کد خبر: ۱۷۹۲۹۷
تاریخ انتشار : ۱۷ دی ۱۳۹۸ - ۲۰:۵۱
مشکلات چاپ و نشر و عدم اجرای قوانین ناشرین و مولفین -بخش نخست

تب و تاب نویسنده شدن و افتادن در هزار خم مشکلات




 گالیا توانگر

 حتما شنیده‌اید که شاعران و نویسندگان، اثر خود را به مثابه فرزند خویش می‌دانند. خیلی درد دارد که شما رنج نوشتن را به جان بخرید و فرزندتان را به دنیا بیاورید، اما به یک‌باره در آشفته بازار نشر، متوجه شوید، مثلا اسمی که برای کتابتان برگزیده‌اید و مجوز هم گرفته، چندین بار تکرار شده و روی جلد کتاب‌های دیگری هم نشسته است! این جاست که از خود می‌پرسید: «مگر طی پروسه مجوز‌گیری اسامی کتب در جایی ثبت نمی‌شود که اگر احیانا تکراری باشد، به مولف اعلام کنند؟»
از این بدتر هم ممکن است بر سر شاعر و نویسنده بیاید، آن هم شاعران و نویسندگانی که معمولا پول نشر کتابشان را از جیب خودشان می‌پردازند و هیچ احدالناسی هم دستشان را نمی‌گیرد. این بلا به «سرقت ادبی» مشهور است. گاهی نویسنده و شاعر بخشی از آثار خود را قبل از چاپ در صفحه مجازی خود نشر می‌دهد و یک صبح از خواب بیدار شده و می‌بیند، یا ایده اثر، یا بخش‌هایی از اثر و یا کل اثر او به سرقت رفته و توسط سارق به چاپ رسیده است. برای اثبات اینکه این اثر متعلق به کدام شاعر و نویسنده بوده؟ باید یک کفش آهنین به پا کرده و برای احقاق حق خود ماراتنی طاقت فرسا را در پیش بگیرید.
چاپ کتاب از ترس سرقت ادبی
سیمین یعقوبیان یک نویسنده با گلایه می‌گوید: «اولین رمانم را که می‌خواستم منتشر کنم، با هزار و یک چالش روبه‌رو شدم. اولا به هر ناشری که مراجعه می‌کردم، وقتی می‌گفتم کتاب اولی هستم، چندان روی خوشی نشان نمی‌دادند. برخی ناشرها که به جای کار فرهنگی تجارت را پیشه کرده‌اند، مبلغ نشر کتاب اول را بسیار بیشتر از نرخ واقعی مطالبه می‌کنند.»
وی ادامه می‌دهد: «حالا دیگر کمتر نویسنده و شاعری است که به فکر چاپ کتاب در تیراژ بالاست. با چاپ دیجیتال هر تعداد که بخواهید، می‌توانید کتابتان را چاپ کنید و از مزایای چاپ کتاب در رزومه خود برخوردار شوید.»
صراحتا از وی می‌پرسم: «می‌توانید برخی از این مزایا را برایم برشمرید؟» وی پاسخ می‌دهد: «یکی از مزایایش برای من این بوده که هر چه داشته‌ام از ترس سرقت ادبی چاپ کرده‌ام، لااقل این گونه خیالم راحت است که می‌توانم با فراغ بال آثارم را در فضای مجازی نشر داده و با مخاطبین بیشتری از طریق فضای مجازی ارتباط برقرار کنم. ترسی هم ندارم که مطالبم دزدیده شوند، چون حداقل اگر اثرم چاپ شده باشد، مدرک معتبری دال بر نویسنده آن مطلب بودن در دست دارم.»
از تیراژ ده جلد تا نهایتا 300 جلد!
پس از اینکه کتاب شما از لحاظ محتوا کامل شد، یک قسمت امور اداری و یک قسمت امور اجرایی لازم دارد تا کتاب شما آماده شود و کتاب را در دست خود بگیرید. مراحل اداری کار مستقل از تیراژ کتاب است و چند قسمت است، اما مراحل اجرایی بسته به تیراژ مورد نظر شما متفاوت است.
امکان اینکه کتاب در تیراژ کم، مثلا ده نسخه، منتشر شود، هم وجود دارد و از نظر ثبت در رزومه شما هیچ تفاوتی با چاپ کتاب با تیراژ چند هزار نسخه‌ای ندارد. مراحل اداری پیش از تولید کتاب شامل اخذ شابک، اخذ فهرست‌نویسی، اخذ مجوز پیش از چاپ است؛ اما برای سرعت گرفتن کار بهتر است، مراحل اداری را به یک ناشر بسپارید.
ناشران همواره از فروش کم و تعداد کم کتاب‌خوان‌ها گلایه دارند، بنابراین با هزینه‌های نشر که روزافزون و تصاعدی بالا رفته است، کمتر ناشری زیر بار چاپ کتاب گمنام‌ها به ویژه کتاب اولی‌ها می‌رود.
