کد خبر: ۱۷۷۸۸۵
تاریخ انتشار : ۰۱ دی ۱۳۹۸ - ۲۰:۳۴

مدیران دوتابعیتی و لابی‌بازها در اداره تئاتر چه می‌کنند؟



  سید هادی صائم ساوجی
مرکز هنرهای نمایشی یا اداره کل هنرهای نمایشی وزارت ارشاد، ظاهرا مانند تافته جدا بافته‌ای است که راه خودش را می‌رود و هم از این روست که اوضاع تئاتر این‌گونه است .
 مثلا معاون مرکز و دبیر اجرایی برخی از جشنواره‌های تئاتر، مدتی است که معلوم نیست کجا تشریف دارند و در کدامین دیار
«سیر آفاق وانفس» می‌کنند! به گفته ناقلان اخبار و طوطیان شکرشکن خوش‌ گفتار، جناب معاون، حداقل دوماه است که در بلاد خارجه به سر می‌برند. ایشان ظاهرا اقامت یکی از کشورهای آنسوی آب‌ها را چند سنه‌ای است که گرفته‌اند و هر بار برای تعویض آب وهوا بدانجا تشریف می‌برند. البته با این هوای تهران حتما حقشان است که در آب و هوای بهتری در کشوری بیگانه نفس بکشند اما با کمال تعجب همین که جشنواره فجر می‌خواهد شروع شود این جناب پیدایشان می‌شود  و علاوه بر دریافت حقوق معوقه و مزایا و ایضا پاداش‌های جشنواره و اضافه کاری‌های نکرده، میز مدیریت‌شان را که دو ماه است خالی مانده تحویل می‌گیرند و در سمت معاونت مرکز و ایضا مدیر اجرایی به خدمت صادقانه مشغول می‌شوند! پس از جشنواره تئاتر فجر خب عید نزدیک می‌شود و پر واضح است که سال نو جناب ایشان می‌باید برای دید وباز دید مجدد ولحظه تحویل سال نو حتما به خانواده سری بزنند و چند صباحی در کنارشان رحل اقامت گزینند تا جشنواره بعدی. از این‌رو یک بلیط هواپیما ابتیاع می‌نمایند و پاداش‌های جشنواره فجر را که به حسابشان ریخته شده به دلار تبدیل می‌کنند و دوباره چون عقابی تیز تک به پرواز بر فراز آب‌ها و کوه‌ها و دشت‌ها وآسمان درمی‌آیند و به دیار فرنگ  نزول اجلال می‌فر مایند! تا شروع جشنواره بعدی که باز رجعت نموده و بر کرسی معاونت  و ایضا مدیریت اجرایی جشنواره تکیه می‌زنند و این داستان کماکان ادامه دارد و خواهد داشت.
پرسش اساسی این است که مدیرانی از این دست مگر کار هم می‌کنند؟ اصلا برای چه کاری حقوق می‌گیرند؟ یکی به این پرسش لطفا جواب بدهد!
 این‌گونه افراد اصولا صلاحیت احراز چنین پست‌های حساس و مهمی را چه در مرکز هنرهای نمایشی و چه در جشنواره‌ها ندارند. تهاجم فرهنگی و نفوذ، از همین جاها شروع شده و در عمق فرهنگ و هنر و جامعه ریشه می‌دواند .
 اولا مگر قرار نبود که افراد دو تابعیتی پست‌های مدیریتی نگیرند و اگر دارند از آن پست‌ها و مسئولیت‌ها کنار گذاشته شوند؟ ثانیا، مگر قحط الرجال است که دو پست مهم و کلیدی را به یک نفر می‌دهند که بخشی از ماه‌های سال را اصلا در کشور حضور ندارد و آن روزهایی هم که تشریف می‌آورند سر کار نزدیک‌های نهار می‌آیند و پس از هضم غذایی که البته به خرج مرکز میل فرموده‌اند برای خواب قیلوله تشریف می‌برند! لازم و ضروری است که مدیر کل محترم و چنانچه ایشان در معذوریت قرار دارند معاونت هنری محترم و باز اگر ایشان نیز به هر دلیلی معذورند شخص وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی به این مقولات رسیدگی نمایند.
لابی‌هایی برای وتو
اما دو دیگر آن‌که لابی‌ها و دست‌های پنهانی در مرکز هنرهای نمایشی در کارند که می‌توانند به واسطه رابطه‌هایشان مصوبه های مهم را «وتو» نمایند. یعنی بعضی‌ها در این مرکز عریض و طویل که داعیه‌دار مدیریت تئاتر کل کشور است «حق وتو» دارند. شاید بپرسید مگر می‌شود؟! بله می‌شود! یک نمونه اساسی آن را خدمتتان عرض می‌نمایم تا خود حدیث مفصل بخوانید از این مجمل.
 شورای ارزشیابی و نظارت مرکز هنرهای نمایشی، اداره مستقلی است که حتی مدیر کل و معاونت محترم، حق مداخله مستقیم  در تصویبیه‌های آن را ندارند. به دیگر سخن چنانچه مثلا نمایشنامه‌ای یا نمایشی پس از دو یا سه بار خواندن و بازبینی توسط عده‌ای از کارشناسان مجرب و محترم شورای ارزشیابی و نظارت رد شد و تصویب نگردد، طبق قانون آن نمایش دیگر حق اجرا ندارد مگر با  اصلاحات مورد نظر. بعضی از کارها نیز اصولا نمی‌توانند اجرا بروند و اصلاح‌پذیر نیستند. اما با دخالت همان لابی‌ها و دست‌های پنهان، رای شورا «وتو» شده و نمایشی که رد شده بود به اجرا درمی‌آید و تبعاتش دامن‌گیر تمام تئاتر می‌شود. درواقع این همه تلاش و زحمت و نظرات کارشناسانه و جلسات بحث و گفت‌وگو به هیچ انگاشته می‌شوند!
اگر شورای ارزشیابی و نظارت مستقل است که دیگر توصیه و دخالت در تصویبیه‌هایش اصلا و به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست و اصولا غیر‌قانونی است. شورا بازوی اجرایی مصوبه‌ها و قانون‌های شورای انقلاب فرهنگی و بخشنامه‌های نظارتی است که به تصویب وزیر محترم ارشاد رسیده است.
درست به همین دلایل است که هر مدیری که برای شورای ارزشیابی ونظارت انتخاب می‌شود نمی‌تواند بیش از یک‌سال یا نهایت یک‌سال واندی در شورا دوام بیاورد. چون دخالت‌ها و حق وتوهای بی‌جا، استقلال رای او را می‌گیرند.
بنابراین می‌باید این رویه غلط هرچه زودتر اصلاح گردد تا رسالت و وظیفه قانونی شورای ارزشیابی و نظارت و استقلال رای آن محترم شمرده شود.