الگوی جوانمردی
سرویس ورزشی -
۱- بدون تعارف این قلم نه هنر آن را دارد و نه یارای آن را و مهمتر از همه نه لیاقت آن را دارد که درباره شخصیت و منش و زندگی جوانمرد رشید، عارف مجاهد و سردار سرفراز اسلام، سخن و نکتهای بر زبان و کاغذ بیاورد. اما برای انجام وظیفه به خود جرئت میدهیم درباره آنچه در واکنش به این واقعه از سوی مردم بزرگوار و قهرمانپرور ایران سرزد و پیامهای برآمده از آن، وهمچنین بعضی دریافتها و برداشتهایی که از چهره بستن این ماجرای حیرت انگیز و بسیار قابل تامل به ذهن میرسد،- ماجرایی که بیاغراق علاوهبر جهان اسلام، دنیا را تحت تاثیر عمیق قرارداد،- وبهطور مستقیم و غیر مستقیم با ورزش وجامعه ورزش،به عنوان بخش مهم و کثیری از جامعه وملت بزرگوار ایران در ارتباط است اشاراتی در حد توان و فهم خود داشته باشیم.
۲- واکنش تحسین برانگیز مردم شهیدپرور ایران در قبال شهادت پربرکت سردار جوانمرد خود حاج قاسم سلیمانی، باردیگر نشان داد که این مردم پای انقلابی که به نام« خدا» خود برپا کرده و ارزشهای منبعث از آن مثل استقلال و آزادی و عزت طلبی و عدالتخواهی و... سفت و محکم ایستادهاند، و این درست برخلاف آن چیزی است که دشمنان قسم خورده و کینه توز این سرزمین بزرگ و تاریخی در حجم بسیار و به طور ممتد وبیامان، تبلیغ و قصد القاء و تبدیل کردن به یک باور دارند. مردم صاحب تشخیص و شعورمند ایران با حضور حماسی و پرشور و عاشقانه خود در مراسم خودجوش تشییع جنازه در سراسر کشور اعلام کردند که از این و آن رفتار قبیح و فرصتطلبانه وعملکرد غلط و غیر مسئولانه این و آن مدیر و مسئول و... به شدت انتقاد دارند و گلهمند هستند، اما با اصل و مبانی انقلاب نه تنها مشکلی ندارند، بلکه توقع دارند مسئولان و مدیران کشور(از جمله در ورزش) با تکیه بر آن اصول و مبانی؛ گره از مشکلات عدیده ملک و ملت بازنمایند.
۳-یکی از خصلتهای برجسته و صفات حسنهای که مردم ایران در طول تاریخ از آن برخوردار و به آن متصف بودهاند « قدرشناسی» و « قدردانی» است. مردم ایران با حضوری که شگفتی و بهت دنیا را موجب شد؛ در مراسم بدرقه و تشییع سردار مخلص سلیمانی و همرزمان شهید و جوانمردش، و همچنین برپایی تظاهرات و راهپیماییهای میلیونی در سراسر این سرزمین پهناور، بار دیگر نشان دادند که خادمان خود و مجاهدان راه خدا را خوب میشناسند و به راحتی مرد را از نامرد و راستی را ازدروغ و خدمت را از خیانت تشخیص میدهند و قدردان زحمات و مجاهدتها وقدرشناس خادمان ومجاهدان خود هستند. خادمان باتدبیر و مجاهدان شجاعی که با تلاشی بیامان و خستگی ناپذیر تا حد نثار خون و فداکردن جان خویش اخلاص و صداقت خود را در عرصههای مردافکن نمایانده و ثابت کردهاند که بیتوقع و عاشقانه« مردم» را دوست دارند و برای حفظ آسایش و امنیت و زندگی بهتر و آبرومندانهتر آنها،جان بر کف گرفته و « جوانمردی» را در وادی عمل تعریف و عینیت میبخشند و بیاغراق «حاج قاسم» برای نسل جوان ما میتواند یک الگوی جوانمردی تمام عیار باشد.
