شهید حسین براتعلی؛ جانباز کارآفرین
بهروز ساقی، شاعر و جانباز دفاع مقدس در سایت «فاش نیوز» نوشت:
جانباز بسیجی و جهادگر شهید، «غلامحسین براتعلی» که سال 1362 از ناحیه گردن قطع نخاع شده بود، از جمله جانبازان باروحیه و پرتلاشی بود که بسیاری از افراد سالم و سرپا حسرت همت، اراده و توانمندی او را می خوردند. حسین اگرچه دست و پاهای خود را در مسیر عزت و سربلندی این ملت و مرز و بوم نثار کرده بود ولی طبعی بلند، اندیشهای پویا و توانمند و روحی لطیف و مهربان داشت که همین ویژگیها باعث شده در عرصههای مختلف، سرآمد و زبانزد باشد.
او علاوه براینکه در مسایل علمی، فنی و برق، الکترونیک و کامپیوتر، برنامه نویسی و کاربرد نرمافزارهای مختلف و فضای مجازی، سایت، شبکه و... تبحر و مهارت قابل تحسینی داشت؛ انسانی مهربان، خیرخواه، خیر و با اینکه دستهایش هم کار نمیکرد، دستگیر بسیاری از همنوعانش و درماندگان بود که حتی حیوانات بری و بحری و سماوی هم از سفره دل مهربانش بینصیب نمیماندند. هرچند دیپلم فنی و برق داشت ولی پس از مجروحیت و گذراندن دوران سخت نقاهت، به تحصیل ادامه داد؛ دوره لیسانس را فلسفه خواند و با آرا و افکار فلسفی و عرفانی شرق و غرب آشنایی دشت.
با همه اینها و بسیاری موارد دیگر که بیانش حوصله بحر میطلبد، حسین، کارآفرینی نمونه بود که در این مسیر افراد بسیاری را در طول سالهای فعالیت خستگی ناپذیرش به رزق و روزی و نان و نوا رساند از جمله ویژگیهای شخصیتی این جانباز نازنین میتوان به مهربانی، خیرخواه دیگران بودن، مثبت اندیشی، واقع نگری، خوشرویی و اهل تعامل و مشارکت در کارهای جمعی بودنش اشاره کرد. اما همه این ویژگیهای خوب و انسانی حسین را در واقع میتوان تحتالشعاع و در ذیل صبوری و وسعت روح بلند او دانست که با وجود جسمی رنجور و وضعیت بسیار دشوار، روی خوش و چهرهای پذیرا را به همنشینان و اقرانش هدیه
میکرد. همین حسن خلق و روحیه قوی او باعث شده بود دوستان زیادی داشته باشد و بسیاری گرد شمع وجودش زانوی ادب بزنند و از وجود نازنینش کسب نور و فیض کنند.
او اگرچه اثر وجودی و حرف برای گفتن از خود و خاطرات و کارهایش بسیار داشت و با وجود اصرار بیش از حد ما، حسرت مصاحبه و گفتوگو در باره خود و کارهایش را بر دلمان گذاشت و آنها را فقط با خدای خویش معامله کرد. هرچند بدون اینکه خودش بگوید، حضورش درمیان ما مشام جان دوستان و آشنایان و حتی کسانی را که مدت کوتاهی با او دمخور بودهاند را معطر ساخته است و میتوان از او و خوبیهایش بسیار گفت و شنید.
یک رباعی گفته بودم در وصف جانبازان ویلچرنشین که:
میگردد و برخطا نمیگردد چرخ
ازخواست حق جدا نمیگردد چرخ
ازبس که به روی چرخ ما چرخ زدیم
انگار بدون ما نمیگردد چرخ
این سروده به اقتضای شعر بودنش، قاعدتاً متضمن اغراق و غلو هم هست ولی نه اینکه امروز چون خبر پرکشیدن حسین را شنیدم این احساس به من دست داده باشد، بلکه با آشنایی نسبتاً عمیق از حسین شهید و احساسی که در این سالها نسبت به او پیدا کرده بودم، او را یکی از مصادیقی که از خواندن این رباعی در ذهن متبادر میشود، تصور میکردم!
خدا ما را در دنیا از قدردانان و در آخرت از شفاعتشدگان این شهیدان قرار دهد؛ انشاءالله