاب این امکان تعامل با مشتری نیست و کتاب رسانهای یک طرفه است؛ اما میتوانیم با در نظر گرفتن یک برگه پست «جواب قبول» در آخر کتاب، این حس را برای مشتری ایجاد کنیم که حرف او برای ما مهم است و گوش شنوایی برای او هست.»
کتابخوان بیشتر، کتاب بیشتر
با اینکه خیلیها معتقدند، دوره ورق خوردن کتابهای کاغذی به سر آمده و حالا وقت رونق کتاب در فضای مجازی است، اما باز هم تعداد مخاطبینی که با بوی ورقهای کتاب به وجد میآیند، کم نیست و چه بسا از گروه اول افزونتر هم باشد. این دسته اخیر معتقدند تا کتاب را در دست نگرفته و نخوانده باشند، گویی هیچ نخواندهاند.
یک نویسنده مشهورعنوان میکند: «برای انتقال یک تفکر هیچ روشی موثرتر از کتاب ابداع نشده است. اگر شما به کسی یک کتاب بدهید، به او یک پنجره باز ارائه کردهاید، راهی که بتواند متفاوت فکر کند. شما با افرادی روبهرو میشوید که یک کتاب را خواندهاند و احساس میکنند که بسیار بیشتر از یک نوشته در فضای مجازی متحول شدهاند.
هنوز معتقدم که یک کتاب میتواند با تاثیرگذاری بیشتر و توانایی بیشتری نسبت به یک نوشته در شبکههای اجتماعی در انتقال پیام به کمال برسد. من آمار نگرفته ام اما باور دارم که با صفحه شخصیام در فضای مجازی به ۵ تا ۱۰ برابر مخاطبان بیشتر از هر کتابی که نوشتهام دست پیدا کردهام؛ اما فکر میکنم اگر یکی از کتابهای من را بخوانید، احتمال اینکه فکر شما متحول شود، بیشتر از این است که یک نوشته در صفحه مجازی من را بخوانید.»