کد خبر: ۱۷۸۵۳۶
تاریخ انتشار : ۰۸ دی ۱۳۹۸ - ۲۱:۳۵
گفت‌وگو با محمد میرکیانی، نویسنده کتاب «حکایت‌های کمال» درباره سریال «حکایت‌های کمال»

فقر مردم در دوره پهلوی فراتر از چیزی بود که ما نشان دادیم




برای تولید سریال، یک شهرک سینمایی جدید ساختیم
«حکایت‌های کمال» از معدود سریال‌های سیما در حوزه کودک و نوجوان بود که پخش فاز اول آن به پایان رسید. این سریال همچنین از انگشت‌شمار فیلم و سریال‌هایی است که با اقتباس از روی یک کتاب داستانی با همین عنوان تولید شد. محمد میرکیانی، علاوه بر اینکه نویسنده منبع اقتباس این سریال است، طراح و ناظر این سریال هم بود. به همین بهانه با وی به گفت‌وگو پرداختیم.
تصویر روز

چه شد که کتاب «حکایت‌های کمال» تبدیل به یک سریال تلویزیونی شد؟
«حکایت‌های کمال» در حقیقت مجموعه داستانی در ارتباط با فضای زندگی شهری در دهه چهل تهران قدیم بود. آنچه مدنظرم بود، بیشتر سبک زندگی وآداب رسوم و حوزه‌های مردم‌شناسی بود که مخاطبان کتاب و نوجوانان یا کسانی که سال‌های اول نوجوانی را سپری می‌کنند بامفاهیم زندگی آشنا شوند . این مفاهیم شامل مفاهیم اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، مربوط به آن دوران خاص بود.
البته شکل اولیه کتاب شامل 50  قصه بود که سال 1376 به عنوان کتاب تقدیری از کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان جایزه گرفت که بعدها تبدیل شد به 150 قصه که مجموعه تلویزیونی «حکایت‌های کمال» براساس همان مجموعه150 قصه‌ای ساخته شد. البته پیش از این کتاب «حکایت‌های کمال» توسط دو ناشر در مجموع حدود 17 بار تجدید چاپ شده بود. با توجه به اینکه کتاب «حکایت‌های کمال» ظرفیت تصویری شدن و تبدیل به یک أثر تلویزیونی را داشت، از سال‌ها قبل پیشنهاد ساخت یک سریال از روی این کتاب را داده بودم. سال 1395 طرح تولید این سریال را به سیما ارائه دادم و این مجموعه برای ساخت مورد پیگیری قرار گرفت.
شما به عنوان نویسنده کتابی که سریال «حکایت های کمال» از آن اقتباس شد، چه نظری درباره این سریال دارید؟ فکر می‌کنید که این سریال توانست حق مطلب را نسبت به کتاب شما ادا کند؟
در مجموع، اتفاق خوبی رخ داد. خوشبختانه  بازخورد و نتیجه کار بسیار مثبت بود. چون از ابتدا هدفمان این بود که خانواده‌ها گردهم بیایند و مخاطبی خانوادگی داشته باشد. برداشت ما این است که این سریال از معدود سریال‌هایی است که طی سال‌های اخیر توانست خانواده‌ها را کنارهم جمع کند. همچنین به نظرم، این سریال توانست یک فضای جدیدی را در تولید سریال ایجاد کند که از اهمیت بالایی برخوردار بود.
فضای جدید و اهمیتی که به آن اشاره کردید، چیست؟
درک متقابل خانواده ها از زندگی دهه‌های گذشته و ارتباط آنها با مفاهیمی که در زندگی امروزی گم شده و به آنها بی‌توجهی می شود؛ مانند در کنارهم بودن، محبت کردن و اینکه زندگی‌ها همیشه سخت بوده و درسختی‌ها کسانی موفق می‌شوند که صبور باشند، توانایی بردباری داشته باشند و بتوانند درجمع خانواده به نزدیکان ودوستان امید دهند و به هم انگیزه حرکت دهند، بچه‌ها متکی به خودشان باشند و انسان‌هایی خودساخته باشند. اینکه بچه‌ها دائم متکی به پدر و مادر و نیازمند رفاه نباشند و فکر نکنند که همیشه مثل الان همه چیز در اختیار بچه‌ها بوده! از برخی کمبودها که بگذریم، الان همه چیز در اوج در اختیار بچه‌هاست است. نسل فعلی فکر می‌کنند که همه امکانات باید در دسترس‌شان باشد. این درحالی است که آن زمان بچه‌ها تلاش می‌کردند و چشمشان به دست پدر و مادرها نبود.
همچنین مجموعه «حکایت‌های کمال» در پی ارتقاء شناخت مخاطب از فضای فرهنگی و سیاسی دوره پهلوی بود. نوجوانانی که آن دوره را ندیده بودند با این سریال از فضای آن دوره و فقر و نداری مردم در آن سال‌ها آگاهی پیدا کردند.
یکی از کمبودهای فرهنگی در کشور ما این است که به رغم اهمیت نوجوانان به عنوان سازندگان آینده جامعه اما آثار و محصولات هنری و رسانه‌ای بسیار اندکی برای این نسل تولید می شود. طوری که غیر از فیلم «منطقه پرواز ممنوع» و سریال «حکایت‌های کمال» نمی‌توان نمونه شاخص دیگری را طی سال‌های اخیر برای نوجوانان نام برد. این درحالی است که در دیگر کشورها و به ویژه آمریکا، هر ساله آثار متنوع و زیادی برای مخاطب نوجوان ساخته می‌شود. چرا این مسئله وجود دارد؟