این قبیل شاعران و نویسندگان نوپا باید هزینه چاپ کتاب را تمام و کمال از جیب خود بدهند. ناشر هر تعداد چاپ کند، با پیک به آدرس نویسنده می‌فرستد، بدون هیچ تبلیغ و یا انداختن در چرخه فروش. این گونه است که نویسنده بخت برگشته و خصوصا نویسندگان نوپا و تازه کار باید جلو دانشگاه بساط پهن کرده و کتابشان را خودشان بفروشند.
چاپ یک کتاب 100 صفحه‌ای شعر به طور میانگین و برحسب اینکه ناشر نام آشنا یا گمنام باشد، میانگین در حدود 3 تا 5 میلیون تومان آب می‌خورد، البته این قیمت تقریبی است و هر لحظه امکان تغییراتی در این مبلغ وجود دارد و در بازار کتاب ثباتی دیده نمی‌شود.
حمید رحیم‌زاده یک ناشر در ظهیر‌الاسلام تهران که هم کارت پستال و تقویم چاپ می‌کند و هم به صورت چاپ دیجیتالی، هر تعداد که نویسنده بخواهد، اقدام به چاپ کتاب دارد، می‌گوید: «‌ما در چاپ دیجیتالی، هزینه چاپ را به صورت هر عدد جلد، حساب می‌کنیم.»
از این ناشر می‌پرسم: «‌کمترین و بالاترین تیراژتان چقدر است؟» وی صراحتا می‌گوید: « ما کتابی داشته‌ایم که 10 جلد از آن زده‌ایم! بیشترین حد معمولا سیصد و خرده‌ای جلد بوده است. چاپ اثر نویسندگان و شاعران نوپا، هرگز از 100جلد در چاپخانه ما بیشتر نشده است.»
در سؤال دیگری از این ناشر می‌پرسم: «‌به نظر شما آیا این نویسندگان نوپا در آثار خود حرفی برای گفتن دارند؟ و یا چون اسمشان نوپاست، مورد التفات آنچنانی قرار نمی‌گیرند؟»
وی پاسخ می‌دهد: «‌من تک تک آثار را می‌خوانم و بعد اقدام به چاپشان می‌کنم. خدا وکیلی بسیاری از این نوپاها خیلی خوب می‌نویسند، اما چه کنم که من در جایگاه ناشر دستم بسته است و با افزایش هزینه‌های نشر باید به هر دری بزنم‌- حتی چاپ دیجیتال با شمارگان 10 جلد‌- تا دخل و خرجم را آخر برج جفت و جور کنم.»
تنها حس شاعرانه برای چاپ کتاب کافی نیست
خیلی‌ها مدعی‌اند: « من شاعرم و همه دوستانم از شعرهای من تعریف کرده‌اند!»
محسن سخاوتمند یک ناشر برایمان می‌گوید: «‌بعضی از پیشنهادهای چاپ کتاب که دریافت می‌کنیم، کتاب شعر است. بسیاری از این شعرها نه مفهوم بدیع و زیبایی دارند، نه فنون شعر را به درستی رعایت کرده‌اند و خلاصه آنکه فقط خود شاعر و احتمالا دوستانش نظر مثبتی به آن متنی که نامش را شعر نهاده اند، دارند. برای سرودن شعر فقط حس شاعرانه کافی نیست.»
وی در ادامه می‌گوید: «‌تسلط بر کلمات و ظرافت‌های کلامی نقش مهمی در آن دارد. اگر سعدی استاد سخن نامیده می‌شود، فقط حس شاعرانه نیست که او را به چنین جایگاهی رسانده است. تسلط او بر کلمات و واژه‌ها همزمان با حس شاعرانه این قدرت را به او بخشیده است. شعر تجسم هوش کلامی است و ویژگی مشترک شاعران قدرتمند در این است که به واژه‌ها مسلط هستند و به خوبی می‌توانند زبان را به خدمت بیان افکار و احساسات خود درآورند. برای آنکه شاعری موفق شوید باید شعر زیاد خوانده باشید.»
این ناشر تخصصی حیطه ادبیات به شاعرانی که می‌خواهند برای اولین بار اقدام به چاپ کتابشان داشته باشند، توصیه می‌کند: «قبل از اینکه تصمیم به چاپ کتاب شعرتان بگیرید، باید در جلسات ادبی با حضور کارشناسان، شعرتان را خوانده باشید و به مرور با نظرات اصلاحی آنها شعر شما بهبود یافته باشد و پس از آن تصمیم به چاپ کتاب شعر بگیرید.»
وی در ادامه تصریح می‌کند‌: «‌قبول دارم که کتاب‌های شعر پر فروشی در بازار است که از نظر فنون شعر ضعیف هستند. توجه داشته باشید معمولا برای این کتاب‌های شعر، قبل از چاپ‌، بازاریابی خوبی شده است. یکی از این شاعران را می‌شناسم که بیش از ۲ سال است که کانال تخصصی دارد و هرروز در آن مطلب منتشر می‌کند و به مرور زمان در این دو سال مخاطبان خود را ایجاد کرده است و پس از اینکه اعلام کرد کتابش را چاپ کرده است، همان مخاطبان کانال مشتریان کتاب او شدند.»