۴- قدرتهای شیطانی و سلطهجو، و در راس همه آنها آمریکای تروریست، با این مردم وانقلابی که برپا کردهاند کینهای عمیق و پایان ناپذیر و دشمنی خبیثانه و روزافزون دارند. چرا که مرگ سلطه شیطانی وپایان چپاولگری ملتها و قلدری خود نسبت به مردم دنیا را در بقا و تداوم هرچه خالصتر، بالنده تر، مردمیتر و کوبندهتر انقلاب میدانند به این دلیل میبینیم که بیش از چهل سال است علیه این ملک و ملتی که جرمش این است که نمیخواهد وابسته باشد و میخواهد مستقل باشد، از هر جنایت و خباثتی که از دستش بر میآمده ودر هرکجا که میتوانسته(سیاست، فرهنگ، اقتصاد، و... حتی در ورزش) دریغ نکرده است و... تهاجم وسیع و همهجانبه علیه فرهنگ و اعتقادات و ارزشهایی که عمل به آنها رمز استقلال و عزت و آبروی این سرزمین است و آینده روشن آن را تضمینمیکند و بیش از چهل سال است چون سدسکندر در برابر زیاده خواهیها وتجاوزگریها و باج خواهیهای آمریکای تروریست ایستاده است، در راس دشمنی و تهاجمات پیچیده و فنی بدخواهان این مرزوبوم است. متاسفانه کسانی هم در داخل که شناسنامه ایرانی هم دارند و گاه حتی صاحبمنصب و مقام هستند، خواسته و ناخواسته، آگاهانه یا از سرجهل و فقدان شناخت لازم، همنوا وهمراه با دشمنان این آب و خاک با همان ارزشها و فرهنگی که حاج قاسم در راه پاسداشت و تداوم آنها جان فدا کرده(ارزشهایی نظیر ایمان و ایثار و شجاعت و گذشت و فداکاری وغیرت و مردم دوستی و جهاد و شهادت طلبی و ولایتمداری و...) در افتاده و ضد ارزشهایی که درست نقطه مقابل آن هستند را تبلیغ و ترویج میکنند(ضدارزشهایی مثل هرهری مسلکی و لاابالیگری وبیتفاوتی و قبیلهگرایی و رانت خواری و وادادگی و اجنبی پرستی وبیغیرتی و زیادهخواهی و طمع ورزی و مالاندوزی و عِرق نداشتن به ایران و پرچم ایران و...). این ضد ارزشها در ورزش نیز به وسیله زبانهای مسموم و قلمهای منحرف یا اجیرشده و متاسفانه گاه از طریق تریبونهای رسمی و بالاخره در عملکرد و رفتار بعضی مدیران نیز دیده شده و... به ذهن و فکر جامعه ورزش که اکثریت آنها را جوانان تشکیل میدهد بیامان تزریق و القا میشود. ونتیجه این است که امروز میبینیم. ورزشی که صرفنظر ازبعضی افتخارآفرینی و رفتار پهلوانی جوانان برومند آن نه از حیث فنی و نه از نظر فرهنگی به هیچوجه مطلوب و مقبول مردمی با تاریخ ارزنده پهلوانی و مملو از پهلوانان بزرگی چون پهلوان شجاع و«جگردار» سردارقاسم سلیمانی، نیست.
۵-ورزش ایران دارای ظرفیت بسیار بالایی برای پیشرفت است. البته بحث درباره آنچه ما«پیشرفت» مینامیم خارج از حوصله این مقال است اما همین قدر هست که بدانیم این ورزش باید ضمن استفاده از تجربیات دیگران و به کارگیری بهترین و کارآمدترین تکنیکها و روشها با تکیه بر ارزشهای فرهنگی و اصول اعتقادی در مسیر اهداف ملی و آرمانهای اعتقادی مردم انقلابی ایران حرکت کند. این بزرگترین مطالبه مردمی است که میخواهند در همه عرصهها(حتی ورزش)روی پای خود بایستند و فراتر از تقلیدهای مضحک و اداهای کاریکاتوری « خودشان» باشند.این معنا را بیش از همه، کسانی که به عنوان مدیر و مسئول در حوزه ورزش فعالیت دارند، باید باور کنند و پیام مردم را که به شکل و شیوههای مختلف و این بار با حرکت اقیانوس وار در مراسم بدرقه و تشییع سردار بزرگ ایران اسلامی ابلاغ میشود، به درستی درک و دریافت کنند و علاوهبر« تایید» به آن « عمل» کنند... اگر میخواهند در میان این مردم نامشان به نیکی برده شود و نام آنان درلیست«خادمان» و«جوانمردان» نه خدای ناکرده خائنان وهمدست دشمنان این آب و خاک ثبت شود و...