در حقیقت نوجوانی مرز میان کودکی و جوانی است و دوره‌ای است که شخصیت افراد شکل می‌گیرد؛ دوره کولاک عاطفی است و این دوره نیاز به تدبر و تامل بسیار زیادی دارد. نکته مهم این است که دوستانی که برای نوجوانان کار می‌کنند باید این دوره را به خوبی بشناسند، ضمن اینکه برای تولید فکر و فرهنگ، مخاطب نوجوان، بسیار سخت و حساس است. نوجوانان بسیار حساس و احساساتی هستند و در مقابل مسائل مختلف موضع‌گیری می‌کنند و درک نوجوانان دشوار است. به همین دلیل هم کسانی که برای این گروه سنی کار می‌کنند، بسیار قلیل هستند. اما شدنی است و نیاز به صبر و حوصله دارد و کسانی که می‌خواهند برای نوجوانان کار هنری کنند هم باید مفاهیم را به خوبی بشناسند و هم مخاطب خود را درک کنند و بتوانند با وی ارتباط برقرار کنند فضاها و تصاویر ذهنی نوجوانان را بشناسند و به تناسب فهم و ذهن و درک نوجوان، برای این گروه سنی محصولات فرهنگی تولید کنند.
مسئله بعدی پرداختن به دوره رژیم پهلوی برای نوجوانان است. طی سال‌های اخیر، برخی از جریان‌ها هم در داخل و هم خارج از کشور به طور آشکار در پی تطهیر و سفیدنمایی آن دوره هستند. به نظرشما رسانه‌های ما مخصوصا تلویزیون چگونه می‌توانند باساخت فیلم و سریال هم صادقانه عمل کنند و هم موثر واقع شوند و حقیقت آن دوران را نشان دهند؟ شما در «حکایت‌های کمال» برای این منظور چه کردید؟
در «حکایت‌های کمال» تلاش شد تا براساس مستندات کار کنیم و شعار ندهیم. موضوعاتی هم که همکاران فیلمنامه نویس ما در این سریال طی جلسات مختلف تصمیم‌گیری کردند تا براساس آنها فیلمنامه را تنظیم کنند مطابق فیلم‌ها و اسناد آن زمان بود. در حقیقت هدف این بود که ما یک‌طرفه به قاضی نرویم و شعار ندهیم و آنچه محرومیت و فقر بود را به تصویر بکشیم. اما واقعیت این است که مسئله فقر و محرومیت اقتصادی و فرهنگی مردم در دوران قبل از انقلاب اسلامی، خیلی فراتر از آن چیزی است که در «حکایت‌های کمال» به تصویر کشیده شد. با این حال ما فقط توانستیم بخش‌هایی که قابل بیان و تصویر بود را نمایش دهیم. یکی از مستندات ما بازیگران پا به سن گذاشته سریال بودند که در آن دوران زندگی کرده بودند. مثل سعید پیردوست، محمود پاک نیت و ... که می‌گفتند که آن دوران چه مشکلات و فقدان‌هایی داشتند. خیلی‌ها شاید باور نکنند که تا چند سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، ما در تهران روزی چهار ساعت خاموشی داشتیم و بسیاری از روستاها، حتی در استان تهران، اصلا برق نداشتند. تا قبل از انقلاب، حتی در همین تهران، بسیاری از محلات از ساده‌ترین امکانات شهری محروم بودند و ... ما فقط بخش‌هایی از این محرومیت‌ها را در این سریال نشان دادیم.
در پایان اگر نکته دیگری مدنظر دارید، بفرمایید.
باید به هزینه‌های تولید این سریال اشاره کرد. قبلا هم گفتم که سریال «حکایت‌های کمال» در کمال صرفه‌جویی ساخته شد. تیر سال 95 جلسه‌ای با حضور جمعی از فیلمنامه‌نویسان و کارگردان‌ها با مدیران رسانه ملی برگزار شد که در آن جمع برای اولین بار طرح سریال «حکایت‌های کمال» در حد چند سطر بیان شد. در آن جمع گفتم که این سریال «هزار دستان کودکان» خواهد بود. شاید خیلی‌ها باور نمی‌کردند که با کمترین هزینه توانستیم یک شهرک جدید در دل شهرک سینمایی غزالی با عنوان شهرک سینمایی حکایت‌های کمال بسازیم، بدون اینکه یک ریال هزینه به سازمان صداوسیما تحمیل کنیم.در این شهرک حدود چهار هزار متر مربع ساخت و ساز شد، آن هم در اوج تحریم‌ها. ما در آنجا سه خانه، امامزاده، آب انبار و ... ساختیم که سال‌های سال می‌توانند لوکیشن ساخت فیلم و سریال در دهه 40 باشند. به همین دلیل هم می‌توان گفت که ساخت این سریال، مصداق اقتصاد مقاومتی بود که با کمترین هزینه، بیشترین دستاورد را داشت. یعنی هزینه این سریال براساس آورده‌اش، «صفر» است و می‌تواند سرمشق ساخت دیگر سریال‌ها باشد. این هم از ویژگی‌های منحصر به فرد «حکایت‌های کمال» بود که برای اولین بار اتفاق افتاد.