کد خبر: ۱۷۸۶۹۹
تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۳۹۸ - ۲۱:۰۴

«اقتصاد مقاومتی»، بایدها و نبایدها (دیدگاه اساتید)



  «اقتصاد مقاومتی» از جمله مولفه‌هایی است که طی سالیان اخیر بسیار مورد تاکید رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) در راستای افزایش توان داخلی در مواجهه با تحریم‌های ناجوانمردانه خارجی، قرار گرفته است. در این بین، برای شناخت بسترها و زمینه‌های تحقق اقتصاد مقاومتی، ابتدا باید به آسیب‌شناسی اقتصاد کشور و موانع و نیازمندی‌های تحقق اقتصاد مقاومتی پرداخت.
بخشی از موضوع تبدیل شدن اقتصاد مقاومتی به گفتمان غالب در جامعه و مطالبه‌ عمومی مردم، از مسیر تبیین‌گری می‌گذرد. این تبیین‌ را باید گروه‌های نخبه و دارای تریبون انجام دهند که می‌توان از آنها با عنوان «مبلغان اقتصاد مقاومتی» یاد کرد. این مبلغان باید سه نکته‌ اساسی را مدنظر قرار دهند تا در رسیدن به هدف خود موفق شوند. این سه نکته براساس تحلیل سبک تبیین‌گری رهبر معظم انقلاب در زمینه‌ اقتصاد مقاومتی به دست آمده است.
تجربه نشان داده است که صحبت‌های کلی و صرفاً مفهومی (انتزاعی) نمی‌تواند گفتمان‌سازی کند، بلکه برای گفتمان‌سازی، علاوه‌بر مفاهیم انتزاعی، نیازمند مصادیق عینی، قابل مشاهده و ملموس در زندگی مردم هستیم.
به عبارت دیگر، اگر افرادی که به تبیین اقتصاد مقاومتی مشغول هستند، صرفاً با عبارات کلی و مفاهیم انتزاعی اقتصاد مقاومتی را تبیین کنند، مخاطبان که اقشار مختلف مردم هستند، ارتباطی با اقتصاد مقاومتی برقرار نخواهند کرد و اثری در اذهان آنان نخواهد داشت. کلی‌گویی و صرف تأکید بر مفاهیم انتزاعی همچون عدالت‌محوری، رشدمحوری، دانش‌بنیان بودن و... هیچ‌کدام به‌تنهایی در گفتمان‌سازی مؤثر نخواهد بود. البته این حرف به‌معنای کنار گذاشتن این مفاهیم نیست، بلکه به‌معنای ناکافی بودن آنها برای گفتمان‌سازی اقتصاد مقاومتی است.
همین مسئله نیاز دیگری را برجسته می‌کند که افراد فعال در حوزه‌ تبیین‌گری باید به آن توجه داشته باشند و آن تسلط نسبی بر مسائل عینی و ملموس اقتصاد مقاومتی است. متأسفانه زیاد مشاهده شده است که افراد مبلغ اقتصاد مقاومتی به ‌دلیل عدم تسلط بر این مسائل، صرفاً به کلی‌گویی‌ می‌پردازند و لذا مخاطبان ارتباطی با اقتصاد مقاومتی برقرار نمی‌کنند.
مسئله‌ مهم دیگری که مبلغان اقتصاد مقاومتی باید به آن توجه ویژه داشته باشند، حفظ تعادل در پرداختن به حقوق و تکالیف مردم در این عرصه است. در سال‌های اخیر، بیشتر مبلغان اقتصاد مقاومتی صرفاً از جنبه‌ تکالیف مردم در اقتصاد مقاومتی با آنها صحبت و گفت‌وگو کرده‌اند؛ مواردی از قبیل اصلاح الگوی مصرف، قناعت، خرید کالای ایرانی، کاهش مصرف انرژی و... این تکالیف مواردی درست است که باید به‌صورت مستمر به مردم گفته شود، اما برای آنکه مردم پذیرش درونی داشته باشند و این تکالیف را بپذیرند، لازم است حقوق آنها در اقتصاد مقاومتی نیز تبیین شود.
به عنوان مثال، اگر مبلغان اقتصاد مقاومتی به مردم تکلیف خرید کالای ایرانی را گوشزد می‌کنند، باید همزمان به حق آنها در بهره‌مندی از کالای خوب و با کیفیت و قیمت مناسب نیز‌اشاره کنند. مردم باید بدانند که تولیدکننده‌ داخلی چه تکالیفی در قبال کالای فروخته‌شده به آنها دارد و باید عمل کند.
حفظ تعادل در بیان تکلیف و حق، زمینه‌ پذیرش درونی را نیز مهیا می‌کند. مردم اگر ببینند که مبلغ اقتصاد مقاومتی به حقوق آنها نیز واقف است و آنها را تبیین می‌کند، بیشتر احساس حق بودن گفتار می‌کنند و آن را راحت‌تر می‌پذیرند. در یک دسته‌بندی ساده می‌توان گفت که مردم دو نوع رفتار در قبال اقتصاد مقاومتی می‌توانند داشته باشند. یک دسته رفتارهای فردی و یک دسته رفتارهای اجتماعی. نکته‌ مهم دیگری که باید مبلغان اقتصاد مقاومتی در نظر داشته باشند، این است که اقشار مختلف در صحنه‌ تحقق اقتصاد مقاومتی دارای نقش‌های مختلف‌اند و اگر این مهم از سوی مبلغ رعایت نشود، امکان دارد بخش زیادی از تلاش‌های او بی‌نتیجه بماند.
اما رفتار اجتماعی اقشار مختلف مردم به‌دلیل جایگاه، امکانات و توانمندی‌ها با یکدیگر متفاوت است و در تبیین نقش آنها باید به این تفاوت‌ها دقت کرد. طبیعی است که نباید انتظار داشت دو قشر با توانمندی‌ها، امکانات و عرصه‌ عمل متفاوت، دارای یک نوع نقش باشند و یک نوع بیان و محتوا را بتوان برای آنها بیان کرد. البته باید اذعان نمود که تبیین نقش‌های اقشار مختلف در تحقق اقتصاد مقاومتی، امری است مشکل اما بسیار ضروری و اگر بخواهیم اکثریت مردم با اقتصاد مقاومتی ارتباط برقرار سازند و نقش‌آفرینی کنند، باید این کار انجام شود. در این مسیر، افراد صاحب‌نظر از هر قشر می‌توانند کمک‌های فراوانی کنند.
سجاد طاهری
پژوهشگر و استاد دانشگاه